به گزارش خبرگزاری ایمنا، در خانوادهها مراقبت از کودک با عشق، نگرانی و میل به حمایت همراه است؛ حمایتی که گاهی آنقدر پررنگ میشود که ناخواسته جای تجربه کردن را میگیرد. گاهی والدین تلاش میکنند مسیر فرزندشان را هموارتر کنند، مانع سختیها شوند و اجازه ندهند با شکست یا اشتباه روبهرو شود، اما همین مراقبت گاهی میتواند فرصت کشف توانایی را از کودک بگیرد.
رشد شخصیت کودک فقط به آموزش مستقیم وابسته نیست و بخش مهمی از آن در روبهرو شدن با جهان واقعی شکل میگیرد؛ جایی میان تصمیم گرفتن، آزمون و خطا کردن، پذیرفتن نتیجه و دوباره تلاش کردن. کودکی که فرصت تجربه دارد، بهمرور یاد میگیرد با چالش روبهرو شود، راه پیدا کند و به تواناییهای خودش تکیه کند.
متخصصان حوزه روان کودک بر این باورند که استقلال، اعتمادبهنفس و مسئولیتپذیری از دل تجربههای روزمره متولد میشوند. تجربههایی که شاید از نگاه بزرگترها کوچک به نظر برسند، اما در ذهن کودک، پایههای مهمی برای ساختن شخصیت آینده او خواهند بود که اگر دیده شوند، میتوانند زمینهساز رشد فردی و اجتماعی او در سالهای بعد باشند.

بسیاری از تواناییها در دل تجربهها کشف میشود
حمید نصیری، مشاور خانواده، روانشناس و عضو انجمن روانپزشکی ایران در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه مسیر رشد کودک از سادهترین کارها شروع میشود، اظهار کرد: کودکی که ابتدا برای همه نیازهایش وابسته به والدین است، بهتدریج یاد میگیرد از دستهای خود استفاده کند، چیزی را بردارد، بازی کند، صحبت کند، خواستهاش را بیان کند، لباسش را جابهجا کند یا وسایلش را مرتب کند.
وی با بیان اینکه هر کدام از این مراحل، یک گام به سمت استقلال و فرصتی برای تجربه موفقیت و تقویت احساس توانمندی است، افزود: این روند در سنین بالاتر هم ادامه پیدا میکند. در کودکی، نوجوانی و حتی جوانی، زمانی که فرد احساس کند میتواند کاری را انجام دهد، مسئولیتی را بپذیرد یا مشکلی را حل کند، استعدادهای او بیشتر آشکار میشود.
مشاور خانواده و روانشناس با بیان اینکه بسیاری از تواناییهای انسان در دل تجربهها کشف میشود، تصریح کرد: گاهی خانوادهها به نیت حمایت، حتی اجازه تجربههای ساده را هم از فرزند میگیرند، بهعنوان مثال ممکن است نوجوان بخواهد کاری انجام دهد، مسئولیتی بپذیرد یا حتی درآمدی هرچند محدود داشته باشد، اما خانواده مانع شود و بگوید نیازی نیست، شاید از نظر مالی این نگرش درست به نظر برسد، اما از منظر روانشناختی، مسئله فقط مالی نیست، مسئله تجربه توانستن است.
نصیری با بیان اینکه وقتی فرصت تجربه کردن گرفته شود، احساس خودکارآمدی هم کمتر رشد میکند، ادامه داد: وظیفه مهم والدین این است که متناسب با سن و توان کودک، فرصت انجام کار را در اختیار او قرار دهند، لازم نیست کارها پیچیده یا بزرگ باشند، مسئولیتهای ساده روزمره هم میتوانند اثرگذار باشند.
کودکان بیش از آنچه گاهی تصور میکنیم توانمند هستند
وی با بیان اینکه باید پذیرفت که کودک همیشه قرار نیست کار را بینقص انجام دهد، گفت: ممکن است اشتباه کند، چیزی را بریزد، نامرتب انجام دهد یا حتی خراب کند، اما همین تجربهها بخشی طبیعی از فرایند یادگیری هستند. اگر قرار باشد به خاطر ترس از اشتباه، هیچ مسئولیتی به کودک داده نشود، فرصت رشد نیز از او گرفته خواهد شد.
مشاور خانواده و روانشناس اضافه کرد: یکی از مهمترین مهارتهایی که والدین باید در این مسیر تمرین کنند، صبوری است؛ گاهی لازم است زمان بیشتری صرف شود، گاهی لازم است بینظمی یا اشتباه کودک را تحمل کنیم، اما در عوض به او فرصت بدهیم که خود تجربه کند، یاد بگیرد و به تواناییهایش اعتماد پیدا کند.
نصیری افزود: از غذا خوردن کودک گرفته تا انجام کارهای شخصی و مسئولیتهای روزمره، هر جا که فرصت مشارکت به کودک داده شود، بذر اعتمادبهنفس در او کاشته میشود و کودکی که از سالهای ابتدایی زندگی فرصت تجربه کردن داشته باشد، در آینده نیز بیشتر احساس توانمندی خواهد کرد، مسئولیتپذیرتر خواهد بود و با اعتماد بیشتری با مسائل زندگی روبهرو میشود.
وی با بیان اینکه کودکان بیش از آنچه گاهی تصور میکنیم توانمند هستند، خاطرنشان کرد: آنچه اهمیت دارد این است که این توانمندی دیده و جدی گرفته شود و فرصت بروز پیدا کند. اگر فضای مناسب برای تجربه کردن، تلاش کردن و حتی اشتباه کردن برای کودک فراهم شود، استعدادهای او بهتدریج شکوفا میشود و شخصیت مستقلتری در او شکل میگیرد.

شخصیت مستقل کودک یکشبه شکل نمیگیرد، این مسیر آرامآرام و در دل فرصتهایی ساخته میشود که به او اجازه میدهد خودش وارد عمل شود، تصمیم بگیرد، اشتباه کند و دوباره ادامه دهد. هر تجربه کوچک میتواند آجر دیگری برای ساختن احساس توانمندی و اعتماد درونی او باشد.
کودک برای رشد، فقط به حمایت نیاز ندارد، به فرصت نیز نیاز دارد؛ فرصتی برای انجام دادن، برای آزمودن، برای مواجهه با نتیجه کار خودش و برای فهمیدن اینکه میتواند از پس بسیاری از امور بربیاید و گاهی همین فرصت ساده، اثر عمیقتری از هر آموزش مستقیم بر ذهن و شخصیت کودک میگذارد.
شاید مهمترین نقش خانواده در این مسیر، فراهم کردن فضایی امن برای تجربه کردن باشد که در آن اشتباه، بخشی از یادگیری تلقی شود و تلاش کردن ارزشمندتر از بینقص بودن باشد. در چنین مسیری، کودک نهتنها مهارتی تازه میآموزد، بلکه آرامآرام به خود و تواناییهای خود نیز ایمان میآورد.
نظر شما