به گزارش خبرگزاری ایمنا، رحلت امام خمینی(ره) برای بسیاری از رسانههای غربی تنها یک رویداد خبری نبود؛ بلکه فرصتی بود تا بار دیگر روایت مطلوب خود از انقلاب اسلامی و رهبر آن را بازتولید کنند.
در گزارشها و تحلیلهایی که در روزها و هفتههای پس از این واقعه منتشر شد، تصویری ارائه شد که نه مبتنی بر واقعیتهای جامعه ایران، که بازتابی از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک غرب به انقلاب اسلامی بود.این روایتها با تعابیری همچون «کشیش سیاسی» و «چسب افراطگرایی» تلاش کرد انقلابی را که با مشارکت گستردهٔ مردم به پیروزی رسیده بود، به عنوان حرکتی افراطی و بیثباتکننده معرفی کند.بررسی این بازتابها نشان میدهد پروژه روایتسازی علیه انقلاب اسلامی حتی پس از رحلت اولین رهبر آن نیز ادامه پیدا کرد.
تایم و دوگانهسازی میان «مدرنیته» و «قرون وسطی»
مجله تایم در شماره ۱۹ ژوئن ۱۹۸۹ با انتشار گزارشی تحت عنوان «ایران؛ وداعی پرهیاهو» نگاهی انتقادی به مراسم تشییع و پیامدهای سیاسی رحلت امام خمینی(ره) ارائه داد.
در این گزارش آمده است که «او حتی پس از دفن هم دشمنان خود را در جهان خارج به باد انتقاد گرفت و در وصیتنامهٔ خود علیه شرق ملحد و غرب کافر شورید. ملک حسین اردن را «ولگرد جنایتکار» نامید.
رهبران مصر و مراکش را به «خیانت» متهم کرد و ایالات متحده را به عنوان یک سازمان “تروریست ذاتی” محکوم کرد.»نویسنده سپس امام خمینی(ره) را «چسبی» توصیف میکند که «رادیکالهای سیاسی و افراطگرایان مذهبی را با هم پیوند داد».
تعبیری که در واقع به مجموعهٔ نیروهای انقلابی مخالف رژیم پهلوی اشاره دارد که علیه استبداد داخلی و وابستگی خارجی مبارزه میکردند.
تایم همچنین تلاش میکند ایرانِ پس از جنگ را کشوری تهدیدآمیز و بیثبات نشان دهد و هشدار میدهد که «خطر انفجار جدید تروریسم بینالمللی تحت حمایت ایران وجود دارد.»
در پایان، نویسنده با یک دوگانهسازی آشکار تمدنی میپرسد «آیا ایران در باتلاق قرون وسطایی باقی میماند یا دوباره وارد دنیای مدرنی شود که امام به طرز نفسگیری از آن سرپیچی کرد؟»در این چارچوب، «مدرنیته» مترادف با همسویی با الگوی مطلوب غرب و «قرون وسطی» معادل ایستادگی بر مسیر مستقل جمهوری اسلامی تصویر میشود.

گاردین و روایت متناقض از ریشههای تنش
روزنامهٔ گاردین در ۵ ژوئن ۱۹۸۹ به واکنشهای بینالمللی نسبت به رحلت امام خمینی(ره) پرداخت؛ البته ذوقزدگی خود را از این اتفاق مخفی نکرد. این روزنامه با اشاره به بیانیهٔ کاخ سفید نوشت «با درگذشت ایشان، امیدواریم ایران اکنون به سمت ایفای نقشی مسئولانه در جامعهٔ بینالمللی حرکت کند.»
گزارش گاردین بر این فرض استوار بود که فقدان رهبر جمهوری اسلامی میتواند زمینهٔ تغییرات عمده در سیاست خارجی ایران را فراهم کند.
نویسنده همچنین از «آشفتگی سیاسی اجتنابناپذیر» پس از این واقعه سخن میگوید و معتقد است این تحول ممکن است بر روند روابط تهران و واشنگتن اثرگذار باشد.در بخشهایی از گزارش، امام خمینی(ره) عامل اصلی بحرانهای میان ایران و آمریکا معرفی میشود؛ از ماجرای گروگانگیری در دورهٔ کارتر تا پروندهٔ ایرانکنترا در دورهٔ ریگان. اما در ادامه، همان گزارش، بدون ایجاد پیوند منطقی روشن، ریشهٔ اصلی بیاعتمادی میان دو کشور را به کودتای ۲۸ مرداد و نقش آمریکا در سرنگونی دولت مصدق نسبت میدهد.
این تناقض نشان میدهد حتی در روایت رسانهای غرب نیز نمیتوان نقش مداخلات تاریخی آمریکا در شکلگیری روابط پرتنش دو کشور را نادیده گرفت.گاردین همچنین حضور رسانهای رضا پهلوی در آمریکا را یکی از عوامل مؤثر در تداوم بدبینی افکار عمومی ایران نسبت به سیاستهای واشنگتن ارزیابی میکند.

تصویری وارونه از رهبری اثرگذار در تاریخ معاصر
لسآنجلس تایمز نیز در ۴ ژوئن ۱۹۸۹ با انتشار گزارشی تحت عنوان «آیتالله خمینی در ۸۶ سالگی درگذشت» تلاش کرد شخصیت و کارنامهٔ سیاسی امام خمینی(ره) را از زاویهٔ نگاه خود روایت کند.این روزنامه از او با عنوان «رهبر آتشینمزاج» و «کشیش سیاسی» یاد میکند؛ شخصیتی که توانست یکی از قدرتمندترین حکومتهای متحد غرب در منطقه را سرنگون کند، اما به ادعای نویسنده «هرگز به رؤیای خود برای وحدت ملی یا احیای اسلامی در سراسر جهان دست نیافت.»
این ارزیابی در شرایطی مطرح میشد که ایران به تازگی از یک جنگ هشتساله عبور کرده و انسجام ملی خود را در سختترین آزمونهای تاریخی به نمایش گذاشته بود.در بخش دیگری از گزارش، ادعا میشود که «فشار و هیجان بازگشت از تبعید در اول فوریهٔ ۱۹۷۹ باعث شد که ایشان در فرودگاه غش کند و وقتی به هوش آمد، با صدای ضعیفی زیر لب گفت: آب!».
روایتی که در منابع معتبر تاریخی پشتوانهٔ مشخصی ندارد و بیشتر در راستای بازتعریف چهرهٔ تاریخی امام خمینی(ره) و کاهش ابعاد کاریزماتیک شخصیت او قابل ارزیابی است.در مجموع، لسآنجلس تایمز تصویری از رهبری ارائه میدهد که در عین برخورداری از نفوذ تاریخی و منطقهای، شخصیتی مناقشهبرانگیز، ایدئولوژیک و مسئول بخش مهمی از تحولات پرتنش منطقه معرفی میشود.
انقلابی مردمی که «شورش اسلامی» خوانده شد
واشنگتنپست در گزارشی با عنوان «خامنهای جایگزین خمینی شد» که در ۴ ژوئن ۱۹۸۹ منتشر شد، به انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی پرداخت و نوشت پس از ۸ ساعت مذاکره میان ۸۰ عضو مجلس خبرگان، آیتالله خامنهای با رأی دوسوم اعضا به رهبری انتخاب شد.
در همین گزارش، انقلاب اسلامی ایران که به سقوط رژیم پهلوی و پایان نظام سلطنتی در کشور انجامید، با عنوان «شورش اسلامی» توصیف شده است؛ تعبیری که بهخوبی نوع نگاه این رسانه به یکی از مهمترین تحولات سیاسی قرن بیستم را نشان میدهد.
واشنگتنپست همچنین به گمانهزنیها دربارهٔ احتمال انتخاب «سیداحمد خمینی» به عنوان رهبر آینده اشاره میکند و انتخاب او برای قرائت وصیتنامهٔ امام را عاملی در تقویت این شایعات میداند. در حالی که به دلیل شرایط روحی ایشان، متن وصیتنامه را آیتالله خامنهای قرائت کردند.بخش دیگری از گزارش به آیتالله منتظری اختصاص دارد.
نویسنده با تأکید بر اینکه پیام تسلیت او در رسانههای رسمی بازتاب نیافته، مدعی میشود او تا مدت کوتاهی پیش از رحلت امام، «جانشین برگزیده» ایشان بوده است.
در حالی که در روایت واقعی، موضوع قائممقامی از سوی مجلس خبرگان مطرح شده بود و امام در مقاطع مختلف با این انتصاب مخالفت کرده بودند.گزارش، علت عزل او را «انتقاد از اعدامهای سیاسی، فساد دولتی و سوءمدیریت در پی جنگ هشت ساله با عراق» عنوان میکند. اما طبق شواهد و اطلاعات موجود، دلایل واقعی این موضوع، خطاهای جدی سیاسی، عدم تشخیص درست در بزنگاههای حساس، و ارتباط با برخی جریانهای مسئلهدار بود.

چهرهای که غرب نتوانست از حافظه ایرانیان حذف کند
مرور گزارشهای رسانههای غربی دربارهٔ رحلت امام خمینی(ره) و انتقال رهبری در ایران نشان میدهد بخش قابل توجهی از این روایتها از زاویهای سیاسی و جهتدار شکل گرفتهاند. استفاده از واژگان ارزشگذار، انتخاب گزینشی رویدادها و حذف بخشهایی از زمینهٔ تاریخی، از جمله ویژگیهای مشترک این بازتابهاست.
در بسیاری از این گزارشها، امام خمینی(ره) نه به عنوان رهبر انقلابی که ساختار سیاسی ایران را متحول کرد، بلکه به عنوان عامل بحران، مخالف مدرنیته و مانع نزدیکی ایران و غرب معرفی میشود.
در مقابل، نقش عواملی همچون کودتای ۱۳۳۲، حمایت غرب از حکومت پهلوی، جنگ تحمیلی و فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران یا کمرنگ شده یا در حاشیه قرار گرفته است.آنچه از کنار هم قرار گرفتن این روایتها به دست میآید، تلاشی مستمر برای بازتعریف حافظهٔ تاریخی دربارهٔ انقلاب اسلامی و جایگاه رهبری آن است.
تلاشی که بیش از آنکه بر فهم واقعیت ایران متکی باشد، بازتاب نگرانیها و منافع سیاسی قدرتهایی است که انقلاب اسلامی نظم مطلوب آنان را به چالش کشید.
نظر شما