به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از فوربز، صداقت و شفافیت بهدلایل منطقی، معیار طلایی یک رابطه سالم محسوب میشوند، چراکه اعتماد به آنها وابسته است. بدون انتظار اولیه برای راستگویی، رابطه خیلی زود متزلزل میشود و طرفین شروع میکنند به شک کردن به نیتها و میزان تعهد یکدیگر.
با این حال، روابط انسانی بهندرت بر پایه قواعد مطلق پیش میروند، هر قانون منطقی، به طور معمول یک استثنای منطقی هم دارد و به همین دلیل، حتی سالمترین زوجها هم گاهی حقیقت را کمی تغییر میدهند. جالبتر اینکه تحقیقات نشان میدهد بعضی شکلهای دروغ گفتن، در واقع میتوانند نقش مهمی در حفظ رابطه داشته باشند.
دلیلش این است که اگرچه صداقت بیپرده در تئوری فضیلت بهنظر میرسد، اما در بسیاری از موقعیتها، گفتن بیرحمانه حقیقت بیشتر از آنکه صمیمیت را تقویت کند، به آن آسیب میزند، بنابراین یک زندگی مشترک نیازمند این آگاهی است که گاهی لازم نیست هر حقیقتی در خشنترین و خامترین شکلش بیان شود.
در ادامه، با دو دروغ ضروری آشنا میشویم که طبق تحقیقات روانشناسی، بسیاری از روابط سالم به آنها وابسته است.
دروغهای همدلانه یا اجتماعی (Prosocial Lies)
یکی از رایجترین شکلهای دروغ در زندگی مشترک، دروغ همدلانه است، یعنی دروغی که در نهایت اثر مثبتی دارد و باعث حفظ صمیمیت، آرامش و هماهنگی اجتماعی میشود.
در پژوهشی که سال ۲۰۲۶ در نشریه The Journal of Social Psychology منتشر شد، محققان بررسی کردند افراد در روابط عاطفی چه احساسی نسبت به شنیدن این نوع دروغها از شریک عاطفیشان دارند و نتیجه نشان دارد با اینکه صداقت همچنان ارزشمند تلقی میشود، بسیاری از افراد در بعضی موقعیتها ترجیح میدهند بهجای حقیقت تلخ، حرفی آرامشبخش و دلگرمکننده بشنوند، به ویژه کسانی که احساس میکنند رابطهشان در وضعیت شکنندهای قرار دارد.
پژوهشگران همچنین دریافتند افرادی که رضایت کمتری از رابطه خود دارند، بیشتر به این دروغهای همدلانه تمایل نشان میدهند، چراکه حقیقتهای بیپرده را از نظر احساسی آسیبزننده میدانند. این نشان میدهد وقتی رابطه در شرایط حساسی قرار دارد، محافظت عاطفی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این موضوع قابل درک است، چراکه رابطه فقط تبادل اطلاعات نیست. دو نفر در یک رابطه دائم در حال حفظ احساس امنیت و اعتمادبهنفس یکدیگر هستند و گاهی این یعنی کمی نرمتر کردن واقعیت؛ به عنوان مثال تصور کنید شریک عاطفیتان ساعتها وقت گذاشته تا برای شما شام مفصلی درست کند. غذا بد نشده، اما فوقالعاده هم نیست. پاسخ صادقانه شاید این باشد که «راستش کمی بیمزه بود.»، اما در چنین موقعیتی، گفتن جملهای مانند «خیلی خوشمزه بود، ممنون که اینهمه برای خوشحال کردنم زحمت کشیدی» بیشتر به رابطه کمک میکند تا بیان دقیق حقیقت.
در این شرایط هدف، نقد حرفهای غذا نیست و شریک زندگی شما بیشتر میخواهد بداند محبت و تلاشی که کرده دیده شده یا نه.
همین اصل درباره ظاهر هم صدق میکند. وقتی کسی میپرسد «این لباس بهم میاد؟»، منظورش دریافت یک تحلیل تخصصی مد و لباس نیست، بلکه بیشتر دنبال اطمینان و دلگرمی است یا وقتی از هدیهای که شاید خودتان انتخابش نمیکردید با اشتیاق تعریف میکنید، این هم نوعی دروغ همدلانه است.
اگر بیش از حد صادقانه واکنش منفی نشان دهید، محبت پشت هدیه را تحتالشعاع قرار میدهید و در این لحظهها، حفظ گرما و صمیمیت مهمتر از دقت مطلق است.
البته این نوع دروغها اگر تبدیل شوند به پنهان کردن ناسازگاریهای جدی یا فرار از گفتوگوی لازم، دیگر سالم نیستند، به عنوان مثال اینکه به شریکتان بگویید از سبک زندگیای لذت میبرید که در واقع شما را ناراحت کرده، دیگر مهربانی نیست، بلکه فرار از یک گفتوگوی ضروری است، اما در حد تعادل، این محافظتهای کوچک عاطفی نقش مهم و نامرئی در روان بودن رابطه دارند.
آنها یادآور یک اصل اساسی است که در زندگی مشترک، احساسات از نیاز هر دو نفر به درست بودن مهمتر است.
دروغهای محافظتی (Protective Lies)
دسته دیگری از دروغهای ضروری، دروغهای محافظتی هستند، یعنی دروغهایی که با هدف جلوگیری از آسیب احساسی غیرضروری گفته میشوند.
در مطالعهای که سال ۲۰۲۵ در نشریه Personal Relationships منتشر شد، پژوهشگران دریافتند بیشتر افراد دروغهای خود در رابطه را محافظتی توصیف میکنند، این دروغها به طور معمول دو نوع است و برای محافظت از شریک عاطفی گفته میشوند یا برای محافظت از خود فرد.
اگر دروغهای همدلانه بیشتر برای ایجاد حس خوب باشند، دروغهای محافظتی برای جلوگیری از حس بد عمل میکنند. اینها بیشتر مربوط به مدیریت احساسات است تا فریبکاری. کمک میکنند هر ناراحتی کوچک، هر ناامنی یا مقایسه گذرا، تبدیل به بحران تهدیدکننده رابطه نشود.
بسیاری افراد عادتهای کوچکی دارند که شاید کمی آزاردهنده باشد، اما علامت خطر محسوب نمیشود، مانند بلند غذا خوردن، باز گذاشتن در کابینت یا زمزمه کردن مداوم هنگام کار. اگر قرار باشد تمام این جزئیات را با صداقت کامل مطرح کنید، زندگی روزمره خیلی زود خستهکننده و فرسایشی میشود.
به همین دلیل، بیشتر زوجها بعضی چیزها را نادیده میگیرند. آنها یاد گرفتهاند عشق به مقدار مشخصی صبوری و تحمل نیاز دارد. اصلاح دائمی طرف مقابل فقط فضایی از حساسیت و ایرادگیری مداوم ایجاد میکند.
این دروغها حتی درباره حریم خصوصی و مرزهای احساسی هم دیده میشوند. فرض کنید شریک شما ماهها قبل در لحظهای آسیبپذیر، موضوع خجالتآوری را با شما در میان گذاشته است، بعدها وقتی دوباره آن موضوع مطرح میشود، شاید وانمود کنید همه جزئیات را به یاد ندارید، چون نشان دادن حافظه دقیق ممکن است حس ناامنی یا قضاوت شدن ایجاد کند.
این نوع رفتار، به حفظ عزتنفس کمک میکند. اگر هر بار تمام لحظات ناراحتکننده یا شرمآور طرف مقابل را با جزئیات به یاد بیاورید، او احساس حمایت نخواهد کرد.
در پایان، این تحقیقات یادآوری میکنند که همه دروغها از روی فریبکاری نیستند. بعضی از آنها، اگر در حد متعادل و سالم باشند، بخشی از زبان مراقبت، همدلی و محافظت عاطفی در روابط انسانی است.
نظر شما