به گزارش خبرگزاری ایمنا، معرفی چهار رقم جدید گندم به نامهای «الماس» (مناسب مناطق سردسیر)، «شفق» (مقاوم به شوری)، «کامل» (ویژه شمال کشور) و «ذوالقدر» (مخصوص اقلیمهای گرم جنوب) یک تحول بزرگ در دانش بذر ایران محسوب میشود، پیش از این میانگین عملکرد گندم در کشور حدود ۴ تن در هکتار بود، اما با این ارقام اصلاحشده میتوان به ۷ تا ۸ تن در هکتار دست پیدا کرد.
وابستگی تاریخی ایران به واردات گندم به اصلاحات ارضی سال ۱۳۴۱ بازمیگردد که زمینهای یکپارچه را خرد کرد و تولید را از ۷ به ۴ میلیون تن کاهش داد، امروز دستاوردهای سازمان تات (تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی) نشان میدهد که با دانشبنیان کردن کشاورزی میتوان این عقبماندگی را جبران کرد. برای نمونه، رقم «شفق» میتواند دشتهای درگیر با ریزگردها و شوری آب زیرزمینی را دوباره به چرخه تولید برگرداند(افزایش بهرهوری یعنی تولید بیشتر با آب کمتر)، اگر تنها ۲۰ درصد مزارع گندم به این ارقام جدید مجهز شوند، سالانه حدود ۲ میلیون تن به تولید کشور افزوده میشود که معادل حذف کامل نیاز به واردات در سالهای عادی است، بودجه ارزی که پیشتر صرف واردات ۲ تا ۳ میلیون تن گندم میشد، میتواند به سمت تأمین نهادههای دیگر یا سرمایهگذاری در سیلوهای صادراتی هدایت شود.
هلند با مساحت کوچک دومین صادرکننده بزرگ محصولات کشاورزی جهان است؛ ایران نیز با اقلیمهای متنوع و این ارقام بومی، پتانسیل خروج از واردات محض و ورود به باشگاه صادرکنندگان منطقهای را دارد. کشورهای همسایه همچون عراق، افغانستان و حاشیه خلیج فارس سالانه بیش از ۱۰ میلیون تن گندم وارد میکنند و ایران با مزیت نزدیکی جغرافیایی میتواند جایگزین رقبایی همچون روسیه و استرالیا شود.
تجربه سه دوره خودکفایی (۱۳۸۳، ۱۳۹۴ و ۱۴۰۳) نشان داد که خودکفایی برپایه افزایش سطح زیرکشت و فشار بر منابع آبی پایدار نیست، اما خودکفایی بر پایه بهرهوری و ارقام مقاوم به خشکی و شوری ساختاری متفاوت دارد، انتقال این ارقام به مزارع، همراه با آموزش کشاورزان و تأمین بذر کافی، میتواند خودکفایی را از یک جشن تبلیغاتی به واقعیتی پایدار تبدیل کند.
ترکیه با سرمایهگذاری روی بذرهای مقاوم تولید خود را به بیش از ۲۰ میلیون تن رسانده است، روسیه با وجود جنگ، صادرات ۵۵ میلیون تنی خود را حفظ کرده است. اما نقطه قوت ایران، تنوع اقلیمی داخلی است؛ با چهار رقم جدید میتوان همزمان در شمال، جنوب، مناطق شور و سردسیر تولید داشت.
گلوگاه اصلی فاصله بین بذر مادری و دست کشاورز است، اگر برنامهریزی شود که ظرف سه سال حداقل ۵۰۰ هزار هکتار از اراضی گندم زیر کشت این ارقام برود، افزایش تولید ۱.۵ تا ۲ میلیون تن رقم میخورد که برای صادرات اولیه به همسایگان کافی است.
رقم «الماس» در مناطق سردسیر همچون کردستان و آذربایجان نیاز آبی را ۲۰ درصد کاهش میدهد، با توجه به اینکه کشاورزی ۹۰ درصد آب کشور را مصرف میکند، هر رقم کمآبطلب به بقای سفرههای زیرزمینی و جلوگیری از فرونشست زمین کمک میکند، بنابراین توسعه این ارقام نهتنها اقتصادی، بلکه یک الزام محیط زیستی و راهبردی برای امنیت ملی آب و غذا است.
بزرگترین ذینفع، کشاورز خردهپاست. با رقم «ذوالقدر» در جنوب، کشاورز خوزستانی در هر هکتار دو تا سه تن برداشت بیشتری دارد که افزایش درآمد او را به همراه دارد. در سطح کلان، دولت از فشار تأمین ارز ۲۸.۵۰۰ تومانی برای واردات بینیاز میشود و مصرفکننده نانی با قیمت پایدارتر و کیفیت بهتر دریافت میکند.
گندم ایران از چالش وابستگی به فرصت تبدیل شده است. شرط تحقق خودکفایی پایدار و سپس صادرات سه چیز است:
۱) تسریع در تکثیر و توزیع بذر این چهار رقم طی دو سال آینده، ۲) ایجاد سیلوهای ذخیرهسازی و پایانههای صادراتی در بندرهای جنوبی (مثل بندر امام خمینی) برای دسترسی به بازار عراق و خلیج فارس، ۳) انعقاد قراردادهای بلندمدت خرید تضمینی با کشاورزان. با تحقق این سه شرط، ایران ظرف پنج سال آینده نهتنها به خودکفایی کامل و پایدار میرسد، بلکه به یکی از صادرکنندگان منطقهای گندم تبدیل خواهد شد؛ دستاوردی که امنیت غذایی و قدرت اقتصادی کشور را در برابر هر شوک سیاسی و اقلیمی تضمین میکند.
نظر شما