به گزارش خبرگزاری ایمنا، صنعت فولاد طی دهههای گذشته توانسته است با تکیه بر سرمایه انسانی متخصص، زیرساختهای فنی پیشرفته و تجربه مدیریتی گسترده، به یکی از مهمترین نمادهای توان صنعتی ایران بدل شود، این مجموعه علاوهبر تولید محصولات راهبردی فولادی، نقشی تعیینکننده در انتقال دانش فنی، توسعه فناوریهای بومی و تقویت شبکه تأمین داخلی ایفا کرده است؛ نقشی که فراتر از شاخصهای تولیدی معنا پیدا میکند.
در شرایط جدید، نگاه به آینده صنعت فولاد نیازمند عبور از رویکردهای سنتی توسعه صنعتی است. بازسازی و ارتقای این مجموعه را باید در چارچوب یک تحول ساختاری و فناورانه دید؛ تحولی که در آن نوآوری، بهرهوری، دیجیتالیسازی و توسعه پایدار به ارکان اصلی تبدیل میشوند. چنین مسیری میتواند فولاد مبارکه را از یک تولیدکننده بزرگ فولاد به یک بازیگر پیشرو در اکوسیستم صنعتی و فناوری کشور ارتقا دهد.
از این منظر، بازآفرینی ظرفیتهای صنعت فولاد تنها به معنای تقویت خطوط تولید نیست، بلکه به معنای ایجاد یک پلتفرم صنعتی است که بتواند حلقههای مختلف زنجیره ارزش از استخراج مواد اولیه تا تولید محصولات پیشرفته را با یکدیگر همافزا کند، این رویکرد زمینه را برای توسعه صنایع پاییندستی، افزایش ارزشافزوده ملی و تقویت تابآوری اقتصادی فراهم میکند.

بازتعریف صنعت فولاد از بنگاه اقتصادی به پلتفرم قدرت
مینا جعفری، کارشناس و تحلیلگر حوزه صنعت در گفتوگو با خبرنگار ایمنا و با اشاره به گذار راهبردی صنعت فولاد به پلتفرم قدرت حاکمیتی در عصر پساجنگ اظهار کرد: در آستانه ورود به عصر پساجنگ، زیرساختهای حیاتی و پیشرانهای صنعتی ایران در نقطهعطفی تاریخی قرار گرفتهاند. در این میان، صنعت فولاد، فراتر از یک واحد صنعتی، به عنوان قلب تپنده اقتصاد ملی و نماد اقتدار تکنولوژیک کشور، مأموریتی فراتر از تولید مگاتنها فولاد بر عهده دارد.
وی با تبیین این رویکرد راهبردی تأکید کرد: صنعت فولاد دیگر نه یک بنگاه اقتصادی، بلکه در حال تغییر وضعیت به یک پلتفرم قدرت حاکمیتی است. این دکترین با هدف تثبیت جایگاه ایران در نظم نوین جهانی، بر پنج محور اساسی شامل دیپلماسی پولادین، حکمرانی شناختی، تحول زیستمحیطی، پدافند غیرعامل صنعتی و مهندسی مالی هوشمند استوار است تا این صنعت بهعنوان پیشران اصلی بازسازی اقتصادی و نماد اقتدار تکنولوژیک کشور نقشآفرینی کند.
کارشناس و تحلیلگر حوزه صنعت با اشاره به تغییر پارادایم در فعالیتهای این صنعت گفت: امروز، سخن گفتن از بازسازی صنعت فولاد، فراتر از ترمیم سولهها یا نوسازی خطوط تولید است؛ بلکه ما با یک نوزایی پارادایمیک روبهروییم که در آن، صنعت فولاد از یک بنگاه اقتصادی به یک پلتفرم قدرت حاکمیتی تغییر وضعیت میدهد.
عبور از مدیریت سنتی به دیپلماسی پولادین
جعفری با تشریح نخستین محور راهبردی که گذر از مدیریت سنتی به دیپلماسی پولادین است، توضیح داد: در اتمسفر پساجنگ، مرزهای نفوذ ژئوپلیتیک با خطوط نورد فولاد بازتعریف میشود. صنعت فولاد نباید تنها یک صادرکننده ورقهای گرم و سرد دیده شود؛ بلکه این صنعت باید در قامت یک بازیگر راهبردی منطقهای، در پروژههای عظیم بازسازی کشورهای همسایه بهعنوان شریک تکنولوژیک و سرمایهگذار نفوذ کند.
وی ادامه داد: دیپلماسی پولادین یعنی تبدیل کردن هر تن فولاد صادراتی به یک گره راهبردی در روابط بینالملل، به گونهای که امنیت اقتصادی منطقه با تداوم تولید در صنعت فولاد گره بخورد. این نگاه، صنعت فولاد را از گزند تحریمها و نوسانات سیاسی مصون میسازد و آن را به اهرمی در دست حاکمیت برای تثبیت قدرت ملی تبدیل میکند.
کارشناس و تحلیلگر حوزه صنعت، استقرار حکمرانی شناختی با اتکا به دادههای زنده از طریق تحول دیجیتال را دومین محور راهبردی بیان کرد و افزود: در حال عبور از عصر اتوماسیون به عصر هوش صنعتی هستیم. در مدل پساجنگ، صنعت فولاد باید مجهز به دوقلوی دیجیتال (Digital Twin) در تمام سطوح باشد. این تکنولوژی تنها برای پایش فنی نیست، بلکه یک ابزار حکمرانی است.
جعفری توضیح داد: حکمرانی شناختی یعنی بهرهگیری از الگوریتمهای پیشبینی برای مدیریت زنجیره تأمین، که ریسک فساد و خطا را به حداقل رسانده و شفافیت مورد انتظار نهادهای نظارتی را در تراز جهانی تأمین میکند. از این رو دوقلوی دیجیتال اجازه میدهد تا اثرات هرگونه تصمیم مدیریتی، نوسان ارزی یا تغییر در بهای تمام شده انرژی را پیش از وقوع، در فضای سایبری شبیهسازی کنیم.
محوریت گذار به فولاد سبز و تابآوری زیستمحیطی
وی با بیان اینکه گذار به فولاد سبز و تابآوری زیستمحیطی محور سوم و حیاتیترین چالش منطقه است، گفت: در جغرافیای خشک اصفهان، تداوم تولید فولاد بدون حل پارادایمیک مسئله آب و کربن، امکانپذیر نیست. دکترین فولاد مقتدر، بر پایه تکنولوژی احیای مستقیم برپایه هیدروژن (H۲-DRI) استوار است.
کارشناس و تحلیلگر حوزه صنعت اظهار کرد: باید با شجاعت به سمت حذف تدریجی گاز طبیعی و جایگزین آن با هیدروژن سبز حرکت کنیم. این حرکت، نهتنها پاسخی به مسئولیتهای اجتماعی و زیستمحیطی در قبال مردم اصفهان است، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای حضور در بازارهای جهانی پساجنگ است که در آن فولاد سبز با پرمیومهای قیمتی بالا معامله میشود.
جعفری اضافه کرد: استقرار سیستمهای بازچرخانی مطلق آب (ZLD) باید به یک هنجار تشکیلاتی تبدیل شود تا صنعت فولاد به الگوی جهانی صنعت بدون پساب تبدیل شود.
صیانت از زنجیره ارزش و پدافند غیرعامل صنعتی
وی صیانت از زنجیره ارزش و پدافند غیرعامل صنعتی را چهارمین محور برشمرد و تصریح کرد: پساجنگ به ما آموخت که وابستگی به تکنولوژیهای بیگانه در نقاط حساس، پاشنه آشیل اقتدار است، صنعت فولاد باید رهبری یک اکوسیستم نوآوری را برعهده گیرد که در آن، قطعات راهبردی همچون توربینهای عظیم، سیستمهای کنترل ابزار دقیق و نسوزهای پیشرفته، نه از طریق خرید خارجی، بلکه از مسیر بومیسازی ساختاریافته تأمین شود. نیازمند ایجاد کنسرسیومهای مشترک با شرکتهای دانشبنیان طراز اول هستیم تا دانش فنی را در داخل سازمان نهادینه کنیم. این یعنی تبدیل صنعت فولاد به یک دژ صنعتی که در برابر هیچ تکانه یا تحریم تکنولوژیکی، از حرکت باز نمیایستد.
مهندسی مالی هوشمند و حاکمیت شرکتی
کارشناس و تحلیلگر حوزه صنعت، حاکمیت شرکتی و مهندسی مالی هوشمند را محور پنجم و نهایی دانست و گفت: در دوران بازسازی، منابع مالی حکم خون در رگهای صنعت را دارد. صنعت فولاد باید از مدلهای سنتی تأمین مالی عبور کرده و به سمت ابزارهای نوین نظیر توکنسازی داراییها، صندوقهای پروژه و بورس انرژی هوشمند حرکت کند.
جعفری ادامه داد: انضباط مالی در صنعت فولاد پساجنگ، باید به گونهای باشد که کوچکترین نشت منابع مالی غیرممکن شود. اینجا است که پیوند میان صنعت و نهادهای نظارتی ملی نظیر سازمان حسابرسی معنا پیدا میکند. بهدنبال مدلی از حسابرسی عملیاتی هستیم که نه مچگیر، بلکه تسهیلگرِ توسعه باشد و با شفافسازی دقیق مسیرهای هزینهکرد، اعتماد حداکثری سهامداران و حاکمیت را جلب کند.
وی افزود: معتقدیم که صنعت فولاد در نظم نوین جهانی، دیگر یک تولیدکننده نیست؛ بلکه میراث تمدنی صنعتی ایران است. هدایت این صنعت در دوران پساجنگ، نیازمند مدیرانی است که همزمان زبان تکنولوژی، منطق سرمایه و زبان قدرت را بدانند.
کارشناس و تحلیلگر حوزه صنعت با تأکید بر اینکه با تکیه بر دکترین فولاد مقتدر، صنعت فولاد را به گونهای بازطراحی خواهیم کرد که نهتنها موتور محرک بازسازی اقتصادی، بلکه نماد درخشان پیروزی هوش مدیریتی بر همه بحرانها باشد، خاطرنشان کرد: این مسیر، راه بازگشت ندارد و مصمم هستیم که با تکیه بر خرد جمعی و تکنولوژیهای تحولآفرین، نام ایران را در قلههای صنعت فولاد جهان تثبیت کنیم. صنعت فولاد، پیشران ایران نوین است و ما برای این مأموریت تاریخی، آمادهایم.
به گزارش ایمنا، آینده فولاد مبارکه را میتوان در قالب یک الگوی نوین توسعه صنعتی تصور کرد؛ الگویی که در آن فناوری، مدیریت دانش و همکاری میان صنعت، دانشگاه و بخش خصوصی در کنار هم قرار میگیرند، چنین چشماندازی میتواند این مجموعه را به یکی از پیشرانهای اصلی پیشرفت صنعتی کشور تبدیل کند و نقشی تعیینکننده در شکلدهی به مسیر توسعه اقتصادی ایران در دهههای پیشرو ایفا کند.
نظر شما