به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریکروشن آبهای خلیج فارس، جایی که روزگاری ناوهای هواپیمابر نماد بلامنازع قدرت بودند، اکنون یک تکه کاغذ -یا به بیان دقیقتر، یک گواهی بیمه اتکایی- به قدرتمندترین سلاح ژئوپلیتیک جهان تبدیل شده است، در حالی که تنشها در خاورمیانه به نقطه جوش رسیده است، خط مقدم نبرد برای کنترل شریان انرژی جهان دیگر روی امواج دریا نیست، بلکه در برجهای شیشهای لندن و اتاقهای فکر واشنگتن و تهران در جریان است.
گزارشهای اختصاصی و دادههای بازار نشان میدهند که طرح جاهطلبانه ایالات متحده برای تضمین امنیت عبورومرور دریایی درعمل به گِل نشسته است؛ اتفاقی که توازن قدرت را در یکی از حیاتیترین گذرگاههای اقتصادی جهان تغییر داده است.
سراب ۲۲۵ میلیارد دلاری واشنگتن
حدود دو ماه پیش، دونالد ترامپ با رونمایی از یک طرح عظیم با ارزش اسمی معادل ۲۲۵ میلیارد دلار، وعده داد که چتر بیمهای مستحکمی برای کشتیهای عبوری از تنگه هرمز -که پیشتر محل ترانزیت ۲۰درصد (یا ۱.۵) نفت خام جهان بود- فراهم خواهد کرد، اما بررسیهای والاستریت ژورنال نشان میدهد که این طرح تا به امروز حتی برای یک بشکه نفت نیز اجرایی نشده است.
چرا بزرگترین اقتصاد جهان در اجرای یک سازوکار مالی ناکام مانده است؟ کارگزاران ارشد بیمه در گفتوگو با والاستریت ژورنال، انگشت اتهام را به سوی شروط پیچیده و وابستگی ساختاری این طرح به اسکورتهای نیروی دریایی آمریکا نشانه میروند. یک کارگزار ارشد در بازار «لویدز لندن» (Lloyd’s of London) که نخواست نامش فاش شود، میگوید: «مالکان کشتیها بهدنبال یک سپر دفاعی مالی هستند، نه تبدیل شدن به سیبلهای متحرک در یک مانور نظامی، گره زدن بیمه تجاری به حضور مستقیم نظامی آمریکا، ریسک هدف قرار گرفتن را برای کشتیها به شکل تصاعدی افزایش میدهد.»
در غیاب یک هژمونی مالی کارآمد از سوی غرب، قدرتهای نوظهور در حال پر کردن این خلأ هستند؛ مارکوس بیکر، رئیس بخش بیمه دریایی شرکت بینالمللی «مارش» (Marsh)، در تحلیلی قابل تأمل معتقد است که طرح پیشنهادی هند برای ایجاد یک مکانیزم بیمهای مستقل، شانس موفقیت بسیار بالاتری دارد. بیکر تأکید میکند: «مدل هندیها روی تأمین منابع مالی خالص متمرکز است و هیچ وابستگی به حمایتهای نظامی و تحریکآمیز ندارد. این بهطوردقیق همان چیزی است که بازار تشنه آن است: امنیت خاموش»، این چرخش راهبردی، زنگ خطری جدی برای تسلط سنتی غرب بر نهادهای مالی بینالمللی است، اگر آسیا بتواند سیستم بیمه دریایی مستقل خود را تثبیت کند، اهرم فشار تحریمهای ثانویه آمریکا به شدت کند خواهد شد.

معماری یک محاصره نامرئی
در آن سوی آبهای خلیج فارس، تهران با دقت این شطرنج مالی را رصد میکند و از آن بهعنوان یک ابزار فشار بهره میبرد، منابع آگاه در ایران تأیید میکنند که استراتژی جمهوری اسلامی از تهدید به انسداد فیزیکی تنگه، به «مدیریت ریسک هوشمند» تغییر پیدا کرده است، یک مقام ارشد مطلع در ساختار تصمیمگیری اقتصادی ایران، در گفتوگو با واسطههای والاستریت ژورنال، با لحنی هشداردهنده میگوید: «آمریکاییها گمان میکنند با ناوگان پنجم خود میتوانند اقتصاد آبها را دیکته کنند، اما امروز این موشکهای ما نیستند که کشتیها را متوقف میکنند، بلکه نبود قطعیت و هراس بازارهای بیمه است که کار را تمام کرده است، ما قواعد بازی را تغییر دادهایم؛ تنگه هرمز اکنون یک فیلتر اعتباری است( نه بهصرف یک آبراه فیزیکی).»
این جنگ روانی و مالی، به شکلی بینقص در حال اثرگذاری است، برای بسیاری از مالکان کشتی، مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا میتوانند از حمله نظامی جان سالم به در ببرند یا خیر؟ بلکه سؤال این است که آیا بههیچعنوان نمیتوانند پیش از لنگر کشیدن، بیمهنامه معتبری دریافت کنند؟
صنعت بیمه دریایی بر سه ستون استوار است؛ بیمه بدنه و ماشینآلات (H&M)، بیمه مسئولیت مدنی (P&I) و پوشش خطرات جنگ (War Risk)، در روزهای آرام، دو مورد اول برای حرکت چرخهای تجارت کافی است، اما امروز بدون فعال بودن پوشش گرانقیمت خطرات جنگ، ورود به آبهای خاورمیانه به معنای خودکشی اقتصادی است.
دادههای اختصاصی والاستریت ژورنال نشان میدهد که «حقبیمه اضافی ریسک جنگ» (AWRP) که پیشتر تنها کسری از یک درصد (۰.۰۱درصد و ۰.۰۵درصد ) ارزش بدنه کشتی را تشکیل میداد، در هفتههای اخیر به شدت جهش کرده است، برای ابرنفتکشهایی (VLCC) با محمولههایی به ارزش بیش از ۱۰۰۰ میلیون دلار، این حق بیمه اکنون به ارقامی سرسامآور رسیده است که حاشیه سود هر سفر دریایی را به صفر نزدیک میکند.
بازار بیمه لندن، بهعنوان قطب اصلی این صنعت، به سرعت واکنش نشان داده و نقشه مناطق پرخطر (High-Risk Areas) خود را گسترش داده است. اکنون هر عبور از تنگه هرمز نیازمند یک مجوز موردی و پرداخت «مالیات وحشت» به بیمهگران است، بحران اخیر الگوریتمهای ارزیابی ریسک را نیز دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. شرکتهای اتکایی بزرگ، ظرفیتهای خود را محدود کردهاند، در این نظم نوین، یک کشتی دیگر تنها یک شناور فلزی نیست، بلکه مجموعهای از دادههای ژئوپلیتیک است. بیمهگران اکنون با وسواس تمام، پرچم کشتی، هویت مالکان پنهان، چارترکننده و مقصد نهایی محموله را آنالیز میکنند، در نتیجه دو کشتی مشابه که در یک مسیر واحد حرکت میکنند، ممکن است نرخهای بیمهای با اختلاف۳۰۰ درصد دریافت کنند.
پیروزی دیوار کاغذی بر ناوهای آهنین
تحولات ماههای اخیر در تنگه هرمز یک پیام روشن برای اقتصاد جهانی دارد: در قرن بیستویکم، نیازی به مینگذاری یک آبراه برای مسدود کردن آن نیست؛ کافی است حقبیمه عبور از آن را غیرقابل پرداخت کنید، تا زمانی که بانکها، خریداران نفت و بنادر مقصد، اعتبار بیمهنامهها را تأیید نکنند، حتی امنترین عبور فیزیکی از تنگه هرمز نیز هیچ ارزشی در بازارهای جهانی نخواهد داشت. طرحهای نظامی واشنگتن روی کاغذ باقی ماندهاند، دیپلماسی پنهان آسیا در حال رشد است و در این میان، هزینه این جنگ سرد مالی را مصرفکنندگان در سراسر جهان با تورم بالاتر انرژی پرداخت خواهند کرد، تنگه هرمز اکنون توسط یک دیوار نامرئی کاغذی کنترل میشود؛ دیواری که عبور از آن، هر روز گرانتر از دیروز تمام میشود.
نظر شما