به گزارش خبرگزاری ایمنا، کاهش واردات گازوئیل و سوخت جت به اروپا دیگر بهصرف یک نوسان آماری در بازار انرژی نیست، این تحول به نشانهای از بازآرایی ژئوپلیتیک زنجیرههای تأمین جهانی تبدیل شده است. تازهترین دادههای مؤسسه ورتکسا نشان میدهد واردات این دو فراورده راهبردی به اتحادیه اروپا و بریتانیا در ماه مه به حدود ۱.۱۶ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که بیش از ۳۵ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته است و پس از سقوط کمسابقه آوریل، دومین ماه متوالی را رقم میزند که اروپا در یکی از پایینترین سطوح واردات سوخت طی یک دهه اخیر قرار گرفته است. این افت در شرایطی رخ میدهد که بازارهای جهانی انرژی همزمان با تنشهای فزاینده در خاورمیانه، اختلال در مسیرهای دریایی و رقابت فشرده برای دسترسی به منابع جایگزین، وارد مرحلهای تازه از نااطمینانی شدهاند.
آنچه این آمار را از یک خبر معمولی فراتر میبرد، وابستگی ساختاری اروپا به واردات فراوردههای میانتقطیر است؛ وابستگیای که پس از جنگ اوکراین و قطع بخش بزرگی از جریان انرژی روسیه نهتنها کاهش پیدا کرد، بلکه مسیرهای تأمین آن بازتعریف شد، به نوشته بلومبرگ، اختلال مداوم در تنگه هرمز و افزایش ریسک حملونقل دریایی، جریان ورود سوخت به اروپا را محدود کرده و فشار بر قیمتها را افزایش داده است، همزمان تحلیلگران آژانس بینالمللی انرژی هشدار دادهاند که در صورت تداوم محدودیتهای عرضه، برخی کشورهای اروپایی ممکن است با کمبود فیزیکی سوخت جت روبهرو شوند؛ هشداری که نشان میدهد مسئله تنها افزایش قیمت نیست، بلکه امنیت انرژی و تابآوری زیرساختهای حملونقل اروپا نیز به چالش کشیده شده است.
در پس این تحولات، رقابتی گسترده برای بازآرایی مسیرهای انرژی در حال شکلگیری است، کشورهای خاورمیانه که سالها تأمینکنندگان اصلی سوخت اروپا بودند، اکنون با محدودیتهای لجستیکی و ریسکهای ژئوپلیتیکی روبهرو شدهاند، در مقابل ایالات متحده، آفریقا و برخی تولیدکنندگان آسیایی تلاش میکنند سهم بیشتری از بازار اروپا را به دست آورند. رویترز گزارش داده است که اروپا برای جبران کاهش عرضه خاورمیانه به واردات بیشتر از آمریکا و نیجریه روی آورده و همزمان کرهجنوبی و دیگر صادرکنندگان آسیایی نیز صادرات سوخت جت خود را افزایش دادهاند، این جابهجایی نهتنها مسیرهای تجارت انرژی را تغییر میدهد، بلکه توازن قدرت میان صادرکنندگان سنتی و بازیگران نوظهور را نیز بازتعریف میکند.
با این حال، مسئله اصلی برای اروپا تنها یافتن عرضهکنندگان جدید نیست، بلکه هزینه اقتصادی این بازآرایی است، افزایش مسافت حملونقل، رشد نرخ کرایه کشتیها، رقابت شدید برای محمولههای موجود و بالا رفتن بهای سوخت، همگی میتوانند به موج تازهای از فشارهای تورمی منجر شوند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که انرژی همچنان یکی از مهمترین کانالهای انتقال شوک به اقتصاد اروپاست. از این منظر، افت واردات گازوئیل و سوخت جت تنها یک شاخص در بازار نفت نیست، بلکه هشداری درباره شکنندگی معماری جدید انرژی اروپا محسوب میشود، قارهای که پس از بحرانهای پیاپی تلاش داشت خود را از وابستگیهای گذشته رها کند، اکنون با واقعیتی روبهرو شده که نشان میدهد امنیت انرژی در جهان پرتنش امروز نه حذف وابستگی، بلکه مدیریت مداوم ریسکهای ژئوپلیتیک است؛ ریسکهایی که میتوانند بار دیگر معادلات اقتصادی و راهبردی اروپا را دگرگون کنند
نظر شما