فریاد از فیضیه؛ پیشگویی امام خمینی (ره) از آینده

شصت‌ودو سال پیش در عصر عاشورا، فریادی از فیضیه بلند شد که آینده جهان را در خشت خام دید. در سال ۲۰۲۶، در حالی که موج خشم علیه اسرائیل صحن دانشگاه‌های غرب را گرفته، بازخوانی نهیب تاریخی امام خمینی (ره) به شاه، راز پیشگویی مردی را فاش می‌کند که پیوند پهلوی و صهیونیسم را بر ملا کرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شصت‌ودو سال پیش در سیزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ (مصادف با عصر عاشورای حسینی)، حوالی ساعت شش عصر، مدرسه فیضیه قم شاهد جریانی بود که مسیر تاریخ معاصر ایران و منطقه را دگرگون کرد.

در آن روزِ بارانی از حوادث، مردی بر منبر ایستاد که لرزه بر اندام رژیم پهلوی انداخت و نقطه‌ای را نشان داد که امروز پس از گذشت بیش از شش دهه، به کانون توجه و خشم سراسر جهان تبدیل شده است: نفرت از رژیم نوپای اسرائیل.

امروز در سال ۲۰۲۶، در حالی که نفرت از این رژیم جعلی از صحن دانشگاه‌های معتبر آمریکا تا جشن قهرمانی فوتبال در اروپا جلوه‌گر شده است، متن سخنرانی آن روز آیت‌الله روح‌الله خمینی نشان می‌دهد که او چگونه در خشت خام، آن چیزی را می‌دید که امروز جهانیان در آینه می‌بینند.

بسترهای بحران: از «انقلاب سفید» تا فاجعه فیضیه

جرقه این رویارویی بزرگ تاریخی از تیر سال ۱۳۴۱ و با نخست‌وزیری اسدالله علم زده شد. دولت علم با همراهی شاه، به دنبال اجرای طرح‌هایی موسوم به «انقلاب سفید شاه و ملت» بود؛ طرح‌هایی که از سوی علما و در رأس آن‌ها آیت‌الله خمینی، اقدامی علیه استقلال کشور و احکام اسلام تلقی شد. با برگزاری رفراندوم اجباری در بهمن ۱۳۴۱، بحران عمیق‌تر شد.

اوج این درگیری در دوم فروردین ۱۳۴۲ رخ داد، زمانی که نیروهای نظامی و امنیتی شاه به مدرسه فیضیه قم حمله کردند. این جنایت نه تنها روحانیت را عقب ننشاند، بلکه عزم آنان را برای مبارزه جدی‌تر کرد. با آغاز ماه محرم در خرداد ۱۳۴۲، کشور به یک انبار باروت تبدیل شده بود.

شاه و نخست‌وزیرش، علم، در مصاحبه‌های خود لحن تندی علیه روحانیون اتخاذ کردند؛ تا جایی که شاه در ۶ خرداد ۱۳۴۲ در کرمان، با عباراتی رکیک و توهین‌آمیز، روحانیون را به «حیوانات نجس» و دزدان تشبیه کرد. پاسخ رهبر نهضت به این توهین‌ها، در عصر عاشورا رقم خورد.

فریاد از فیضیه؛ پیشگویی امام خمینی (ره) از آینده

ناگفته‌های عصر عاشورا در فیضیه: باتری‌های زیر منبر و غیرت زنان قمی

عصر سیزدهم خرداد ۱۳۴۲، فضای قم به طور کامل نظامی و ملتهب بود. رژیم پهلوی که از نفوذ کلام آیت‌الله خمینی وحشت داشت، در آستانه سخنرانی، برق منطقه را قطع کرد تا بلندگوها از کار بیفتند و صدای ایشان به گوش جمعیت انبوه نرسد، اما پیش‌بینی‌های مردمی، نقشه‌های حکومت را نقش بر آب کرد.

راننده‌ای به نام «حاج علی قمی» از پیش فکر این توطئه را کرده بود. او به صورت مخفیانه باتری‌هایی را زیر منبر تعبیه کرده بود تا به محض قطعی برق، سیستم صوتی را تغذیه کنند؛ اقدامی که حتی خود امام نیز تا لحظه سخنرانی از آن مطلع نبود.

از سوی دیگر، مأموران رژیم در میان جمعیت فرستاده شده بودند تا با فرستادن صلوات‌های بی‌دلیل و مداوم، در سخنرانی خلل ایجاد کنند، اما با هوشیاری و برخورد قاطع خود مردم، این ترفند نیز شکست خورد.

نهیب تاریخی به شاه و افشای پیوند با اسرائیل

آیت‌الله خمینی در این سخنرانی تاریخی، صریح و با لحنی شجاعانه شاه را مخاطب قرار داد و گفت: «ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم، دست از این اعمال و رویه بردار، من میل ندارم که اگر روزی ارباب‌ها بخواند تو بروی، مردم شکرگزاری کنند؛‌ من نمی‌خواهم تو مثل پدرت بشی.

آیا روحانیون اسلام حیوان نجس هستند که تو می‏گویی؟ اگر اینها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آنها را می‏بوسند؟... والله اسراییل به درد تو نمی‏خورد، قرآن به درد تو می‏خورد.»

نکته شگفت‌انگیز این سخنرانی، تمرکز ویژه و پرتکرار ایشان بر خطر رژیم صهیونیستی بود.

فریاد از فیضیه؛ پیشگویی امام خمینی (ره) از آینده

در سال ۱۳۴۲، تنها ۱۵ سال از تأسیس رژیم جعلی اسرائیل می‌گذشت. در آن دوران، بسیاری از مردم و حتی نخبگان جهان از ابعاد پروژه صهیونیسم و جنایاتی که قرار بود بر سر بشریت بیاورند، بی‌خبر بودند. با این حال، رهبر آینده انقلاب ایران با تکیه بر شناخت دقیق از هندسه سیاسی جهان، بارها نام اسرائیل را آورد و فریاد زد:

«امروز به من خبر دادند که عده‌ای از وعاظ و خطبای تهران را برده‌اند سازمان امنیت و تهدید کرده‌اند که از سه موضوع حرف نزنند: ۱- از شاه بدگویی نکنند. ۲- به اسرائیل حمله نکنند. ۳- نگویند که اسلام در خطر است؛ و دیگر هرچه بگویند آزادند. تمام گرفتاری‌ها و اختلافات ما در همین سه موضوع نهفته است. اگر از این سه موضوع بگذریم، دیگر اختلافی نداریم و باید دید که اگر ما نگوییم اسلام در معرض خطر است، آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است، آیا آنطور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است، آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً‌ چه ارتباط و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می‌گوید از شاه صحبت نکنید؟ از اسرائیل نیز صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه اسرائیلی است؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه یهودی است؟!

آقای شاه! شاید اینها می‌خواهند تو را یهودی معرفی کنند که من بگویم کافری، تا از ایران بیرونت کنند و به تکلیف تو برسند؟! تو نمی‌دانی اگر یک روز صدایی در بیاید، ورق برگردد. هیچ کدام از اینها که اکنون دور تو را گرفته‌اند، با تو رفیق نیستند، اینها رفیق دلارند، اینها دین ندارند، اینها وفا ندارند، دارند همه چیز را به گردن توی بیچاره می‌گذارند»

انفجار خشم مردم در ۱۵ خرداد

پس از این سخنرانی افشاگرانه، اسدالله علم دستور سرکوب عزاداران را در قم و تهران صادر کرد و طی روزهای ۱۳ و ۱۴ خرداد، تعداد زیادی از وعاظ دستگیر شدند. در تهران، دانشجویان دانشگاه تهران نیز به صف معترضان پیوستند.

فریاد از فیضیه؛ پیشگویی امام خمینی (ره) از آینده

دستگیری آیت‌الله خامنه‌ای در خراسان

رهبر شهید انقلاب آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای نیز در آن ایام رهسپار بیرجند شدند. ایشان از روز اول تا ششم محرم به‌طور غیرمستقیم به مردم آگاهی دادند، اما از روز هفتم، مسائل روز، اوضاع سیاسی-اجتماعی و قضایای مدرسه فیضیه و نقشه‌های پنهانی رژیم شاه را با حال و هوائی پرشور و بیانی گیرا برای مردم شرح دادند، به‌طوری که جمعیت کثیر شرکت‌کننده در آن مجلس به‌گریه افتادند.
صبح روز نهم محرم یعنی روز تاسوعا، آیت‌الله خامنه‌ای، منبر پرشوری را برقرار کردند و اوضاع به‌گونه‌ای دگرگون گردید که عوامل رژیم شاه به‌شدت نگران شده و ایشان را دستگیر و به مشهد اعزام کرده و تحویل ساواک خراسان دادند. آیت‌الله خامنه‌ای را به زندانی مخروبه بردند که از وسایل اولیه هم محروم بود و تحت شکنجه قرار دادند.

دستگیری امام خمینی (ره) و قیام مردم

در نهایت، در نیمه‌شب ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، کماندوهای رژیم پهلوی به مخفیگاه آیت‌الله خمینی در قم یورش برده، ایشان را بازداشت و به پادگان قصر تهران منتقل کردند؛ بازداشتی که حدود ده ماه به طول انجامید.

با انتشار خبر دستگیری ایشان، جرقه قیام تاریخی ۱۵ خرداد زده شد. توده‌های عظیم مردم در قم، تهران و سایر شهرها به خیابان‌ها ریختند و شعارهای تندی علیه رژیم سر دادند.

تشنج و عصبانیت به حدی بود که حتی زنان قمی با ابزارهای ساده خانگی مانند سیخ و قندشکن برای دفاع از رهبر خود به خیابان‌ها آمده بودند.

فریاد از فیضیه؛ پیشگویی امام خمینی (ره) از آینده

دستور خونین اسدالله علم در سرکوب

در این میان، نقش اسدالله علم به عنوان نخست‌وزیر، در سرکوب خونین مردم بسیار برجسته بود. علینقی عالیخانی، از مقامات وقت، در خاطرات خود می‌نویسد که علم در بامداد ۱۵ خرداد، خودش و با خونسردی کامل به سپهبد نصیری (رئیس شهربانی) دستور شلیک مستقیم به سمت تظاهرکنندگان را داد و حتی در برابر تردید نصیری گفت که مسئولیت این نامه و فرمان را به عنوان نخست‌وزیر تام‌الاختیار بر عهده می‌گیرد.

این قاطعیت بی‌رحمانه باعث شد که تظاهرات آن روز با حمام خون به پایان برسد، اما نام علم را به عنوان منفورترین چهره نزد روحانیت ثبت کرد؛ به طوری که امام خمینی سال‌ها بعد فرمودند: «در آن اوایل نهضت که می‌خواستند ملاقاتی ترتیب دهند، گفتم تا علم هست ما وارد مذاکره نمی‌شویم؛ اول علم را کنار بگذارید.»

پیش‌بینی که به حقیقت پیوست

شصت و دو سال پس از آن عصر عاشورای پرالتهاب، تاریخ گواهی می‌دهد که آینده‌نگری مطرح‌شده در مدرسه فیضی به واقعیت پیوسته است. امروزه ماهیت رژیمی که شاه پهلوی برای حفظ آن، سینه مردم خود را سپر گلوله کرده بود، برای تمام دنیا افشا شده است. قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، هرچند با اهرم اسلحه و قساوتِ دولت علم موقت مهار شد، اما بذر انقلابی را کاشت که ۱۵ سال بعد ریشه رژیم پهلوی را از خاک ایران قطع کرد و پرچم مبارزه با صهیونیسم را به عنوان یک آرمان جهانی برافراشت.

کد خبر 976504

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.