۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۵
ردپای خون و ایثار در نبردی ۴۰ روزه

امدادگران هلال‌احمر که راوی واقعیت‌های حماسی جنگ رمضان هستند و آن روزها با ایثار و ایستادگی، مرز میان مرگ و زندگی را ترسیم کردند و در مسیر بخشیدن حیات به دیگران، از جان خود نیز دریغ نکردند، اکنون چند برگ از آن روزهای پرالتهاب را کنار مرتضی قارایی، یکی از امدادگران هلال‌احمر ورق می‌زنیم.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دنیایی که گاهی صدای انفجار، آهنگ زندگی را دیکته می‌کند، حضور انسان‌هایی که با قلبی سرشار از عشق و دستانی پر از مهارت، به استقبال مرگ می‌روند، شگفتی‌آفرین است.

امدادگران هلال‌احمر، قهرمانان ناشناس این عرصه هستند که لباس خود را برای پوشاندن زخم‌هایی ناخواسته‌ بر تن کرده‌اند و آن‌ها در جایی قدم می‌گذارند که خطر منتظر نشسته است، اما ترس، جایگاهی در قلب آن‌ها ندارد، چراکه عشق به هم‌نوع، بزرگ‌ترین سپر دفاعی آن‌ها است.

وقتی شهرها می‌لرزند و آسمان به زمین می‌رسد، امدادگران هلال‌احمر، ستون‌های استوار امید در میان ویرانه‌ها هستند. آن‌ها در تاریکی مطلق ناامیدی، مشعل حیات را روشن نگه می‌دارند و به حادثه‌دیدگانی که در آستانه‌ درد هستند، این اطمینان را می‌دهند که تنها نیستند و چشم امید مردم، به این چهره‌های خسته، اما پرتلاش دوخته شده است؛ چشم‌هایی که می‌دانند در پایان، دستی یاریگر در انتظار آن‌هاست.

جنگ، نبرد سلاح نیست، نبرد جان‌هاست، جان‌هایی که با تمام وجود ایثار می‌شوند تا جان‌های دیگری حفظ شود. امدادگران در مسیری که هیچ تضمینی برای بازگشت ندارد، با شجاعتی بی‌نظیر، از مرزهای ایمنیِ خود فراتر می‌روند و جان خود را در مسیر بخشیدن حیات به دیگران، دریغ نمی‌کنند.

در این میان، روایت مرتضی قارایی و هم‌قطاران او، آیینه‌ای تمام‌نما از این واقعیت تلخ و زیبا است، آن‌ها که روزهای سیاه جنگ، شاهد صحنه‌هایی بودند که حتی تصور آن‌ها نیز دردناک است، با وقار یک قهرمان، داستان ایستادگی خود را روایت می‌کنند، داستان مردمانی که در دل آتش، گل امید را پرورش دادند و در میان خون و اشک، نماد مقاومت و مهربانی شدند.

ردپای خون و ایثار در نبردی ۴۰ روزه

روایت‌هایی از تجربه درد با گوشت و خون در روزهای سیاه جنگ / تفاوت جنگ ۱۲ روزه و جنگ چهل‌روزه؛ از پشتیبانی تا خط مقدم ایثار

مرتضی قارایی، جوانی که اکنون ۳۳ سال دارد، از سال ۱۳۸۴ در جمعیت هلال‌احمر فعالیت خود را آغاز کرد، از سال ۱۳۸۹ در پایگاه جاده‌ای کوهپایه مشغول خدمت بود و امروز جزو نیروهای تیم واکنش سریع جمعیت هلال‌احمر اصفهان است، این امدادگر جوان در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا، پرده از واقعیت‌های تلخ و حماسی ایام دفاع از میهن برداشت و در ابتدای صحبت‌هایش اینگونه می‌گوید: هلال‌احمر یک سازمان مردم‌نهاد است که در دهه‌های اخیر اقدامات بسیار پیشرفته‌ای را انجام داده است و کنار سایر سازمان‌های امدادی، نقشی کلیدی و حیاتی ایفا می‌کند.

این امدادگر روزهایی را به یاد می‌آورد که با هلال‌احمر آشنا شده است و می‌افزاید: از تابستان ۱۳۸۴، دوره‌های آموزش کمک‌های اولیه را گذراندم. زمانی که سنم به ۱۸ سال رسید، دوره‌های تخصصی را نیز به پایان رساندم و سپس جدی‌تر وارد عرصه فعالیت‌های امداد و نجات شدم.

امدادگر هلال‌احمر با تلخی بیان می‌کند که اتفاقاتی که در هلال‌احمر تجربه می‌کند، بیشتر جنبه‌ای دردناک دارند و این وقایع دردناک، ماندگاری بیشتری در ذهن او ایجاد کرده‌ است.

قارایی با اشاره به تفاوت‌های جنگ دوازده‌روزه و ایثار چهل‌روزه تصریح می‌کند: در جنگ دوازده‌روزه، بیشتر انفجارها در مراکز نظامی رخ می‌داد و به‌طور معمول نیروهای امدادی درگیر عملیات‌ها نمی‌شدند، سطح آسیب‌ها چندان بالا نبود و بیشتر اوقات، تیم‌های اعزامی از هلال‌احمر به‌عنوان نیروی پشتیبان در محل حوادث حضور پیدا می‌کردند.

وی در وصف نبرد اخیر می‌افزاید: در جنگ چهل‌روزه اخیر، سطح آسیب‌ها به‌حدی بود که تیم‌های امدادی مراکز مختلف نیز آسیب دیده بودند. تعداد شهدا و مصدومان حوادث بسیار بالا بود و مناطق مسکونی مستقیم درگیر جنگ شدند و در این شرایط، تیم‌های هلال‌احمر، آتش‌نشانی و اورژانس پای کار بودند تا عملیات‌های امداد و نجات به سرعت و به بهترین شکل ممکن انجام شود.

ردپای خون و ایثار در نبردی ۴۰ روزه

شهادت کارگران شهرک صنعتی جی؛ صحنه‌ای که هیچ‌گاه از ذهن پاک نمی‌شود

با اشاره به مأموریت‌های تلخی که در این ۴۰ روز ایستادگی و ایثار تجربه کرده است، قارایی خاطره‌ای دردناک را روایت می‌کند: یکی از مأموریت‌هایی که تلخی آن هرگز از ذهن من پاک نمی‌شود، امدادرسانی به حمله هوایی در شهرک صنعتی جی بود. در این عملیات، شاهد بودیم افرادی که به‌دلیل اصابت موشک به شهادت رسیده بودند، کارگرانی بودند که در محل کار خود حضور داشتند و در کنار دستگاه‌هایی که با آن‌ها کار می‌کردند، به شهادت رسیدند و پیکر آن‌ها تکه‌تکه شده بود.

وی ادامه می‌دهد: وقتی به محل حادثه رسیدیم، زمان زیادی نداشتیم، چراکه وضعیت به سرعت قرمز می‌شد و احتمال داشت جنگنده برای اصابت مجدد به محل حادثه بازگردد تا انهدام خود را کامل کند.

زنگ خوردن تلفن شهدا؛ زخمی بر جان امدادگران / معجزه آنست در محله هفتون؛ شهادت ۲ فرزند در آغوش مادر

قارایی که این ۴۰ روز پای ثابت ایثار بوده است، می‌گوید پیش از جنگ، امدادگران صحنه‌های دردناکی را به چشم دیده بودند، اما هیچ‌یک از آن اتفاقات، به دردناکی صحنه‌هایی که در عملیات‌های جنگ رمضان مشاهده می‌کردند، نبود.

وی با صدایی لرزان می‌افزاید: ناراحت‌کننده‌ترین موضوع، تلفن‌های همراه شهدا بود که زنگ می‌خورد.

در عملیات امداد و نجات دیگری در این جنگ، تیم امدادی به محله هفتون اعزام شد و سگ آنست محدوده‌ای را مشخص کرد که احتمال می‌رفت فردی زیر آوار زنده باشد؛ قارایی جزئیات این مأموریت را این‌گونه بازگو می‌کند: حدود ساعت ۰۱:۳۰ بامداد به مأموریت‌ها اعزام شدیم،  ابتدا یک ساختمان مسکونی در خیابان باهنر مورد اصابت قرار گرفته بود و پس از آن به خیابان معراج و محله هفتون اعزام شدیم، زمانی که در محدوده هفتون شروع به آواربرداری کردیم، سگ آنست نقطه‌ای را مشخص کرد که احتمال می‌رفت فردی زیر آوار زنده باشد.

وی ادامه می‌دهد: حدود ساعت ۰۲:۰۰ بامداد بود که آواربرداری در محله هفتون آغاز شد و نخستین ساعات صبح بود که به یک مادر رسیدیم که زیر آوار گیر کرده بود. پس از بیرون کشیدن این مادر از زیر آوار، پیکر دیگر شهدا نیز پیدا شد و پیکر دو فرزند این مادر به نام‌های شاهین و شایان کنار این مادر پیدا شد که به شهادت رسیده بودند و در قسمت دیگری نیز پیکر همسر شهید این زن پیدا شد.

ردپای خون و ایثار در نبردی ۴۰ روزه

مشوقی برای ادامه مسیر به نام عشق / نمونه‌های DNA و نادیده گرفتن خطری که همواره انتظار می‌رفت

شنیدن این اتفاقات برای همه دردناک و تلخ است، اما امدادگران هلال‌احمر به چشم خود این اتفاقات را دیدند و با گوشت و خون خود، درد و غم را درک کردند.

وقتی درباره انگیزه‌ای که موجب می‌شود امدادگران در این شرایط سخت دوام بیاورند از این امدادگر پرسیدیم، او اینگونه پاسخ داد که تحمل کردن سختی‌ها و دشواری‌های این شغل، به علاقه و عشقی بازمی‌گردد که امدادگران هلال‌احمر دارند و همین علاقه است که مشوق آن‌ها برای ادامه مسیر می‌شود و امید را در دل آن‌ها زنده نگه می‌دارد.

وی اضافه می‌کند: خانواده هلال‌احمر همیشه تمام توان خود را به کار می‌گیرد تا بتوانند درد و رنجی را از هم‌میهنان خود کم کنند و به معنای واقعی کلمه ایثارگر هستند.

قارایی از اقدام پیشگیرانه‌ای که برای شناسایی هویت شهدا در نظر گرفته شده بود، اینگونه می‌گوید: با توجه به خطرات احتمالی در دوران جنگ، انفجارات و شدت آسیب‌ها، سخت بود که پس از شهادت از خانواده فرد درخواست شود برای آزمایش DNA مراجعه کند تا پیکر یا تکه‌ای از تن عزیزشان شناسایی شود و به همین دلیل، نمونه‌های DNA از امدادگران هلال‌احمر گرفته شد تا در صورت رخداد اتفاقی احتمالی، روند شناسایی هویت انجام شود.

وی درباره واکنش خانواده‌های امدادگران و نگرانی‌های آن‌ها می‌افزاید: خانواده‌ها با توجه به شرایط کاری ما، درک بالایی داشتند، اما با این وجود نگرانی‌هایی وجود داشت که طبیعی بود. انفجارهایی اتفاق می‌افتاد و در ساعات نیمه‌شب و بامداد با امدادگران ارتباط برقرار می‌شد تا در محل حادثه حضور پیدا کنند و همین امر خود عاملی برای استرس و نگرانی خانواده‌ها بود.

ردپای خون و ایثار در نبردی ۴۰ روزه

اثر ماندگار تلخی‌ها و دشواری‌ها بر روح و جان امدادگران هلال‌احمر

تجربه صحنه‌های دردناک، تاثیرات ماندگاری بر ذهن و جسم امدادگران دارد، اما با این حال این امدادگران از سلامت خود می‌گذرند تا روح و جان دیگری را حفظ کنند و در همین راستا، قارایی تاکید می‌کند: تجربه این شرایط دشوار شغلی و تجربه سختی‌ها، در سنین بالاتر تأثیر خود را می‌گذارد، اما با این وجود امدادگران با عشق و علاقه در میدان امدادرسانی حاضر می‌شوند و نجات دیگران را مقدم بر خود می‌دانند.

ایثار امدادگران هلال‌احمر هرگز پایان نمی‌یابد، آن‌ها که در تاریکی ناامیدی، چراغ امید را روشن نگه داشتند، با هر نفسی که می‌کشند، یادآور می‌شوند که انسانیت، حتی در سخت‌ترین شرایط ممکن، زنده و پابرجاست و امدادگران ثابت کردند که عشق، همواره قوی‌ترین نیروی بشریت است و امید، در دل ناامیدی نیز جریان دارد، آن‌ها در مسیر بخشیدن حیات، از جان خود نیز دریغ نکردند و با هر اقدام، بر عظمت روح انسانی افزودند.

حادثه‌دیدگانی که میان ویرانه‌ها، ناامید به آسمان خیره شده بودند، با دیدن چهره‌های خسته اما مهربان امدادگران، دوباره به زندگی امیدوار شدند. چشم امید آن‌ها، به این دستان یاریگر دوخته شده بود و این دستان، با مهارت و عشق، گره‌های ناامیدی را باز کردند.

ایثار امدادگران هلال‌احمر، الگویی برای تمام انسان‌ها است؛ الگویی از فداکاری که در آن، منیت‌ها رنگ می‌بازند و عینیت خدمت به هم‌نوع، بر همه‌چیز چیره می‌شود. آن‌ها با هر عمل خود، پیامی را به جهان مخابره می‌کنند که انسانیت، فراتر از مرزها و دیوارهاست و در لحظات بحران، همه ما یک خانواده‌ایم، این ایثار، میراثی است که از نسل به نسل، منتقل می‌شود و الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهد بود.

امدادگران هلال‌احمر، قهرمانان واقعی روزهایی بودند که خاکستر انفجار و آوار بر سینه ایران سنگینی می‌کرد، آن‌ها که در میدان نبرد زندگی و مرگ، با شجاعت و صبر ایستادند و با مهربانی و همدلی، زخم‌ها را التیام بخشیدند. نام آن‌ها، در تاریخ ایثار و فداکاری حک خواهد شد و یاد آن‌ها، همواره به‌عنوان نماد امید و زندگی، زنده و جاودان خواهد ماند.

کد خبر 971592

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.