به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ منازعات بینالمللی نشان داده است که هرگاه دشمن در میدان نبرد سخت و رویارویی مستقیم نظامی با سد محکم «بازدارندگی» برخورد میکند، بلافاصله لایههای پنهان و پیچیدهتر قدرت خود را به سمت «جنگ هوشمند» روانه میکند.
جمهوری اسلامی ایران، پس از پشت سر گذاشتن تلاطمهای نظامی اخیر و تجربه «جنگ سوم تحمیلی»، اکنون در نقطهای حساس از تاریخ خود ایستاده است؛ نقطهای که میتوان آن را وضعیت «پساجنگ» یا «نه جنگ و نه صلح» نامید. در این مختصات جدید، دشمن با پذیرش شکست در دکترین «تغییر رژیم از طریق حمله نظامی»، به سمت سناریویی چندلایه حرکت کرده است که محور آن نه انهدام فیزیکی، بلکه «انهدام اراده ملی» از طریق ترکیب جنگ اقتصادی نوین و عملیات روانی فوقهوشمند است.
رصد دقیق جریان رسانهای ضدانقلاب، بهویژه کانونهای هدایتشوندهای نظیر شبکه اینترنشنال، پرده از یک طراحی خطرناک برمیدارد. این جریان با بهکارگیری تکنیکهای «ادراکسازی»، ابزاری به نام «فشار اقتصادی» را به سلاحی برای «کاهش تابآوری اجتماعی» تبدیل کرده است.
در این نقشه جدید، هدف غایی، القای حس «بنبست مطلق» و «فروپاشی قریبالوقوع» است. دشمن اینطور برنامهریزی کرده است که اگر بتواند «سرمایه روانی» جامعه را بهعنوان یکی از ستونهای اصلی قدرت ملی تخریب کند، در عمل توان ایستادگی در سایر حوزهها نیز از بین خواهد رفت. آنها با تکرار مداوم کلیدواژههایی همچون «پایان کار» و «شمارش معکوس برای سقوط اقتصاد»، بهدنبال تولید «اضطراب ساختاری» هستند تا بعضی را به این نتیجهگیری غلط برسانند که راه نجات میتواند در «آشوب خیابانی» باشد.

این جنگ هوشمند، تنها به شایعهسازی محدود نمیشود، بلکه روی گسلهای موجود دست میگذارد. بهعنوان مثال، موضوع «قطعی اینترنت» که یک ضرورت امنیتی برای مهار تهدیدات جانی و جلوگیری از تروریسم سازمانیافته در میانه بحران است، توسط دشمن به ابزاری برای «تولید خشم اجتماعی» تبدیل میشود. آنها با برجستهسازی آسیبهای کسبوکارهای مجازی، بهدنبال تحریک قشرهای متضرر هستند تا یک تیر با دو نشان بزنند: هم خشم تولید کنند و هم حاکمیت را برای بازگشایی مسیرهایی که دشمن از آن برای سازماندهی آشوب استفاده میکند، تحت فشار قرار دهند. مکمل این پازل، بازخوانی روایتهای جعلی از وقایع تلخی چون «اغتشاشات دی ۱۴۰۴» است تا از خاکسترِ نفرتهای قدیمی، شعلههای جدیدی برای سوزاندن امنیت ملی برافروزند.
در لایه اقتصادی، ما با پدیدهای روبهرو هستیم که کارشناسان آن را «جنگ نوین اقتصادی» مینامد. این جنگ فراتر از تحریمهای سنتی عصر اوباما یا فشار حداکثری ترامپ است. در اینجا، دشمن با علم به اینکه توان نظامی ایران و اشراف بر گلوگاههایی همچون تنگه هرمز، هزینه برخورد سخت را برای واشنگتن و تلآویو به شدت بالا برده، بهدنبال «محاصره دریایی» و قطع زنجیره ارزش و لجستیک است.
آنها بهدنبال «اشغال بودجه» ایران هستند؛ یعنی تحمیل هزینههایی که دولت را در مدیریت روزمره دچار استیصال کند. با این حال، همانطور که در تحلیلهای اقتصادی مطرح شده، این سکه روی دیگری نیز دارد. شکست «اقتصاد بازدارندگی» آمریکا در منطقه، هزینههای بازسازی میلیارد دلاری پایگاههای نظامی و جهش حق بیمه نفتکشها در لندن، نشاندهنده این است که ایران توانسته معادله «هزینه-فایده» را به ضرر پنتاگون تغییر دهد.
رمزگشایی از فشار رسانهای و روانی بر مردم از سوی جریانی خاص از داخل
باید هوشیار بود که هدف نهایی در این شطرنج پیچیده، درهم شکستن «تابآوری مردم است. هرچند نمیتوان منکر اثرات عینی تنشهای بینالمللی بر شاخصهای پولی شد، اما واقعیت آن است که بخشی از بههمریختگی کنونی، ریشه در سوءمدیریتها و ضعف نظارتها دارد.
در این میان، جریانهایی در داخل همصدا با رسانههای معاند، با ضریب دادن به این نابسامانیها، در پی تحمیل توافق و امتیازدهی و عقبنشینی از حقوق ملی هستند. آنها میکوشند با ابزار رسانه، دشواریهای معیشتی را تنها به شرایط جنگی گره بزنند تا از دلِ فشار بر سفره مردم، راه را برای باجخواهی بینالمللی و تضعیف اقتدار کشور هموار کنند.
تحمیلِ تسلیم
نکته تأملبرانگیز اینجا است که برای کشوری با ظرفیتهای ساختاری و تابآوری بالای اقتصادی همچون ایران که سالها بهدلیل رویارویی با شرایط تحریم راه بیاثر کردن فشار اقتصادی را پیدا کرده است، جنگ به خودیِ خود نمیتواند عامل بنبست معیشتی باشد؛ بلکه آنچه خطرناک است، گره زدنِ عمدیِ تمام گرههای اقتصادی به میدان نبرد است. تلاش جریانی خاص در داخل برای القای این همبستگیِ مطلق، بیش از آنکه تحلیلی کارشناسی باشد، کدگذاری برای جبهه مقابل و نشانی غلط دادن به جامعه است؛ نشانهای آشکار برای آنها که میاندیشند تا دریابند چگونه از اضطرابِ جنگ، برای تحمیلِ تسلیم استفاده میشود.
امروز، نبرد اصلی در ذهنها و سفرهها است. دشمنان میخواهند با پیوند زدن «تنگنای معیشتی» به «تخریب امید»، جامعه را به نقطه جوش برساند.

دشمن با عوامل نفوذی خود، جنگ اختلال را کلید زده است
علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در این زمینه اظهار کرد: یکی از اقدامات دشمن تلاش برای ایجاد آشفتگی اقتصادی در بازار ارز و طلا و خودرو و هر جایی است که نیازهای روزانه مردم است.
وی افزود: دشمن با عوامل نفوذی جنگ اختلال را کلید زده است و با استفاده از عوامل نفوذی خود در دستگاههای مختلف و دیگر ظرفیتهایی که میتوانند استفاده کنند، به نام بازار آزاد و ایجاد تعادل در بازار میخواهند دولت جمهوری اسلامی ایران را در مدیریت بازار و قیمتها منفعل کنند.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: هدف دشمن از ایجاد جنگ اختلال، ایجاد گسست اجتماعی و سرخوردگی بدنه مردمی حاضر در میدانها و خیابان یا هدف خالی شدن خیابان و سپرده شدن آن به عوامل تروریستی و آشوب طلب همچون وقایع دی سال گذشته است.

تروریست اقتصادی از دشمن صهیونیستی خطرناکتر است
حسینعلی حاجی دلیگانی، عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه کشور امروز همزمان درگیر دو میدان نبرد است، اظهار کرد: در جبهه اول، نیروهای مسلح مقتدرانه مقابل دشمنان خارجی ایستادهاند و دست برتر را تثبیت کردهاند، اما در جبهه دوم، مردم درگیر جنگی پنهان با اخلالگران و سودجویانی هستند که با سوءاستفاده از شرایط کشور، معیشت جامعه را هدف قرار دادهاند.
وی افزود: این افراد، تروریستهای اقتصادی هستند؛ کسانی که آگاهانه و عامدانه، بازار را ملتهب میکنند، قیمتها را بالا میبرند و آرامش روانی مردم را نشانه گرفتهاند. تفاوت آنها با دشمن خارجی تنها در نوع سلاح است؛ آن یکی موشک میزند و این یکی سفره مردم را هدف میگیرد.
عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با اشاره به ضرورت برخورد ساختاری و فوری با این افراد گفت: امروز کشور نیازمند یک فرمانده میدانی در حوزه مقابله با تروریسم اقتصادی است؛ همانگونه که شهید حاج قاسم سلیمانی در میدان نبرد با تروریستهای نظامی ایستاد و آنها را شکست داد، دولت نیز باید فردی با همان روحیه جهادی برای مقابله با شبکههای اخلال اقتصادی معرفی کند.
وی افزود: این فرد باید مأموریت داشته باشد پروندههای اخلالگران را بهسرعت شناسایی، مستندسازی و برای برخورد فوری در اختیار قوه قضائیه و سازمان تعزیرات قرار دهد.
حاجیدلیگانی تأکید کرد: قوه قضائیه نیز باید با جدیت وارد میدان شود و همانگونه که در جنگ نظامی با دشمن مماشات نمیشود، در جنگ اقتصادی هم با عاملان اصلی گرانی و احتکار برخوردی سخت و عبرتآموز صورت گیرد.
وی خاطرنشان کرد: پیشنهاد ما این است که یک مهلت مشخص برای بازگشت قیمتها به نرخهای منطقی تعیین شود و هر مجموعه یا فردی که از آن تخطی کرد، بهعنوان مفسد اقتصادی تحت پیگرد قرار گیرد.
عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با انتقاد از بعضی شرکتها و بنگاههای اقتصادی گفت: امروز بعضی مجموعهها در حالی اقدام به افزایش قیمت میکنند که مواد اولیه خود را با نرخهای قبلی دریافت کردهاند. این رفتارها هیچ توجیهی ندارد و تنها فشار مضاعف بر مردم است.

به گزارش ایمنا، تحلیل جامع پیشرو به وضوح نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران در یکی از پیچیدهترین گذارهای راهبردی خود قرار دارد. اگرچه دشمن با تغییر فاز از میدان نظامی به جنگ هوشمند و تروریسم رسانهای، بهدنبال فروپاشی از درون و شکستن تابآوری مردم است، اما واقعیتهای میدانی حکایت از یک «بنبست راهبردی» برای جبهه دشمن دارد. همانگونه که اقتدار موشکی و پهپادی، خوابِ حمله نظامی را بر آشفت، اکنون نوبت به «اقتدار اقتصادی» رسیده است تا با تکیه بر مدل «اقتصاد مقاومتی» و مشارکت مستقیم مردم، آخرین حربه دشمن را نیز خنثی کند.
همان مردمی که در شبهای جنگ و پساجنگ، با حضور خود امنیت خیابانها را تضمین کردند، امروز باید به قلب تپنده مدیریت بنگاههای اقتصادی تبدیل شوند. پایان سخن اینکه در این نبرد نوین، پیروزی نه با زرههای گرانقیمت، بلکه با «زخمزنی ارزان به بودجه دشمن» و «امیدآفرینی واقعی در داخل» رقم خواهد خورد. ایران با عبور از این غبارِ جنگ روانی، میتواند ساختار معیوب گذشته را اصلاح کرده و از دل این تهدیدِ مرکب، قدرتی نوظهور و پایدار در عرصه اقتصاد بینالملل خلق کند.
نظر شما