به گزارش خبرگزاری ایمنا، هر کشوری در لحظات برخورد با تهدیدات امنیتی و نظامی، ناگزیر از اتخاذ تدابیری است که بخشی از زندگی روزمره شهروندانش را تحت تأثیر قرار میدهد؛ تعطیلی مدارس، محدودیت در رفتوآمدها به کار یا قطع دسترسی به بعضی شبکههای بینالمللی، از جمله تصمیماتی است که در شرایط اضطرار در بسیاری از نقاط جهان سابقه دارد، اما آنچه این بار در ایران متفاوت به نظر میرسد، تداوم و عمق تأثیر این محدودیتها بر عادتهای دیجیتالی مردم است؛ همان عادتهایی که پیش از این، حیات روزمره ما را حول چهار محور اطلاعیابی، هویت شخصی، ارتباطات اجتماعی و سرگرمی سازمان داده بودند.
مهاجرت اجباری به شبکههای داخلی
در شرایطی که کشور هدف تهاجم نظامی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته، طبیعی است فضای مجازی نیز چون دیگر عرصهها وارد مرحله جنگ ترکیبی شود؛ بستن برخی کریدورهای بینالمللی اطلاعات نه یک اقدام سیاسی منفرد، بلکه پاسخی به الزامات بقای امنیت ملی در بحبوحه تهدید واقعی است، با این حال از نگاه کاربر عادی که تنها میخواهد با جهان بیرون ارتباط داشته باشد، این محدودیتها به مهاجرت اجباری از پلتفرمهای خارجی به نمونههای داخلی ترجمه میشود؛ مهاجرتی که بیشتر موقتی به نظر میرسد و به محض بازگشت ثبات، ممکن است برعکس شود.
پس از جنگ کدام عادت دیجیتال زنده میماند؟
در میان این وضعیت بخشی از جامعه مسیری متفاوت را آزموده و به رسانههای سنتی و نوینی همچون تلویزیون یا ماهواره روی آوردهاند، اما آنچه امروز نمیتوان به سادگی درباره آن اظهارنظر قطعی کرد، پایداری این تغییرات است. آیا تغییر ذائقه دیجیتال مردم پس از فروکش کردن شرایط جنگی و رفع محدودیتها باقی میماند؟ یا با بازگشت آرامش، کاربران دوباره به زیستگاههای قبلی خود بازخواهند گشت؟ پاسخ به این پرسش نیازمند گذر زمان و مشاهده رفتار پس از عادی شدن شرایط است.
کاربران بیشتر بهدنبال چه چیزی هستند؟
در چنین روزهایی پرسش کلیدی این است که کاربران بحرانزده، بیشتر بهدنبال چه چیزی هستند؟ سرعت، دسترسی پایدار یا اعتماد؟ تجربه میدانی نشان میدهد که در وهله اول، مردم بهدنبال رفع نیاز فوری اطلاعاتی خود هستند؛ اینکه بدانند در کوچه، محله، شهر و کشورشان چه میگذرد؛ در این وضعیت، اولویت اول سرعت و سهولت دسترسی است. هر کانالی چه داخلی، چه فرامرزی بتواند خبر درست و بههنگام را سریع به مخاطب برساند، شانس اصلی را برای جذب او خواهد داشت.
آنچه مخاطب را پای یک رسانه نگه میدارد
موضوع تنها سرعت نیست، آنچه مخاطب را پای یک رسانه نگه میدارد و رابطهای بلندمدت میسازد، قابلیت اعتماد محتوا در طول زمان است. اگر اطلاعاتی که با سرعت میرسد، مدام نیاز به اصلاح داشته باشد یا جهتدار از آب دربیاید کاربر بدون هیچ سروصدایی به سمت کانال دیگری حرکت میکند. پس معادله روشن است؛ در بحران، سرعت و دسترسی پلتفرم مخاطب را جذب میکند، اما این اعتماد پایدار است که او را ماندگار میکند.

تجربه غیرقابلجایگزین موجب ماندگاری کاربر در پلتفرم داخلی میشود
عباس زمانی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد در پاسخ به این پرسش که آیا عادتهای دیجیتال مردم تغییر میکند یا تنها مسیر دسترسی آنها عوض میشود؟ در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: محدودیت اینترنت بینالملل کاربران را مجبور میکند برای رفع همین نیازها، اطلاعیابی، هویتبخشی، ارتباطات اجتماعی، سرگرمی و گریز از واقعیت پلتفرم خود را عوض کنند، از اینرو مهاجرت از اپلیکیشنهای خارجی به نمونههای داخلی رخ میدهد، اما این جابهجایی بیشتر موقتی و محدود است. به محض بازگشایی اینترنت بینالملل، کاربران به وضعیت پیشین برمیگردند، مگر اینکه تجربهای ماندگار و غیرقابلجایگزین در پلتفرم داخلی شکل گرفته باشد؛ به عبارت دیگر اجبار مسیر را عوض میکند، اما کیفیت و اعتماد است که کاربر را نگه میدارد.
اولویت اول، اطلاعات دقیق و لحظهای از وضعیت محله، شهر و کشور خودشان است
وی با بیان اینکه رفتار جایگزین تنها به مهاجرت بین پلتفرمهای مجازی محدود نمیشود، تصریح کرد: برخی مخاطبان به کلی نوع رسانه خود را تغییر میدهند و به سراغ رسانههای سنتی یا نوین همچون تلویزیون و ماهواره میروند؛ این گروه از کاربران، بهجای جستوجوی اینترنتی، اخبار را از طریق شبکههای تلویزیونی پیگیری میکنند یا برای پر کردن اوقات فراغت به جای شبکههای اجتماعی به برنامههای سرگرمی ماهوارهای روی میآورند، اما آنچه اهمیت دارد، پایداری تغییر است. تا زمانی که پس از رفع محدودیتها، تغییر رفتار همچنان قابل مشاهده و محسوس باشد، میتوان از یک تحول واقعی در عادت دیجیتال مردم سخن گفت، در غیر این صورت تنها با یک واکنش مقطعی و گذرا روبهرو بودهایم.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد در پاسخ به این سؤال که کاربران در شرایط بحرانی بیشتر به دنبال چه چیزی هستند، تأکید کرد: اولویت اول، اطلاعات دقیق و لحظهای از وضعیت محله، شهر و کشور خودشان است. کاربر در بحران تشنه خبرهای سریع و بههنگام است؛ خبر ضروری و هر آنچه که بر زندگی روزمره او تأثیر میگذارد؛ هر کانال یا رسانهای که بتواند این اطلاعات را با سرعت و قابلیت اعتماد بالا در اختیار او بگذارد، شانس بالایی برای جذب مخاطب دارد. در چنین شرایطی کاربر زمان ندارد برای راستیآزمایی منابع متعدد صرف کند، پس به اولین منبع قابل اعتمادی که نیازش را برطرف کند، چنگ میزند.
وی با اشاره به فرمول ماندگاری مخاطب گفت: ارتباط پایدار زمانی شکل میگیرد که سرعت و سهولت دسترسی با دقت و اعتماد به محتوا همراه شود. به عبارت ساده سرعت جذب میکند، اما اعتماد نگه میدارد. اگر پلتفرمی فقط سریع باشد، اما محتوای آن غیرقابل اعتماد، کاربر پس از نخستین تجربه ناخوشایند آن را رها میکند و اگر فقط قابل اعتماد باشد، اما دسترسی به آن سخت و کند باشد، کاربر در بحران فرصت انتظار ندارد و به گزینه دیگر مهاجرت میکند. راز ماندگاری، تلفیق این دو عنصر در یک بستر ارتباطی است.

به گزارش ایمنا، در شرایط بحرانی جنگ و مسائل امنیتی، محدودیتهای اینترنت بینالملل در ایران به مهاجرت اجباری کاربران از پلتفرمهای خارجی به نمونههای داخلی انجامیده است، با این حال این تغییر رفتار دیجیتال موقتی به نظر میرسد و پایداری آن منوط به عواملی همچون حفظ سرعت، دسترسی پایدار و قابلیت اعتماد محتوا در بلندمدت است.
تجربه میدانی نشان میدهد که در وهله نخست، کاربران بحرانزده به دنبال رفع نیاز فوری اطلاعاتی خود با اولویت سرعت و سهولت دسترسی هستند، اما چیزی که رابطه رسانه با مخاطب را پایدار میکند، اعتماد پایدار به محتوایی است که در طول زمان با دقت و سرعت قابل قبول عرضه شود.
بنابراین پس از فروکش کردن شرایط جنگی و رفع محدودیتها، بازگشت کاربران به زیستگاههای دیجیتال قبلی بسیار محتمل است، مگر آنکه پلتفرمهای داخلی بتوانند اعتماد و کارایی لازم را در درازمدت تثبیت کنند؛ آنچه امروز قطعی به نظر میرسد، اولویت آگاهی لحظهای از اوضاع بر منبع خبر است، اما برای حفظ مخاطب پس از بحران، رسانهها ناگزیر از بازتعریف رابطه خود بر مبنای شفافیت، دقت و قابلیت اتکای پایدار هستند.
نظر شما