جنگی که تمام نشده است؛ چرا آمریکا فقط زبان زور را می‌فهمد؟

تهدیدهای تازه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و هم‌زمان فشار برای مذاکره، نشان می‌دهد واشنگتن نه به‌دنبال صلح، بلکه در پی خرید زمان برای بازسازی پروژه جنگی خود است. تحلیلگران معتقدند هدف اصلی آمریکا، فرسایش ایران، تضعیف محور مقاومت و آماده‌سازی منطقه برای دور تازه‌ای از درگیری‌هاست.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تنش در غرب آسیا بار دیگر وارد مرحله‌ای خطرناک شده است؛ مرحله‌ای که در آن هم‌زمان صدای مذاکره از واشنگتن شنیده می‌شود و تهدید نظامی نیز با شدت بیشتری ادامه دارد. آمریکا از یک‌سو تلاش می‌کند خود را مدافع دیپلماسی معرفی کند و از سوی دیگر با حمایت همه‌جانبه از تحرکات رژیم صهیونیستی، در عمل منطقه را به سمت جنگی فرسایشی سوق می‌دهد؛ جنگی که هدف اصلی آن، تضعیف ایران و شکستن پیوستگی جبهه مقاومت است.

در همین چارچوب، اظهارات اخیر فؤاد ایزدی و ابوالفضل ظهره‌وند، دو چهره شناخته‌شده در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی، تصویری روشن از نگرانی‌های موجود درباره احتمال آغاز دور تازه‌ای از درگیری‌ها ارائه می‌دهد؛ نگرانی‌ای که ریشه آن نه در رفتار ایران، بلکه در راهبرد بی‌ثبات‌ساز آمریکا و متحدانش قرار دارد.

جنگی که تمام نشده؛ چرا آمریکا فقط زبان زور را می‌فهمد؟

آمریکا؛ مذاکره برای صلح یا خرید زمان برای جنگ؟

فؤاد ایزدی، تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار می‌کند: واشنگتن همچنان با همان منطق قدیمی «فشار، فرسایش و مدیریت بحران» عمل می‌کند و مذاکره را نه به‌عنوان راه‌حل، بلکه به‌عنوان ابزاری برای خرید زمان می‌بیند.

وی می‌افزاید: آمریکا تنها زمانی از سیاست‌های تهاجمی عقب‌نشینی می‌کند که هزینه اقداماتش از سطح قابل تحمل عبور کند.

به گفته ایزدی، تجربه سال‌های اخیر نشان داده است هر زمان واشنگتن احساس کند می‌تواند بدون پرداخت هزینه واقعی دست به اقدام بزند، نه‌تنها عقب‌نشینی نمی‌کند، بلکه دامنه فشارها را نیز گسترش می‌دهد.

از نگاه این استاد دانشگاه، سفرهای دیپلماتیک و رفت‌وآمد میانجی‌ها نیز در شرایط کنونز تأثیر تعیین‌کننده‌ای ندارد، زیرا اصل مسئله در واشنگتن حل نشده است.

وی می‌گوید: برخی کشورها تلاش می‌کنند میان تهران و آمریکا نقش واسطه ایفا کنند، اما در نهایت اولویت آن‌ها منافع خودشان است و نه توقف واقعی سیاست‌های تجاوزکارانه آمریکا.

پروژه خطرناک تفکیک جبهه مقاومت

یکی از مهم‌ترین محورهای مورد تأکید ایزدی، تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای جدا کردن میدان‌های مقاومت از یکدیگر است؛ پروژه‌ای که به گفته او هدف نهایی آن، منزوی کردن ایران و حذف تدریجی بازدارندگی منطقه‌ای محور مقاومت است.

وی هشدار می‌دهد که تل‌آویو به‌دنبال آن است که ابتدا حزب‌الله لبنان را تضعیف کند تا در صورت آغاز جنگ جدید علیه ایران، تنها با یک جبهه روبه‌رو باشد. در جنگ‌های اخیر، رژیم صهیونیستی مجبور بود هم‌زمان جبهه شمال و شرق را مدیریت کند و همین مسئله فشار سنگینی بر سامانه‌های دفاعی و پدافندی آن وارد کرد.

ایزدی معتقد است: اسرائیل و آمریکا اکنون تلاش می‌کنند این وضعیت را تغییر دهند؛ یعنی ابتدا لبنان را از معادله خارج کنند و سپس با تمرکز کامل به‌سمت ایران بیایند.

وی تأکید می‌کند: تفکیک جبهه‌های مقاومت، به‌طور دقیق همان سناریویی است که نتانیاهو و حامیانش در واشنگتن دنبال می‌کنند.

هر تجاوز، یک پاسخ راهبردی

در چنین شرایطی، مسئله بازدارندگی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. فؤاد ایزدی معتقد است پاسخ ایران نباید تنها محدود به واکنش‌های مقطعی نظامی باشد، بلکه باید به‌گونه‌ای طراحی شود که هزینه تجاوز را برای آمریکا و متحدانش به سطحی غیرقابل تحمل برساند.

جنگی که تمام نشده؛ چرا آمریکا فقط زبان زور را می‌فهمد؟

وی در گفت‌وگو با ایمنا تصریح می‌کند که هر حمله به خاک ایران باید با بسته شدن کامل تنگه هرمز پاسخ داده شود؛ آن هم نه برای چند ساعت یا چند روز، بلکه برای یک ماه کامل در برابر هر تجاوز.

تحلیلگر مسائل بین‌الملل تأکید می‌کند؛ در صورت وقوع چنین سناریویی، کشورهایی که از بحران انرژی و اختلال تجارت جهانی آسیب می‌بینند، ناچار خواهند شد به واشنگتن فشار بیاورند تا ماجراجویی‌هایش را متوقف کند.

از نگاه ایزدی، تنها زمانی رفتار آمریکا تغییر خواهد کرد که متحدانش نیز هزینه سیاست‌های جنگ‌طلبانه کاخ سفید را به‌صورت مستقیم لمس کنند.

آمریکا به‌دنبال فرسایش ایران است

در کنار این تحلیل‌ها، ابوالفضل ظهره‌وند، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی نگاه بسیار بدبینانه‌ای به رفتار آمریکا دارد. او معتقد است واشنگتن از اساس به‌دنبال حل مسئله با ایران نیست و آنچه امروز تحت عنوان آتش‌بس یا مذاکره مطرح می‌شود، بخشی از پروژه فرسایشی آمریکا علیه جمهوری اسلامی است.

ظهره‌وند در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا می‌گوید: مسئله آمریکا با ایران تنها یک اختلاف سیاسی یا پرونده دیپلماتیک نیست، بلکه نوعی «تعارض هویتی و ژئوپلیتیکی» است. به اعتقاد او، واشنگتن موجودیت و هژمونی خود در منطقه را در تقابل با ایران تعریف کرده است و به همین دلیل از هیچ فشاری برای تضعیف جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد.

وی هشدار می‌دهد که آمریکا در شرایط کنونی بیش از هر چیز به‌دنبال خرید زمان است؛ زمانی برای بازسازی شبکه‌های امنیتی، افزایش فشار اقتصادی، ایجاد جنگ روانی و آماده‌سازی افکار عمومی برای مرحله بعدی تنش.

سناریوی جدید؛ جنگ ترکیبی علیه ایران

ظهره‌وند معتقد است: آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها به جنگ نظامی فکر نمی‌کنند، بلکه هم‌زمان پروژه‌ای چندلایه را علیه ایران دنبال می‌کنند؛ پروژه‌ای که از فشار اقتصادی و عملیات رسانه‌ای تا فعال‌سازی شبکه‌های خرابکار و جنگ روانی را شامل می‌شود.

به گفته او، هدف اصلی این راهبرد، ایجاد یأس اجتماعی و فرسودگی داخلی است تا ایران از درون دچار تزلزل شود. او تأکید می‌کند که دشمن تلاش می‌کند با تشدید بحران اقتصادی و عملیات رسانه‌ای، انسجام داخلی را هدف قرار دهد و فضای جامعه را به سمت بی‌ثباتی سوق دهد.

جنگی که تمام نشده؛ چرا آمریکا فقط زبان زور را می‌فهمد؟

لبنان، غزه و ایران؛ یک میدان مشترک

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تأکید دارد که تحولات لبنان و غزه را نمی‌توان جدا از امنیت ایران تحلیل کرد. او معتقد است پروژه تبدیل لبنان به غزه، بخشی از نقشه بزرگ‌تر آمریکا و اسرائیل برای بازطراحی امنیت منطقه است.

ظهره‌وند هشدار می‌دهد که اگر امروز جبهه مقاومت در لبنان تضعیف شود، فردا همان سناریو با شدت بیشتری علیه ایران اجرا خواهد شد. به همین دلیل، او بر ضرورت حفظ انسجام محور مقاومت و جلوگیری از تفکیک میدان‌ها تأکید می‌کند.

وی تصریح می‌کند: محور مقاومت یک پیکره واحد است و هر ضربه به یکی از اضلاع آن، کل منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از نگاه او، جمهوری اسلامی باید همچنان خود را در شرایط جنگی بداند و اجازه ندهد فضای ظاهری مذاکره، کشور را دچار خطای محاسباتی کند.

منطقه روی لبه بحران

هم‌زمان با افزایش تهدیدها، بسیاری از تحلیلگران معتقدند غرب آسیا همچنان روی لبه یک بحران بزرگ قرار دارد؛ بحرانی که هر لحظه می‌تواند از سطح درگیری‌های محدود عبور کند و به یک جنگ گسترده منطقه‌ای تبدیل شود.

آنچه شرایط را پیچیده‌تر می‌کند، تناقض آشکار رفتار آمریکاست؛ واشنگتن از یک‌سو سخن از دیپلماسی می‌گوید و از سوی دیگر با ارسال سلاح، حمایت اطلاعاتی و پوشش سیاسی از اقدامات رژیم صهیونیستی، در عمل آتش جنگ را زنده نگه می‌دارد.

در چنین فضایی، آنچه بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند، حفظ بازدارندگی و جلوگیری از تکرار خطاهای محاسباتی طرف مقابل است؛ زیرا تجربه سال‌های اخیر نشان داده هر زمان آمریکا احساس کرده هزینه‌ای پرداخت نخواهد کرد، منطقه را یک قدم دیگر به سمت آشوب و جنگ سوق داده است.

کد خبر 977306

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.