به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ انقلاب اسلامی، همیشه مردانی بودهاند که رفتنشان، آغاز فصل تازهای از حرکت و امید شده است. در دومین سالگرد شهادت آیتالله سیدابراهیم رئیسی، حالوهوای این مراسم دیگر شبیه سال گذشته نیست؛ امسال برای مردم ایران، سالگرد شهیدی برگزار میشود که خود در مکتب شهیدی دیگر پرورش یافته بود.
مکتبی که بر خدمت، اخلاص، مردمداری و خستگیناپذیری بنا شد و حالا پس از شهادت، بیش از گذشته درباره آن سخن گفته میشود.
امسال، سال مرور یک مسیر مشترک است. سالی که نام «رئیسجمهور شهید» در کنار نام «رهبر شهید انقلاب» قرار میگیرد و همین، روایت این سالگرد را متفاوتتر از همیشه میکند. گویی این بار قرار است یک شهید را از نگاه شهیدی دیگر مرور کنیم؛ مردی که عمر خود را وقف مردم کرد، از زبان رهبری که خود نیز تمام حیاتش را در راه انقلاب و مردم گذاشت.
سالروز شهادت مردی است که رهبر شهید انقلاب او را «خادمالرضا»، «مرد میدان»، «خستگیناپذیر» و «مظهر شعارهای انقلاب» خوانده بود.

شاید تلخی نبودن این دو چهره بزرگ بر دلها سنگینی کند، اما حقیقت ماجرا در همین نقطه متوقف نمیشود. ملت ایران بارها نشان داده است که از دل اندوه، امید میسازد و از دل فقدان، مسیر ادامه پیدا میکند. مکتب این دو شهید، امروز بیش از هر زمان دیگری زنده است؛ مکتبی که خستگی را نمیشناخت، مردم را فراموش نمیکرد و در سختترین روزها، امید را از دست نمیداد.
اینبار روایت شهید جمهور، از زبان رهبری است که خود نیز امروز در شمار شهیدان تاریخ انقلاب ایستاده؛ دو نام، دو پرچم و یک راهِ ادامهدار.
مردی که «خادمالرضا» ماند
رهبر شهید انقلاب در نخستین پیام خود پس از سانحه هوایی اردیبهشت ۱۴۰۳، از شهید رئیسی با تعبیر «عالم مجاهد»، «رئیسجمهور مردمی»، «پرتلاش» و «خادمالرضا علیهالسلام» یاد کردند و نوشتند: «همه مدت مسئولیت این انسان بزرگوار و فداکار، یکسره به تلاش بیوقفه در خدمت به مردم و کشور و اسلام سپری شد.»
همین چند جمله، شاید خلاصهای از تمام تصویری باشد که رهبر انقلاب از شهید رئیسی ارائه میکردند؛ تصویری از مدیری که مسئولیت را نه موقعیت، بلکه میدان خدمت میدانست.

در سالهای مختلف، از تولیت آستان قدس رضوی تا ریاست قوه قضائیه و سپس ریاستجمهوری، رهبر شهید انقلاب بارها بر ویژگیهایی مشابه تأکید کردند؛ «کارآزموده»، «مردمی»، «پرهیزکار»، «خردمند»، «صمیمی»، «مسئول کارآمد» و «خستگیناپذیر».
اما شاید مهمترین توصیف، همان عبارتی بود که بعدها بارها تکرار شد: «رئیسی خستگی نمیشناخت.»
شبهایی که «برای مردم» صبح میشد
رهبر شهید انقلاب در دیدار اعضای دولت سیزدهم در تیر ۱۴۰۳، روایتی صمیمی از سبک زندگی شهید رئیسی بیان کردند؛ روایتی که تصویر رسمی یک رئیسجمهور را به انسانی وقفشده برای مردم تبدیل میکرد.
ایشان فرمودند: «من مکرّر ایشان را توصیه میکردم به اینکه یک قدری استراحت کند… ایشان همیشه میگفت من از کار خسته نمیشوم، واقعاً هم کأنّه خسته نمیشد.»

این روایت فقط یک تعریف سیاسی نبود؛ توصیف مردی بود که نیمهشب از سفر خارجی بازمیگشت و صبح زود میان مردم یک شهر حاضر میشد. مردی که بحران، سیل، زلزله یا حادثه را از پشت میز مدیریت نمیکرد؛ خودش در میدان حاضر میشد.
رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کردند که دولت شهید رئیسی «دولت کار»، «دولت امید» و «دولت حرکت» بود؛ دولتی که تلاش میکرد مردم احساس کنند مسئولان در کنار آنان ایستادهاند، نه دور از آنان.
مردی که مردم را باور داشت
یکی از پررنگترین ویژگیهایی که رهبر شهید انقلاب درباره شهید رئیسی تکرار میکردند، «مردمی بودن» او بود.
ایشان در دیدار اعضای هیئت دولت فرمودند: «ایشان به مردم اعتنا میکرد، برای مردم احترام قائل بود، در بین مردم حضور پیدا میکرد، حرفهای آنها را میشنید و نیازهای آنها را محور برنامهریزیهای خودش قرار میداد.»
شاید راز آن تشییع تاریخی و میلیونی نیز همین بود. همان صحنههایی که رهبر شهید انقلاب درباره آن گفتند: «این تشییع اخیر و تشییع شهید سلیمانی شبیهش در هیچ جای دنیا دیده نشده است.»
مردم، فقط یک مقام سیاسی را بدرقه نمیکردند؛ آنان احساس میکردند یکی از خودشان را از دست دادهاند. مردی که روی فرش خانههای ساده مینشست، در میان مردم راه میرفت و درد را از زبان خود مردم میشنید.

دلم برای رئیسی سوخت…
شاید احساسیترین بخش سخنان رهبر شهید انقلاب درباره شهید رئیسی، همان جملاتی باشد که در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) بیان شد؛ جملاتی که هنوز هم برای بسیاری از مردم، تلخ و تکاندهنده است.
رهبر انقلاب فرمودند: «بعد از فقدان این عزیز، دیدم تقریباً همه روزنامهها، همه مطبوعات، در فضای مجازی، اشخاص گوناگون از خدمات او حرف میزنند… دلم سوخت؛ دلم برای رئیسی سوخت؛ بعضیها در زمان حیات او حاضر نبودند یک کلمه از این حرفها را بگویند.»
ایشان ادامه دادند: «در زمان حیات او این برجستگیها را میدیدند اما کتمان میکردند… او را میآزردند… البته او غالباً جواب نمیداد اما گاهی پیش من میآمد و مقداری شکایت میکرد.»
این روایت، تصویری انسانی از رئیسجمهوری بود که زیر فشار تخریبها، باز هم دست از کار نکشید. رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کردند که شهید رئیسی «از زخمزبانها مأیوس نمیشد» و همین روحیه، او را در میدان نگه میداشت.

امید، میراث مشترک دو شهید
اگرچه امروز نام شهید رئیسی و رهبر شهید انقلاب با اندوه در ذهن مردم همراه شده، اما حقیقت این است که میراث این دو نفر، بیش از آنکه غم باشد، امید است.
رهبر شهید انقلاب بارها درباره دولت سیزدهم گفتند که بزرگترین موفقیتش «زنده کردن امید و اعتماد در مردم» بود. ایشان تأکید کردند که مردم احساس کردند «دولت وسط میدان است.»
این امید، فقط یک شعار سیاسی نبود؛ در سفرهای استانی، در بازگشت کارخانههای تعطیلشده، در حضور میان سیلزدگان، در پیگیری طرحهای بزرگ و در تکیه بر ظرفیتهای داخلی معنا پیدا میکرد.
رهبر شهید انقلاب حتی در سال ۱۴۰۴ نیز با اشاره به عملکرد دولت شهید رئیسی فرمودند: «طبق آماری که به ما دادند، در دولت شهید رئیسی هشت هزار کارخانه را به کار برگرداندند؛ پس میشود.»
این جمله، فقط روایت یک آمار اقتصادی نیست؛ جملهای است درباره امکان ساختن، حتی در سختترین شرایط.
رئیسجمهوری که «مظهر شعارهای انقلاب» بود
رهبر شهید انقلاب بارها از شهید رئیسی به عنوان «مظهر شعارهای انقلاب» یاد کردند. به گفته ایشان، مردم وقتی از رئیسی تمجید میکردند، در حقیقت دلبستگی خود به آرمانهای انقلاب را نشان میدادند.

عدالتخواهی، فسادستیزی، سادهزیستی، اعتماد به جوانان، تکیه بر توان داخلی و صراحت در مواضع انقلابی، مهمترین ویژگیهایی بود که رهبر انقلاب درباره او برمیشمردند.
ایشان در یکی از سخنرانیها تصریح کردند: «مرحوم رئیسی صریحاً شعارهای انقلاب را میداد… به لبخند دشمن اعتماد نمیکرد.»
اما در کنار این صراحت، رهبر شهید انقلاب از اخلاق شخصی شهید رئیسی نیز سخن گفتند؛ از صبر، مدارا، تواضع و حتی اشکهای نیمهشب او.
ایشان فرمودند: «اهل دعا بود، اهل ذکر بود، اهل توسل بود، اهل گریه بود و دلش روشن بود.»
همین ویژگیها بود که چهرهای متفاوت از او ساخت؛ مدیری که سیاست را از معنویت جدا نمیدانست.
راهی که ادامه دارد
امروز، در دومین سالگرد شهادت سیدابراهیم رئیسی، نام او دیگر فقط یک نام سیاسی نیست. او به بخشی از حافظه تاریخی مردم تبدیل شده است؛ همانطور که رهبر شهید انقلاب نیز فقط یک رهبر سیاسی نبودند، بلکه تکیهگاه عاطفی و فکری میلیونها انسان بودند.
فقدان این دو شخصیت برای ملت ایران دردناک است، اما روایت امروز، روایت توقف نیست. اگر مردم در تشییع شهید رئیسی اشک ریختند، همان مردم بعدتر ثابت کردند که راه را رها نمیکنند.
مکتبِ خدمت، امید، مردمداری و ایستادگی، وابسته به حضور یک فرد نمیماند. شاید جسمها رفته باشند، اما راه هنوز روشن است.
و حالا در این روزها، وقتی نام «شهید جمهور» کنار نام «رهبر شهید انقلاب» قرار میگیرد، بیش از هر چیز یک حقیقت در ذهن مردم زنده میشود؛ اینکه بعضی آدمها حتی پس از رفتن، همچنان در حال ساختن آیندهاند.
نظر شما