به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، فرایند بازسازی زیرساختها و مسکن شهری در دوران پس از جنگ، همواره با چالشهایی همچون تخریب گسترده، اختلال در شبکههای حیاتی و نیاز فوری میلیونها آواره به سرپناهی ایمن همراه است. با این حال بررسی تجارب کشورهایی همچون اوکراین، بوسنی و هرزگوین، عراق، سوریه و موزامبیک نشان میدهد که بزرگترین مانع فراروی این فرایند، فراتر از کمبود منابع مالی، کمبود نیروی انسانی ماهر و آموزشدیده است؛ کارگرانی که بتوانند بازسازی را بر اساس استانداردهای جدید ایمنی، پایداری اقلیمی و بهرهوری پیش ببرند، کمیابترین منبع در این دوره هستند.
سازمانهای بینالمللی از جمله یونسکو (UNESCO) بر این باورند که تقویت تابآوری در نظامهای آموزش فنیوحرفهای (TVET) برای رویارویی با چالشهای جهان امروز، از درگیریهای مسلحانه و جابهجایی اجباری جمعیت تا بیثباتی اقتصادی، اختلالات دیجیتال و بلایای اقلیمی، امری ضروری است. نظامهای TVET نقشی منحصربهفرد در تجهیز افراد به مهارتهای مورد نیاز برای سازگاری، بازیابی و مشارکت در توسعه پایدار دارند.
برآوردها نشان میدهد در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱۶ میلیون نفر در سراسر جهان بهدلیل درگیریهای مسلحانه، تغییرات اقلیمی و وضعیتهای اضطراری بهداشتی نیازمند کمکهای بشردوستانه بودهاند. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری روی آموزش فنیوحرفهای بهعنوان یکی از حیاتیترین عوامل موفقیت در دوران بازسازی پساجنگ شناخته میشود. در محیط پساجنگ، مراکز آموزشی اغلب از بین رفته یا آسیب دیدهاند، بسیاری از مربیان مجبور به مهاجرت شدهاند و بخش بزرگی از کارگران متخصص جان خود را از دست داده یا به دلایل امنیتی از کار دور ماندهاند. از سوی دیگر، ضرورت بازسازی فوری کشورها را مجبور به آموزش دهها هزار کارگر جدید در کوتاهترین زمان ممکن میکند. این تناقض بنیادین (فقدان زیرساخت آموزشی در اوج نیاز به آموزش) کشورها را به سمت استفاده گسترده از راهکارهای نوین و مشارکتهای بینالمللی سوق داده است. در ادامه به بررسی دقیق چند تجربه عینی میپردازیم تا ابعاد این تحول را روشنتر کند.

تجربه اول: اوکراین/ مدل «مهارتها برای بازسازی»
اوکراین بهعنوان یک مطالعه موردی زنده، از برنامههای ساختاریافته و چندجانبه برای بازسازی توانمندیهای نیروی کار خود بهره میبرد. ابتکار مهارتها برای بازسازی (Skills4Recovery) که توسط اتحادیه اروپا، آلمان، لهستان، استونی و دانمارک حمایت میشود، یکی از جامعترین برنامههای بازآموزی نیروی کار در مناطق پساجنگ این کشور محسوب میشود. دستاوردهای این برنامه تا سپتامبر ۲۰۲۵ حاکی از آن است که بیش از ۲۵۰۰ نفر از سال ۲۰۲۴ بازآموزی شدهاند و هدف این برنامه آموزش ۵۸۰۰ نفر تا سال ۲۰۲۶ است. علاوهبر این، بیش از ۷۰ مرکز ارائهدهنده آموزش فنیوحرفهای از طریق آموزش مربیان، مدیران و مسئولان استخدام، همچنین ارائه ۱۵۰۰ واحد تجهیزات مدرن برای بهبود کیفیت آموزش، حمایت شدهاند. ۱۰۰ دپارتمان منابع انسانی نیز در شرکتهای خصوصی برای استخدام و آموزش زنان، سربازان سابق و سایر گروههای آسیبپذیر آموزش دیدهاند. این برنامه بر بخشهای کلیدی برای فرایند بازسازی از جمله ساختوساز، حملونقل، کشاورزی، خدمات و تولید تمرکز دارد و تا ژوئن ۲۰۲۶ تمام مناطق اوکراین را پوشش خواهد داد.
به موازات این تلاشها، بانک جهانی نیز از طریق پروژه «مرکز پیشبرد ظرفیت بازسازی و نوسازیCenter for Advancement in Restoration and Modernization Capacity» با اعتبار ۳میلیون و ۲۱۲هزار دلار، از بازسازی توانمندیهای مدیریت پروژههای سرمایهگذاری عمومی در اوکراین حمایت میکند. این پروژه شامل توسعه برنامههای آموزشی مدولار و دورههای آنلاین معتبر، ایجاد یک «اتاق داده مجازی» شامل کتابخانه آنلاین دادهها، مطالعات موردی و دانش، برنامه «آموزش مربیان» برای آمادهسازی و صدور گواهینامه مدرسان جدید و برگزاری کارگاههای حضوری و آموزشهای آنلاین برای افزایش ظرفیت کارکنان دولت در تمام سطوح است.

تجربه دوم: موزامبیک/ آموزش فنیوحرفهای به مثابه ابزار صلحسازی
موزامبیک در قاره آفریقا نشان میدهد که آموزش فنیوحرفهای در مناطق درگیر با مناقشه، فراتر از انتقال مهارتهای شغلی عمل میکند و میتواند بهعنوان ابزاری برای صلحسازی و همبستگی اجتماعی به کار گرفته شود. در استان کابو دلگادو در شمال موزامبیک، از سال ۲۰۱۷ درگیریهای مسلحانه منجر به آوارگی بیش از یک میلیون نفر شده است که جوانان و زنان در میان آوارگان بهویژه در برابر تروما، تبعیض و طرد اجتماعی آسیبپذیر هستند.
سازمان بینالمللی کار (ILO) با همکاری نهادهای محلی و با حمایت مالی سوئد (Sida) و صندوق بینالمللی توسعه کشاورزی (IFAD)، فرایند بومیسازی راهنمای جهانی خود تحت عنوان «ارتقای همبستگی اجتماعی و همزیستی مسالمتآمیز در بسترهای شکننده از طریق TVET» را آغاز کرده است. این ابتکار، مراکز TVET منطقه را به فضاهای امن یادگیری تبدیل میکند که در آن اصول آموزش آگاه از تروما، حل تعارض و تسهیل درک متقابل میان زبانآموزان از پیشینههای مختلف گنجانده میشود. این راهنما که در جولای ۲۰۲۵ بهطور رسمی در موزامبیک رونمایی و تأیید شد، به مراکز آموزشی کمک میکند تا برنامههای جامع و حساس به جنسیت ارائه دهند که نیازهای هر دو گروه جوانان آواره و جوامع میزبان را منعکس کند.
به گفته مقامات محلی، این ابزار مهم، شمولیتگری (Inclusivity)، تابآوری و توسعه بلندمدت را ترویج و به همسوسازی آموزش با اهداف مشترک جامعه کمک میکند. یکی از مربیان جوان شرکتکننده در این ابتکار تأکید کرده است که این راهنما به آنان کمک میکند تا با شفقت و هدفمندی بیشتری از جوانان آسیبدیده حمایت کنند. این مدل نشان میدهد که چگونه TVET میتواند پلی بین ثبات و بیثباتی و فقدان و فرصت ایجاد و بهعنوان نقشه راهی برای بازسازی زندگی و جوامع در مناطق درگیر عمل کند.

تجربه سوم: بوسنی و هرزگوین/ بازسازی اعتماد از طریق آموزش شهروندی
در سوی دیگر جهان، تجربه بوسنی و هرزگوین بر اهمیت آموزش شهروندی و بازسازی اعتماد اجتماعی تأکید دارد. پس از پایان جنگ در این کشور، چالش بازسازی شهری تنها به مسأله ساختوساز و ترمیم زیرساختها محدود نبود؛ بلکه نبود اعتماد اجتماعی، جداییهای قومیتی و ضعف مشارکت شهروندان، مانع اصلی پیشبرد پروژههای بازسازی بهویژه در شهرهای چندفرهنگی بود. در سال ۲۰۲۵، سازمان ملل نتایج یک پروژه دو ساله با عنوان «حفظ صلح و همبستگی اجتماعی در بوسنی و هرزگوین از طریق تقویت همکاری بینشهرداری و بیننهادی» را ارائه کرد. این پروژه در ۹ جامعه محلی اجرا شد و بیش از ۵۸۰ فعالیت را با تمرکز بر بهبود خدمات محلی، توانمندسازی جوانان (با تأکید ویژه بر آموزش) و تقویت ظرفیتهای متخصصان مراکز بهداشت روان، خدمات رفاه اجتماعی و سازمانهای محلی در بر گرفت.
از دستاوردهای مهم این پروژه میتوان به ایجاد بیش از ۲۰ کلوپ و فضای چندمنظوره برای جوانان، تسهیل ۳۲ گفتوگوی اجتماعی در سطح جامعه و میان جوامع با مشارکت بیش از ۵۰۰ شهروند، آموزش بیش از ۷۰ متخصص از مراکز رفاه اجتماعی و خدمات مرتبط، بهبود خدمات برای بیش از ۸۰۰۰ نفر از طریق پنج اقدام زیرساختی و استقرار ۱۴ خدمت جدید اجتماعی و بهبود ۶ خدمت موجود اشاره کرد. علاوهبر این، برنامه «محلیسازی دستور کار زنان، صلح و امنیت از طریق آموزش» در بوسنی، به ایجاد یک دوره درسی جدید و اختیاری درباره دستور کار زنان، صلح و امنیت (WPS) برای دانشجویان سال چهارم مطالعات امنیتی در دانشکده علوم جنایی و مطالعات امنیتی دانشگاه سارایوو منجر شد. این تحول مهم که با همکاری نهاد زنان سازمان ملل متحد (UN Women)، صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) و سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) انجام شد، به گفته مقامات محلی «گامی مهم در جهت محلیسازی دستور کار WPS» است، زیرا نظام آموزشی را بهعنوان مؤثرترین راه برای تضمین آیندهای عادلانهتر و امنتر در کشورهای پس از مناقشه معرفی میکند. از سوی دیگر تحقیقات نشان میدهد که وقتی گروههای زنان در توافقنامه صلح مشارکت میکنند، صلح پایدارتر خواهد بود، زیرا بخش بزرگتری از جامعه در شکلدهی به نحوه ساخت صلح نقش دارند.

آموزش، ستون فقرات بازسازی پایدار
هر سه مطالعه موردی اوکراین، موزامبیک و بوسنی بهروشنی نشان میدهند که مشارکت اجتماعی در بازسازی تنها نتیجه ساختارهای حکمرانی نیست، بلکه به «آموزش هدفمند» برای بازگرداندن ظرفیت مدنی و حرفهای شهروندان نیاز دارد. برنامههای آموزشی در این کشورها سد بیاعتمادی و انفعال اجتماعی را شکستند و بازسازی شهری را از یک پروژه فقط دولتی به فرایندی جمعی تبدیل کردند که در آن شهروند، نهتنها دریافتکننده خدمات، بلکه شریک و سازنده آینده شهر است.
در یک نگاه تطبیقی میتوان دریافت که برنامه اوکراین بر بازآموزی نیروی کار در بخشهای فنی و زیرساختی متمرکز است و تاکنون به آموزش بیش از ۲۵۰۰ نفر و تجهیز بیش از ۷۰ مرکز آموزشی انجامیده است. برنامه موزامبیک بر آموزش آگاه از تروما، حل تعارض و شمولیتگری متمرکز بوده و به بومیسازی راهنمای ILO در مراکز TVET شمال کشور دست پیدا کرده است. برنامه بوسنی نیز بر توانمندسازی جوانان و گفتوگوی اجتماعی متمرکز بوده و به اجرای ۵۸۰ فعالیت، ایجاد ۲۰ کلوپ جوانان و برگزاری ۳۲ گفتوگوی اجتماعی منجر شده است.
به این ترتیب بازسازی پایدار در جهان امروز بدون نظامهای آموزش فنی و حرفهای تابآور و برنامههای توانمندسازی اجتماعی امکانپذیر نیست. همانگونه که راهنمای یونسکو در سال ۲۰۲۵ تأکید میکند، نظامهای TVET برای جذب شوکها و حمایت از یادگیرندگان بهویژه آسیبپذیرترینها، نیازمند رویکردی بخش-محور هستند که شمولیتگری، انعطافپذیری و تابآوری بلندمدت را تقویت کند. کشورهایی که نتوانند این ظرفیتها را در دوره پساجنگ بازسازی کنند، با تأخیر، هزینههای بیشتر و استانداردهای پایینتر در فرآیند بازسازی خود روبهرو خواهند شد. تجربه دهه اخیر بهروشنی نشان میدهد که تلفیق آموزشهای فنیوحرفهای با استانداردهای بینالمللی و مشارکت مدنی، اکنون بهعنوان ستون فقرات هر استراتژی موفق بازسازی در جهان شناخته میشود و تضمینکننده آیندهای امن و تابآور برای مناطق جنگزده خواهد بود.

نظر شما