به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان تحولات سریع خاورمیانه، نخبگان اقتصادی ایران نقشه راهی برای ارتقای جایگاه پولی و تجاری کشور ترسیم میکنند.
حسن مرادی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اظهاراتی جامع، تصویری از فرصتهای ناشی از آرایش جدید منطقهای و بینالمللی ارائه میدهد که میتواند معادلات مالی غرب آسیا را دگرگون کند. وی در یک ارزیابی راهبردی میگوید: «در شرایط کنونی، فضای بینالمللی تا حد زیادی به نفع ایران تغییر کرده است و پس از پایان درگیریها، نگاه بسیاری از کشورها و حتی همسایگان نسبت به ایران متفاوت شده است.»
این تغییر پارادایم، که همراستا با تحلیل نشریه فارن افرز برپایه «ظهور نظم پساآمریکایی در خاورمیانه و افزایش قدرت مانور قدرتهای میانی» قرار میگیرد، تهران را به بازتعریف ابزارهای اقتصادی خود ترغیب کرده است.
محور اصلی نگاه مرادی، بینالمللیسازی ریال ایران از طریق کشورهای همسایه است. وی با اشاره به عمق ارتباطات ژئوپلیتیک، پیشنهادی عملیاتی ارائه میکند: «ایران با پانزده کشور همسایه ارتباط دارد و میتواند زمینه خرید و مبادله ریال را در این کشورها فراهم کند، برای نمونه افرادی که قصد سفر به ایران دارند باید بتوانند پیش از ورود، در خارج از کشور پول ایرانی تهیه کنند.»
این ایده که بانک مرکزی با عرضه هدفمند ریال در خارج، هم گردشگری را تسهیل میکند و هم اعتبار پول ملی را تقویت میکند، با مدلهای موفق بینالمللی همخوانی دارد؛ چنانکه هفتهنامه اکونومیست در گزارشی با عنوان «فراسوی دلار، جاهطلبی آرام ارزهای محلی» تصریح کرده است: «کشورهایی که موفق به ارائه ارز خود در دستگاههای خودپرداز فرامرزی و صرافیهای همسایگان شدهاند، گام نخست را در مشروعیتبخشی به پول ملی و کاهش هزینه مبادلات مرزی برداشتهاند.»
مرادی نیز با تأکید بر نقش بانک مرکزی میگوید: «بانک مرکزی میتواند نقش فعالی ایفا کند و با عرضه ریال در خارج از کشور، شرایطی ایجاد کند که مسافران و گردشگران با اطمینان بیشتری از پول ملی ایران استفاده کنند.» به گفته وی، «ایجاد چنین سازوکاری در کشورهای همسایه میتواند به افزایش اعتبار و ارزش پول ملی نیز کمک کند.»
در لایه عمیقتر تحلیل، مرادی گذار به سامانههای مالی چندقطبی را نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی راهبردی میداند. وی با اشاره به زیرساختهای نهادی موجود تأکید میکند: «سازمانهایی همچون بریکس و شانگهای دارای سازوکارهای مالی مشخصی هستند که حوزههایی همچون تجارت، خدمات، مالکیت معنوی و تبادلات پولی را پوشش میدهند.»
از نگاه او، ایران باید ریال را در این بسترها به گردش درآورد: «ایران نیز باید از این ظرفیتها استفاده کند و ارز خود را در این بسترها عرضه کند تا بهتدریج بهعنوان یکی از ارزهای قابل مبادله در این سازمانها شناخته شود.» این دیدگاه با ارزیابی فایننشال تایمز همسو است که بهتازگی نوشته است: «بریکس با ایجاد سیستم پرداخت جایگزین و توسعه خطوط سوآپ ارزی، در عمل در حال ساخت قطعات یک معماری موازی با سوئیفت است و پکن و مسکو مشتاقانه به دنبال یارگیری ارزی از متحدان خود هستند.»

مرادی با ذکر مصداقهایی از بازیگران بزرگ، روند را اینگونه تشریح میکند: «چین حجم قابل توجهی از ذخایر ارزی خود را در آمریکا نگهداری میکند و در صورت تغییر سیاستهای مالی، این موضوع میتواند بر بازار دلار تأثیر بگذارد. روسیه نیز از ظرفیتهای مشابهی برخوردار است و کشورهایی همچون ترکیه نیز میتوانند بخشی از مبادلات منطقهای خود را با ارزهای محلی انجام دهند و وابستگی به دلار را کاهش دهند.» این اشاره هوشمندانه به ترکیه، بهعنوان یک اقتصاد بزرگ نوظهور که بهتازگی سوآپهای ارزی با امارات و چین را گسترش داده است، درک پویایی ژئواکونومیک جدید منطقه را نشان میدهد.
مرادی اما از ترسیم فرصتها فراتر میرود و با نگاهی آسیبشناسانه به پیامدهای اقتصادی ناآرامیهای اخیر، وضعیت رقبا و دشمنان ایران را کالبدشکافی میکند. او میگوید: «تحولات منطقهای علاوهبر پیامدهای سیاسی، آثار اقتصادی گستردهای نیز به همراه داشته است. برخی کشورها در نتیجه این شرایط با خسارتهای اقتصادی قابل توجهی روبهرو شدهاند.» آنگاه بهطور مستقیم انگشت روی نبض اقتصاد اسرائیل میگذارد: «یکی از بخشهای مهم اقتصاد اسرائیل صنعت گردشگری است که در شرایط فعلی بهشدت آسیب دیده و بخش بزرگی از آن در عمل متوقف شده است. کاهش شدید ورود گردشگران موجب شده است که بسیاری از هتلها خالی بمانند و بخشی از منابع درآمد ارزی این رژیم کاهش پیدا کند.»
این تحلیل تیزبین با گزارش ویژه وال استریت ژورنال همراستا است که در توصیف وضعیت تلآویو نوشته است: «صنعت گردشگری اسرائیل که نزدیک به ۳ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد، با لغو پروازهای بینالمللی و هشدارهای امنیتی، در آستانه یک فروپاشی فصلی بیسابقه قرار گرفته است و بازگشت اعتماد ممکن است سالها به طول بیانجامد.» مرادی با کنار هم قرار دادن این قطعات، نتیجه میگیرد که نقشه اقتصادی منطقه در حال بازترسیم است.
وی در پایان، با لحنی که آمیزهای از هشدار و خوشبینی محاسبهشده را در خود دارد، خاطرنشان میکند: «تحولات اقتصادی و سیاسی منطقه نشان میدهد که بسیاری از معادلات در حال تغییر است و کشورها باید با نگاه راهبردی و برنامهریزی بلندمدت، از فرصتهای اقتصادی جدید استفاده کنند.»
پیام نهایی تحلیل مرادی روشن است؛ زنجیرهای از فرصتها در قالب پیمانهای پولی شرقی، خلأ گردشگری دشمن و امکانپذیری تبدیل ریال به ارز مبادلاتی همسایگان، پنجرهای راهبردی گشوده است که بهرهبرداری از آن مستلزم چابکی بانک مرکزی، دیپلماسی اقتصادی هوشمند و خروج از حاشیه امن دلار است. سؤال بزرگ این است که آیا بوروکراسی و محافظهکاری نهادی در تهران، اجازه خواهد داد این سناریوی بلندپروازانه از صفحه یادداشت کارشناسان به صحنه بازارهای مرزی و سامانههای تسویه بریکس راه پیدا کند؟
نظر شما