به گزارش خبرگزاری ایمنا، برخی نامها در حافظه یک ملت نه فقط با یک مسئولیت، بلکه با یک تصویر ماندگار ثبت میشوند؛ تصویری از حضور، از پیگیری، از دستی که برای گرهگشایی دراز میشود. آیتالله سید ابراهیم رئیسی، هشتمین رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران، برای بسیاری با همین تصویر شناخته میشود؛ مردی که خود را «خادم مردم» میدانست و تلاش داشت این عنوان را نه در شعار، بلکه در عمل معنا کند.
او در سال ۱۳۳۹ در محله نوغان مشهد، در خانوادهای روحانی دیده به جهان گشود، کودکیاش با فقدان پدر در پنجسالگی همراه شد، اما همین مسیر دشوار، عزم او را برای ادامه راه در کسوت طلبگی و تحصیل علوم دینی استوارتر کرد، سالهای نوجوانیاش در حجرههای حوزه علمیه گذشت؛ سالهایی که پایههای شخصیتی او را شکل داد و بعدها او را به یکی از چهرههای اثرگذار در عرصههای قضایی و اجرایی کشور بدل ساخت.
از حجرههای طلبگی تا مسئولیتهای ملی
رئیسی پیش از آنکه به ساختمان پاستور قدم بگذارد، سالها در مسئولیتهای مختلف قضایی فعالیت کرد؛ از دادستانی و ریاست سازمان بازرسی کل کشور تا معاونت اول قوه قضائیه و دادستانی کل کشور. در سال ۱۳۹۵ تولیت آستان قدس رضوی را بر عهده گرفت و پس از آن در سال ۱۳۹۷ به ریاست قوه قضائیه منصوب شد.
در این سالها، نام او بیش از هر چیز با مبارزه با فساد، پیگیری پروندههای مهم اقتصادی و تلاش برای اصلاح ساختارهای قضایی گره خورد، حامیانش معتقد بودند که او تلاش میکند دستگاه عدالت را به مطالبات عمومی نزدیکتر کند و اعتماد عمومی را تقویت سازد.

سفرهایی که رنگ دیدار داشت
اما شاید آنچه بیش از هر چیز در ذهن مردم از دوران ریاستجمهوری او باقی مانده، سفرهای استانی باشد؛ سفرهایی که برای او تنها برنامهای اداری نبود، بلکه مجالی برای دیدن و شنیدن بود.
در شهرهای کوچک و روستاهای دورافتاده، در میان جمعیتهایی که ساعتها منتظر میماندند، او بیواسطه با مردم سخن میگفت، گاه در میان ازدحام جمعیت، گاه در جلسات طولانی با فعالان محلی و گاه در بازدید از پروژههایی که سالها نیمهتمام مانده بودند، بسیاری از مردم میگفتند مهمتر از هر مصوبه و وعده، همین حس شنیدهشدن برایشان ارزشمند بوده است.
او بارها تأکید میکرد که مسئولان باید در میدان باشند، نه پشت میزها، همین نگاه، سفرهای استانی دولت سیزدهم را به یکی از محورهای اصلی فعالیت اجرایی کشور تبدیل کرد.
روزهای سخت کرونا؛ آزمون مسئولیتپذیری
دولت سیزدهم در حالی کار خود را آغاز کرد که کشور درگیر موجهای سنگین کرونا بود؛ روزهایی که آمار جانباختگان، نگرانیهای فراوانی در جامعه ایجاد کرده بود، در آن مقطع، تأمین واکسن و تسریع روند واکسیناسیون به مطالبهای فوری تبدیل شده بود.
در روایت نزدیکان دولت، رئیسی شخصاً پیگیر روند واردات و تأمین واکسن بود و تلاش میکرد موانع موجود را برطرف کند، با گسترش واکسیناسیون، آرامآرام از شدت بحران کاسته شد و بسیاری این دوره را یکی از آزمونهای مهم مدیریتی دولت میدانند.
حضور در میدانهای دشوار
روحیه حضور میدانی او تنها به سفرهای رسمی محدود نماند، در مقاطع حساس اجتماعی، راهی استانهایی شد که با مشکلات و ناآرامیهایی مواجه بودند. او ترجیح میداد از نزدیک با مردم سخن بگوید، پای گلایهها بنشیند و از فضای واقعی جامعه آگاه شود.
این حضور مستقیم، برای هوادارانش نشانهای از شجاعت و احساس مسئولیت بود؛ اینکه یک مقام ارشد اجرایی، خود را جدا از مردم نبیند و در شرایط دشوار نیز در کنار آنان بایستد.
دغدغه مناطق کمتر برخوردار
در بسیاری از سفرها، مقصد او استانها و شهرستانهایی بود که کمتر در کانون توجه قرار داشتند. بازدید از پروژههای نیمهتمام، گفتوگو با کارگران و تولیدکنندگان، و پیگیری طرحهای عمرانی و زیرساختی بخشی از برنامههای ثابت این سفرها بود.
در جلسات شورای اداری استانها، بارها تأکید میکرد که توسعه باید متوازن باشد و مناطق محروم نباید از چرخه پیشرفت جا بمانند، این نگاه، در سخنان و برنامههای او تکرار میشد و به یکی از محورهای گفتمانی دولت سیزدهم تبدیل شده بود.

پایان یک مسیر در دل مه
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، روزی بود که خبرها رنگ دیگری گرفت. بالگرد حامل رئیسجمهور و همراهانش در مسیر بازگشت از افتتاح سد «قیز قلعهسی» در آذربایجان شرقی، در منطقهای کوهستانی و مهآلود دچار سانحه شد. ساعتها جستوجو در شرایط سخت جوی ادامه داشت تا سرانجام خبر تلخ درگذشت او و همراهانش منتشر شد.
انتشار این خبر، موجی از واکنشها و پیامهای تسلیت را در پی داشت. بسیاری از مردم در شهرهای مختلف یاد او را گرامی داشتند و از تلاشها و حضورهای میدانیاش سخن گفتند.
تصویری که باقی ماند
امروز، در روایت زندگی آیتالله رئیسی، بیش از هر چیز تصویری برجسته است؛ تصویر مدیری که تلاش داشت میان مسئولیت رسمی و زیست مردمی فاصلهای نیندازد، مردی که بارها از «خدمت» سخن گفت و کوشید این واژه را در میدان عمل معنا کند.
شاید تاریخ درباره کارنامه هر دولت و هر مسئول، با سنجشهای گوناگون داوری کند؛ اما آنچه در ذهن بسیاری از حامیانش نقش بسته، خاطره حضور مردی است که خود را خادم مردم میدانست و در همین مسیر نیز چشم از جهان فروبست.
نظر شما