به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات اخیر در منطقه غرب آسیا بار دیگر نشان داد که معادلات بازدارندگی در حال تغییر است، عملیاتی که با عنوان «نصر» شناخته میشود، از جهات مختلف برای بسیاری از ناظران غیرمنتظره بود، پیش از وقوع این عملیات، تحلیلهای زیادی وجود داشت که احتمال انجام چنین اقدامی را پایین میدانستند یا آن را تنها در حد تهدید ارزیابی میکردند، اما با اجرای این عملیات، نهتنها آن پیشبینیها زیر سؤال رفت، بلکه اکنون نیز پیامدها و پسلرزههای آن در حال آشکار شدن است، در واقع، آنچه امروز دیده میشود تنها آغاز مرحلهای از آثار سیاسی، نظامی و رسانهای این رویداد است.
هدف قرار گرفتن پایگاه رامات داوید
یکی از مهمترین نقاطی که در گزارشهای منتشرشده درباره عملیات نصر مورد توجه قرار گرفته، پایگاه هوایی «رامات داوید» در شمال سرزمینهای اشغالی است، این پایگاه که در فاصله تقریبی ۵۰ کیلومتری از مرز لبنان قرار دارد، یکی از مراکز مهم عملیاتی نیروی هوایی اسرائیل محسوب میشود، رامات داوید بهطور ویژه برای عملیات در جبهه شمالی طراحی شده و میزبان جنگندههای F‑16 و بالگردهای تهاجمی آپاچی است.
بر اساس برخی تصاویر و گزارشهایی که در فضای رسانهای منتشر شده، ادعا شده است که یکی از سولههای بزرگ این پایگاه هدف اصابت قرار گرفته است، گفته میشود این سوله محل تعمیر و نگهداری هواگردها بوده و ابعاد آن در تصاویر ماهوارهای نسبت به سایر ساختمانهای پایگاه بهطور قابل توجهی بزرگتر است. اگر این گزارشها دقیق باشد، چنین هدفی میتواند از نظر عملیاتی اهمیت قابل توجهی داشته باشد، زیرا زیرساختهای نگهداری و پشتیبانی هوایی را تحت تأثیر قرار میدهد.
با این حال، تصاویر منتشرشده کیفیت بسیار بالایی ندارند و برخی تحلیلگران تأکید میکنند که تنها بر اساس تغییرات جزئی رنگ یا سایه در تصاویر نمیتوان با قطعیت درباره اصابت موشک اظهار نظر کرد، به همین دلیل، بحث درباره صحت این ادعا همچنان در فضای رسانهای ادامه دارد.

گزارش رسانههای عبری و مسئله سانسور نظامی
یکی از نکات مهم در این پرونده، گزارش وبسایت عبری «واینت» (Ynet) است، این رسانه در گزارشی اعلام کرده که تصاویر ماهوارهای نشان میدهد «ممکن است» موشکی به آشیانهای در پایگاه رامات داوید اصابت کرده باشد. استفاده از عبارت «ممکن است» در این گزارش مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است.
در اسرائیل ساختاری رسمی برای سانسور نظامی وجود دارد و رسانهها در انتشار برخی اطلاعات امنیتی باید مجوز بگیرند، به همین دلیل، گزارشهایی که در رسانههای رسمی منتشر میشوند معمولاً با نوعی احتیاط یا تعدیل در بیان همراه هستند، از این منظر، برخی کارشناسان معتقدند که حتی اشاره به احتمال اصابت نیز میتواند نشانهای از وقوع حادثه باشد که به شکل محدود و کنترلشده منتشر شده است.
با این حال، باید توجه داشت که صرف انتشار چنین گزارشی به معنای تأیید قطعی اصابت نیست، در بسیاری از موارد، رسانهها برای حفظ تعادل میان اطلاعرسانی و رعایت محدودیتهای امنیتی از عباراتی مانند «احتمال» یا «گزارشهای اولیه» استفاده میکنند.
اهمیت شناخت گرایش رسانههای اسرائیلی
برای تحلیل دقیق چنین گزارشهایی، شناخت جایگاه و گرایش رسانههای اسرائیلی اهمیت زیادی دارد، فضای رسانهای اسرائیل بسیار متکثر است و رسانهها از نظر سیاسی و ایدئولوژیک گرایشهای متفاوتی دارند، برخی رسانهها منتقد دولت هستند و برخی دیگر بهشدت از سیاستهای دولت حمایت میکنند.
برای مثال، روزنامه «هاآرتص» معمولاً مواضع انتقادیتری نسبت به سیاستهای امنیتی و نظامی اسرائیل دارد، در مقابل، رسانههایی مانند «اسرائیل هیوم» بهعنوان رسانههای نزدیک به جریانهای راستگرا شناخته میشوند، وبسایت واینت نیز گرچه در مسائل داخلی گاه موضع انتقادی نسبت به دولت دارد، اما در حوزه سیاست خارجی و مسائل امنیتی اغلب به جریان اصلی نزدیکتر است.
به همین دلیل، تحلیلگران تأکید میکنند که صرف جمله «رسانههای اسرائیلی اعتراف کردند» برای ارزیابی اعتبار یک خبر کافی نیست، باید بررسی کرد که کدام رسانه، با چه گرایشی و در چه زمینهای آن خبر را منتشر کرده است.
نقش عملیات روانی در روایتهای رسانهای
بخش مهمی از جنگهای مدرن، جنگ روایتها و عملیات روانی است، در چنین فضایی، رسانهها تلاش میکنند تصویری از واقعیت ارائه دهند که بیشترین تأثیر را بر افکار عمومی داشته باشد، یکی از روشهای رایج در این زمینه، کوچک جلوه دادن ضربات واردشده یا عادی نشان دادن آنهاست.
برای نمونه، در برخی گزارشها اشاره شده که این پایگاه پیش از این نیز هدف حملات قرار گرفته است، چنین عبارتی میتواند این پیام را القا کند که حمله اخیر اتفاقی غیرمعمول نبوده یا تأثیر قابل توجهی نداشته است، این نوع روایتها میتواند در کاهش اثر روانی عملیات بر افکار عمومی نقش داشته باشد.
در سوی دیگر نیز رسانههای طرف مقابل تلاش میکنند اهمیت حمله را برجسته کنند و آن را بهعنوان نشانهای از تغییر موازنه قدرت معرفی نمایند، به همین دلیل، در بسیاری از موارد ارزیابی دقیق واقعیت نیازمند بررسی همزمان منابع مختلف است.
تغییر در دکترین بازدارندگی
یکی از مهمترین مباحث مطرحشده درباره عملیات نصر، تغییر احتمالی در دکترین بازدارندگی ایران است، در سالهای گذشته، پاسخهای ایران به اقدامات نظامی اسرائیل معمولاً در چارچوب واکنش به حملات مستقیم تعریف میشد، به بیان دیگر، ایران پس از آنکه هدف حمله قرار میگرفت، اقدام متقابل انجام میداد.
اما در این مورد برخی تحلیلگران معتقدند که یک تغییر مهم رخ داده است، به گفته آنها، ایران با اعلام اینکه حتی حمله به برخی نقاط خارج از خاک ایران نیز میتواند با پاسخ مواجه شود، عملاً خط قرمزهای خود را جلوتر برده است، این مسئله در صورت صحت، میتواند پیامدهای مهمی برای آینده تنشها در منطقه داشته باشد.
عملیات نصر را میتوان از چند زاویه مختلف بررسی کرد: از منظر نظامی، از نظر رسانهای و همچنین در چارچوب معادلات بازدارندگی منطقهای، گزارشها درباره هدف قرار گرفتن پایگاه رامات داوید هنوز با قطعیت کامل تأیید نشدهاند، اما انتشار برخی تصاویر و گزارشهای رسانهای بحثهای زیادی را درباره آن ایجاد کرده است.
در عین حال، آنچه بیش از همه اهمیت دارد پیامدهای بلندمدت این عملیات است، تغییر احتمالی در قواعد بازدارندگی، نحوه روایت رسانهها و واکنشهای داخلی در اسرائیل همگی عواملی هستند که نشان میدهند تأثیرات این رویداد ممکن است در هفتهها و ماههای آینده بیشتر آشکار شود، به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که آنچه تاکنون دیده شده تنها آغاز موجی از تحولات در عرصه سیاسی و امنیتی منطقه است.
نظر شما