از جبهه خرمشهر تا نبرد رمضان، تکامل دکترین دفاع در سه جنگ تحمیلی

در گفت‌وگو با کارشناس و تحلیل‌گر سیاسی به تشریح گذار ایران از سه مرحله جنگ تحمیلی پرداختیم، بررسی چگونگی تبدیل تجربه دفاع ۸ ساله و نبرد ۱۲ روزه به اقتدار تمدنی در جنگ رمضان که ائتلاف غربی را وادار به تسلیم در برابر اراده و دیپلماسی قدرت ایران کرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ انقلاب اسلامی ایران، تاریخ ایستادگی و تقابل ناگزیر با زیاده‌خواهی قدرت‌های سلطه‌گر است؛ تقابلی که به گواهی تاریخ ۱۱۴۲ جنگ بزرگ و کوچک این مرز و بوم از دوران باستان تا کنون، همواره ماهیتی «دفاعی» داشته است.

دشمنان این خاک هرگاه که طمع هجوم بر این سرزمین در سر پروراندند، هر بار با دیواری مستحکم از اراده ملی برخورد کردند. این پدیده در ابعادی وسیع‌تر و عمیق‌تر پس از وقوع انقلاب اسلامی به یک رویارویی همه‌جانبه میان غرب و امت مسلمان ایران تبدیل شد. رویارویی بزرگی که هدف نهایی آن نابودی الگوی انقلاب اسلامی و درس عبرت ساختن از آن برای سایر ملت‌های بیدارشده بود، اما در عمل به سه مرحله تاریخی از دفاع مقدس منجر شد که هر مرحله، توازن قوای منطقه‌ای را به سود ایران تغییر داد.

مرحله نخست: جنگ تحمیلی ۸ ساله

مرحله نخست این نبرد، جنگ تحمیلی هشت‌ساله بود؛ روزگاری که تمام بلوک‌های قدرت غربی و شرقی با پرچم و نیابت صدام حسین به ایران تاختند تا انقلابی نوپا را در نطفه خفه کنند؛ اما همان‌گونه که خبرنگاران تیزبین غربی در همان ماه‌های ابتدایی اعتراف کردند: «هرگز به یک انقلاب حمله نکن»، ترکیب انرژی بی‌کران یک ملت و پویایی آرمان‌های انقلاب، معادله را تغییر داد. در این مرحله، حماسه‌های ماندگاری چون سوم خرداد و آزادسازی خرمشهر رقم خورد؛ فتوحاتی که به تعبیر امام خمینی (ره) نه فقط فتح خاک، بلکه فتح ارزش‌ها بود.

طراحی جسورانه شهید حسن باقری و ورود ۱۲۰ گردان از نیروهای مردمی به میدان، پشتوانه تئوریک «اتکا به توان داخلی» را پایه‌گذاری کرد. خروجی این دفاع هشت‌ساله، نه تنها حفظ تمامیت ارضی، بلکه تکثیر تفکر مقاومت از جبل‌عامل و عراق تا فلسطین و یمن بود. دنیا آموخت که ایران اسلامی قابل حذف نیست و دیپلماسی نوپای ایرانی در قالب قطعنامه ۵۹۸، قدرتِ تثبیت‌شده در میدان را نقد کرد.

مرحله دوم: جنگ تحمیلی ۱۲ روزه

با تغییر نظم بین‌المللی و عبور از فضای دوقطبی، دشمنان در خیال خام خود تحریم‌های دو دهه گذشته را نشانه ضعف پنداشتند و به این ترتیب، مرحله دوم جنگ تحمیلی شکل گرفت. در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، رژیم صهیونیستی با حمایت بی‌قید و شرط دولت ترامپ، دست به یک شبیخون غافلگیرانه علیه تاسیسات هسته‌ای و نظامی ایران زد؛ جنگی ۱۲ روزه که با پاسخ دندان‌شکن «وعده صادق ۳» و موشک‌های بومی سجیل و خیبرشکن، هیمنه متجاوز را در هم کوبید و به آتش‌بس ختم شد.

مرحله سوم: جنگ تحمیلی ۴۰ روزه

اما خصومت غرب به این حد محدود نماند و در نهم اسفند ۱۴۰۴ با آغاز «جنگ رمضان» وارد مرحله سوم و فاز یک جنگ تمام‌عیار شد. شبیخونی مستحکم به کانون مذهبی و فرهنگی کشور که شهادت چهره‌های شاخص کشوری و لشگری و در رأس آن‌ها، رهبر شهید و مظلوم انقلاب را به همراه داشت.

آنچه در این سه مرحله از دفاع مقدس رخ داده، فراتر از یک درگیری نظامی است. این یک «جنگ تمدنی و هویتی» است که ذیل تاریخ انقلاب‌های بزرگ و تقابل شرق اسلامی با غرب استعماری (در جامه استعمار فرانو) تعریف می‌شود. اگر در جنگ جهانی اول و دوم، ایرانِ بی‌طرف به دلیل نداشتن حاکمیت مردمی، نیمی از جمعیت خود را از دست داد و شاه دست‌نشانده‌اش بدون شلیک یک تیر اخراج شد، امروز تمام امکانات غرب در برابر ایران زانو زده است.

تحلیل پیشینه و روند تحولات نشان می‌دهد که جنگ ۴۰ روزه رمضان، لایه‌های پنهان توازن قوا در غرب آسیا را کامل عریان ساخت. ورود مستقیم ایالات متحده به درگیری‌ها و تهاجم به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، ناشی از استیصال راهبردی ائتلاف غربی-صهیونیستی در برابر قدرت روزافزون بازدارندگی بومی ایران بود. امروز به اذعان اندیشکده‌های غربی مانند استیمسون، انعطاف‌پذیری سازمانی و تکثیر اراده ۳۶ میلیونی دوران خرمشهر در کالبد یک ملت ۹۰ میلیونی مجهز به فناوری‌های پیشرفته موشکی و پهپادی، محاسبات استکبار را به بن‌بست کشانده است. حتی نظریه‌پردازان بزرگی چون مرشایمر نیز این تقابل را «بزرگ‌ترین اشتباه فاجعه‌بار تاریخ سیاست خارجی آمریکا» نامیده‌اند.

دلیل این تحول شگرف این است که مردم ایران با سه‌ضلعی در هم تنیده «اسلام، ایران و انقلاب» به آزادی و هویت متعالی رسیده‌اند. امروز شعارهای ملی و دینی ما یکپارچه شده‌اند و شهادت در راه وطن، معنایی مذهبی و تمدنی یافته است. در همین راستا، برای واکاوی ریشه‌ها، ابعاد ژئوپلیتیک و سناریوهای پیش‌روی این نبرد تمدنی، به ویژه پس از تحولات جنگ رمضان و بازخوانی الگوی حماسه سوم خرداد، به گفت‌وگو با سیدجلال حسینی، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی نشسته‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

از جبهه خرمشهر تا نبرد رمضان، تکامل دکترین دفاع در سه جنگ تحمیلی

ایمنا: مهم‌ترین شباهت جنگ تحمیلی نخست با جنگ‌های تحمیلی جدید علیه جمهوری اسلامی ایران چیست؟

حسینی: جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون همواره در برابر نظام سلطه و استکبار جهانی قرار داشته و همین مسئله، نقطه مشترک جنگ تحمیلی اول با جنگ‌های ترکیبی و فشارهای امروز علیه ایران است.

زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، بسیاری از اندیشمندان و نظریه‌پردازان سیاسی جهان تصور می‌کردند تاریخ در مسیری بدون بازگشت به سمت حاکمیت کامل مادی‌گرایی و کنار رفتن دین از عرصه حکومت حرکت می‌کند. بر همین اساس نیز باور داشتند که دیگر امکان شکل‌گیری یک حکومت دینی در جهان وجود ندارد.

انقلاب اسلامی ایران برخلاف تمام این پیش‌بینی‌ها به پیروزی رسید و نظامی مبتنی بر دین، استقلال و شعار «نه شرقی، نه غربی» را پایه‌گذاری کرد. این مسئله برای قدرت‌های جهانی قابل پذیرش نبود، زیرا در آن دوران جهان درعمل میان دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود و آمریکا و شوروی تحمل ظهور کشوری مستقل را نداشتند.

ایمنا: تقابل دو بلوک قدرت با جمهوری اسلامی از چه نقطه‌ای آغاز شد؟

حسینی: هم ابرقدرت شرق یعنی شوروی و هم ابرقدرت غرب یعنی آمریکا معتقد بودند کشورهای جهان یا باید در اردوگاه شرق قرار بگیرند یا در اردوگاه غرب؛ اما جمهوری اسلامی مسیر استقلال را انتخاب کرد و حاضر نشد زیر سلطه هیچ‌یک از قدرت‌ها قرار بگیرد. همین موضوع باعث شد هر دو بلوک با جمهوری اسلامی ایران دچار چالش و تقابل شوند.

ایمنا: نقش قدرت‌های جهانی در جنگ تحمیلی اول را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

حسینی: در جنگ تحمیلی نخست، در عمل مجموعه‌ای از قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای پشت رژیم بعث عراق قرار گرفتند. آمریکا با ده‌ها کشور هم‌پیمان خود و شوروی نیز با کشورهای وابسته به بلوک شرق، در حمایت از صدام عمل می‌کردند و تلاش داشتند انقلاب اسلامی را شکست دهند.

استکبار جهانی از گسترش الگوی استقلال‌طلبانه انقلاب اسلامی احساس خطر می‌کرد و به همین دلیل تلاش کرد با جنگ نظامی، جمهوری اسلامی را متوقف کند.

یکی از مهم‌ترین شباهت‌ها، تکیه جمهوری اسلامی بر مبانی اعتقادی و دینی در میدان نبرد است. چه در دوران دفاع مقدس و چه امروز، ملت ایران بر اساس باورهای دینی و اعتقاد به وعده الهی در برابر قدرت‌های استکباری ایستادگی کرده‌اند.

مبنای این مقاومت، اعتقاد به این مسئله است که همه قدرت‌های جهان در ید قدرت خداوند قرار دارند و خداوند مسلمانان را به مقابله با استکبار و تسلیم نشدن در برابر دشمنان فراخوانده است. جمهوری اسلامی نیز از ابتدای انقلاب بر همین مبنا حرکت کرده و معتقد بوده که نباید در برابر قدرت‌های سلطه‌گر تسلیم شد.

از نظر محاسبات مادی و معادلات کلاسیک قدرت، مقابله با ابرقدرت‌های جهانی منطقی به نظر نمی‌رسید، اما آنچه باعث استمرار مقاومت شد، همان اتکای اعتقادی و باور به وعده نصرت الهی بود.

از جبهه خرمشهر تا نبرد رمضان، تکامل دکترین دفاع در سه جنگ تحمیلی

ایمنا: مهم‌ترین تفاوت جنگ تحمیلی اول با جنگ تحمیلی دوم و سوم چیست؟

حسینی: یکی از تفاوت‌های مهم، طول زمان و شرایط میدان نبرد است. جنگ تحمیلی اول هشت سال به طول انجامید، مرحله دوم تقابل‌ها و جنگ‌های منطقه‌ای حدود ۱۲ سال ادامه پیدا کرد و درگیری اخیر نیز تاکنون حدود ۸۰ روز طول کشیده است.

در ابتدای جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی ایران حتی توان ساخت ساده‌ترین تجهیزات نظامی را نداشت؛ به‌گونه‌ای که تولید یک فشنگ یا حتی سیم خاردار نیز با دشواری فراوان انجام می‌شد و کشور برای تأمین نیازهای ابتدایی دفاعی با مشکلات جدی مواجه بود.

به مرور زمان فرماندهان و نیروهای جمهوری اسلامی تجربه‌های ارزشمندی کسب کردند و کشور به سمت خودکفایی دفاعی حرکت کرد. در طول بیش از چهار دهه گذشته، ایران در حوزه‌های مختلف علمی و فناوری پیشرفت‌های گسترده‌ای به دست آورده و این پیشرفت‌ها در حوزه نظامی نیز نمود پیدا کرده است.

رشد علمی کشور در دهه‌های اخیر شتاب قابل توجهی داشت و ایران در برخی گزارش‌های بین‌المللی به عنوان یکی از کشورهای دارای بالاترین سرعت رشد علمی معرفی شد. همین پیشرفت‌های علمی در حوزه‌هایی مانند فناوری نانو، انرژی هسته‌ای و صنایع پیشرفته، زمینه ارتقای توان دفاعی کشور را نیز فراهم کرد.

جمهوری اسلامی امروز در حوزه صنایع موشکی و فناوری‌های پیشرفته نظامی به توانمندی‌هایی دست یافته که حتی برخی مقامات و کارشناسان آمریکایی نیز به آن اذعان کرده‌اند. ساخت موشک‌های هایپرسونیک و توسعه فناوری‌های بومی دفاعی نشان می‌دهد ایران نسبت به دوران دفاع مقدس، به سطح متفاوتی از اقتدار و بازدارندگی رسیده است.

ایمنا: یکی از حوزه‌هایی که ایران در آن مورد توجه قرار گرفته، صنعت پهپادی است. ارزیابی شما از این قدرت ایران چیست؟

حسینی: بله یکی از نمونه‌های این موفقیت‌ها، پیشرفت ایران در حوزه تولید پهپاد است. جمهوری اسلامی بر اساس نیازهای دفاعی خود توانست به فناوری ساخت پهپادهای پیشرفته دست پیدا کند و امروز این توانمندی به یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت دفاعی کشور تبدیل شده است.

پهپاد «شاهد ۱۳۶» نمونه‌ای از این توانمندی‌ها است که حتی در جنگ اوکراین نیز مورد استفاده روسیه قرار گرفت و نقش مؤثری در مقابله با ائتلاف ناتو و آمریکا ایفا کرد. برخی کشورهای غربی و حتی آمریکا تلاش کردند نمونه‌هایی مشابه این پهپاد را تولید و بازطراحی کنند، اما از نظر دقت، کیفیت، برد عملیاتی و توان پروازی به سطح فناوری ایران نرسیدند.

ایمنا: جمهوری اسلامی چگونه توانسته در برابر قدرت‌های بزرگ، راهبرد مؤثر طراحی کند؟

حسینی: جمهوری اسلامی ایران در طول سال‌های گذشته توانسته نوعی «جنگ نامتقارن» را در برابر قدرت‌های استکباری طراحی و عملیاتی کند؛ راهبردی که در آن یک قدرت با امکانات محدودتر، در مقابل قدرت‌های بزرگ و مجهز جهانی ایستادگی می‌کند و هزینه‌های سنگینی به آنها تحمیل می‌کند.

در این مدل جنگی، استفاده از تجهیزات کم‌هزینه اما مؤثر اهمیت ویژه‌ای دارد. برای مثال، یک پهپاد شاهد ۱۳۶ هزینه‌ای در حدود ده‌ها هزار دلار دارد، اما برای مقابله با آن، سامانه‌های پدافندی پیشرفته دشمن مجبور به استفاده از موشک‌های بسیار گران‌قیمت می‌شوند که هرکدام میلیون‌ها دلار هزینه دارند.

یکی از اهداف این راهبرد، فرسایش توان پدافندی دشمن و کاهش ذخایر دفاعی آنها است؛ موضوعی که در بسیاری از درگیری‌های اخیر نیز قابل مشاهده بوده و نشان داده جمهوری اسلامی در حوزه جنگ‌های ترکیبی و نامتقارن، تجربیات و توانمندی‌های قابل توجهی به دست آورده است.

از جبهه خرمشهر تا نبرد رمضان، تکامل دکترین دفاع در سه جنگ تحمیلی

ایمنا: تفاوت میدانی جنگ تحمیلی نخست با تقابل‌های اخیر را چگونه توصیف می‌کنید؟

حسینی: در دوران دفاع مقدس، جمهوری اسلامی ایران درعمل با جبهه استکبار جهانی در حال نبرد بود، اما طرفی که به‌صورت مستقیم در میدان مقابل ایران قرار داشت، رژیم بعث عراق و صدام بود. با این حال، امروز جمهوری اسلامی به شکل مستقیم‌تری با قدرت‌های اصلی و حامیان منطقه‌ای آن‌ها مواجه شده است.

در تقابل‌های اخیر، قدرت‌های غربی و هم‌پیمانان آن‌ها بخش قابل توجهی از پیشرفته‌ترین فناوری‌های نظامی، اطلاعاتی و پدافندی خود را به کار گرفته‌اند و در عمل جمهوری اسلامی با سطح متفاوتی از جنگ مدرن و ترکیبی مواجه شده است.

در جنگ تحمیلی نخست، دامنه درگیری عمدتاً محدود به جغرافیای ایران و عراق بود، اما امروز ابعاد منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای پیدا کرده است. برخی کشورهای منطقه با در اختیار قرار دادن پایگاه‌ها، سامانه‌های پدافندی، تجهیزات اطلاعاتی و زیرساخت‌های لجستیکی به آمریکا و متحدانش، در این تقابل نقش‌آفرینی می‌کنند.

جمهوری اسلامی نیز متناسب با این شرایط، ناچار شده ابعاد درگیری را از سطح محدود به سطح منطقه‌ای گسترش دهد؛ مسئله‌ای که در دوران جنگ تحمیلی اول به این شکل وجود نداشت.

امروز شرایط به‌گونه‌ای تغییر کرده که برخی مسئولان کشور به‌صراحت هشدار می‌دهند در صورت تکرار هرگونه حمله از سوی آمریکا یا متحدانش، پاسخ ایران محدود به یک جغرافیای خاص نخواهد بود و پایگاه‌ها و مراکزی که در این جنگ در کنار آمریکا قرار گرفته‌اند، می‌توانند در معرض پاسخ متقابل قرار گیرند.

ایمنا: نقش تنگه هرمز در این معادلات چیست؟

حسینی: جمهوری اسلامی در این مرحله تنها از ظرفیت‌های نظامی کلاسیک استفاده نکرده، بلکه از ابزارهای ژئوپلیتیکی و راهبردی خود نیز بهره برده است. یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌ها، مسئله تنگه هرمز است که ایران در این جنگ بیش از هر زمان دیگری از موقعیت راهبردی آن استفاده کرده و نشان داده می‌تواند بر یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان تأثیرگذار باشد.

برخی تحلیلگران غربی نیز اذعان کرده‌اند که در صورت گسترش بحران، ایران و متحدان منطقه‌ای آن قادر خواهند بود بر مسیرهای مهم دریایی دیگر از جمله باب‌المندب نیز اثرگذاری جدی داشته باشند؛ مسئله‌ای که نشان‌دهنده ارتقای قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی نسبت به دهه‌های گذشته است.

از جبهه خرمشهر تا نبرد رمضان، تکامل دکترین دفاع در سه جنگ تحمیلی

ایمنا: از نظر اجتماعی و سیاسی، جنگ اخیر چه پیامدهایی برای ایران داشت؟

حسینی: یکی از پیامدهای مهم این جنگ، شکل‌گیری نوعی انسجام کم‌سابقه در داخل و خارج از ایران بود. در این تحولات، نه تنها انسجام ملی در داخل کشور تقویت شد، بلکه نوعی همگرایی در میان فارسی‌زبانان، شیعیان و حتی بخشی از مسلمانان و آزادگان جهان نیز شکل گرفت.

در بسیاری از نقاط جهان، افرادی با گرایش‌ها، ادیان و دیدگاه‌های متفاوت نسبت به تحولات اخیر واکنش نشان دادند و از مقاومت جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی حمایت کردند. این همگرایی دیگر محدود به یک جریان سیاسی یا مذهبی خاص نیست.

یکی از مهم‌ترین نتایج این جنگ، شکسته شدن تصور شکست‌ناپذیری آمریکا در افکار عمومی جهان بود. جمهوری اسلامی توانست در این نبرد، هیمنه سیاسی و رسانه‌ای آمریکا را به چالش بکشد و تصویری متفاوت از توازن قدرت در منطقه و جهان ارائه کند.

ایمنا: این تحولات چه تأثیری بر جایگاه منطقه‌ای ایران داشته است؟

حسینی: یکی دیگر از تفاوت‌های مهم این جنگ با جنگ تحمیلی نخست، افزایش محسوس اقتدار و اعتبار جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و جهان بود. تحولات اخیر باعث شد جایگاه ایران در معادلات بین‌المللی، جهان اسلام و منطقه غرب آسیا بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

تجربه چند دهه مقابله با فشارها و تهدیدات خارجی، امروز جمهوری اسلامی را به مرحله‌ای رسانده که بتواند در برابر جنگ‌های ترکیبی، چندلایه و منطقه‌ای نیز مقاومت کند و معادلات جدیدی را در حوزه بازدارندگی و امنیت منطقه رقم بزند.

کد خبر 973853

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.