به گزارش خبرگزاری ایمنا از خوزستان، سوم خرداد در تقویم حماسهنگاری ملت ایران فراتر از یک تاریخ ساده، نماد شکوه و بازیابی هویت ملی است؛ خرمشهر که ۵۷۶ روز زیر چکمههای متجاوزان بعثی نفسهایش به شماره افتاده بود، با تکیه بر ایمان الهی و مجاهدت فرزندان این مرز و بوم، از اسارت رها شد.
این پیروزی بزرگ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است که در آن واژه «خونینشهر» جای خود را به «خرمشهر» داد تا برای همیشه ثابت شود که هیچ قدرت مادی قادر به مقابله با اراده یک ملت واحد نخواهد بود.
عملیات غرورآفرین «بیتالمقدس» که منجر به این پیروزی تاریخی شد، یکی از پیچیدهترین و جسورانهترین طرحهای نظامی به شمار میرود و رزمندگان اسلام با عبور از رودخانه خروشان کارون و درهمشکستن دژهای به ظاهر نفوذناپذیر دشمن، تمام معادلات نظامی کلاسیک را بر هم زدند.
این عملیات نشان داد که ترکیب «دانش نظامی» با «روحیه ایثارگری» فرمولی است که در سختترین شرایط نیز میتواند غیرممکنها را به واقعیت تبدیل کند و دشمن را به زانو درآورد.
پیام تاریخی حضرت امام خمینی (ره) برپایه اینکه «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، تبیینگر لایههای عمیق و معنوی این واقعه است. این جمله به روشنی بیان کرد که در میانه باران گلولهها و تانکها، نصرت الهی پشتیبان کسانی است که برای حق و عدالت برمیخیزد.

وحدت و همافزایی میان نیروهای مسلح از جمله ارتش دلاور، سپاه پاسداران جانبرکف و نیروهای مردمی کلیدیترین رمز موفقیت در فتح خرمشهر بود، در آن روزهای سرنوشتساز هیچ مرزی میان لباسها و رستهها وجود نداشت و همه زیر یک پرچم برای هدفی واحد میجنگیدند.
این انسجام بینظیر الگویی از مدیریت بحران را به نمایش گذاشت که امروز نیز در رویارویی با چالشهای اقتصادی و سیاسی، تنها راه برونرفت و دستیابی به قلههای موفقیت محسوب میشود.
امروز و با گذشت سالها از آن حماسه، خرمشهر همچنان نماد «مقاومت» و «امید» است؛ گرامیداشت این روز نهتنها پاسداشت یاد و خاطره شهدای والامقام، بلکه بازخوانی درسهای ایستادگی برای آینده است؛ منصور قمر عکاسی که در روزهای حصر خرمشهر حضور داشته و روایت آزادسازی خرمشهر را از قاب دوربینش منعکس کرده است به خبرنگار ایمنا میگوید: رژیم بعث به خیال خام خود خرمشهر را متعلق به خود میدانست و به همین دلیل آن را بهعنوان نخستین نقطه برای حمله گسترده انتخاب کرد، از سوی دیگر برای رزمندگان و فرماندهان ما نیز بهدلیل جایگاه بینالمللی این شهر، تدوین طرحهای جدید برای آزادی آن در اولویت قرار گرفت به نحوی که عملیات بیتالمقدس با هدفی وسیعتر و در چهار مرحله طوفانی با وحدت ارتش، سپاه و بسیج انجام شد.
وی به وحشت دشمن از قدرت هلیبرد ایران اشاره میکند و میافزاید: دشمن فکر میکرد رزمندگان ما تنها با پیاده کردن نیرو از ورودی جاده اهواز-خرمشهر اقدام به آزادی شهر میکنند؛ به همین دلیل با تخریب اماکن مسکونی و تجاری، تمام تیرآهنها را عین درخت بر ورودی شهر کاشتند تا مانع نشستن هلیکوپترهای ما شوند، اما در نهایت با تحمل بالاترین تلفات و اسرا، سوم خرداد سال ۶۱ مجبور به ترک شهر شدند.

این عکاس دوران دفاع مقدس که در کنار رزم، وظیفه ثبت وقایع را نیز بر عهده داشته است، ادامه میدهد: بهدلیل ضرورت ثبت و ضبط حماسههای ماندگار، دوربین شخصی خودم را که از نوع MG۱ یوشیکا ۱۳۵ بود، حفظ کردم و در حداقل فرصتهای پیش آمده عکس میگرفتم. ساعاتی پیش از عملیات، صحنههای عجیبی رقم میخورد؛ هرکس دیگری را گریهکنان در بغل میگرفت و طلب شفاعت میکرد، چفیهها محرم راز اشکهای رزمندگان در راز و نیاز با معبود بودند.
او در حالی که یادی از همرزمان شهیدش میکند ادامه میدهد «سخن گفتن از شهدا برای من که از آن دوران فاصله گرفتهام، آمیختهای از آرامش و سرزنش است، پیش از عملیات آزادسازی خرمشهر با برادر معنویام سید کاظم قلندری که پیشانیبند یاحسین (ع) و پارچهای سبز بر گردن داشت، پیمان شفاعت بستیم. به او گفتم که خداوکیلی شما شفیع من میشی؟ و او برای اطمینان، مهر نمازش را که همیشه همراهش بود به من داد و گفت که این نزد تو باشد تا با دیدن آن روی قول من حساب کنی؛ او با قلبی مطمئن رفت و من در اشتباه محاسباتیام جا ماندم.»

عکاس دفاع مقدس خاطرهای از شهید محمود دانشیار در منطقه دارخوین میگوید:«سردار شهید محمدرضا آلعبدی دوربین فیلمبرداری هشت خود را به من امانت داده بود. در مراسم دعای کمیل از شهید محمود دانشیار (معاون دسته) خواستم با گرفتن نورافکن مرا همراهی کند که حین فیلمبرداری، ناگهان برای دوربین به تاریکی مطلق رسید؛ وقتی برگشتم، دیدم محمود نورافکن را رها کرده و به شدت گریه میکند. او بعد از شهادت «مجید صدفساز» دیگر تنها به ملحق شدن به او فکر میکرد. عشق محمود به مجید به قدری بود که پیش از عملیات آزادسازی خرمشهر، شبانه در مزار خالی که در جوار شهید صدفساز بود میخوابید و با معبود خود راز و نیاز میکرد تا سرانجام او نیز آسمانی شد.»
قمر در ادامه روایت خود از روزهای منتهی به فتح خرمشهر، به بصیرت فرماندهان اشاره میکند و میگوید: پیش از شروع عملیات، از برادر شجاع و فرمانده بیریا، سردار محمدرضا اکرامفر (جانشین گردان بلال دزفول) اجازه خواستم تا عکسی از ایشان ثبت کنم، او با تبسمی خاص، نگاهش را به سمت شهید محمود دانشیار چرخاند و گفت که از محمود عکس بگیر؛ کسی که جسمش اینجاست، اما روحش جای دیگری است؛ این پیشبینی سردار درست از آب درآمد و محمود همانطور که در مزار خالی کنار رفیق شهیدش عهد بسته بود، آسمانی شد.

مسجد جامع؛ میعادگاه ابدی پیروزی
این رزمنده و عکاس دوران دفاع مقدس به یکی از ماندگارترین صحنههای پس از آزادی شهر اشاره میکند « به محض آزادی خرمشهر، مجاهد فقید و شجاع، آیتالله جمی (امامجمعه وقت آبادان) که در تمام طول جنگ در سنگر آبادان مانده بود، با یک بلندگوی دستی در شهر حضور پیدا کرد. ایشان با جدیتی مثالزدنی، رزمندگان را به رعایت مسائل شرعی و حفظ و نگهداری اموال منازل شخصی مردم که تخریب نشده بودند، توصیه میکرد. این ابتکار و تذکر ایشان در آن لحظاتِ فورانِ شادی، زیباترین جلوه از تقوا و اخلاقمداری رزمندگان اسلام بود.»
قمر فضای معنوی مسجد جامع خرمشهر در لحظه فتح را چنین توصیف میکند: «چه زیبا و دلنشین بود که همگی جشن آزادسازی را در مسجد جامع، همان نماد ایستادگی و مقاومت شهر، برگزار کردیم. لحظهای که پرچم پیروزی بر منارههای زخمی اما استوار مسجد به اهتزاز درآمد، شکوهی داشت که در کلمات نمیگنجد. من در همان لحظات تاریخی، عکسی از حال و هوای در ورودی مسجد جامع ثبت کردم که سندی بر بازگشت زندگی و غیرت به کالبد خرمشهر است.»

این لحظات فراتر از یک پیروزی نظامی، تجلیگاه «انسانیت» و «ایمان» بود که به ما یادآوری میکند رزمندگان ما برای سربلندی این خاک میجنگیدند؛ مسجد جامع خرمشهر با آن منارههای زخمی اما استوار، امروز نمادی فراتر از سنگ و سیمان است، نمادی از آن لحظهای که غیرت و تقوا، در کنار هم زیباترین صحنه تاریخ را رقم زدند و ثابت کردند که پیروزی واقعی مقاومت و پایداری در شرایط سخت و بازسازی امید در کالبد یک شهر است.
نظر شما