ریملند؛ میدان اصلی رقابت اقتصادی قدرت‌های جهان

ریملند به‌عنوان کمربند راهبردی میان خشکی و دریا، نقطه تلاقی منابع، کریدورهای تجارت و رقابت قدرت‌های بزرگ است؛ منطقه‌ای که کنترل آن می‌تواند بر جریان ثروت در اقتصاد جهانی اثر تعیین‌کننده بگذارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، ریملند یک مفهوم کلیدی در علم «ژئوپلیتیک» است که «نیکلاس اسپایکمن»، استاد دانشگاه ییل، در سال ۱۹۴۲ آن را مطرح کرد، فرض کنید در نگاه کردن به نقشه جهان هستید. ریملند به نوار ساحلی و حاشیه‌ایِ دورتادور قاره اوراسیا (اروپا و آسیا) گفته می‌شود. این منطقه کشورهای مهمی همچون ایران، ترکیه، عربستان، چین، هند و کشورهای جنوب شرق آسیا را در بر می‌گیرد.

نکته جالب درباره ریملند این است که یک منطقه میانی و «حائل» محسوب می‌شود. از یک طرف، با «قدرت‌های زمینی» (مثل روسیه در دل خشکی) همسایه است و از طرف دیگر، در مجاورت «قدرت‌های دریایی» (مثل آمریکا) قرار دارد. اسپایکمن معتقد بود که اهمیت این منطقه از مناطق مرکزی و دور از دریا (هارتلند) بیشتر است، چون هم جمعیت زیادی دارد و هم منابع سرشار و راه‌های تجاری مهم در آن قرار دارد.

به همین دلیل، جمله معروف اسپایکمن این است: «هرکه ریملند را کنترل کند، بر اوراسیا حکومت می‌کند و هرکه بر اوراسیا حکومت کند، سرنوشت جهان را در دست دارد.». این نظریه در عمل، پایه‌گذار «سیاست مهار» آمریکا در برابر شوروی در جنگ سرد شد و امروز هم برای تحلیل رقابت قدرت‌ها در مناطقی همچون دریای چین جنوبی، خاورمیانه و اوکراین به کار می‌رود.

ریملند؛ میدان اصلی رقابت اقتصادی قدرت‌های جهان

کنترل ریملند کلید قدرت جهانی است

افسانه خسروی، کارشناس روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: نیکلاس اسپایکمن، از نظریه‌پردازان برجسته روابط بین‌الملل، بر این باور بود که منطقه‌ای موسوم به «ریملند» نقشی محوری در نظام اقتصاد سیاسی جهان ایفا می‌کند و یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید قدرت در عرصه بین‌المللی به شمار می‌آید. در این چارچوب، قدرت به توان نظامی محدود نمی‌شود، بلکه ترکیبی از ظرفیت‌های اقتصادی، فناوری، دسترسی به منابع و کنترل مسیرهای حیاتی تجارت جهانی است.

وی درباره ماهیت جغرافیایی ریملند توضیح داد: این منطقه در نگاه اسپایکمن یک فضای ژئوگرافیایی دووجهی است؛ ناحیه‌ای که در مرز میان خشکی و دریا قرار دارد و به همین دلیل از مزیت‌های اقتصادی هر دو حوزه بهره می‌برد. همین ویژگی موجب شده است ریملند به یکی از نقاط کلیدی اتصال شبکه‌های مبادلات اقتصادی در جهان تبدیل شود.

این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه با تشریح جایگاه خاورمیانه در این نظریه گفت: اسپایکمن خاورمیانه را بخشی از قلمرو ریملند می‌داند؛ منطقه‌ای که در واقع کمربندی حائل میان «قلب زمین» یا همان خشکی مرکزی اوراسیا و «حوزه‌های دریایی پیرامونی» شامل اقیانوس‌ها و آبراه‌های آزاد است و همین موقعیت، اهمیت اقتصادی و ژئواستراتژیک ویژه‌ای برای آن ایجاد کرده است.

خسروی با بیان اینکه ریملند از نظر منابع و مسیرهای اقتصادی جایگاهی تعیین‌کننده دارد، گفت: این منطقه نه‌تنها دارای ذخایر عظیم انرژی و مواد معدنی است، بلکه مسیر اصلی عبور کالا، انرژی و سرمایه میان شرق و غرب جهان نیز به شمار می‌رود، به همین دلیل بخش مهمی از رقابت میان قدرت‌های دریایی که بر تجارت آزاد و کنترل راه‌های آبی تأکید دارند و قدرت‌های زمینی که بر تسلط بر منابع و کریدورهای خشکی تمرکز کرده‌اند در این منطقه شکل می‌گیرد؛ رقابتی که در اساس، ماهیتی اقتصادی دارد.

وی در ادامه به جایگاه ایران در این چارچوب اشاره کرد و افزود: در نظریه اسپایکمن، ایران معاصر نیز یکی از اجزای راهبردی ریملند به شمار می‌آید و به همین دلیل می‌توان نمود رقابت میان قدرت‌های زمینی و دریایی را به‌صورت ملموس در محیط ژئوپلیتیکی آن مشاهده کرد.

این کارشناس روابط بین‌الملل درباره ابعاد اقتصادی این رقابت تصریح کرد: قدرت‌های زمینی در تلاش‌اند با اتصال کریدورهای انرژی و تجارت در بستر خشکی، شبکه‌ای از زنجیره‌های تأمین قاره‌ای ایجاد کنند، در حالی که قدرت‌های دریایی می‌کوشند سلطه خود را بر شریان‌های حیاتی دریایی حفظ کرده و جریان آزاد تجارت جهانی را تحت کنترل نگه دارند.

خسروی با اشاره به موقعیت راهبردی ایران خاطرنشان کرد: ایران به‌عنوان یکی از نقاط حساس ریملند، با برخورداری از ذخایر عظیم هیدروکربنی، قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم شمال-جنوب و شرق-غرب و دسترسی به آب‌های آزاد، به عرصه‌ای مهم برای رقابت اقتصادی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

وی تأکید کرد: هر کشوری که بتواند جریان منابع، انرژی و مسیرهای ترانزیتی این منطقه را مدیریت یا کنترل کند، در عمل بر بخش قابل توجهی از گردش ثروت در اقتصاد جهانی اثر خواهد گذاشت؛ به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران کنترل اقتصادی ریملند را یکی از کلیدهای اصلی برتری در اقتصاد جهانی می‌دانند.

کارشناس روابط بین‌الملل در بخش دیگری از سخنان خود درباره نحوه مدیریت این منطقه از سوی قدرت‌های بزرگ توضیح داد: پرسش مهم این است که چرا ریملند برای قدرت‌های بزرگ چنین اهمیتی دارد، پاسخ را می‌توان در یک راهبرد خلاصه کرد؛ وابسته نگه داشتن کشورهای به‌این منطقه است.

خسروی در تبیین پیامدهای این وابستگی بیان کرد: چنین الگویی می‌تواند منافع اقتصادی قدرت‌های مسلط را تقویت کند، زیرا قدرت مانور اقتصادی و تجاری آن‌ها را افزایش می‌دهد، در این چارچوب بسیاری از کشورهای ریملند به واردکنندگان فناوری، مصرف‌کنندگان کالاهای صنعتی و صادرکنندگان مواد خام تبدیل می‌شوند؛ چرخه‌ای که در نهایت انتقال بخش قابل توجهی از ارزش افزوده به اقتصادهای مرکزی را رقم می‌زند.

وی در ادامه با تشریح سازوکارهای شکل‌گیری این وابستگی گفت: یکی از ابزارهای مهم برای تحقق چنین وضعیتی، ایجاد نوعی «فضای امنیتی» در منطقه است؛ فضایی که در عمل به معنای فقدان ثبات پایدار و تداوم ریسک و بحران‌های امنیتی است و می‌تواند زمینه بهره‌برداری اقتصادی بازیگران خارجی را فراهم کند.

این کارشناس روابط بین‌الملل در همین رابطه اضافه کرد: در چنین شرایطی ناامنی به‌نوعی کالای سیاسی و اقتصادی تبدیل می‌شود،کشورهای واقع در ریملند با پیامدهای فرسایشی آن روبه‌رو می‌شوند؛ سرمایه‌ها از منطقه خارج می‌شود، زیرساخت‌ها آسیب می‌بیند، نیروی انسانی متخصص مهاجرت می‌کند و اقتصادهای ملی به جای تمرکز بر توسعه، درگیر مدیریت بحران و بقا می‌شوند.

خسروی در ادامه تأکید کرد: در نتیجه بسیاری از این کشورها برای تأمین حداقل امنیت یا پاسخ به نیازهای فوری اقتصادی، ناچار به پذیرش شرایط و ترتیباتی می‌شوند که از سوی قدرت‌های بزرگ تعیین می‌شود.

وی درباره منافع اقتصادی قدرت‌های بزرگ در چنین فضایی عنوان کرد: در مقابل، همین فضای ناامن برای بعضی قدرت‌های بزرگ بیرونی -به‌ویژه کشورهایی با توان اقتصادی و نظامی بالا- فرصت‌های اقتصادی ایجاد می‌کند؛ به‌گونه‌ای که آن‌ها از طریق فروش تسلیحات، ارائه وام‌های کلان، مشارکت در بازسازی مناطق بحران‌زده و دسترسی گسترده‌تر به منابع و بازارهای منطقه سود قابل توجهی به دست می‌آورند.

خسروی در ادامه تصریح کرد: در چنین چارچوبی، این قدرت‌ها بیشتر در نقش حامی امنیت یا میانجی ظاهر می‌شوند، اما مدیریت بحران‌ها گاه بیش از آنکه به حل پایدار مسائل منجر شود، به تداوم چرخه‌ای از وابستگی اقتصادی و امنیتی می‌انجامد و اقتصاد جنگ و بحران را به یکی از محرک‌های صنایع نظامی و مالی آن‌ها تبدیل می‌کند.

وی در بخشی سخنان خود با اشاره به بعضی نمونه‌های منطقه‌ای خاطرنشان کرد: بحران‌هایی که در بخش‌هایی از ریملند رخ داده‌اند، پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای منطقه داشته‌اند، برای نمونه بحران یمن با تأثیرگذاری بر امنیت کشتیرانی در باب‌المندب هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل دریایی را افزایش داده است، همچنین تنش‌های جنوب آسیا یا درگیری‌های طولانی‌مدت در عراق و سوریه مسیرهای تجاری و زیرساخت‌های اقتصادی مهمی را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

کارشناس روابط بین‌الملل بیان کرد: در چنین شرایطی، بحران‌ها می‌توانند به بخشی از معادلات ژئواکونومیک تبدیل شوند؛ چرخه‌ای که در آن ناامنی موجب افزایش وابستگی اقتصادی شده و این وابستگی زمینه نفوذ و سلطه بیشتر قدرت‌های خارجی را فراهم می‌کند. بررسی این پویایی‌ها در چارچوب اقتصاد سیاسی و نظریه اسپایکمن نشان می‌دهد چرا ثبات و توسعه مستقل در ریملند می‌تواند چالشی جدی برای منافع قدرت‌های مسلط دریایی تلقی شود و در نهایت، کنترل این کمربند ژئوپلیتیک به معنای تأثیرگذاری بر جریان اصلی ثروت در اقتصاد جهانی است.

به گزارش ایمنا، ریملند به‌دلیل موقعیت دووجهی (مرز خشکی و دریا)، منابع عظیم و مسیرهای حیاتی تجارت، کانون اصلی رقابت ژئواکونومیک قدرت‌های زمینی و دریایی است، اما نکته کلیدی این است که ناامنی و بحران‌های تداومی در این منطقه به سود قدرت‌های بزرگ دریایی تمام می‌شود؛ زیرا آن‌ها با فروش تسلیحات، بازسازی مناطق جنگی و اعمال وابستگی اقتصادی، ثروت را از کشورهای ریملند به سمت خود منتقل می‌کنند. در مقابل، ثبات و توسعه مستقل در ریملند، بزرگترین تهدید برای منافع این قدرت‌ها محسوب می‌شود، بنابراین کنترل اقتصادی این کمربند ژئوپلیتیک، معادل تأثیرگذاری بر جریان اصلی ثروت در جهان است.

کد خبر 972753

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.