تاب‌آوری کریدوری ایران؛ قدرتی که با آن از بحران می‌گذریم

تاب‌آوری تجاری ایران در دو دهه فشار تحریم و بحران‌های منطقه‌ای نشان داده است که جغرافیای راهبردی کشور می‌تواند با انعطاف‌پذیری نهادی و تنوع‌بخشی به مسیرهای ترانزیتی، نه‌تنها بحران را تحمل کند، بلکه به مزیتی پایدار برای تبدیل ایران به کریدور قدرتمند اوراسیا تبدیل شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دفتر مرکزی یک صندوق سرمایه‌گذاری بزرگ در منهتن، تحلیلگری با اشاره به صفحه‌ای پر از نمودارهای قرمز و آبی، رو به همکارانش می‌گوید، همه ما به‌دنبال گلوگاه بعدی زنجیره تأمین هستیم؛ جایی که کریدورها به هم گره می‌خورند و جغرافیا برگ برنده است. آن نقطه، درست در قلب اوراسیا، ایران نام دارد.» این جمله را نه یک سیاستمدار، که یک تحلیلگر ریسک در وال‌استریت ژورنال نقل کرده است و عمق آن چیزی فراتر از یک تعارف دیپلماتیک است. جهان امروز در حال بازنویسی قواعد قدرت است و در این میان، ایران به‌تدریج از یک بازیگر تحت فشار، به معمای حل‌نشده‌ای برای استراتژیست‌های تجاری بدل شده است.

تاب‌آوری تجاری، واژه‌ای که دیگر از دایره مباحث دانشگاهی فراتر رفته و به میز معامله‌گران وال‌استریت رسیده است، در قاموس جدید بانک جهانی چنین تعریف می‌شود «توانایی یک سیستم برای جذب شوک، انطباق با اختلال و بازیابی سریع عملکرد»، اما آنچه در خیابان‌های شلوغ تهران، در بندرهای جنوبی و در گذرگاه‌های مرزی ایران رخ می‌دهد، چیزی فراتر از «بازیابی» است؛ اینجا اقتصاد، شوک را نه‌تنها تاب می‌آورد، که آن را به خمیرمایه رشد و بازآفرینی خود تبدیل کرده است.

افزایش سهم تجارت با چین، روسیه، هند و کشورهای همسایه، نه یک عقب‌نشینی تحمیلی که یک «حرکت پیش‌دستانه» در شطرنج ژئواکونومیک است

دارایی خاموش، برگ برنده همیشگی

فارن افرز در تحلیلی تکان‌دهنده می‌نویسد «در جهانی که زنجیره‌های تأمین به میدان نبرد قدرت‌ها بدل شده‌اند، کشورهایی که در تقاطع تمدن‌ها و مسیرهای ترانزیتی قرار دارند، صاحب نوعی حق شرط‌بندی اجباری در بازی جهانی هستند»، ایران به‌طوردقیق در چنین مختصاتی ایستاده است. چهارراهی که خلیج فارس را به آسیای مرکزی و قفقاز می‌دوزد، و کریدور شمال-جنوب را به ستون فقرات لجستیک اوراسیا بدل می‌کند. اکونومیست با صراحت کم‌نظیری اذعان کرده است «جغرافیا همچنان مهم‌ترین دارایی خام کشورها در عصر زنجیره‌های تأمین است». حال برای ایران، این دارایی نه یک «مزیت نسبی» زودگذر، که یک «انحصار طبیعی» راهبردی است؛ انحصاری که نه تحریم می‌تواند آن را باطل کند، نه تشنج‌های سیاسی قادر به محو آن هستند.

مؤسسه ریسک‌سنجی S&P Global در گزارشی که هفته‌ها نقل محافل اقتصادی بود، تأکید کرده است «هرگونه اختلال بلندمدت در مسیرهای دریایی خلیج فارس و دریای سرخ، ارزش کریدورهای زمینی ایران را تا ۳۸ درصد افزایش می‌دهد». این یک تحلیل خشک مالی نیست؛ این یعنی بازارهای جهانی دارند ایران را نه به‌عنوان یک ریسک، که به‌عنوان یک راه‌حل قیمت‌گذاری می‌کنند.

قدرت پنهان در دل پیچیدگی

اما اگر جغرافیا همه چیز بود، بسیاری از کشورها با موقعیت‌های طلایی امروز قدرت‌های نخست جهان بودند. آنچه تاب‌آوری ایران را به یک پدیده منحصربه‌فرد بدل کرده، «انعطاف‌پذیری نهادی» است. نیچر، معتبرترین ژورنال علمی جهان، در پژوهشی پیشگامانه نتیجه می‌گیرد «در بلندمدت، انعطاف‌پذیری نهادی تعیین‌کننده‌تر از ظرفیت صرف فیزیکی در تاب‌آوری شبکه‌های اقتصادی است.»

ایران، بی‌آنکه نیازی به تأیید نهادهای بین‌المللی داشته باشد، شبکه‌ای از سازوکارهای مالی، لجستیکی و تجاری غیررسمی اما به‌شدت کارآمد ساخته که نظیر آن را تنها در اقتصادهای جنگی دیده‌ایم. آنچه در ظاهر «ناکارآمدی بروکراتیک» خوانده می‌شود، در لایه‌های زیرین، یک سیستم ایمنی اقتصادی است که در برابر قطع دسترسی به سوئیفت، محدودیت‌های بانکی و شوک‌های ارزی، مقاوم‌ترین نسخه ممکن در منطقه را به نمایش گذاشته است.

صندوق بین‌المللی پول، نهاد محافظه‌کاری که هرگز به تعریف‌های بی‌مبنا متهم نشده، در آخرین گزارش خود درباره آینده اقتصاد جهانی هشدار داده است «تکه‌تکه شدن ژئواکونومیک جهان، یک واقعیت در حال وقوع است و اقتصادهایی که بتوانند خود را با بلوک‌های جدید تطبیق دهند، برندگان عصر جدید خواهند بود.» ایران پیش از آنکه این جمله در گزارش صندوق بیاید، در میدان عمل، خود را با «بلوک‌های جدید» هماهنگ کرده بود. افزایش سهم تجارت با چین، روسیه، هند و کشورهای همسایه، نه یک عقب‌نشینی تحمیلی، که یک «حرکت پیش‌دستانه» در شطرنج ژئواکونومیک است.

بازآرایی نقشه‌ها به سود ایران

هیچ چیز به اندازه یک بحران در دریای سرخ، قدرت موقعیت ایران را برای جهان اثبات نکرده است، وال‌استریت ژورنال در گزارشی ویژه نوشت «حملات در دریای سرخ، شرکت‌های عظیم حمل‌ونقل را مجبور به بازاندیشی بنیادین در مسیرها کرده است و در این میان، مسیرهای عبوری از ایران نه یک انتخاب، که یک ضرورت لجستیکی شده‌اند». این جمله را باید چند بار خواند؛ ضرورت لجستیکی، یعنی ایران از یک «گزینه جایگزین» به یک «جزء جدایی‌ناپذیر» از زنجیره تأمین جهانی تبدیل شده است.

فایننشال تایمز نیز در مطلبی تحلیلی تأکید کرد: «آینده تجارت اوراسیا بدون عبور از خاک ایران، به‌صرف یک فرضیه پرهزینه خواهد بود. هیچ مسیر زمینی دیگری نمی‌تواند هم‌زمان هزینه، زمان و امنیت مسیرهای ایران را تأمین کند»، این نقل‌قول‌ها یک پیام ساده دارند جهان به ایران نیازمند است، بیش از آنچه ایران به برخی کشورهای غربی محتاج باشد.

تاب‌آوری  کریدوری ایران؛ قدرتی که با آن از بحران می‌گذریم

جهش در سایه تحریم

اکونومیست در شماره ویژه‌ای با عنوان «زیرساخت دیجیتال و نظم نوین تجاری» می‌نویسد «زیرساخت دیجیتال امروز به‌همان اندازه بندرها و خطوط ریلی در تعیین قدرت تجاری کشورها مؤثر است». شاید گمان می‌رفت که تحریم، ایران را از این قافله عقب بیندازد، اما اتفاق متفاوتی رخ داده است. ایران با تکیه بر توان داخلی، نظام‌های هوشمند گمرکی، سکوهای پرداخت منطقه‌ای و شبکه‌های داده امن بومی را توسعه داده است؛ زیرساخت‌هایی که به‌دلیل نبود وابستگی به زیرساخت‌های غربی، از نوعی «مصونیت سایبری» نیز برخوردارند، بلومبرگ در تحلیلی اشاره کرده است «اقتصادهای تحت تحریم، گاه به آزمایشگاه‌های نوآوری در لجستیک و فناوری مالی تبدیل می‌شوند و ایران نمونه بارز این روند است.»

یک نتیجه‌گیری برای پارکِت وال‌استریت

اگر قرار باشد با زبان یک معامله‌گر وال‌استریت صحبت کنیم، تاب‌آوری ژئواکونومیک ایران را باید یک «پدیده Long Gamma» نامید؛ پدیده‌ای که در آن، نوسانات شدید بیرونی نه‌تنها ارزش آن را کاهش نمی‌دهد، بلکه به‌شیوه شگفت‌آوری، با افزایش تلاطم، ارزش ذاتی آن بیشتر می‌شود. ایران ثابت کرده است که می‌تواند از دل هر شوک، یک فضای تنفسی تازه بیافریند؛ از هر بسته شدن دروازه‌ای، کریدوری جدید بگشاید و از هر محدودیتی، یک مزیت رقابتی پایدار خلق کند.

جهان در آستانه عصر تازه‌ای از رقابت ژئواکونومیک ایستاده است؛ عصری که در آن، کامیابی از آنِ کشورهایی است که بتوانند جغرافیای خود را به یک «پلتفرم» نه یک «میراث»، تبدیل کنند. ایران امروز نه کشوری در حاشیه، که در مرکز ثقل معادله ترانزیت اوراسیا ایستاده است. سؤال دیگر این نیست که آیا ایران می‌تواند تاب بیاورد، سؤال این است که جهان بدون ایران، چقدر باید هزینه بپردازد و پاسخ بازارهای جهانی، هر روز واضح‌تر از دیروز است؛ هزینه‌ای که هیچ زنجیره تأمین کارآمدی توان تحمل آن را ندارد.

ایران با تنوع مسیرهای زمینی، ریلی و هوایی، قابلیت مقاومت در برابر محاصره را دارد

سید محمدتقی رئیس السادات، دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهارکرد: در دوران جنگ، تجارت به‌طور کامل متوقف نشد. مناطق غربی و جنوبی ایران و شمال عراق درگیر بحران بودند، اما نقاط دیگر همچنان فعال ماندند. این نشان می‌دهد که ایران با تنوع مسیرهایش، انعطاف‌پذیری بالایی دارد.حمل‌ونقل دریایی ارزان‌تر است، اما حمل زمینی سریع‌تر است، این معادله ساده پاسخ سؤال را روشن می‌کند؛ در کوتاه‌مدت، کاهش حجم تجارت اجتناب‌ناپذیر است، اما در بلندمدت، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران اجازه نمی‌دهد کشور قفل شود، البته باید پذیرفت که آمادگی کافی برای فعال‌سازی سریع مرزهای جایگزین وجود نداشت.

وی افزود: اما همین بحران، محرکی برای تسریع در توسعه زیرساخت‌ها است، در چند ماه آینده ظرفیت مرزهای دیگر به‌طور قابل توجهی افزایش پیدا خواهدکرد، این جنگ فرصتی برای فعال‌سازی کریدورهای جدید شد، تنگه باب‌المندب نقطه حساسی در تجارت جهانی است، این تنگه مسیر مستقیم خلیج فارس به دریای سرخ و اروپا را فراهم می‌کند. اگر تنگه هرمز مسدود شود، کشورها می‌توانند از طریق ایران، عراق، ترکیه یا عربستان به دریای سرخ دسترسی داشته باشند، اما اگر باب‌المندب بسته شود، اروپا، آفریقا و حتی شرق آسیا با بحران روبه‌رو می‌شوند.

تاب‌آوری  کریدوری ایران؛ قدرتی که با آن از بحران می‌گذریم

دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران گفت: این مسیر کوتاه و مقرون‌به‌صرفه است، بسته شدن آن، کشتی‌ها را مجبور می‌کند تا آفریقا را دور بزنند. برای کشورهایی که از کانال سوئز درآمد دارند، این یک فاجعه اقتصادی است. تنگه هرمز و باب‌المندب تنگه‌های طبیعی هستند، اما کانال سوئز ساخته دست بشر است. بسته شدن باب‌المندب، اقتصاد بسیاری از کشورها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. آمریکا و اسرائیل به شدت از سومالی‌لند حمایت می‌کنند، چرا؟ برای فشار بر یمن و کنترل باب‌المندب،. اما نکته جالب اینجا است: کشورهای اروپایی، چین و حتی ترکیه در حاشیه دریای سرخ و تنگه باب‌المندب سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

رئیس‌الساداتی تاکید کرد: اگر تنگه باب‌المندب نیز بسته شود، کشورهای اروپایی، چین و ترکیه هم متضرر و وارد بازی می‌شوند. آمریکا و اسرائیل باید با فشار این کشورها روبه‌رو شوند، زیرا آن‌ها اعلام کرده‌اند که جنگ آمریکا و اسرائیل به ما هم ضربه می‌زند، این موضوع ارزش راهبردی باب‌المندب را نسبت به تنگه هرمز چند برابر می‌کند.، در باب‌المندب کشورهای بیشتری ذی‌نفع هستند و منافع بیشتری در میان است. تنگه هرمز یک تنگه طبیعی است و طبق قوانین بین‌المللی فعلی، عبور از آن آزاد است. شاید در شرایط بحرانی و جنگی، مبلغی دریافت شود، اما این کوتاه‌مدت است و باید ببینم در بلند مدت چه اتفاقی و چه سازوکاری ایجاد می‌شود.

وی ادامه داد: کانال‌هایی همچون سوئز و پاناما که ساخته دست بشر هستند، عوارض می‌گیرند، اما تنگه‌های طبیعی همچون هرمز، باب‌المندب و جبل‌الطارق، عوارض قابل توجهی ندارند. در بلندمدت، دریافت رسمی عوارض از تنگه هرمز با قوانین فعلی‌ بین‌المللی در تضاد است. حتی اگر بیشتر کشتی‌ها از آب‌های ایران عبور کنند، این تنگه طبیعی است و عبور از آن با قوانین فعلی آزاد است. باید از موقعیت جغرافیایی برای ایجاد صلح و سازش استفاده کرد. جزایر و بندرهای ایران باید به بندرهای جهانی تبدیل شوند که کشورهای دیگر در آن‌ها سرمایه‌گذاری کنند. وقتی منافع اقتصادی کشورهای دیگر به ایران پیوند بخورد، امنیت ایران تضمین می‌شود.

دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران تصریح کرد : نمونه‌اش چابهار است، چند سال پیش، چابهار از تحریم‌های آمریکا مستثنی شد، چرا؟ زیرا هند در آنجا سرمایه‌گذاری کرده بود، اگر کشورهای دیگر در جزایر خلیج فارس و بندرهای ایران سرمایه‌گذاری کنند، این صددصد به نفع ایران است. در دوره‌های تاریخی، بندر سیراف، بندر دیلم، جزیره خارک و بندر آبادان رونق داشتند. این رونق، نتیجه تجارت فعال بود. اگر بخواهیم از موقعیت کریدوری خود استفاده کنیم، باید ژئوپاسیفیک را مبنا قرار دهیم.

وی افزود: ما باید از جغرافیا و قدرت نظامی برای صلح استفاده کنیم، مراودات اقتصادی، تضمین‌کننده امنیت است، در دوران داعش، وقتی عراق و سوریه ناامن بودند، راه‌های هوایی ایران رونق گرفتند، پروازهای بین‌المللی از جنوب شرق آسیا، امارات و قطر، همه از روی ایران عبور می‌کردند. در آن زمان، چهار راه هوایی بین‌المللی از ایران می‌گذشت، اما امروز تنها یکی یا دو راه هوایی فعال است، چرا؟ زیرا هواپیماها باید بر اساس تناژ عبوری، عوارض پرداخت کنند.

دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران بیان کرد: وقتی عراق و سوریه امن شدند، پروازها دوباره از آن به مسیرهای قبلی بازگشتند، این نشان می‌دهد که امنیت و آرامش کشور، عامل کلیدی در جذب ترانزیت هوایی است. راه‌های هوایی بین‌المللی می‌توانند هم به تجارت کمک کنند و هم درآمد قابل توجهی برای کشور ایجاد کنند. این فرصتی است که نباید فراموش شود، ایران با موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فردش، قابلیت مقاومت در برابر محاصره دریایی را دارد. مسیرهای جایگزین ریلی، زمینی و هوایی، تجارت را زنده نگه می‌دارند، اما کلید موفقیت در بلندمدت، استفاده هوشمندانه از ژئوپلیتیک و تبدیل موقعیت جغرافیایی به ابزاری برای صلح و همکاری اقتصادی است.

تاب‌آوری  کریدوری ایران؛ قدرتی که با آن از بحران می‌گذریم

تبدیل «تاب‌آوری» به «مزیت راهبردی»؛ آینده تجارت ایران

به گزارش ایمنا، تاب‌آوری تجاری ایران را نمی‌توان به‌صرف با معیار دوام در برابر تحریم‌ها یا حفظ حداقلی جریان تجارت سنجید. مسئله اصلی، توانایی کشور در تبدیل فشارهای ژئوپلیتیکی به فرصت‌های ژئواکونومیک است؛ فرایندی که نیازمند اصلاحات نهادی، توسعه زیرساخت‌های هوشمند، تنوع‌بخشی واقعی به شرکای تجاری و بازتعریف جایگاه ایران در شبکه‌های منطقه‌ای و جهانی است. جهان امروز وارد دوره‌ای شده که در آن، مسیرهای ترانزیتی و زنجیره‌های تأمین به اندازه منابع انرژی اهمیت پیدا کرده است و کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند در میانه بی‌ثباتی، قابلیت اعتماد و انعطاف‌پذیری خود را حفظ کنند، ایران به‌واسطه موقعیت جغرافیایی و تجربه طولانی زیست در شرایط فشار، ظرفیت آن را دارد که به یکی از بازیگران مهم معماری تجاری اوراسیا تبدیل شود؛ اما تحقق این ظرفیت، بیش از هر زمان دیگری به کیفیت حکمرانی اقتصادی و توان مدیریت نااطمینانی وابسته است، در چنین فضایی آینده تجارت ایران نه‌تنها در بندرها و مرزها، بلکه در توان کشور برای تبدیل «تاب‌آوری» به «مزیت راهبردی» رقم خواهد خورد.

کد خبر 967055

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.