به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ معاصر ایران، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که همچون «رهبر شهید»، حضرت آیتاللهالعظمی امام سید علی خامنهای (ره)، پیوندی چنین عمیق، مبنایی و تپنده میان «ایمان اسلامی» و «هویت ایرانی» برقرار کرده باشد. ایشان نه در شعار، که در ساحت عمل، «ایرانیترین ایرانی» بودند؛ مردی که از نخستین روزهای حیات سیاسی خود در ردای ریاستجمهوری تا واپسین لحظات عمر پربرکتشان، نگاهبانی از مرزهای جغرافیایی، فرهنگی و تاریخی ایران را مأموریتی الهی میدانستند.
عشقِ آمیخته به معرفت ایشان به ایران، ریشه در تربیتی داشت که با زمزمههای حافظ در کودکی آغاز شد و در جوانی به حراست از میراث ملی انجامید.
در سالهایی که تندرویهای بیضابطه، میراث کهن را نشانه گرفته بود، ایشان سدِ مستحکمی در برابر تخریب آرامگاه حکیم فردوسی شدند تا ثابت کنند «شاهنامه» و «هویت ملی»، پارهتنی از کالبد اسلامِ ایرانی است. این نگاهِ بلند، همان منطقی است که در آذرماه ۱۳۶۷، ایشان را به بلندای تختجمشید کشاند؛ نه برای ستایشِ ستمِ سلاطین، بلکه برای تکریمِ «ذوق و سرانگشت هنرمند ایرانی»؛ ایشان در آنجا با قاطعیت فرمودند که این بناها محصول نبوغ ملت ماست و باید با تمام وجود از آنها حراست کرد.
رهبر شهیدمان، ملیگرایی را نه در تعصبات نژادی، بلکه در «ناسیونالیسم مثبت» و «عزت ملی» بازتعریف کردند. ایشان بارها با نهیبِ حکیمانه خود پرسیدند: «چرا من باید بهخاطر ایرانی بودنم احساس حقارت کنم؟ من به زبان، فرهنگ و گذشته خود افتخار میکنم.» در اندیشه ایشان، «ایران قوی» تنها یک شعار سیاسی نبود، بلکه یک آرمانِ وجودی بود؛ باوری که معتقد بود دشمنی استکبار، نه فقط با نظام، بلکه با اصلِ وجودِ یک «ایرانِ مستقل و مقتدر» است.
ایشان در میدان جنگ، «وطن» و «اسلام» را یک حقیقتِ واحد دیدند و در میدان فرهنگ، زبان فارسی را نمادِ بیبدیل ملیت دانستند؛ تا جایی که رویایشان، تبدیل شدنِ فارسی به زبانِ مرجعِ علم در جهان بود. تصویرِ پایانی این دلدادگی را میتوان در شب عاشورای آخر عمرشان جستوجو کرد؛ آنجا که در میان نالههای عزای حسینی، از محمود کریمی و مردم خواستند سرود «ای ایران» را زمزمه کنند تا نشان دهند برای او، ایرانِ ذوالفقار و ایرانِ عاشورایی، حرمی است که دفاع از آن، والاترینِ عبادتهاست. این گزارش، مروری است بر سفرهای آن «سیدِ ایراندوست» به دیارِ فارس؛ بازخوانیِ مسیری که در آن، شکوهِ هخامنشی با حماسهِ علوی گره خورد تا سیمای رهبری را ترسیم کند که تا پای جان، پاسدارِ عظمتِ نامِ ایران بود.

بازخوانی حماسی سفرهای «رهبر شهید» به مهد تمدن و ولایت در اردیبهشتِ میثاق
اردیبهشتِ شیراز، امسال شمیمی متفاوت دارد؛ عطری که از آمیختگیِ بهارنارنج با یادِ سرخِ «رهبر شهید»، فضایی ملکوتی به این کهندیار بخشیده و امروز ۱۵ اردیبهشت، روز شیراز است.

حماسه حضور در سایهسار میراثِ ملی
چهار روز پیش، روز جمعه، یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۵، در سالروز سفر تاریخی و ماندگار رهبر شهید به شیراز، خیابانهای شهر و جادههای منتهی به مرودشت، گواه تجدید عهدی شورانگیز بود. کاروانهای خودرویی خانوادگی، در هجرانِ سلاله پاک نبوی و رهبر فرزانه امت، بهسوی تختجمشید و نقشرستم گسیل شدند تا ثابت کنند پیوند میان آرمانهای انقلاب و هویت ملی، در خونِ این ملت ریشه دارد.
در این حرکتِ نمادین و باشکوه، مردمِ وفادارِ شیراز، زرقان و مرودشت، با حضور در قلب سرزمین پارس، یاد و خاطره بازدید تاریخی شهید حضرت آیتاللهالعظمی امام سید علی خامنهای (ره) از آثار باستانی را گرامی داشتند.

این حضورِ ولایی در کنار ستونهای ستبر تاریخ، بازخوانیِ همان تفکر نابی بود که رهبر شهیدمان بارها بر آن پای میفشردند؛ تفکری که تختجمشید را نه مایه تفاخر به ستمشاهی، بلکه گواهی بر نبوغ، هنر و تمدنسازی ایرانیان میدانست. امروز جای خالی آن حکیمِ فرزانه در میان کتیبهها حس میشد، اما آرمانهایش در فریادهای «لبیک یا شهید» تجسم یافته بود.
شیراز؛ سومین حرمِ اهلبیت (ع) در نگاهِ آن پیرِ مِیفروش
شیراز در حافظه تاریخی ما، با کلامِ آن رهبرِ به معراج رفته، اعتباری مضاعف یافت. ایشان بودند که غبار از رخسار معنوی این شهر زدودند و آن را «سومین حرم اهلبیت در ایران» نامیدند. رهبر شهید، با نگاهی قدسی به مضجع شریف حضرت احمد بن موسی (ع)، هویت دینی شیراز را همسنگِ قم و مشهد خواندند و فرمودند: «شیراز مرکز و حریم اهلبیت است؛ جایی که هنر با روح دیانت همراه شده تا عالیترین وسیله برای تبلیغ ارزشهای انسانی باشد.»

حافظیه؛ میعادگاه بصیرت و غزلِ سرخ
ورزشگاه حافظیه در اردیبهشت ۸۷، شاهد طنین صدایی بود که امروز به میراثی جاودان بدل گشته است. رهبر شهیدمان در آن دیدار تاریخی، شیراز را «شهر فرزانگان و شهر علم و ذوق» نامیدند و با کلامی که اکنون بوی وحی و شهادت میدهد، از قدرت عظیم مردم سخن گفتند. ایشان با بازخوانی حافظه تاریخی دیارِ فارس، خاطرنشان کردند که برخلاف جابجاییهای نظامی قدرت در طول تاریخ، این معجزه انقلاب اسلامی بود که مردم را میداندار تحول کرد.
منشور مقاومت و خودباوری؛ میراثی برای فردا
در پهنه گسترده استان فارس، از لارستانِ سلحشور تا کازرونِ سلمانپرور، هر قدم یادآور حماسهای است که رهبر شهید بر آن مهر تأیید زدند. ایشان با اشاره به تهاجمهای فرهنگی و تحریمهای اقتصادی، همواره تأکید میکردند که ملت ایران از تحریم برای پیشرفت استفاده کرده و تهدیدها را به فرصت بدل میکند. امروز که ایشان در مقام رفیع شهادت ناظر بر اعمال ماست، پیشرفتهای هستهای، پزشکی و نظامی ایران، گواهی بر صدقِ وعدههای آن شهیدِ سعید است که میفرمود: «ما از تحریم غرب نمیترسیم؛ پیشرفت ما مضاعف خواهد شد.»

رسالت نخبگان و معلمان در مکتبِ شهید
رهبر شهید امت، شیراز را قطبِ دانش و نوآوری میدانستند. ایشان در دیدار با دانشجویان و معلمان، بر «نهضت خدمت» و «نوآوری» تأکید داشتند. امروز معلمانِ شیراز، کلامِ آن شهید را که شیراز را «شهرِ شعر و ادب و عرفان» میخواند، سرلوحه تربیت نسلی قرار دادهاند که هم آدابِ حافظ را میداند و هم غیرتِ سلیمانی و خامنهای را در رگهایش دارد.

عهدی که با خون بسته شد
حماسه خودرویی ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، نشان داد که شیراز همچنان بر همان عهدی است که با امامِ شهید خود بسته بود. مردمِ «خوشاخلاق، خوشلهجه و باوفای» شیراز، با حضور در نقشرستم و تختجمشید، پیوندِ ناگسستنیِ ایران و اسلام را فریاد زدند. روز شیراز، در سالروز حضورِ خورشیدی که اکنون در سپهر شهادت میدرخشد، رنگ و بوی دیگری دارد.
نظر شما