به گزارش خبرگزاری ایمنا، واقعیت تلخ اقتصاد دیجیتال ایران در ماههای اخیر، تعطیلی یا رکود سنگین بسیاری از کسبوکارهای وابسته به اینترنت بینالملل بوده است؛ فروشگاههای اینستاگرامی، آژانسهای دیجیتال مارکتینگ و حتی بعضی استارتاپها بهدلیل قطعیهای مکرر و کاهش دسترسی به مخاطبان خود با افت چشمگیر درآمد روبهرو شدهاند؛ انکار این واقعیت که بسیاری از کسبوکارها خوابیدهاند انصاف نیست، با این حال یک پرسش اساسی در محافل اقتصادی و فناوری اطلاعات مطرح است؛ اینکه آیا انتظار برای وصل شدن اینترنت بینالملل، یک استراتژی هوشمندانه است یا نوعی واهمه از تغییر؟
کارشناسان حوزه بازاریابی دیجیتال بر این باورند که فرض رفع قطعی و دائمی محدودیتها با توجه به تجربه سالهای اخیر از جنگ ۱۲ روزه تا همین جنگ اخیر فرضی خوشبینانه اما شکننده است؛ به عبارتی تا زمانی که مؤلفههایی نظیر تحریمهای خارجی، مصوبات شورای عالی امنیت ملی و نوسانات ژئوپلیتیک به قوت خود باقی است، نمیتوان از بازگشت همیشگی اینترنت آزاد سخن گفت.
در چنین وضعیتی، پرسش از بایدها به پرسش از هوشمندی اقتصادی تغییر میکند؛ آیا منطقی است که یک کسبوکار، تمام دارایی ارتباطی خود را بر پلتفرمهایی متمرکز کند که به محض بروز یک بحران امنیتی، دسترسی به آنها قطع میشود؟
در روزهای اخیر، بحثها درباره مهاجرت کسبوکارها به پلتفرمهای داخلی همچون روبیکا، سروش، ایتا و بله شدت گرفته است. نه از سر ذوق و علاقه به این سکوها، که از سر منطق بقا؛ دادههای رسمی حاکی از آن است که در ماههای اخیر، میلیونها کاربر ایرانی به این پلتفرمها مهاجرت کردهاند؛ چه به دلیل محدودیت دسترسی به نمونههای خارجی و چه بهدلیل جذب شدن با امکانات جدید، واقعیت این است که مخاطب ایرانی در حال تغییر بستر است. حال سؤال اینجاست، اگر مشتری به آنجا رفته است، چرا کسبوکار نباید برود؟
نکته مهمی که فعالان اقتصادی بارها به آن اشاره کردهاند، ضعف زیرساختی، نبود ابزارهای استاندارد تبلیغاتی و محدودیتهای فنی در پلتفرمهای داخلی است؛ بسیاری از کسبوکارها نه به خاطر لجاجت، بلکه به این دلیل از مهاجرت خودداری میکنند که امکاناتی مثل ادیتور حرفهای، سیستم تبلیغات هدفمند، درگاه پرداخت یکپارچه و آنالیز دقیق دادهها را در این سکوها نمیبینند.
بنابراین اگر مسئولان و متولیان فضای مجازی از حمایت از تولید داخلی سخن میگویند، نخستین گام باید تکمیل زیرساختهای فنی و تجاری این پلتفرمها باشد؛ در غیر این صورت اجبار به کوچ، جز فرسایش بیشتر کسبوکارها، نتیجه دیگری نخواهد داشت.
تحلیلگران اقتصادی راهبرد «همزیستی با دو اکوسیستم» را هوشمندانهترین گزینه میدانند؛ به این معنا که کسبوکارها ضمن حفظ حضور خود در پلتفرمهای بینالمللی (برای زمانهای عادی)، یک نسخه پشتیبان و فعال بر روی سکوهای داخلی نیز ایجاد کنند؛ همانطور که یک سرمایهگذار سبد خود را متنوع میکند، یک کسبوکار هوشمند نیز سبد کانالهای ارتباطی خود را باید متنوع سازد؛ نه خوشبینی بیش از حد به آینده است و نه بدبینی مطلق، تنها مدیریت ریسک باید کرد.

تولید محتوا و بازاریابی در فضای مجازی ایران
محمدامین حسامی، مدرس بازاریابی و هوش مصنوعی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در سکوهایی همچون اینستاگرام، الگوریتم نقش بسیار مهمی در دیده شدن محتوا دارد؛ یعنی اگر یک محتوا بتواند در چند ساعت اول تعامل بالایی بگیرد، الگوریتم آن را به مخاطبان بیشتری نشان میدهد و ممکن است به سرعت وایرال شود، اما در فضاهای کانالها این اتفاق بهطور معمول از طریق فوروارد شدن محتوا رخ میدهد نه الگوریتم اکسپلور، به همین دلیل جنس محتوا باید کمی متفاوت باشد.
وی افزود: در این فضاها محتواهایی بیشتر دستبهدست میشوند که یا خیلی کاربردی یا یک پیام ساده و قابل انتقال داشته باشند؛ بهعنوان مثال یک نکته آموزشی کوتاه، یک چکلیست کاربردی یا یک ویدئوی کوتاه که یک مسئله مشخص را حل میکند، بیشتر احتمال دارد توسط مخاطبان برای دیگران ارسال شود؛ در واقع در فضای کانالی بهجای اینکه الگوریتم محتوا را پخش کند، خود کاربران نقش توزیعکننده محتوا را دارند، بنابراین هرچه محتوا سادهتر، مفیدتر و قابل ارسالتر باشد، احتمال فراگیر شدن آن بیشتر میشود.
مدرس بازاریابی و هوش مصنوعی ادامه داد: البته این موارد کافی نیست؛ دو ضلع دیگر یعنی تبلیغات و مخاطبان قدیمی و مشتریان وفادار، نقش مهمی در شبکه توزیع محتوا و آگاهسازی از برند دارند؛ یکی از تغییرات جالبی که در چنین شرایطی دیده میشود این است که کاربران به سمت منابع محدودتری از محتوا میروند و وفاداری آنها به چند کانال یا سکوی خاص بیشتر میشود؛ وقتی دسترسی گسترده به منابع مختلف وجود ندارد، مخاطب بهطور معمول چند منبع مشخص را انتخاب میکند و همانها را بهصورت منظم دنبال میکند.
حسامی در مورد تولید محتوا در فضای مجازی بیان کرد: این موضوع برای بازاریابها یک فرصت مهم است، چون اگر بتوانند در همان چند منبع داخلی محدود حضور مؤثر داشته باشند، احتمال دیده شدن آنها بسیار بیشتر میشود. از طرف دیگر تقاضا برای محتوای کاربردی هم افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی مردم بیشتر دنبال محتواهایی هستند که به آنها کمک کند یک مهارت یاد بگیرند، یک مشکل را حل کنند یا اطلاعات مفیدی به دست بیاورند، بنابراین تولید محتواهای آموزشی کوتاه، راهنماها، چکلیستها و ابزارهای آماده استفاده میتواند بسیار موفق باشد. به بیان سادهتر وقتی دسترسی به منابع گسترده کمتر میشود، ارزش محتوای مفید و کاربردی در داخل همین سکوهای داخلی بیشتر میشود.
وی تصریح کرد: یک بازاریاب حرفهای میتواند تهدید قطع اینترنت را به فرصتی بزرگ برای تعامل بیشتر، جذب مشتری (یا همان سرنخ) و علاقهمندسازی به برند تبدیل کند؛ این ابزارها در شرایط فعلی فوقالعاده مؤثر واقع میشوند، اما در چنین بازاری، هیچکدام از این دو به تنهایی کافی نیست.

به گزارش ایمنا، محدودیتهای اینترنت بینالملل دیگر یک اتفاق مقطعی نیست، بلکه قاعده جدید بازی شده است؛ کسبوکارهایی که همچنان چشم به راه «روز وصل شدن» نشستهاند و تمام دارایی ارتباطی خود را بر پلتفرمهای خارجی متمرکز کردهاند، نه استراتژی هوشمندانهای در پیش گرفتهاند و نه حتی تحلیل درستی از واقعیت دارند.
تجربه جنگهای اخیر، تحریمها و مصوبات امنیتی به روشنی نشان داده که فرض «بازگشت همیشگی اینترنت آزاد» فرضی خوشبینانه اما شکننده است؛ در چنین شرایطی، «مدیریت ریسک» جای «خوشبینی» را میگیرد و «همزیستی با دو اکوسیستم» از یک انتخاب به یک ضرورت تبدیل میشود.
اما نباید فریب سادگی این راهکار را خورد؛ مهاجرت به پلتفرمهای داخلی، بدون تقویت زیرساختهای فنی، تبلیغاتی و تحلیلی این سکوها، تنها «جابهجایی بحران» است، نه حل آن؛ تا وقتی ابزارهایی همچون سیستم تبلیغات هدفمند و آنالیز دقیق دادهها در روبیکا، سروش، ایتا و بله فراهم نشود، کسبوکارها به حق از کوچ سر باز میزنند.
از سوی دیگر بازاریابان حرفهای باید بپذیرند که قواعد پخش محتوا در فضای کانالی با الگوریتممحورها تفاوت دارد؛ کسبوکارها باید سبد کانالهای خود را متنوع کنند، متولیان فضای مجازی زیرساختهای داخلی را به سطح استاندارد برسانند و بازاریابان هم قواعد جدید بازی را بیاموزند؛ در غیر این صورت نه پلتفرمهای خارجی در کار خواهند بود و نه داخلیها آماده پذیرش موج مهاجرتی.
نظر شما