به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، وقتی تقویم مسلمانان به دهم ذیالحجه میرسد شادی زیبایی سراسر امت را فرا میگیرد. تاریخ حک شده روی این تقویمهای کاغذی ایستگاهی است که در آن کاروانِ انسان، برای لحظهای از شتابِ روزمرگی بازمیایستد تا دوباره از چشمه توحید سیراب شود.
مسلمانان در این روز لباس نو میپوشند و طعام نیکو تناول میکنند اما دلشان در گرو معرفتی عمیق است که از حضرت ابراهیم نبی به آنها به میراث رسیده است.
عید قربان یک داستان پیچیده معنوی است، در این روز قصهای جاودانه از دلِ تاریخ برمیخیزد؛ قصهای که از صحراهای داغِ حجاز آغاز میشود، اما در عمق جان هر انسانِ مؤمن ادامه پیدا میکند؛ قصه ابراهیمی که مأمور میشود تا عزیزترینش را، همه دلبستگی و همه زندگیاش را بر سرِ اطاعت از خدای خویش به قربانگاه ببرد.
عید قربان ترجمه عملی همان آیهای است که میفرماید «قُلْ إِنَّ صَلاتی وَنُسُکی وَمَحْیایَ وَمَماتی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین»؛ یعنی بندگی، فقط لبهای نجواگر و دستهای رو به آسمان نیست که تمام هستی انسان از عبادت و قربانی گرفته تا سبکِ زندگی و نحوه حضور او در جامعه است که رنگِ خدا میگیرد.
این عید صحنه تلاقی دو جهان است؛ جهانِ درون انسان با همه ترسها، دلبستگیها و تردیدهایش و جهانِ بیرون، با همه آیینها، مناسک و روابط اجتماعیاش. در روایتِ عید قربان، آنچه در متن ماجرا قرار دارد «تیغ» نیست؛ «تسلیم» است. تیغ تنها ابزار است و گوسفند نشانه؛ اصلِ قصه کاردِ بُرندهای است که بر ریشه منیت فرود میآید.
ابراهیم نه در تاریخ،که در ساحتِ جانِ ما تکرار میشود؛ هر بار که میانِ خواستنِ خود و خواستنِ خدا یکی را باید برگزینیم. همینجاست که امام خمینی (ره)، این روز را «عید لقاءالله» مینامند، عیدی که انسان اگر از گردنه نفس عبور کند، مزهِ دیدارِ محبوب را میچشد، دیداری نه در افق خیال که در متنِ زندگیِ ساده و روزمرهاش.

عید قربان آیینهای است که در آن چهره حقیقی ایمان دیده میشود، ایمانی که تنها در فضای رازآلودِ محراب و مسجد حبس نشده است، بلکه تا سفرههای مردم، تا کوچههای محلات، تا اشکِ شوقِ کودکِ یتیم و تا لبخندِ آرامِ نیازمندی که سهمی از گوشت قربانی میگیرد، امتداد پیدا کرده است.
در این روز روحِ توحید از ملکوت به زمینِ روابط انسانی نازل میشود و عدالت از آسمانِ مفهوم بر خاکِ معیشت و عدالت توزیعی فرود میآید و «عبودیت» از زبانِ دعا، به زبانِ رفتار ترجمه میشود. در جهان پرهیاهوی امروز که انسان در ازدحامِ اطلاعات، رقابتهای اقتصادی و اضطرابهای بیپایان، گاه حتی خود را فراموش میکند، عید قربان چونان وقفهای آسمانی است، فرصتی برای بازگشت به نقطه صفرِ بندگی.
این روز به ما یادآوری میکند که اندازه ایمان، با طولِ دعاها و تعدادِ مناسک سنجیده نمیشود بلکه با میزانِ آمادگی ما برای دل کندن از «بودنِ خودمحور» و پیوستن به «بودنِ خدا محور» معنا پیدا میکند.
حجتالاسلام سید مصطفی حسینی، استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه عید قربان نقطه تلاقیِ اراده انسانی با مشیت الهی است به خبرنگار ایمنا میگوید: از منظر فلسفه اخلاق، ذبحِ حیوان در این روز تنها یک نماد بیرونی برای واقعیتی درونی است، حقیقتِ قربانی بریدنِ بندهایِ تعلق است؛ تعلقاتی که قلب انسان را به زمین میدوزد و اجازه پرواز به ملکوت را نمیدهد.
وی ادامه میدهد: وقتی ابراهیم (ع) به ذبحِ اسماعیل مأمور شد، در واقع به او دستور داده شد تا محبوبترینِ دنیویاش را فدایِ محبوبِ حقیقی کند، امروز نیز هر مؤمنی برای تقرب به خداوند، نیازمندِ یک «قربانگاه» است، آن قربانگاه همان جایی است که انسان باید بر سرِ دوراهیِ «منافع شخصی» و «تکالیف الهی» بایستد.
این استاد حوزه تصریح میکند: عید قربان عیدِ غلبه عقل بر هوای نفس است؛ تا زمانی که انسان «منیت» خود را در مسلخِ عشقِ خدا قربانی نکند، نمیتواند به مقامِ عبودیتِ راستین دست پیدا کند.
مریم صمدی، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه سبک زندگی نیز با نگاهی به نقشِ این عید در تقویتِ انسجام جامعه به خبرنگار ایمنا میگوید: از نگاهِ جامعهشناختی، عید قربان فراتر از یک مناسک آیینی، یک «مانورِ همبستگی» است که میتواند ساختارهایِ عاطفیِ جامعه را ترمیم کند.
وی در تبیین اثرات اجتماعی این روز خاطرنشان میکند: در دنیایِ مدرن که جوامع دچارِ فردگراییِ افراطی هستند، سنتِ قربانی کردن و توزیع گوشت میان همسایگان، فقرا و بستگان، بهترین مکانیسم برای کاهش شکافهای طبقاتی و ترمیم اعتماد بینفردی است، این سنت حسنه مرزهای نامرئیِ فقر و غنا را برای لحظاتی از میان برمیدارد و فضایی از «مشارکتِ همدلانه» ایجاد میکند.

این کارشناسِ جامعهشناسی با تأکید بر مفهوم «اخلاقِ مراقبت» عنوان میکند: وقتی خانوادهها در یک حرکتِ جمعی، مسئولیتِ تأمینِ نیازهایِ سفره محرومان را بر عهده میگیرند، نوعی سرمایه اجتماعی خلق میشود که تابآوری جامعه را در برابر ناملایماتِ اقتصادی افزایش میدهد، در واقع عید قربان با تبدیلِ انفاق به یک جشنِ عمومی، دیگریخواهی را جایگزین خودخواهی میکند و پیوندهای محلی را که ستونِ فقراتِ یک شهرِ زنده و پویاست، مستحکم میکند.
قربانی کردن در این نگاه یک تمرین است؛ تمرینِ واگذاری، تمرینِ اعتماد، تمرینِ اینکه انسان بخشی از دارایی خود را و در معنایی عمیقتر، بخشی از «خود» را در طبق اخلاص بگذارد و بگوید «این نیز برای تو، نه برای من.»
همین روح است که از مناسکی فردی، «مانور عدالت اجتماعی» میسازد و از یک عیدِ عبادی، جشن همبستگی و همنفسی میان طبقات مختلف جامعه را رقم میزند، از اینرو عید قربان نه تنها خاطرهای ابراهیمی که آزمونی معاصر برای هر نسل است؛ آزمونی که در آن هرکس باید صادقانه از خود بپرسد « اسماعیلِ امروزِ من چیست؟ و من در کدام نقطه، میان راحتیِ خویش و رضای الهی، میان بیتفاوتی و مسئولیت اجتماعی، ایستادهام؟»
زینب آخوندی
نظر شما