به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات اخیر منطقه نشان میدهد که شکل جنگها نسبت به گذشته تغییر کرده و درگیریهای امروز بیش از آنکه تنها متکی بر نبردهای کلاسیک زمینی باشند، به جنگهایی چندلایه، فرسایشی و برپایه مؤلفههای اقتصادی، امنیتی و روانی تبدیل شدهاند، در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند پیروز نهایی این نبردها، طرفی خواهد بود که بتواند حتی یک روز بیشتر از رقیب دوام بیاورد و ساختارهای داخلی خود را حفظ کند.
جنگ کنونی در موقعیتی قرار گرفته که جغرافیای دریاپایه و معادلات مرتبط با انرژی و تجارت دریایی، نقشی تعیینکننده در آن ایفا میکند، از همین رو، انتقال بخشی از میدان تقابل به حوزه دریا بهعنوان یکی از مهمترین تحولات راهبردی اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

انتقال میدان تقابل به دریا
جمهوری اسلامی ایران با انتقال بخشی از عرصه تقابل به حوزه دریا، تلاش کرده از مزیتهای نسبی خود در منطقه بهرهبرداری کند، این اقدام موجب شده پیامدهای اقتصادی و امنیتی تنشها تنها محدود به ایران نباشد و طرف مقابل نیز بخشی از هزینههای جنگ را متحمل شود.
در سالهای گذشته، ایران تحت فشار شدید تحریمهای اقتصادی قرار داشته و آثار این فشارها در حوزه معیشت و اقتصاد عمومی کشور نمایان بوده است، اما اکنون شرایط بهگونهای تغییر کرده که افزایش ناامنیهای منطقهای و اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت، اقتصاد طرفهای مقابل را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
اگر در ایران نرخ ارز و تورم بهصورت روزانه مورد توجه مردم قرار دارد، در سوی دیگر نیز قیمت نفت، انرژی و هزینههای حملونقل دریایی به یکی از دغدغههای اصلی تبدیل شده است. به اعتقاد آنان، فشار اقتصادی اکنون به یک میدان مشترک در جنگ تبدیل شده و هر دو طرف درگیر ناچار به تحمل هزینههای آن هستند.
جنگ اقتصادی؛ میدان دوم نبرد
فشار معیشتی موجود در ایران تنها محصول شرایط فعلی جنگ نیست، بلکه ریشه در سالها تحریم، محدودیتهای مالی و بعضی مشکلات ساختاری و مدیریتی دارد، با این حال، شرایط جدید موجب شده ابعاد جنگ اقتصادی گستردهتر و پیچیدهتر شود.
در چنین فضایی، مسئله «تابآوری اقتصادی» اهمیت ویژهای پیدا میکند، کشوری که بتواند ثبات نسبی اقتصادی و اجتماعی خود را برای مدت طولانیتری حفظ کند، در جنگ فرسایشی دست برتر را خواهد داشت.
جنگهای مدرن تنها با سلاح و تجهیزات تعیینتکلیف نمیشوند، بلکه حفظ زنجیره تأمین، مدیریت بازار، کنترل افکار عمومی و جلوگیری از فرسایش روانی جامعه نیز بخشی از میدان نبرد محسوب میشود.
زمان؛ سلاح راهبردی جنگ فرسایشی
یکی از مهمترین محورهای مطرحشده در تحلیلهای اخیر، نقش «زمان» در جنگ فرسایشی است، در چنین جنگهایی، زمان به یک سلاح راهبردی تبدیل میشود و هر طرفی که بتواند برای مدت طولانیتری ساختارهای خود را حفظ کند، شانس بیشتری برای پیروزی خواهد داشت.
در این نگاه، مفهوم «مقاومت» و «تابآوری» جایگاه ویژهای پیدا میکند، استمرار فعالیتهای اقتصادی، حفظ امنیت داخلی، کنترل بحرانها و جلوگیری از اختلال در اداره کشور، همگی بخشی از راهبرد مقاومت تلقی میشوند.
حتی در جنگهای نابرابر و نامتقارن نیز امکان تغییر موازنه وجود دارد؛ به شرط آنکه طرف ضعیفتر بتواند با مدیریت صحیح منابع و افزایش توان مقاومت، هزینههای جنگ را برای رقیب بالا ببرد.

نبرد نامتقارن و ضرورت هوشمندی
در جنگهای نامتقارن، برتری تسلیحاتی بهطور حتم به معنای پیروزی قطعی نیست، ممکن است یک طرف از حمایت چندین کشور، تجهیزات پیشرفته و امکانات گسترده برخوردار باشد، اما طرف مقابل با استفاده از هوش راهبردی، تاکتیکهای متفاوت و مدیریت زمان، معادلات را تغییر دهد.
مقابله با دشمنی که از امکانات گسترده برخوردار است، نیازمند ترکیبی از شجاعت، عقلانیت، ذکاوت نظامی و هنر جنگیدن است، در چنین شرایطی، تصمیمگیریهای سریع و دقیق میتواند تأثیر تعیینکنندهای بر روند تحولات داشته باشد.
به پیشینه تاریخی ایران اشاره کرده و معتقدند ملت ایران تجربههای متعددی از جنگ و بحران در حافظه تاریخی خود دارد، هرچند برخی جنگهای تاریخی با شکست همراه بوده است، اما تجربه مقاومت و عبور از بحرانها همچنان یکی از ویژگیهای مهم جامعه ایرانی به شمار میرود.
امنیت داخلی؛ مهمترین جبهه پنهان
در کنار ابعاد نظامی و اقتصادی، مسئله امنیت داخلی نیز به یکی از مهمترین محورهای جنگ تبدیل شده است، بهنظر میرسد دشمن ممکن است همزمان با فشار خارجی، از ابزارهایی همچون جنگ روانی، ایجاد ناامنی داخلی، تحریک اعتراضات و تنش در مناطق مرزی استفاده کند.
حفظ انسجام اجتماعی و آرامش داخلی در شرایط کنونی اهمیت بسیار بالایی دارد، هرگونه غفلت در این حوزه میتواند زمینهساز سوءاستفاده دشمن و ایجاد بحرانهای جدید شود.
بخشی از راهبرد جنگ فرسایشی، فرسودهسازی روحیه عمومی و ایجاد ناامیدی در جامعه است، از همینرو، مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از تشدید نگرانیهای اجتماعی، یکی از الزامات مهم اداره کشور در شرایط بحران محسوب میشود.
زمان؛ فرصتی برای مقاومت یا غافلگیری
برخی ناظران معتقدند زمان در این جنگ، یک ابزار دوگانه است، همانطور که ادامه جنگ میتواند توان اقتصادی و امنیتی دشمن را تضعیف کند، در صورت نبود آمادگی کافی ممکن است زمینه غافلگیری و بروز تهدیدات جدید را نیز فراهم سازد.
از این رو، حفظ آمادگی در حوزههای امنیتی، مرزی و اطلاعاتی، در کنار مدیریت صحیح اقتصادی و اجتماعی، ضرورتی انکارناپذیر به شمار میرود.

آینده جنگ در گرو تابآوری ملی
در مجموع جنگ کنونی بیش از آنکه تنها یک نبرد نظامی باشد، به رقابتی گسترده در حوزه تابآوری ملی تبدیل شده است، در این رقابت، اقتصاد، امنیت، انسجام اجتماعی، مدیریت بحران و توان استمرار کشورها، نقشی تعیینکننده در سرنوشت نهایی خواهند داشت.
بر همین اساس، بهنظر میرسد آینده این تقابل را نهتنها تجهیزات نظامی، بلکه میزان توان کشورها در حفظ ثبات داخلی و استمرار مقاومت مشخص خواهد کرد؛ موضوعی که میتواند معادلات جنگ فرسایشی را بهطور کامل تغییر دهد.
نظر شما