به گزارش خبرگزاری ایمنا، تنگه هرمز بار دیگر به کانون اصلی تقابل راهبردی میان ایران و ایالات متحده تبدیل شده است. دونالد ترامپ با اعلام «پروژه آزادی»، مدعی شد که از صبح دوشنبه، مسیرهای کشتیرانی در این آبراه حیاتی را بهطور اجباری بازگشایی خواهد کرد.
با این حال، شواهد میدانی، دادههای ردیابی دریایی و پاسخهای عملیاتی نیروهای مسلح ایران نشان میدهد که این پروژه پیش از آنکه به مرحله اجرا برسد، با بنبست روبهرو شده و درعمل «مرده» متولد شده است. این گزارش به تحلیل ابعاد مختلف این شکست در سه حوزه نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی میپردازد.
۱. شکست نظامی و عملیاتی: پایان افسانه اسکورت
پروژه آزادی بر پایه یک فرض اصلی بنا شده بود: «تأمین امنیت از طریق زور و اسکورت ناوشکنها»، اما وقایع روز دوشنبه این محاسبات را به چالش کشید:
اقتدار میدانی ایران: برخلاف ادعاهای سنتکام درباره عبور موفق کشتیها، روابطعمومی ارتش و سپاه پاسداران با انتشار بیانیههای محکم، از ممانعت قاطع از ورود ناوشکنهای آمریکایی خبر دادند. شلیک تیر اخطار (موشک کروز و پهپاد) در حوالی شناورهای متجاوز نشان داد که خط قرمز ایران در تنگه هرمز غیرقابل مذاکره است.
هزینهتراشی برای متجاوز: براساس برخی منابع اصابت دو موشک به ناوچه آمریکایی در حوالی جاسک که قصد نقض پروتکلهای ترددی را داشت، پیامی صریح بود که دوران «بزن و در برو» به پایان رسیده است. عقبگرد این ناوچه، نمادی از شکست میدانی راهبرد ترامپ در مقابل دکترین «پاسخ سخت» سرلشکر عبداللهی بود.
ناامنی در جایگزینها: هدف قرار گرفتن نفتکش اماراتی «ام.وی. باراکا» در نزدیکی بندر فجیره با پهپادهای انتحاری، نشان داد که حتی بندرهای جایگزین و خارج از تنگه نیز برای متحدان آمریکا امن نخواهند بود.
۲. جنگ اطلاعاتی و سایبری: نفوذ به لایههای پنهان
یکی از نقاط عطف این تقابل، ورود گروههای غیررسمی همچون «حنظله» به معادلات بود. این گروه با افشای اطلاعات ۴۰۰ افسر ارشد دریایی آمریکا در منطقه، ضربه حیثیتی و روانی سنگینی به بدنه فرماندهی سنتکام وارد کرد.
اشراف اطلاعاتی: پیامهای هشدار مستقیم به تلفنهای امن افسران آمریکایی با مضمون «مرگ زودرس»، لایه جدیدی از بازدارندگی را به نمایش گذاشت. این اقدام ثابت کرد که ارتش آمریکا نهتنها در سطح دریا، بلکه در فضای سایبری و تبادل داده نیز تحت اشراف کامل محور مقاومت قرار دارد.
۳. ابعاد اقتصادی و بنبست در بازارهای جهانی
هدف ترامپ از این پروژه، آرام کردن بازار انرژی و نشان دادن اقتدار آمریکا بود، اما نتیجه کامل معکوس شد:
توقف ترددها: دادههای «رویترز» و «مارینترافیک» تأیید میکنند که برخلاف ادعای ترامپ، تردد در تنگه به پایینترین سطح خود رسیده است. شرکتهای بزرگی همچون «هاپاگ-لوید» آلمان با صراحت اعلام کردهاند که بهدلیل نبود امنیت، ریسک عبور را نمیپذیرند.

شکست روایت آمریکایی: در حالی که سنتکام مدعی عبور کشتیهای دارای پرچم آمریکا بود، مؤسسات معتبری همچون HFI Research تأکید کردند که هیچ کشتی تجاری جرئت آزمایش این مسیر را ندارد. در مقابل، تنها شناورهای مرتبط با ایران (همچون دریا و نوح گاز) با امنیت کامل از منطقه عبور کردند که نشاندهنده حاکمیت مطلق تهران بر نظم دریایی منطقه است.
۴. تحلیل سیاسی: تناقض ترامپ؛ از اسکندر تا بنبست
دونالد ترامپ در این بحران دچار یک «دوگانگی شخصیتی سیاسی» شده است. او از یک سو در فلوریدا بر طبل جنگ میکوبد و خود را با فاتحان بزرگ تاریخ مقایسه میکند، و از سوی دیگر با ژستهای انساندوستانه و توئیتهای متناقض، بهدنبال راهی برای بازگشت به میز مذاکره است.
تحلیل گاردین: این رسانه به درستی اشاره میکند که ترامپ در برزخ «نه جنگ، نه صلح» گرفتار شده است. او میخواهد بدون پرداخت هزینههای یک جنگ تمامعیار، دستاورد سیاسی کسب کند، اما واکنش سخت ایران این مسیر را مسدود کرده است.
موضع دیپلماتیک ایران: عباس عراقچی با واژه «پروژه بنبست»، به خوبی ماهیت این حرکت را توصیف کرد. ایران با تفکیک میان مسیر مذاکرات (از طریق پاکستان) و امنیت میدان، اجازه نداد آمریکا از فشار نظامی بهعنوان اهرم فشار در دیپلماسی استفاده کند.
درسهای هرمز برای واشنگتن
شکست «پروژه آزادی» ثابت کرد که امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز «خریدنی» یا «تحمیلی» نیست، بلکه تابعی از توافق با قدرتهای منطقهای و در رأس آنها ایران است.
ناکامی در ائتلافسازی: حتی متحدانی همچون کرهجنوبی که تحت فشار آمریکا برای پیوستن به این پروژه هستند، با مشاهده انفجار در کشتیهای خود و اقتدار نظامی ایران، در حال بازنگری در مواضع خود هستند.
تثبیت حاکمیت ایران: اعلام محدوده جدید کنترل دریایی توسط سپاه پاسداران و اعمال حاکمیت از جاسک تا فجیره، نشان داد که ایران نهتنها از موضع خود عقبنشینی نکرده، بلکه کمربند امنیتی خود را مستحکمتر کرده است.
در نهایت، «پروژه آزادی» بیش از آنکه یک عملیات نظامی موفق باشد، یک نمایش رسانهای شکستخورده بود که تنها دستاورد آن، افزایش قیمت جهانی نفت و اثبات ناتوانی ایالات متحده در تأمین امنیت عبورومرور دریایی بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران بود.
تنگه هرمز امروز بیش از هر زمان دیگری نشان داد که کلید اصلی آن نه در کاخ سفید، بلکه در دستان نیروهای مسلح ایران است.
نظر شما