رئیس‌جمهور شهید در نگاه ملت؛ از مردم، با مردم، برای مردم

بعضی نام‌ها پس از رفتن زنده‌تر می‌شوند؛ سید ابراهیم رئیسی، مردی که ایمان، صداقت و خستگی‌ناپذیری‌اش، او را از میان سیاست‌مداران به قامت یک شهید خدمت رساند تا یادش همیشه در دل مردم ایران جاودانه بماند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از مازندران، از دل مه و کوه، از میان دلهره و چشم‌انتظاری، نامی در حافظه‌ این سرزمین ماندگار شد؛ نام مردی که تا آخرین لحظه در کنار مردم ماند و در نهایت در راه خدمت، آسمانی شد.

هنوز صدای «آقاجان، هارداسان؟» در گوش ایران می‌پیچد؛ صدایی برخاسته از قلب‌های شکسته‌ای که در کوهستان‌های ارسباران و ارتفاعات ورزقان، ۱۸ ساعت تمام به امید نشانی از بالگرد رئیس‌جمهور چشم دوختند ، ۱۸ ساعت اضطراب که هر لحظه آن قلب ملت را میان بیم و امید در نوسان نگه داشت تا سرانجام، یقین تلخ عروج بر جان‌ها سایه افکند.

او برای گشودن دروازه‌ امید رفته بود، برای افتتاح پروژه‌ای بزرگ که سال‌ها مردم آن دیار در انتظارش بودند اما بازگشت او، نه زمینی که آسمانی بود، آسمانی شدن مردی که سراسر عمرش را وقف خدمت کرد تا آخرین مأموریتش نیز «خدمت به مردم» باشد؛ آخرین ره‌توشه‌ای که از این دنیا با خود برد.

رئیس‌جمهور شهید در نگاه ملت؛ از مردم، با مردم، برای مردم

مردی که دل مردم را خانه‌ خود می‌دانست

سید ابراهیم رئیسی، دومین «شهید جمهور» پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مردی بود که هیچ‌گاه از نشستن پای درددل مردم خسته نشد، همچنان‌که در همان روز آخر، پس از افتتاح سد «قیزقلعه‌سی»، پیش از سوار شدن به بالگرد، دقایقی را در جمع اهالی ورزقان گذراند؛ با مهربانی از مشکلاتشان شنید و با قول پیگیری، دل‌هایشان را آرام کرد. آخرین گفت‌وگوهای زمینی او، سخن از مردم داشت و دغدغه‌ خدمت در واو واو کلامش جاری بود.

اردیبهشت ۱۴۰۳ برای مردم مازندران یادآور لحظات ناب است؛ روزهایی که آمدن شهیدِ جمهور با نباریدن رحمت الهی بر زمین‌های سبز این دیار همراه شد، سه روز پیش از سانحه، در بیست‌وهفتم اردیبهشت، آیت‌الله رئیسی در حالی‌که باران لطیف بهاری چهره‌ زمین را شست‌وشو می‌داد، وارد مازندران شد و مورد استقبال صمیمی مردم قرار گرفت.

او بی‌وقفه، بی‌هیچ توقف و استراحتی به بازدید از پروژه‌ها، بررسی دستاوردهای سفر نخست دولت سیزدهم و گره‌گشایی از مشکلات مردم پرداخت، سفری کاری که با عشق و تعهد عجین شده بود.

برای اهالی روستای «خرماکلا» در شهرستان قائم‌شهر، آن صبح بهاری بیست‌وهشتم اردیبهشت، هرگز فراموش‌شدنی نیست، همان روزی که بزرگ‌ترین مجتمع آموزشی روستایی کشور ، مدرسه‌ برکت زنده‌یاد حاج حسن اصغرزاده با حضور او افتتاح شد. آن نگاه مهربان، لبخند خستگی‌ناپذیر و آن «خداقوت» ساده‌اش، به یاد اهالی مانده است؛ مردی که به میان مردم آمد تا شادی‌شان را شریک شود.

دستانی که کار را زنده کرد

او میدان خدمت را نه در پشت میز، بلکه در دل خاک و عرق پیشانی کارگران و کشاورزان می‌جست، وقتی در مسیر بازدید از واحدهای تولیدی، کشاورزان مشغول کار را دید، ایستاد، دست بالا برد و با صدای بلند گفت: «خسته نباشید!»

همان لحظه، شادی صادقانه‌ای در چهره‌های آفتاب‌سوخته‌شان نشست. با حضور او در مازندران، امید به کارخانه‌ها بازگشت. ۳۵۹ واحد تولیدی راکد و نیمه‌فعال که کارگرانشان ماه‌ها بی‌حقوق و بی‌آینده مانده بودند، با دستورات مستقیم او دوباره جان گرفتند، از جمله کارخانه‌ بزرگ چوب و کاغذ مازندران که با انبوهی از مشکلات و بلاتکلیفی اداره می‌شد، روحی تازه پیدا کرد، همان کارگرانی که امروز می‌گویند: «او دستمان را گرفت و چراغ امید را در خانه‌هایمان دوباره روشن کرد.»

این مرد ساده و صادق، نه فقط رئیس‌جمهور ایران که پناه خسته‌ها بود؛ مردی که نامش بر لبان کارگران هفت‌تپه، اراک و قائم‌شهر به نیکی جاری است و در تشییع پرشکوهش، حضور آن هزاران دست پینه‌بسته، سند مهر مردم به اوست.

رئیس‌جمهور شهید در نگاه ملت؛ از مردم، با مردم، برای مردم

تلاش و خستگی‌ناپذیری؛ قاب ماندگار رئیس‌جمهور شهید

در دومین سالگرد شهادت او به سراغ مردم رفتیم تا بدانیم «اولین تصویری که از شهید رئیسی در ذهن‌ آنها زنده می‌شود ، کدام تصویر است؟» پاسخ‌ها گوناگون، اما در یک چیز مشترک‌ بود، چهره‌ مردی مهربان، ساده‌زیست و خستگی‌ناپذیر که تا آخرین لحظه، مردم را تنها نگذاشت. نامش با خدمت، یادش با اخلاص و راهش با محبت در تاریخ این ملت ماندگار خواهد ماند.

سمانه قلی‌پور با تبسمی حاکی از احترام و اندکی تأمل، نخستین تصویر ذهنی‌اش را این‌گونه ترسیم می‌کند: تلاش بی‌وقفه؛ شهید رئیسی برای من تداعی‌گر مردی بود که خستگی نمی‌شناخت.

وی با اشاره به دستاوردهای کلان دولت می‌افزاید: در دوران ریاست‌جمهوری ایشان، شاهد تحولی ملموس در ارتباطات بین‌المللی ایران با کشورهای همسایه و منطقه خاورمیانه بودیم؛ دیپلماسی فعالی که گستره‌ نفوذ ایران را به‌طور چشم‌گیری ارتقا داد.

سیدعلیرضا صادقی، دیگر شهروند مازندرانی نیز در حالی‌که با یادآوری آن روزها، آهی بر لب می‌آورد، می‌گوید: تمام همّ و غم او، کارهای جهادی برای آبادانی کشور بود.

وی صراحت و صداقت را از ویژگی‌های برجسته شهید می‌داند و ادامه می‌دهد: روراست بودن با مردم، سیاست خارجه‌ اصولی و دفاع جانانه از حقوق ملت در مجامع بین‌المللی، خصایصی بود که او را در قلب مردم جای داد.

برای همسر یکی از کارگران کارخانه‌های احیاشده، تصویر شهید رئیسی با «احیای امید» گره خورده است، وی با یادآوری وضعیت کارگران می‌گوید: ایشان با ورود میدانی و قاطعانه به موضوع کارخانه‌هایی که در واگذاری‌های اشتباه گذشته به دست مدیریت‌های ناکارآمد افتاده بودند، آن‌ها را به چرخه تولید بازگرداند؛ درست مثل هپکوی اراک یا نیشکر هفت‌تپه که اگر درایت ایشان نبود، سرنوشت کارگرانشان معلوم نبود.

رئیس‌جمهور شهید در نگاه ملت؛ از مردم، با مردم، برای مردم

در نگاه مصطفی رستم‌نژاد، تصویر شهید رئیسی در «عبای خاکی‌اش» خلاصه می‌شود؛ نمادی از حضور در میان مردم و عزمِ راسخ برای خدمت.

این نگاه تحسین‌آمیز در کلام دو دوست دیرینه، رجبعلی صالحی و محمد رحمانی، رنگ و بویی اعتقادی می‌گیرد. آن‌ها شهید رئیسی را نمونه‌ای بارز از دفاع عملی از قرآن و اسلام می‌دانند و می‌گویند: ایشان از انقلابی‌ترین و مؤمن‌ترین چهره‌هایی بودند که شبانه‌روز، تنها برای اعتلای نظام و مصلحت انقلاب گام برداشتند.

 مصطفی حسن‌پور نیز وقتی از این شهید مظلوم سخن می‌گوید، بیش از هر چیز بر صداقت و ایمان او تأکید دارد و معتقد است که کارهای خالصانه و باور عمیق ایشان، راز ماندگاری نام و راهش در حافظه مردم است.

به گزارش ایمنا،در نگاه مردم، یاد شهید آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی نه تنها یاد رئیس‌جمهوری خدوم، بلکه یاد مردی است که در مسیر خدمت جان داد. صداقت، ایمان و تلاش بی‌وقفه، سه واژه‌ای‌ هستند که نام او را در تاریخ جمهوری اسلامی جاودانه می‌سازند.

گزارش از کبریا مقدس خبرنگار ایمنا در مازندران

کد خبر 972444

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.