به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ تمدنها، معلم همواره نقش نگهبان پیوستگی را ایفا کرده است؛ کسی که میان آنچه بوده است و آنچه باید باشد، پلی از معنا میسازد، اما وقتی زمانه از حالت ایستایی خارج میشود و تاریخ، با ضربآهنگی تند و گاه آسیبزا، در حال بازنویسی خود است، نقش معلم از «انتقالِ دانش» به «صیانت از هویت و عقلانیت» تغییر پیدا میکند.
در سال جاری، وقتی به مناسبت روز معلم به عرصههای اجتماعی مینگریم، با واژهای مواجه نیستیم که تنها بر ستایش حرفهای یک شغل دلالت کند، بلکه با مفهوم «ایستادگیِ معرفتی» روبهرو هستیم. در سالی که معادلات قدرت و ساختارهای اجتماعی تحت تأثیر تحولات جنگ قرار گرفتهاند، معلم بیش از هر زمان دیگری در جایگاه مایه ثبات ذهنی و استمرار مسیر پرورش و تربیت دانشآموزان قرار دارد.
وظیفه معلم در دوران گذار، تنها بازتولید اطلاعات نیست، بلکه آموزش تفکرِ انتقادی در میانه هیاهوی روایتهای متضاد است. معلم امروز، کسی است که به دانشآموز میآموزد چگونه در میانه طوفانهای سیاسی و اجتماعی، از ابزار «پرسش» برای رسیدن به حقیقت استفاده کند و چگونه در برابر هیجانات، «خودآگاهی» خود را حفظ نماید.
ما امروز شاهد نوعی «جهاد متفاوت» هستیم؛ جهادی که نه با سلاح، بلکه با ماژیک، تخته و کلمات در برابر تاریکی ناامیدی پیش میرود. وقتی زنگ مدرسهها در هیاهوی روزهای جنگ و در پی حملات وحشیانه به قلب معصومیت کودکان، خاموش شد، معلمان این سرزمین اجازه ندادند که زنجیره دانش نیز گسسته شود.

باید مدرسه را در دل زندگی ساخت
از بوشهر تا اصفهان، از همدان تا ورزنه و از لامرد تا میناب، تصویری از یک «ایران همدل» در حال ترسیم است. این تصویر، در کارهای بیتشریفاتِ بیش از ۴۸۰۰ معلم دلسوز نهفته است که در قالب «قرارگاه عدالت آموزشی»، بدون منت و بیمعطلی، کلاسهای خود را در مساجد، خانهها و فضاهای عمومی برپا کردهاند. آنها فهمیدهاند که وقتی زیر سقف رسمی مدرسه، اضطراب جنگ و دشواریهای معیشتی، دیوار کشیده است، باید مدرسه را در دل زندگی ساخت.

معلمی که قلبش در هنگام درد نیز از تپیدن برای دانشآموزان نایستاد
در روزگاری که مردم این سرزمین زیر بار ناملایمات و نگرانیهای فراوان قرار گرفتهاند، هرکس در سنگر خود مشغول تلاشی خاموش، اما اثرگذار است و آنچه بیش از هر چیز دیده میشود روح بزرگ این مردم است.
معلمی اصفهانی نیز در دل دشواریها تلاش میکند چراغ امید و یادگیری را برای دانشآموزانش روشن نگه دارد. وی در روایت خود از کلاس درس میگوید: جایی تدریس میکنم که خیلی از دانشآموزان مجبورند همزمان با تحصیل کار کنند؛ نه فقط از سر علاقه که از سر ضرورت زندگی. این تضاد را هر روز در چشمانشان میبینم؛ خستگی کار در چهرهشان هست، اما در همان نگاه، شوق یاد گرفتن و پیشرفت هم دیده میشود؛ اینکه بتوانند برای کشورشان مفید باشند.
این معلم دغدغهمند و پرتلاش میافزاید: دانشآموزان من نوجوانانی هستند که با وجود فشارهای زندگی و مشکلات اقتصادی، همچنان ایستادهاند و درس میخوانند. دیدن این تلاش برای من بزرگترین انگیزه است.
این همدلی، در تضاد تلخ میان شوق یادگیری و ضرورت کار کردن در چشمان نوجوانانی که با خستگی کار و اشتیاق دانش در هم آمیختهاند، خود را نشان میدهد. معلمان امروز، فراتر از انتقال دانش، در حال تدریس «امید، جرئت و وحدت» هستند؛ درسهایی که در روزگار پرتلاطم، از هر فرمول ریاضی حیاتیتر است.

در میدانها و تجمعهای شهری نیز که قدم بگذاریم، میبینیم که معلمان نیز همچون دیگر گروههای مردمی با قدرت به میدان آمدهاند و شانه از انجام رسالت خود خالی نکردهاند.
معلمها به میدان عمل پا گذاشتند و با برگزاری برنامههای آموزشی همچون تدریس و رفع اشکال نشان دادند که نهتنها در شرایط جنگ عقب نمینشینند، بلکه در راستای افزایش کیفیت علمآموزی و تربیت کودکان و نوجوانان این مرزوبوم بیش از پیش تلاش میکنند.

مدرسه در منزل
وقتی زنگ مدرسهها در هیاهوی روزهای جنگ خاموش شد و کلاسها یکی پس از دیگری به شکل مجازی دنبال شدند، برخی معلمان دلسوز و فداکار در شهرهای مختلف آموزش حضوری را به شکلهای مختلف تداوم بخشیدند.
یک بانوی آموزگار نیز نگذاشت ترس و اضطراب این روزها میان شاگردانش و آیندهشان دیوار بکشد و دوباره کلاس درس را برپا کرد؛ کلاسی که این بار نه در مدرسه، بلکه در خانهای شکل گرفت که خانواده یک دانشآموز با سخاوت و همدلی در اختیارشان گذاشتند.

در شرایط فعلی، وقتی از «پای درس ایستادن» سخن میگوییم، از یک حرکت آموزشی صرف سخن نمیگوییم، بلکه از یک «پیمان اجتماعی» سخن میگوییم؛ جایی که معلم با حضور خود در موکبها، مساجد و خانهها نشان میدهد که آموزش، تنها وظیفه دولتها نیست، بلکه رسالت هر انسانی است که میخواهد در برابر ویرانی، «ساختن» را برگزیند.
در این میانه طوفانی، آنچه ما را به هم پیوند میدهد، همین جهاد معرفتی است. ما امروز در خیابانها و در گوشهوکنار روستاها، شاهد بازگشت معنا هستیم؛ جایی که مکتب «جهاد» و «علم» در هم تنیده شدهاند تا به ما یادآوری کنند که چرا باید ایستاد؛ برای اینکه فردا، از میان غبارِ این روزهای سخت، نسل روشنتر و بایقینتری برخیزد.

وقتی سنگر تدریس در هر گوشه روستا برپا میشود
واپسین روزهای سال را به گونهای طی کردیم که دشمن جنایتکار آمریکایی-صهیونی به ایران عزیزمان تجاوز کرد و نخستین موشکهای خود را به سمت مدرسه ابتدایی شجره طیبه میناب و ۱۶۸ کودک بیگناه فرستاد تا خوی وحشیگری و بربریت خود را بیش از پیش به نمایش بگذارد.
از زمان شروع جنگ رمضان و غیرحضوری شدن مدارس، معلمان فداکار شهرستان ورزنه به اشکال مختلف تلاش کردهاند تا با جهادی مضاعف شرایط درسخواندن را برای دانشآموزان آسان کنند.
مدیر یکی از دبیرستانها از توابع شهرستان ورزنه در این باره میگوید: از همان ابتدای جنگ رمضان و مجازی شدن مدارس، نگرانی برای آموزش، تمام شدن کتب درسی و ارزشیابی وجود داشت؛ با ادامه دار شدن جنگ، در تعطیلات نوروز من و معاون مدرسه به کمک فرمانده پایگاه بسیج به شناسایی مکانهای مناسب برای آموزش پرداختیم. بعد از تعطیلات نوروز پیشنهاد برگزاری جلسات رفع اشکال به دبیران داده شد و همکاران علاقهمند بهصورت جهادی اعلام آمادگی کردند تا جلسات رفع اشکال برگزار شود.

در این شرایط، دانشآموزان نیز پای کار علمآموزی و پیگیری فرایند درسی خود هستند، همچون نوجوانانی که پس از شعار دادن و پرچمگردانیهایشان بهصورت گروهی، درسهای مدرسه را مرور میکنند؛ به واقع اینجا مکتب جهاد و علم با هم عجین شده است و ما در خیابان درسهای آموخته را پس میدهیم.

اعلام آمادگی معلمان برای حضور در کنار مجاهدان هوافضا
با وجود این مجاهدتها و حضور پرشور معلمان و فرهنگیان کشور در میدان، جمعی از معلمان کشور با صدور نامهای خطاب به فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ضمن قدردانی از مجاهدتهای نیروهای این حوزه و تقدیم موج ۹۹ عملیات وعده صادق ۴ به معلمان، آمادگی خود را برای حضور و نقشآفرینی در کنار مجاهدان هوافضا در مسیر صیانت از امنیت و اقتدار ملی اعلام کردند.
در این نامه آمده است:
«سردار بزرگ اسلام، سید مجید موسوی عزیز
فرمانده دلاور هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سلام علیکم
خداقوت بر شما و تمامی مجاهدان سرافراز جبهه هوافضای ایران اسلامی؛ آنان که در خط مقدم عزت این ملت، بیهیاهو اما استوار، از آسمان این سرزمین پاسداری میکنند.
در برابر این همه رشادت و ایثار، زبان از بیان شکر قاصر و قلم از ترسیم عظمت مجاهدتها ناتوان است. امروز، بیش از هر زمان، ضرورت نقشآفرینی آحاد جامعه در این میدان خطیر آشکار است؛ میدانی که صیانت از عزت و امنیت ملی، حضور همگانی و مسئولانه را میطلبد.
از اینرو، ما معلمان در این آزمون بزرگ، آمادگی همراهی و ایفای نقش در کنار شما را داریم. لایق بدانید ما معلمان امضاکننده این نامه را در کنار مجاهدان این راه، سهمی هرچند اندک در این جهاد مقدس، عطا فرمایید.
درخواست داریم با فراهمسازی بستری برای حضور معلمان داوطلب در شهرهای موشکی، فرصتی برای تجدید قوا و نفس تازه کردن مجاهدان هوافضا فراهم آید.
جان و توان ما، تقدیم شما بزرگمردانی است که شاهنامهها نیز از روایت مجاهدتهایتان ناتواناند.»
بحرانهای تاریخی، اگرچه ساختارهای مادی را به لرزه درمیآورند، اما قدرت اصلی یک ملت در بازسازی پس از بحران، در کیفیت سرمایههای انسانی آن نهفته است. این سرمایهها، محصول مستقیم سالها کار بیصدای معلمانی است که در دشوارترین روزها، نهتنها از آموزش بازنایستادند، بلکه بر اهمیت اخلاق علمی تأکید ورزیدند، از اینرو تکریم معلم در روزی که تقویم برای ایشان نامگذاری شده است، بازشناسی اهمیتی است که «دانش» و «تربیت» در حفظ تمدن ایفا میکند.
ما امروز به معلم نیاز داریم؛ نه برای یادگیری فرمولهای ثابت، بلکه برای یادگیری روش زیستن در جهان تغییریافته؛ روشی که در آن، حقیقت، مسئولیتپذیری و کرامت انسانی، از میان غبار حوادث، باز هم تابناک باقی بماند، اما این ایستادگی که از آن سخن میگوییم، یک مفهوم انتزاعی در صفحات کتابهای فلسفه نیست و در واقع خون جاری در رگهای معلمان این سرزمین است که در سختترین روزهای سال، خود را به میدان میزنند.
نظر شما