روایت معلمِ کشوردوست از الفبای مقاومت

معلمی تنها یک شغل نیست یک تفکر است؛ یک جهاد برای تربیت نسل آینده و زمانی که این جهاد برای وطن باشد، عطر و بوی دیگری به خود می‌گیرد؛ عطری از جنس مقاومت.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از خراسان شمالی، زنگ جنگ را که نواختند، معلمان غیور وطن هم‌صدا با دانش‌آموزانشان ندای «هیهات من الذله» را سر دادند، آن‌هایی که نماد خونخواهی استاد و معلم وطن، رهبر شهیدمان و جگر گوشه‌های مینابی شدند.

معلمانی که روزها درس عشق به ولایت را برای دانش‌آموزانشان سرودند و شب‌ها در سرما، برف و باران فروردین و اردیبهشت جان‌فدایی شدن برای ملت را فریاد زدند، این قصه این روزهای دلدادگی معلمان مهربان و غیرتمند این سرزمین زیباست.

در این میان این قصه‌های زیبا و پندآموز معلمی است که در هیاهوهای رسانه‌های کَر و کور صهیونیستی هر شب برای رسیدن به میعاد عاشقان وطن، هزینه بسیار می‌کند و معتقد است «جان فدای پایداری وطن است.»

این قصه «غزاله ولی‌زاده»، معلم روستای چلوی شیروان است که هر شب خودش را از روستا به میدان اصلی شیروان می‌رساند و هزینه رفت و آمدش را از حقوق معلمی‌اش می‌دهد. او سه سال است که رخت معلمی بر تن کرده است و دانش‌آموزانش را «گل‌هایم» خطاب می‌کند. زمان مصاحبه مدام می‌گفت از من ننویسید؛ از عشق گل‌هایم به وطن بگویید.

روایت معلمِ کشوردوست از الفبای مقاومت

معلم قرآنی وقت‌شناس

غزاله ولی‌زاده متولد سال ۱۳۷۲، کارشناس ارشد الهیات از دانشگاه فردوسی مشهد و ساکن روستای باغان شیروان است، او قبل از پوشیدن رَدای معلمی به واسطه علاقه‌اش به آموزش قرآن، برای دختران، زنان و کودکان روستایی شیروان محافل قرآنی پررونقی داشت و به منظم بودن و وقت‌شناسی در کلاس‌هایش معروف بود.

او سال ۱۴۰۲ به تشویق دوستی همدل در آزمون آموزش و پرورش شرکت کرد و پذیرفته شد.

این از سال‌های ابتدای معلمی‌اش برای ما می‌گوید « سال اول خدمتم در روستای سنجد بودم و در آنجا بیتوته کردم، از همان روز اول، هر روز با پرچم ایران، عکس رهبر شهیدمان و حاج قاسم وارد کلاس می‌شدم. معلم پایه چهارم شدم و درک دانش‌آموزان در این سن بالاتر می‌رود، به آن‌ها می‌گفتم به احترام پرچم سرپا بایستند، از وطن‌دوستی برایشان می‌گفتم و هفته‌ای چند بار عصرها بعد از پایان مدرسه برای دانش‌آموزانم کلاس قرآن برگزار می‌کردم.»

این آموزگار اهل شیروان امسال معلم دانش‌آموزان پایه دوم روستای چلو هست و آغاز سال تحصیلی را با بردن عکس رهبر شهید و پرچم ایران به کلاس درسش آغاز کرد.

و اما سر آغاز ...

تجمعات مردمی و خونخواهی رهبر شهیدمان که آغاز شد، خانم ولی‌زاده هر شب از روستای باغان خودش را در سرما، برف و باران به میدان اصلی تجمعات شیروان می‌رساند، اما به چه عشقی و چرا؟ پاسخ سوالمان را اینگونه می‌دهد « امسال هم اوایل فقط به عشق رهبر شهیدم و عشق به کشورم پا به خیابان گذاشتم، اما بعدها که دیدم چقدر این حضور موثر است و امر رهبر عزیزمان آقا «سید مجتبی خامنه‌ای» برای تداوم حضور مردم در خیابان‌ها، علاوه بر ذوق و شوق، احساس وظیفه کردم و الحمدالله به جز شاید ۴ شب (شاید کمی کمتر یا بیشتر) به وظیفه‌ام عمل کردم.»

وی ادامه می‌دهد: دقیق خاطرم هست روز شهادت حضرت آقا و در شب اول تجمعات چون روستا بودم‌، نمی‌توانستم به شهر بیایم و آتش خشمم را بر سر آمریکا فریاد بزنم، خیلی غصه‌دار شدم اما دیری نپایید که فکری به ذهنم رسید و با خودم گفتم مگر هزینه آژانس چقدر می شود؟ اگر خدای ناکرده همه مثل تو بهانه‌ای بیاورند و خیابان خالی شود و بیفتد دست دشمن؛ بعد از غصه دق نمی‌کنی، بعد عذاب وجدان تو را تمام نمی‌کند؟ این شد که شبی ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان هزینه رفت وآمد را فقط به عشق کشورم و به فرمان رهبرم با جان و دل پرداخت می‌کنم تا خودم را به میدان برسانم.

خانم ولی‌زاده بابت ۴ شب غیبتش در تجمعات غصه‌دار است و می‌گوید: آن چند شبی هم که غایب بودم، ماشین راننده‌ای که زحمت آوردن من را می‌کشید خراب شد و یک شب هم برای عرض ادب خدمت آقا امام رضا علیه السلام به مشهد رفتم و در یکی از خیابان‌های آنجا حضور داشتم.

روایت معلمِ کشوردوست از الفبای مقاومت

جهادم قضا نشده است

این معلم خوش ذوق شیروانی عنوان می‌کند: الحمدالله تا حالا جهادم به خاطر اهمال کاری قضا نشده است و سعی می‌کنم هر شب با همان راننده‌ای که قرارداد دارم، راهی این قرار شوم.

خانم ولی‌زاده معتقد است: شرکت در تجمعات حالم را خوب می‌کند، وقتی میان جمعیت هستم و می‌بینم که کشورم میلیون‌ها جانفدا دارد که از گروه‌ها و تیپ‌های مختلف گوش به فرمان رهبر هستند و حضور دارند، احساس شعف، غرور و شکرگزاری توامان دارم.

وی می‌گوید: ۶۰ شب که هیچ اگر ۶۰ سال هم لازم باشد به امید خدا پای کشورم به همراه دانش‌آموزانم می‌مانم.

غزاله ولی‌زاده از اینکه چگونه موضوع رهبری و انتخاب رهبر جدید را برای دانش‌آموزان کلاس دوم تبیین کرده است، می‌گوید « وقتی رهبر جدیدمان انتخاب شدند کلاس مجازی را با این پیام برای دانش‌آموزانم آغاز کردم « امروز می‌خواهم از جایگاه ولایت فقیه برایتان بگوییم؛ یادتان است، زنگ آخر که می‌رفتم نماز بخوانم یکی از بچه‌ها را می‌گفتم که حواسش به شما باشد، گاهی درس از شما می‌پرسید و گاهی حتی به شما درس می‌داد، ولی‌فقیه هم چنین چیزی هست؛ نایب(جانشین) امام زمان ما هست، جانشین آخرین امام ما.»

وی با چهره‌ای سرشار از غرور و رضایت ادامه می‌دهد: به دانش‌آموزان گفتم، شما باید به داشتن چنین کشور سربلندی افتخار کنید، تکلیف دادم که چه کاری حاضر هستید برای ظهور امام زمان (عج) انجام دهید؟ برای سربلندی کشور و برای رهبرمان در نقش دانش‌آموز چه کاری باید انجام دهید؟.

خانم ولی‌زاده بعد از انتخاب سومین رهبر انقلاب به دانش‌آموزانش پیام می‌دهد تا قبل از آغاز درس، بیعتِ خودشان با رهبر عزیز سید مجتبی جان خامنه‌ای را در نامه‌ای بنویسند.

این معلم کشوردوست شیروانی می‌گوید: به دانش‌آموزانم این پیام را دادم که به عنوان معلمتان درخواستی دارم، این متن را با اسم و فامیل خودتان همان‌طور که من نوشتم، بنویسید «به نام خدا. من غزاله ولی‌زاده با رهبرم امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای بیعت می‌کنم و قول می‌دهم هر روز برای ظهور امام زمان عج دعا کنم.»

روایت معلمِ کشوردوست از الفبای مقاومت

غزاله ولی‌زاده، این آموزگار متعهد هر روز کلاس‌هایش را با نام و یاد رهبر شهیدمان، دانش‌آموزان مظلوم میناب و دعا برای پیروزی رزمندگان اسلام آغاز می‌کند و دانش‌آموزانش به تاسی از آموزگار خود برای وطن سنگ تمام می‌گذارند و با نقاشی‌های زیبایشان عشق به وطن را ابراز می‌کنند تا آینده‌سازانی باشند که الفبای جهاد را به خوبی یاد گرفته‌اند.

کد خبر 967896

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.