به گزارش خبرگزاری ایمنا، اینستاگرام این روزها بیسروصدا مشغول کاری است که بسیاری از چهرههای مجازی علاقهای به دیدهشدن نتیجه آن ندارند؛ پاکسازی اکانتهای فیک و رباتهایی که سالها برای بزککردن «محبوبیت» در شبکههای اجتماعی به کار گرفته میشدند. اقدامی که حالا تصویری واقعیتر از میزان مخاطبان حقیقی صفحات مختلف ارائه کرده و نشان داده است پشت بسیاری از اعداد پرزرقوبرق، لشکری از حسابهای بیهویت پنهان بودهاند.
در جریان این پاکسازی، صفحات بسیاری از چهرههای مشهور دنیا با ریزش میلیونی دنبالکننده روبهرو شدند؛ از کریستیانو رونالدو که حدود ۶.۶ میلیون دنبالکننده از دست داد تا لیونل مسی که نزدیک به ۴.۸ میلیون اکانت از فهرست دنبالکنندگانش حذف شد. اتفاقی که نشان داد حتی مشهورترین سلبریتیهای جهان نیز از آفت اکانتهای غیرواقعی در امان نبودهاند.

اما آنچه در این میان بیش از همه جلب توجه کرد، وضعیت صفحه رضا پهلوی بود؛ فردی که سالهاست رسانههای فارسیزبان معاند تلاش میکنند از او چهرهای «محبوب» و «مردمی» بسازند و چنین القا کنند که میلیونها ایرانی در انتظار بازگشت او هستند. اکنون اما با یک خانهتکانی ساده اینستاگرام، بخشی از واقعیت پشت ویترین این پروژه رسانهای آشکار شده است.
صفحه اینستاگرامی رضا پهلوی که حدود ۱۱ میلیون دنبالکننده برای خود به نمایش گذاشته بود، پس از حذف اکانتهای فیک با ریزشی نزدیک به یکمیلیون و ۵۰۰ هزار نفر مواجه شد؛ عددی قابل توجه که نشان میدهد بخش مهمی از آنچه بهعنوان «اقبال عمومی» معرفی میشد، در عمل چیزی جز ارتش حسابهای جعلی و غیرواقعی نبوده است.

برای درک بهتر ابعاد این ماجرا کافی است این عدد با صفحات چهرههای جهانی مقایسه شود. کیم کارداشیان، مدل و سلبریتی آمریکایی، تقریباً به همین میزان ریزش دنبالکننده را تجربه کرده، اما تفاوت مهم در نسبتهاست؛ صفحه او بیش از ۳۴۷ میلیون دنبالکننده داشته و در نتیجه سهم اکانتهای فیک در صفحهاش کمتر از نیم درصد برآورد میشود. این در حالی است که بیش از ۱۳ درصد دنبالکنندگان رضا پهلوی غیرواقعی بودهاند؛ آماری که برای فردی مدعی «محبوبیت فراگیر» چندان خوشایند به نظر نمیرسد.
البته ماجرا فقط به اکانتهای فیک ختم نمیشود. بخش قابل توجهی از دنبالکنندگان این صفحه اساساً نه از سر علاقه، بلکه برای رصد مواضع، پیگیری فعالیتها و شناخت جریانهای ضدایرانی آن را دنبال میکنند؛ موضوعی که با نگاهی ساده به فضای کامنتها و واکنش کاربران نیز قابل مشاهده است. به بیان دیگر، همه فالوورها الزاماً هوادار نیستند؛ همانطور که همه آمارهای بزرگ، الزاماً نشانه قدرت اجتماعی نیستند.
در ادبیات ارتباطات، این وضعیت را میتوان مصداقی از «مهندسی ادراک» دانست؛ یعنی ساختن تصویری بزرگتر از واقعیت برای القای نفوذ و مشروعیت اجتماعی. تکنیکی که سالهاست رسانههای حامی جریان سلطنتطلب تلاش میکنند با کمک آن، پروژه احیای پهلوی را پرمخاطبتر از آنچه واقعاً هست نشان دهند؛ پروژهای که حالا حتی الگوریتمهای اینستاگرام هم بخشی از بزک رسانهای آن را کنار زدهاند.
شاید بتوان گفت آنچه این روزها در اینستاگرام رخ داده، فقط حذف چند اکانت فیک نبوده است؛ بلکه فروریختن بخشی از ویترین پرزرقوبرقی است که سالها با ربات، تبلیغات و عملیات روانی ساخته شده بود. ویترینی که پشت آن، واقعیت اجتماعی جریان سلطنتطلب بسیار کوچکتر و کمرمقتر از ادعاهای رسانهای به نظر میرسد.
نظر شما