شکست در میدان و آشوب در رسانه/ اینترنشنال دنبال چه می‌گردد؟

پس از ناکامی پروژه‌های آشوب و فشار خارجی، رسانه‌های ضدایرانی بار دیگر نسخه قدیمی «اختلاف‌سازی در رأس حاکمیت» را روی میز گذاشته‌اند. شایعه استعفای رئیس‌جمهور و روایت‌سازی درباره شکاف میان مسئولان، بیش از آنکه خبر باشد، نشانه استیصال اتاق‌های عملیاتی است که با دلارهای خارجی تغذیه می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، اگر روزگاری رسانه‌ها برای کشف حقیقت رقابت می‌کردند، امروز برخی شبکه‌ها برای جعل حقیقت مسابقه گذاشته‌اند. در این میان، شبکه موسوم به «ایران اینترنشنال» سال‌ها است تلاش می‌کند مرز میان خبر و عملیات روانی را از بین ببرد؛ رسانه‌ای که منتقدانش آن را نه یک بنگاه خبری، بلکه بازوی رسانه‌ای پروژه‌های امنیتی علیه ایران می‌دانند.

آخرین نمونه این رویکرد، انتشار خبر استعفای مسعود پزشکیان بود؛ خبری که تنها چند ساعت دوام آورد و با حضور علنی رئیس‌جمهور در برنامه‌های رسمی، به یکی دیگر از رسوایی‌های رسانه‌ای این شبکه تبدیل شد. با این حال اصل ماجرا نه خود خبر، بلکه چرایی انتشار آن است.

پروژه‌ای به نام «اختلاف»

بررسی روند فعالیت رسانه‌های معارض نشان می‌دهد پس از ناکامی در پروژه‌های آشوب‌آفرینی، تمرکز جدید بر ایجاد شکاف میان مسئولان و القای دوگانگی در ساختار تصمیم‌گیری کشور قرار گرفته است.

در این الگو، تفاوت دیدگاه‌های طبیعی میان مسئولان به‌عنوان نزاعی عمیق و بحران‌ساز بازنمایی می‌شود. هر اختلاف نظر کارشناسی به جنگ قدرت تعبیر می‌شود و هر موضع متفاوتی به عنوان نشانه فروپاشی سیاسی معرفی می‌شود.

شایعه استعفای رئیس‌جمهور نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. هدف، تنها انتشار یک خبر نادرست نبود؛ بلکه تلاش برای القای این گزاره بود که ساختار سیاسی کشور دچار بحران داخلی شده و مسئولان قادر به ادامه مسیر نیستند.

سناریویی که در گذشته هم اجرا شده بود

این نخستین‌بار نیست که چنین پروژه‌ای اجرا می‌شود. پیش از این نیز اخباری درباره اختلافات ادعایی میان چهره‌های سیاسی کشور منتشر شده بود؛ اخباری که بیشتر آن‌ها بدون سند و مدرک بودند اما با حجم گسترده‌ای از عملیات رسانه‌ای بازنشر شدند.

فرمول ثابت است؛

ابتدا یک ادعای جنجالی مطرح می‌شود،
سپس ده‌ها کانال و حساب کاربری آن را بازنشر می‌کنند،
بعد فضای مجازی به محل گمانه‌زنی تبدیل می‌شود،
و در نهایت، حتی پس از تکذیب رسمی، بخشی از اثر روانی موردنظر باقی می‌ماند.

این همان مدلی است که سال‌ها است در جنگ‌های شناختی مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ ایجاد تردید، نه به طور حتم اثبات ادعا.

وقتی شکست در میدان، به عملیات روانی تبدیل می‌شود

بسیاری از تحلیلگران معتقدند تشدید این پروژه رسانه‌ای بی‌ارتباط با تحولات منطقه‌ای و ناکامی برخی طرح‌های فشار علیه ایران نیست.

زمانی که سناریوهای مبتنی بر آشوب اجتماعی، تحریم حداکثری یا فشارهای خارجی به نتایج مورد انتظار طراحان خود نرسد، طبیعی است که توجه به جبهه روانی افزایش پیدا کند.

در چنین شرایطی، اختلاف‌افکنی میان نهادها و مسئولان به یکی از کم‌هزینه‌ترین ابزارها تبدیل می‌شود. ابزاری که هدف آن نه تغییر واقعیت، بلکه تغییر ادراک عمومی از واقعیت است.

ردپای دلارهای بی‌صاحب

اما سؤال مهم‌تر این است که چرا چنین شبکه‌ای با وجود خطاهای مکرر و کاهش اعتبار حرفه‌ای همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد؟

پاسخ را شاید بتوان در گزارش‌های مالی منتشرشده جست‌وجو کرد.

بر اساس گزارش‌های رسانه‌های غربی از جمله فایننشال تایمز، شرکت مالک ایران اینترنشنال طی سال‌های اخیر با زیان‌های گسترده و بدهی‌های سنگین مواجه بوده است؛ وضعیتی که برای بسیاری از مؤسسات رسانه‌ای به معنای پایان فعالیت خواهد بود.

با این حال، تزریق منابع مالی هنگفت باعث شده این مجموعه همچنان به کار خود ادامه دهد.

منتقدان می‌گویند رسانه‌ای که درآمد عملیاتی آن با هزینه‌هایش هیچ تناسبی ندارد، به طور طبیعی بیش از آنکه به مخاطب وابسته باشد، به حامیان مالی خود وابسته خواهد بود؛ حامیانی که انتظار دارند سرمایه‌گذاری چندصد میلیون دلاری آن‌ها در قالب پروژه‌های سیاسی و رسانه‌ای بازدهی داشته باشد.

اتاق خبر یا اتاق عملیات؟

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری محل توجه است، تغییر کارکرد برخی رسانه‌هاست. رسانه‌ای که وظیفه‌اش اطلاع‌رسانی است، وقتی به ابزار عملیات روانی تبدیل شود، مرز میان خبرنگار و فعال سیاسی از بین می‌رود.

در چنین شرایطی، خبر دیگر برای آگاهی مخاطب تولید نمی‌شود؛ بلکه برای جهت‌دهی به افکار عمومی ساخته می‌شود.

شایعه استعفای رئیس‌جمهور، روایت‌سازی از اختلافات داخلی و تلاش برای القای شکاف در ساختار سیاسی، همگی در همین چارچوب قابل تحلیل‌اند؛ چارچوبی که هدف نهایی آن، فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف انسجام اجتماعی است.

هزارمین تیر به سنگ

واقعیت این است که پروژه اختلاف‌سازی، پروژه تازه‌ای نیست. سال‌ها است که رسانه‌های معارض تلاش می‌کنند هر تفاوت سلیقه‌ای را به بحران سیاسی تبدیل کنند و هر گفت‌وگوی داخلی را نشانه فروپاشی جلوه دهند، اما تجربه نشان داده است که بسیاری از این سناریوها پیش از آنکه به هدف برسند، در برخورد با واقعیت فرو می‌ریزند.

شایعه استعفای رئیس‌جمهور نیز به سرنوشت ده‌ها خبر مشابه دچار شد؛ خبری که قرار بود نشانه بحران باشد اما در نهایت به سند دیگری از بحران اعتبار سازندگانش تبدیل شد.

شاید به همین دلیل باشد که امروز بیش از هر زمان دیگری این سؤال مطرح می‌شود: اگر این همه خبر درست در اختیار دارند، چرا هنوز مجبورند برای ساختن واقعیت، به شایعه متوسل شوند؟ و اگر روایت‌هایشان تا این اندازه معتبر است، چرا هر بار پس از چند ساعت، زیر آوار واقعیت دفن می‌شود؟

پاسخ شاید ساده باشد؛ وقتی پروژه‌های بزرگ شکست می‌خورند، تنها چیزی که باقی می‌ماند، تولید انبوه خبرهای کوچک و دروغ‌های بزرگ است و این همان چرخه‌ای است که «موسادنشنال» سال‌هاست در آن گرفتار شده است.

کد خبر 976264

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.