به گزارش خبرگزاری ایمنا، در سیزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ (عاشورای ۱۳۸۳ قمری)، در حالی که فضای سیاسی ایران تحت سیطره استبداد پهلوی بود و پیوند میان دربار و رژیم صهیونیستی در لایههای پنهان اطلاعاتی و اقتصادی مستحکم میشد، فریادی از حنجره رهبر فقید انقلاب در مدرسه فیضیه طنینانداز شد که فراتر از تحلیلهای سیاسی رایج آن زمان بود. امام خمینی (ره) در آن مقطع تاریخی، با صراحتی شگفتآور، از نقشهای پرده برداشت که هدف آن نه تنها نفوذ سیاسی، بلکه «توقف رشد علمی و فکری» ملت ایران بود، ایشان فرمودند: «اسرائیل نمیخواهد در این مملکت دانشمند باشد؛ اسرائیل نمیخواهد در این مملکت قرآن باشد؛ اسرائیل نمیخواهد در این مملکت دانشمندِ عامل باشد.»
امروز، با گذشت بیش از ۶ دهه از آن هشدارها و با نگاهی به لیست طولانی شهدای هستهای و نخبگان علمی که در خون خود غلتیدند، این سوال بنیادین مطرح میشود: امام (ره) در خشت خام چه میدید که دیگران در آینه هم نمیدیدند؟ و چرا هدف اصلی استکبار، «مغزهای متفکر» جهان اسلام است؟
ماهیتشناسی رژیم صهیونیستی؛ فراتر از یک دولت-ملت
برای درک پیشبینی امام (ره)، باید به نگاه ایشان به رژیم صهیونیستی بازگشت، ایشان اسرائیل را نه یک کشور متعارف، بلکه «پایگاه استعمار» و «غده سرطانی» میدانستند که برای بقای خود نیازمند حفظ یک شکاف دائمی میان خود و همسایگانش است.
در دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی، مفهومی به نام «سیادت علمی و تکنولوژیک» وجود دارد، بر اساس این دکترین، بقای اسرائیل در منطقه غرب آسیا تنها در صورتی تضمین میشود که این رژیم همواره برتری کیفی خود را نسبت به مجموع کشورهای اسلامی حفظ کند، این برتری تنها با خرید تسلیحات به دست نمیآید، بلکه ریشه در دانش بومی و توانمندی هستهای و نظامی دارد، بنابراین، هرگونه حرکت علمی در جهان اسلام که بوی استقلال و خودکفایی بدهد، از منظر تلآویو یک تهدید موجودیتی تلقی میشود.
استعمار نو و مهندسی عقبماندگی
تحلیل امام خمینی (ره) بر این پایه استوار بود که استعمار برای تسلط بر منابع زیرزمینی و بازارهای مصرف در سرزمینهای اسلامی، ابتدا باید فکر و دانش را در این جوامع فلج کند.
اگر کشوری بتواند به مرزهای دانش روز دست یابد، دیگر برای ابتداییترین نیازهای خود دست به سوی قدرتهای بزرگ دراز نمیکند، امام (ره) میدیدند که پیوند میان شاه و اسرائیل، در واقع یک «مهندسی عقبماندگی» است، از این منظر، ترور دانشمندان نه یک اتفاق تصادفی در دهه ۸۰ و ۹۰ شمسی، بلکه یک «راهبرد مداوم» است که از بدو تشکیل این رژیم در دستور کار قرار داشته است.

الگوی ترور؛ از قاهره تا تهران
ادعای امام (ره) مبنی بر اینکه اسرائیل مانع رشد دانشمندان است، ریشه در واقعیات تاریخی داشت که حتی پیش از سال ۴۲ نیز نمونههایی از آن در جهان عرب مشاهده شده بود. یکی از بارزترین نمونهها، پرونده دکتر «سمیره موسی»، فیزیکدان اتمی برجسته مصری است. او که به «ماری کوری شرق» شهرت داشت، در سال ۱۹۵۲ (۱۳۳۱ شمسی) و در حالی که در آستانه دستیابی به موفقیتهای بزرگ در بومیسازی دانش هستهای برای اهداف صلحآمیز در مصر بود، در یک حادثه مشکوک رانندگی در آمریکا کشته شد. شواهد تاریخی بعدها انگشت اتهام را به سوی موساد نشانه رفتند.
این الگو در دهههای بعد نیز تکرار شد؛ از ترور «یحیی المشد» دانشمند اتمی مصر در پاریس (۱۹۸۰) تا ترور نوابغ عراقی، لبنانی و تونسی، رژیم صهیونیستی ثابت کرده است که فرقی نمیکند دانشمند مسلمان در یک کشور پادشاهی باشد یا جمهوری، در قاره آفریقا باشد یا آسیا؛ هر جا که «دانش» بخواهد به قدرت ملی تبدیل شود، جوخه ترور فعال میشود.
چرا «دانشمند هستهای»؟
در تحلیل سخنان سال ۴۲ امام (ره)، باید به این نکته توجه کرد که ایشان بین دانشمند و دانشمند عامل و مستقل تمایز قائل بودند، علمی که در خدمت وابستگی باشد، برای استکبار خطری ندارد؛ اما علمی که به دنبال شکستن انحصار تکنولوژیک باشد، باید حذف شود.
وقتی در دهه ۸۰ شمسی، ایران توانست چرخه سوخت هستهای را بومی کند، در واقع دیواره انحصاری را شکست که رژیم صهیونیستی دههها برای حفظ آن سرمایهگذاری کرده بود، ترور شهیدان علیمحمدی، شهریاری، رضایینژاد، احمدیروشن و در نهایت شهید فخریزاده، تحقق عینی همان هشداری بود که امام (ره) ۴۵ سال قبل از شروع این ترورها مطرح کرده بودند. دشمن دریافت که با بمباران تأسیسات (مانند آنچه در عملیات اپرا علیه نیروگاه تموز عراق انجام داد) نمیتوان دانش را از بین برد؛ چرا که دانش در ذهن دانشمندان نهادینه شده است. پس برای حذف دانش، باید دانشمند را حذف کرد.
پیوند «حقارت ملی» و «توقف علمی»
بخش دیگری از بصیرت امام (ره) به روانشناسی سیاسی بازمیگردد، ایشان درک کرده بودند که هدف اسرائیل از نفوذ در ایران عصر پهلوی، ایجاد حس «حقارت» در دانشجو و استاد ایرانی است، وقتی امام (ره) میفرمود اسرائیل نمیخواهد ما دانشمند داشته باشیم، به این معنا بود که آنها میخواهند ما همیشه مصرفکننده و دنبالهرو بمانیم.
استقلال علمی، پیشزمینه استقلال سیاسی است، رژیمی که بر پایه نژادپرستی و سیادت علمی بنا شده، نمیتواند تحمل کند که در همسایگیاش، کشوری با تکیه بر جوانان خود، ماهواره به فضا بفرستد، نانوتکنولوژی را توسعه دهد و اورانیوم غنیسازی کند.

بصیرتی که راهگشای آینده است
سخنان امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۲، نه یک پیشگویی ماورایی، بلکه برخاسته از شناخت دقیق ماهیت «استعمار بینالملل» و «صهیونیسم» بود، ایشان به خوبی میدانستند که اسرائیل به عنوان بازوی اجرایی غرب در منطقه، مأموریتی فراتر از اشغال سرزمین دارد؛ مأموریت اصلی آنها «اشغال آینده» ملتهای مسلمان از طریق ممانعت از پیشرفت علمی است.
امروز خون شهدای هستهای، مهر تأییدی بر صدق گفتار آن پیر فرزانه است، اگر روزی ترور دانشمندان مصری در غربت و سکوت خبری رخ میداد، امروز ترور دانشمندان ایرانی نشاندهنده استیصال رژیمی است که نتوانسته جلوی رویش هزاران دانشمند دیگر را بگیرد، تاریخ ثابت کرد که راهبرد «ترور برای توقف»، در برابر ملتی که به خودباوری رسیده، محکوم به شکست است، اما هشدار امام (ره) همچنان زنده است: نبرد اصلی، نبرد بر سر «دانش و اقتدار علمی» است.
نظر شما