به گزارش خبرگزاری ایمنا، تصمیم اخیر سازمان توسعه تجارت ایران برای رفع مشروط ممنوعیت صادرات سیبزمینی نشان میدهد که سیاستگذاران به اهمیت این فرصت راهبردی واقف شدهاند و در حال طراحی مسیری هستند که بتواند منافع کشاورزان، امنیت غذایی داخلی و توسعه صادرات را بهطور همزمان تأمین کند، این بخشنامه، اگرچه در مراحل نخست اجرا قرار دارد، اما نشانهای از تغییر رویکرد در مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی است که میتواند با شفافسازی شروط و تکمیل سازوکارهای نظارتی، به یک موفقیت راهبردی تبدیل شود.
طبق آمار سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، سالانه حدود ۳۸۵ میلیون تن سیبزمینی در بیش از ۱۴۰ کشور جهان تولید میشود و ایران با تولید بین پنج تا پنجونیم میلیون تن، جایگاه قابل توجهی در این زنجیره جهانی دارد، این آمار نشان میدهد که ایران نهتنها ظرفیت تولید بالایی دارد، بلکه با مدیریت هوشمند عرضه و تقاضا، میتواند به یک بازیگر کلیدی در بازارهای منطقهای تبدیل شود.

حسین بهرامی رئیس جهاد کشاورزی چهارمحال و بختیاری، در جلسهای وبیناری با حضور وزیر جهاد کشاورزی اعلام کرد که حدود ۳۲ هزار تن سیبزمینی در انبارهای استان ذخیره شده است و مجوز صادرات روزانه ۷۰ تن، اگرچه در نگاه اول محدود به نظر میرسد، اما نشاندهنده رویکرد محتاطانه دولت برای حفظ تعادل بازار داخلی است، این رویکرد با افزایش تدریجی سقف صادرات و تکمیل زیرساختهای نظارتی، میتواند به یک مدل پایدار برای مدیریت مازاد تولید تبدیل شود و از هدررفت محصول جلوگیری کند.
در این میان، استان اصفهان با محدودیتهای شدید منابع آبی و چالشهای اقلیمی، یکی از قطبهای اصلی تولید سیبزمینی در کشور است و شهرستان فریدن با سطح زیرکشت سه هزار و ۵۰۰ هکتار و تولید سالیانه ۱۱۰ هزار تن، رتبه نخست استانی را به خود اختصاص داده است، بهطوری که محمدزمان احمدی، مدیر جهاد کشاورزی فریدن، تأکید میکند که تمام مراحل تولید سیبزمینی از کاشت بذر تا برداشت، سردخانه و بستهبندی در این شهرستان انجام میشود و این زنجیره یکپارچه، نشاندهنده بلوغ فنی و مدیریتی کشاورزان منطقه است. حلقه پایانی این زنجیره، یعنی کارخانه صنایع تبدیلی، در حال حاضر در مرحله نیمهآماده قرار دارد و با حمایت دولت و تأمین تسهیلات مالی، میتواند به بهرهبرداری کامل برسد، این فرصت، نهتنها برای فریدن، بلکه برای کل اقتصاد کشاورزی ایران اهمیت راهبردی دارد.
مطالعهای که در ژورنال اقتصاد کشاورزی (Journal of Agricultural Economics) منتشر شد، نشان داد که کشورهایی که در صنایع تبدیلی کشاورزی سرمایهگذاری میکنند، نهتنها ارزشافزوده تولیدات خود را تا سه برابر افزایش میدهند، بلکه نوسانات قیمت در بازار داخلی را نیز به میزان قابل توجهی کاهش میدهند، این یافته اهمیت راهاندازی کارخانههای فراوری سیبزمینی در مناطقی همچون شهرستان فریدن را دوچندان میکند و نشان میدهد که سرمایهگذاری در این حوزه، نهتنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک فرصت راهبردی برای تثبیت بازار و افزایش درآمد کشاورزان است.
کارشناسان معتقدند که راهاندازی کامل کارخانه سیبزمینی نیمهآماده در فریدن، میتواند زمینه اشتغال مستقیم برای ۲۰۰ نفر فراهم کند و نهتنها مشکل خامفروشی کشاورزان این شهرستان، بلکه مشکلات تولیدکنندگان سیبزمینی در غرب اصفهان و استانهای همجوار را نیز مرتفع کند، این پروژه با حمایت جدی دولت و تأمین خطوط تولید خارجی، میتواند به یک الگوی موفق برای توسعه صنایع تبدیلی در سایر مناطق کشور تبدیل شود.

باید صحبتها را از روی کاغذ برداشت و عملیاتی کرد
اسماعیل سیاوشی، نماینده مردم فریدن، فریدونشهر بوئینومیاندشت و چادگان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به اینکه در اجرای اقدامات یک بحث روی کاغذ داریم و یک بحث عملیاتی اظهار کرد: وقتی طرحی عملیاتی میشود، یعنی مجوزها صادر شده، وامهای لازم در اختیار سرمایهگذار قرار گرفته و کار شروع شده است، اما هنگامیکه سرمایهگذار میآید و زمین را میبیند، سپس مسئولان مخالفت میکنند و این موانع برطرف نمیشود، دیگر نمیتوانیم اشتغال ایجاد کنیم، تجربیات نشان میدهد که بدون هماهنگی واقعی میان نهادها، بهترین طرحها نیز محکوم به شکست هستند.
وی افزود: اشتغال زمانی ملموس است که مردم ببینند امکاناتی داده شده و کار آغاز شده است، این نوع پیگیری نمادین، نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه اعتماد سرمایهگذار به منطقه را نیز از بین میبرد و زنجیره تأمین محلی و منطقهای را دچار چالش میکند، این وابستگی به زنجیرههای تأمین منطقهای در کشورهایی همچون ترکیه، پاکستان و آسیای مرکزی نیز مشاهده میشود؛ جایی که فقدان هماهنگی نهادی، صادرات محصولات کشاورزی را به شدت محدود کرده است.
نماینده مردم فریدن، فریدونشهر بوئینومیاندشت و چادگان بیان کرد: این موانع باید برطرف شود تا سرمایهگذار بتواند کار کند و دلگرمی برای منطقه ایجاد شود، بدون این هماهنگی، زیرساختهای حملونقل، انبارداری و فراوری نیز توسعه نمییابند و منطقه در دام صادرات خام محصول باقی میماند، این وضعیت در بخشهای کلیدی همچون لجستیک، صنایع تبدیلی و گردشگری کشاورزی تأثیر مستقیم دارد و سبب میشود منطقه از ارزشافزوده بالقوه خود محروم بماند.
سیاوشی با اشاره به تولید سالانه ۳۰۰ هزار تن سیبزمینی در منطقه، که حدود ۱۰۰ هزار تن آن در چهار منطقه است و نشاندهنده ظرفیت بالای تولید است؛ سوال این است که اگر دو کارخانه صنایع تبدیلی دیگر راهاندازی شود، باز هم ظرفیت وجود دارد و این کارخانهها میتوانند نیمی از تولید را فراوری کنند، گفت: در مقایسه با مناطقی همچون هلند، آلمان یا حتی ترکیه که زیرساخت فراوری دارند، هنوز در مرحله صادرات خام محصول هستیم و این یعنی از بخش عمدهای از ارزشافزوده محروم میمانیم.
وی با اشاره به گرایش کشاورزان منطقه غرب اصفهان به کاشت لوبیا و گندم افزود: بهعنوان نمونه، کارخانه چیپس بوئینمیاندشت برای تولید چیپس به سیبزمینی با سایز مشخصی نیاز دارد و گاهی سیبزمینی مورد نیاز از استان اردبیل آورده میشود؛ به همین دلیل، محصول منطقه باقی میماند و خراب میشد. از اینرو، کشاورزان برای کاهش ضرر و زیان به سمت کاشت و برداشت لوبیا و گندم رفتند، بنابراین سیاستگذاری صنعتی باید با واقعیتهای کشاورزی منطقه هماهنگ باشد و نه بر اساس الگوهای وارداتی که با شرایط بومی سازگار نیستند.
نماینده مردم فریدن، فریدونشهر بوئینومیاندشت و چادگان توضیح داد: در سطح منطقهای، کشورهایی همچون ترکیه و پاکستان نیز با چالشهای مشابه روبهرو هستند، در مقابل کشورهای چین و روسیه با سرمایهگذاری در زیرساختهای فراوری و لجستیک، توانستهاند از ظرفیتهای کشاورزی خود بهرهبرداری کنند، اروپا نیز با ایجاد شبکههای یکپارچه تأمین و فراوری، توانسته است امنیت غذایی و اشتغال پایدار را تضمین کند، این تجربیات نشان میدهد که بدون نقش فعال دولتها و بازیگران بزرگ اقتصادی، تحول در بخش کشاورزی امکانپذیر نیست.
سیاوشی با اشاره به ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در کاشت و برداشت محصول سیبزمینی گفت: اگر فراوری سیبزمینی داشته باشیم، کشاورز میداند که محصولش روی دستش نمیماند و خراب نمیشود، بنابراین در کاشت، اصلاح بذر، برداشت و نگهداری سرمایهگذاری میکند و این خود موجب ایجاد اشتغال میشود. برای نمونه، در منطقه فریدن، روزانه ۵۰ تا ۶۰ کامیون میوه به نجفآباد و اصفهان حمل میشود و با قیمت چند برابر به منطقه بازمیگردد، این یک گلوگاه لجستیکی است که هزینههای حملونقل را چندین برابر میکند.

وی تأکید کرد: این طرحها در بحث گردشگری و ایجاد فضای سبز نیز مؤثر است و خطر رها شدن زمینهای کشاورزی را کاهش میدهد، چنین رویکردی میتواند از تخریب محیطزیست و فرسایش خاک جلوگیری کرده و امنیت غذایی منطقه را تضمین کند. در سطح ژئوپلیتیکی، این گلوگاههای راهبردی میتوانند امنیت غذایی کشور را تهدید کنند و وابستگی به واردات را افزایش دهند؛ چیزی که در بحرانهای جهانی همچون جنگ اوکراین و تحریمهای اقتصادی، بهشدت خطرناک است.
نماینده مردم فریدن، فریدونشهر بوئینومیاندشت و چادگان در پاسخ به این پرسش که چه کسانی بیشتر از این وضعیت متضرر میشوند، گفت: کشاورزان و مردم بومی منطقه بیشترین آسیب را میبینند، وقتی محصول خراب شود، سرمایهگذار ناامید میشود و میرود؛ این مردم هستند که بدون شغل میمانند و جوانان منطقه مجبور به مهاجرت میشوند و این چرخه معیوب ادامه پیدا میکند، چنین روندی منجر به تخلیه روستاها، افزایش فشار بر شهرهای بزرگ و از دست رفتن سرمایههای انسانی و اجتماعی میشود.
سیاوشی خاطرنشان کرد: نکته مهم این است که این طرحها صنعتی نیستند، بلکه با ایجاد اشتغال محلی، مردم منطقه مشغول به کار میشوند. آنچه لازم است، هماهنگی واقعی میان نهادهای اجرایی، بانکها و دستگاههای نظارتی است تا موانع یکبهیک برطرف شود و سرمایهگذار احساس کند که پشتیبانی جدی وجود دارد. این تجربه میتواند الگویی برای سایر مناطق کشور و کشورهای همسایه باشد که با چالشهای مشابهی دستوپنجه نرم میکنند، بنابراین بدون همکاری جهانی و منطقهای در زمینه انتقال تکنولوژی، تأمین مالی و توسعه زیرساختها، این بحران همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.
به گزارش ایمنا، بخشنامه اخیر سازمان توسعه تجارت، با وجود رفع مشروط ممنوعیت صادرات، نشان میدهد که دولت به اهمیت تعادل میان صادرات و امنیت غذایی داخلی واقف است، شروط صادرات، سازوکار نظارتی و سقف صادرات، در حال تدوین و شفافسازی هستند و این فرایند، با مشارکت فعالان بخش خصوصی و کارشناسان، میتواند به یک مدل کارآمد برای مدیریت صادرات کشاورزی تبدیل شود، تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که صادرات با برنامهریزی دقیق، نهتنها به کاهش عرضه داخلی منجر نمیشود، بلکه میتواند به تثبیت قیمتها و افزایش درآمد کشاورزان کمک کند.
صادرات موفق سیبزمینی، حاصل یک معامله ساده نیست، بلکه نیازمند مدیریت دقیق زنجیره تأمین، شناخت استانداردهای مقصد، انتخاب زمان مناسب ارسال و تسلط عملی بر فرایندهای حملونقل، سورتینگ و اسناد است. اما مهمتر از همه، نیازمند یک برنامه راهبردی جامع است که توسعه صنایع تبدیلی، حمایت از کشاورزان و مدیریت بازار داخلی را بهطور همزمان در نظر گیرد. ایران با پتانسیل تولید بالا، تنوع اقلیمی و موقعیت جغرافیایی مناسب، تمام ظرفیتهای لازم برای تبدیل شدن به یک صادرکننده پایدار سیبزمینی را دارد و با تکمیل زیرساختها و شفافسازی سیاستها، این فرصت راهبردی میتواند به واقعیتی ملموس تبدیل شود.
نظر شما