به گزارش خبرگزاری ایمنا، در حالی که ورزش ایران خود را برای تقویم فشرده رویدادهای بینالمللی آماده میکند، دو رشته پرمخاطب فوتبال و والیبال با دو راهبرد متمایز در مدیریت سرمایه انسانی روبهرو هستند.
بررسی میانگین سنی فهرستهای اعلامی، نشاندهنده شکافی عمیق میان رویکرد کادر فنی فوتبال و دگردیسی تاکتیکی در والیبال است؛ شکافی که میتواند سرنوشت این دو تیم را در ماههای آینده به شکلی متفاوت رقم بزند.
فوتبال؛ مدیریت تجربه در مسیر فرسودگی
تیم ملی فوتبال ایران با میانگین سنی ۲۹.۷ سال، اکنون در زمره مسنترین تیمهای حاضر در سطح نخست فوتبال جهان و آسیا قرار دارد؛ اتکای امیر قلعهنویی به هسته مرکزی بازیکنانی که سالها پیراهن ملی را بر تن کردهاند، اگرچه انسجام دفاعی و هجومی تیم را در کوتاهمدت حفظ کرده، اما زنگ خطر فرسودگی نسلی را به صدا درآورده است.
در فهرست اخیر تیم ملی، حضور بازیکنانی چون علیرضا بیرانوند، احسان حاجصفی و شجاع خلیلزاده نشان میدهد که کادر فنی، ریسک میدان دادن به جوانان را در رقابتهای سرنوشتساز نپذیرفته است، این میانگین سنی، اگرچه ضامن مدیریت لحظات حساس و کنترل فشار روانی در دیدارهای حذفی است، اما در شاخصهایی چون سرعت انتقال، قدرت پرس از جلو و توان بدنی در ۹۰ دقیقه بهشدت آسیبپذیر است، نگاه عمیق به این موضوع نشان میدهد تداوم این روند، تیم ملی را در نبردهای فیزیکی با رقبای جوان آسیایی، با چالش جدی روبهرو خواهد کرد.
والیبال؛ گذار از سنت به بازسازی تاکتیکی
در نقطه مقابل، تیم ملی والیبال ایران با ورود روبرتو پیاتزا، مرد ایتالیایی محبوب این قشر، مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است؛ اگرچه والیبال نیز برای رسیدن به قوام نهایی نیاز به زمان دارد، اما اولویت کادر فنی جدید نه بر حفظ اسامی، بلکه بر بازتعریف سیستم است.
در اردوهای اخیر تیم ملی، شاهد چرخش چهرهها در پستهای تخصصی بودیم، ورود بازیکنانی نظیر عرشیا بهنژاد و اعتماد به جوانان باانگیزه در کنار مدیریت حضور بازیکنان باتجربه، نشان میدهد والیبال ایران در حال انجام یک جراحی هوشمندانه است.
برخلاف فوتبال، در والیبال میانگین سنی فدای کارایی تاکتیکی شده است، پیاتزا در نخستین اظهارنظرهای خود بر این نکته تأکید کرده است که تیمی میخواهد که قدرت انطباق با سرعت مدرن والیبال جهان را داشته باشد؛ استراتژی که مستلزم حضور بازیکنان با آمادگی جسمانی بالا و ضریب خطای پایین است؛ پیاتزا نیز بیان کرده است که دوست دارد نسل طلایی ایران را بسازد.
ریسک فوتبال و محافظهکاری در انتخاب نفرات، در عمل مسیر را برای ظهور نسل جدید مسدود کرده است، فقدان فرایند جایگزینی تدریجی، این خطر را به همراه دارد که با پایان عمر ورزشی نسل کنونی، فوتبال ایران با فقدان نسلی ناگهانی روبهرو شود.
اما فرصتسازی و نوسازی در والیبال با وجود نوسانات نتیجهگیری، یک امر ضروری است، تکیه بر بازیکنان جوانتر در یک ساختار تاکتیکی مدرن، اگرچه در ابتدا با شکستهایی همراه است، اما بنیانی را ایجاد میکند که در افق میانمدت، قدرت رقابت ایران را افزایش میدهد.
تیم ملی فوتبال ایران با میانگین سنی نزدیک به ۳۰ سال، در حال سپری کردن آخرین بازماندههای یک نسل پرتجربه است، در مقابل، والیبال با گذار از نامهای تکراری، در حال ساخت ساختاری است که اگرچه در بدو کار شکننده بهنظر میرسد، اما ظرفیت بازگشت به قلههای آسیا را با رویکردی علمی دارد.

نظر شما