به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که فضای منطقه میان آتش زیر خاکستر و دیپلماسی پرتنش در رفتوآمد است، معادلات تازهای در حال شکلگیری است؛ معادلاتی که در آن، هم تهدید شنیده میشود و هم پیامهای پشتپرده مذاکره.
جمهوری اسلامی ایران پاسخ خود به آخرین متن پیشنهادی ایالات متحده آمریکا برای خاتمه جنگ را روز گذشته از طریق میانجی پاکستانی ارسال کرده است؛ اقدامی که میتواند نقطه عطفی در روند گفتوگوهای پساجنگ تلقی شود.
پیشتر نیز سخنگوی وزارت امور خارجه تأکید کرده بود که دیدگاهها و ملاحظات ایران پس از تکمیل بررسیها و جمعبندی نهایی، به طرف مقابل منتقل خواهد شد؛ اکنون این وعده دیپلماتیک در قالب یک پاسخ رسمی عملی شده است.
اما آنچه این مرحله را از یک تبادل معمول دیپلماتیک فراتر میبرد، ماهیت خود «پیشنهاد» و «پاسخ» است؛ چرا که بر اساس طرح ارائهشده، مذاکرات در این فاز بر محور «خاتمه جنگ در منطقه» متمرکز شده است؛ موضوعی که خود حامل بار سنگین سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی است.
میدان و میز؛ دوگانهای که هنوز پایان نیافته است
در سوی دیگر، ایالات متحده آمریکا در روزهای اخیر با ادبیاتی صریحتر و زمانبندیهای فشردهتر، تلاش کرده فضای مذاکرات را تحت فشار قرار دهد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور، با تأکید بر «لزوم دریافت فوری پاسخ از ایران»، عملاً ضربالاجل سیاسی برای طرف مقابل تعریف کردهاند؛ اقدامی که از نگاه تحلیلگران، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بازتابی از تلاش برای مدیریت تصویر قدرت است.
در این چارچوب، برخی تهدیدها نیز در فضای رسانهای مطرح شده است؛ از جمله اشاره به احتمال ازسرگیری عملیات نظامی در نقاط حساس منطقهای، که پیشتر نیز تجربه شده و سپس متوقف گردیده بود. همین رفتوآمد میان تهدید و توقف، نشان میدهد که میدان، همچنان بخشی از محاسبات میز باقی مانده است.

اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به رفتارهای اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: این روشها، همان تفکر شیطانی و جنایتکارانهای است که سالها از سوی آمریکاییها دنبال شده و مسئولان ما باید با تدبیر، دقت و تصمیمات حسابشده اجازه ندهند دشمن هر زمان اراده کرد، ما را در زمین خود بازی دهد.
وی افزود: بحث این نیست که حتماً مذاکره صورت نگیرد، بلکه مسئله این است که جمهوری اسلامی ایران نباید تابع تصمیمات و طراحیهای طرف مقابل باشد. دشمن هر زمان در میدان دچار ضعف و ناتوانی میشود، به دنبال آتشبس و تغییر زمین بازی میرود و این موضوع باید با هوشیاری کامل مدیریت شود.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد: امروز تنگه هرمز در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و ایران از قدرت و موقعیت برتر در منطقه برخوردار است. ما باید برای آنها تعیین تکلیف کنیم، نه اینکه آنها بخواهند برای ملت ایران نسخه بپیچند.
کوثری خاطرنشان کرد: آمریکاییها و حامیان آنها باید بدانند دوران یکهتازی در منطقه گذشته است و اگر بخواهند امنیت منطقه را تهدید کنند، جمهوری اسلامی ایران پاسخ قاطع و پشیمانکننده خواهد داد.
وی تأکید کرد: حضور بیگانگان در منطقه منشأ ناامنی است و آمریکاییها باید بار و بندیل خود را جمع کرده و منطقه را ترک کنند، چرا که ملت ایران اهل عقبنشینی در برابر زیادهخواهیها نیست
واشنگتن؛ میان نمایش قدرت و محدودیت واقعیت
تحلیل فضای اخیر نشان میدهد آمریکا در وضعیتی قرار گرفته که از یکسو تلاش دارد روایت «دست بالا بودن» را حفظ کند و از سوی دیگر، با محدودیتهای عملیاتی و سیاسی مواجه است.
از یک منظر، طولانی شدن درگیریها، هزینههای نظامی، و فرسایش زیرساختهای عملیاتی، امکان جنگ گسترده را کاهش داده است. از منظر دیگر، تجربه میدانی نشان داده که اهداف تعیینشده در برخی مقاطع بهطور کامل محقق نشده و همین موضوع، واشنگتن را به سمت تغییر تاکتیک از «درگیری مستقیم» به «فشار ترکیبی» سوق داده است.
در این الگو، مذاکره نه لزوماً مسیر توافق، بلکه بخشی از ابزار مدیریت فشار و بازطراحی صحنه تلقی میشود؛ ابزاری برای سنجش، ارزیابی و حتی بازتولید گزینههای جدید در میدان.
تنگه هرمز؛ گرهی که باز نمیشود، بلکه بازتعریف میشود
در میان این تحولات، نام تنگه هرمز بار دیگر بهعنوان یکی از نقاط کانونی معادلات منطقهای مطرح شده است؛ گذرگاهی که نه فقط یک مسیر دریایی، بلکه یک مؤلفه راهبردی در امنیت انرژی جهان محسوب میشود.
در تحلیلهای مطرحشده، این منطقه بهعنوان یکی از ابزارهای اثرگذار در موازنه قدرت منطقهای ایران توصیف میشود؛ ابزاری که پیوند میان امنیت منطقهای و اقتصاد جهانی را شکل میدهد و به همین دلیل، هرگونه تغییر در وضعیت آن، فراتر از یک موضوع جغرافیایی، به یک مسئله ژئوپلیتیکی تبدیل میشود.
مذاکره یا موازنه؟
در بخش دیگری از این تحلیلها، نگاه انتقادی نسبت به «مذاکرهمحوری افراطی» نیز دیده میشود؛ نگاهی که تأکید دارد همه مسائل از مسیر گفتوگو حل نمیشوند و برخی حوزهها نیازمند بازتعریف قدرت، ظرفیت داخلی و ابزارهای بازدارنده هستند.
بر این اساس، مذاکره نه نفی میشود و نه تقدیس؛ بلکه در جایگاه یک ابزار در کنار سایر ابزارهای قدرت تعریف میگردد. در چنین چارچوبی، هرگونه گفتوگو زمانی معنا پیدا میکند که در کنار خود، توازن میدانی و ظرفیت اثرگذاری نیز وجود داشته باشد.
دیپلماسی چندلایه؛ بازی در چند جبهه همزمان
نکته قابل توجه در روند اخیر، چندلایه شدن دیپلماسی منطقهای است. از یکسو مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم با طرفهای اصلی در جریان است و از سوی دیگر، تعاملات موازی با کشورهای ذینفع منطقهای نیز در حال شکلگیری است.
این الگو نشان میدهد که معادلات دیگر صرفاً در یک میز واحد تعریف نمیشوند، بلکه در شبکهای از گفتوگوها، ائتلافها و ملاحظات متقاطع در حال بازتولید هستند.
پاسخ ایران؛ سکوتی که خودش یک پیام است
ارسال پاسخ ایران از طریق میانجی، در عین حال که یک اقدام دیپلماتیک رسمی محسوب میشود، حامل یک پیام سیاسی نیز هست؛ پیامی که در آن نه شتاب دیده میشود و نه انفعال، بلکه نوعی تنظیم دقیق فاصله با فشارهای زمانی طرف مقابل قابل مشاهده است.
در این چارچوب، پاسخ داده شده نه بهعنوان پایان یک پرونده، بلکه بهعنوان باز شدن فصل جدیدی از گفتوگو قابل تحلیل است؛ فصلی که در آن، هم میدان هنوز سایه دارد و هم میز هنوز بسته نشده است.

آمریکا تمایلی به تداوم درگیری نظامی ندارد / تنگه هرمز ابزار راهبردی ایران در نظم جدید منطقهای است
حمیدرضا غلامزاده، کارشناس مسائل بینالملل، در در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، با اشاره به تحولات میدانی و دیپلماتیک گفت: در مقطع فعلی، هم بهطور کلی آمریکا تمایلی به تداوم حملات نظامی ندارد و هم بهصورت خاص، در آستانه تحولات و سفرهای مهم بینالمللی، از جمله سفر به چین، ترجیح میدهد وارد یک درگیری فرسایشی و پرهزینه نشود..
وی افزود: در فضای رسانهای و سیاسی نیز تلاش میشود اینگونه القا شود که «جنگ پایان یافته و دستاوردها حاصل شده است»، در حالیکه بخشی از این ادبیات برای مدیریت افکار عمومی و حفظ ظاهر قدرت به کار گرفته میشود. به گفته وی، در صورت آغاز مجدد درگیریها، این پرسش مطرح خواهد شد که چرا پیشتر به نتیجه نرسیده و اکنون مجدداً وارد فاز نظامی شدهاند؛ موضوعی که میتواند برای آمریکا از منظر سیاسی و حیثیتی هزینهزا باشد.
این کارشناس بینالملل با بیان اینکه شرایط کنونی برای آمریکا شرایط مطلوبی برای ورود به نبرد نظامی نیست، اظهار کرد: آمریکا در تلاش است از درگیریهای مستقیم و طولانیمدت خارج شود، هرچند ممکن است گاهی با انجام یک اقدام محدود و پرسر و صدا تلاش کند تصویری از قدرت و دستاورد ارائه دهد و سپس از صحنه خارج شود یا مسئولیت را به بازیگران دیگر از جمله رژیم صهیونیستی واگذار کند.
غلامزاده با اشاره به همزمانی تهدیدها و تمایل به کاهش تنش از سوی آمریکا تصریح کرد: واشنگتن خود را قدرت برتر میداند و حاضر به پذیرش شکست یا ضعف علنی نیست؛ به همین دلیل حتی در مسیر کاهش تنش نیز ادبیات طلبکارانه و تهدیدآمیز خود را حفظ میکند.
وی با اشاره به نقش راهبردی تنگه هرمز گفت: تنگه هرمز یکی از مهمترین داراییهای ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران است که بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان از آن عبور میکند و ایران در چارچوب حقوق بینالملل و حاکمیت دریایی خود نقش مهمی در مدیریت، نظارت و تأمین امنیت آن دارد.
به گفته وی، این موقعیت راهبردی میتواند به شکلگیری بازدارندگی مؤثر برای ایران در نظم جدید منطقهای و جهانی منجر شود و در صورت استفاده هوشمندانه، پیوندی میان امنیت ایران و امنیت اقتصاد جهانی ایجاد کند.
غلامزاده همچنین با اشاره به تغییر موازنه قدرت در منطقه تأکید کرد: نشانههایی از کاهش حضور نظامی آمریکا در برخی پایگاههای منطقهای و انتقال بخشی از نیروها مشاهده میشود و در مقابل، برخی کشورها بهدنبال شکلدهی به ائتلافهای جدید برای ایجاد موازنه قدرت هستند.
وی در ادامه با انتقاد از «وابستگی به مذاکره بهعنوان راهحل همه مسائل» گفت: برخی موضوعات اساساً نیازمند حلوفصل از مسیرهای غیرمذاکرهای هستند و کشورها باید با تقویت توانمندیهای خود، از جمله در حوزه تحریمناپذیری و ابزارهای راهبردی، به بازدارندگی پایدار دست یابند.
این کارشناس بینالملل در پایان خاطرنشان کرد: مذاکره میتواند در جای خود مفید باشد، اما تبدیل آن به تنها ابزار حل مسائل، میتواند کشورها را از ظرفیتهای واقعی قدرت و مدیریت میدانی غافل کند.

آنچه امروز در جریان است، نه یک توافق نهایی و نه یک تقابل صرف است؛ بلکه وضعیتی میان این دو است. آمریکا تلاش دارد با ترکیب تهدید، زمانبندی و فشار رسانهای، روایت قدرت را حفظ کند، در حالی که ایران با تأکید بر مسیرهای دیپلماتیک چندلایه و در عین حال حفظ ملاحظات راهبردی خود، به این فشار پاسخ داده است.
در چنین شرایطی، شاید مهمترین ویژگی این مرحله نه «پایان جنگ»، بلکه «تعریف مجدد قواعد بازی» باشد؛ قواعدی که هنوز نوشته نشدهاند و هر طرف تلاش میکند بخشی از آن را در زمین خود تثبیت کند.
و در این میان، پاسخ امروز ایران، شاید نه یک نقطه پایان، بلکه یک ویرگول مهم در یک جمله طولانیتر باشد؛ جملهای که هنوز ادامه دارد
نظر شما