از سکوتی هوشمندانه تا غرش موشک‌های هایپرسونیک و اشکی که بر پیکر کودکان ریخته شد

ایران آرام و کم‌هیاهو، روزی که حریمش شکسته شد، مشتی تاریخی بر دهان متجاوزان نواخت؛ از آتش گرفتن دیمونا تا لرزیدن ارکان اسرائیل، اما در این میان، کودکان و بی‌گناهان، قربانیان بی‌رحمی رژیمی شدند که به کودک‌کشی عادت دارد و این گزارش، روایت اقتدار و مظلومیت با هم است، روایت دو روی یک سکه به نام ایران.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دنیایی که غرش جنگ‌افروزان، صلح را به تمسخر گرفته، ملتی به بلوغ رسیده که شمشیر را نه برای آغاز، که برای پایان دادن به تجاوز از نیام می‌کشد. جمهوری اسلامی ایران، آموخته از مکتب دفاع مقدس، هرگز هیاهوی توخالی ندارد و همین سکوت هوشمندانه است که دشمن را به خواب گران غفلت فرومی‌برد.

غافلانی که خویشتن‌داری ایران را ناتوانی پنداشتند، ندانستند که این سکوت، سکوت رزمنده‌ای است که جان می‌کند، اما فریاد نمی‌زند. آنها تصور می‌کردند پشت میزهای دیپلماسی و مدارا، اثری از قدرت نیست، غافل از اینکه ایران بزرگ در خاموشی خود، سخت‌ترین مشت‌های تاریخ را آماده کرده بود.

روزی که دشمن حریم این سرزمین را شکست و خاک را نشانه گرفت، ملتی بیدار شد که خوابش را نبرده بودند، بلکه صبرش آزموده می‌شد. آن روز، چهره واقعی ایران آشکار شد؛ نه چهره‌ای غارتگر، بلکه سیلی محکم بر صورت متجاوزی که گمان می‌کرد سکوت، نشانه ترس است.

گزارش پیش‌رو، روایت دو روی یک حقیقت است؛ از یک‌سو، فلسفه دفاعی  بر پایه صلح‌طلبی و هوشمندی و از سوی دیگر، پاسخ کوبنده‌ای که آسمان دیمونا را لرزاند، اما در میان این غرش موشک‌ها، صدای خرد شدن استخوان کودکان تبریز و میناب نیز شنیده می‌شود؛ صداهایی که ثابت می‌کند دشمن همچنان به کودک‌کشی عادت دارد و ما همچنان به ایستادگی.

جهان در حیرت؛ جنگ‌طلب نه، اما جنگ‌ بلد هستیم

روایتگر فلسفه دفاعی ایران

در عرصه پرالتهاب سیاست و جنگ، کمتر کشوری پیدا می‌شود که بتواند مانند جمهوری اسلامی ایران، تعادلی دقیق میان صلح‌طلبی و شجاعت در میدان نبرد ایجاد کند. تصویری که این روزها در افکار عمومی جهان و در تحلیل کاربران بین‌المللی شکل گرفته، تصویری از کشوری است که هرگز به دنبال جنگ‌افروزی یا تجاوز نبوده، اما در عین حال، در طول تاریخ همواره با خویشتنداری و حکمت رفتار کرده است.

استراتژی ایران همواره بر پایه دفاع مقدس و حفظ امنیت و تمامیت ارضی بنا شده است، این کشور هرگز آغازگر جنگ نبوده و همیشه از دیپلماسی و گفت‌وگو به‌عنوان نخستین راهکار استفاده کرده است، اما این خویشتنداری، از سوی دشمنان به اشتباه به‌عنوان ضعف تفسیر می‌شد.

آمریکا و رژیم صهیونیستی گمان می‌کردند که سکوت ایران، ناشی از ناتوانی است، غافل از اینکه این سکوت، صحنه‌ای برای تمرین و آماده‌سازی برای روزی بود که ممکن است ارزش‌ها، خاک، ناموس و امنیت ملی در خطر بیفتد.

در میان انبوه واکنش‌های بین‌المللی، توئیت هوشمندانه و طنزآمیز یک کاربر خارجی بیش از همه با واقعیت میدان همخوانی داشت؛ او ایران را به دانش‌آموزی ساکت تشبیه کرد که سر در کار خودش دارد و کسی قدرتش را نمی‌داند، تا زمانی که به او زور بگویند و در آن لحظه همه متوجه می‌شوند که او کمربند مشکی کاراته دارد.

این تشبیه دقیق، در واقع روایتگر فلسفه دفاعی ایران است؛ کشوری که هرگز به دنبال جنگ‌طلبی و هیاهو نیست و در عین متانت و وقار، در سایه سکوت خود مهارت‌های رزمی بی‌نظیری دارد تا اگر روزی حریم و ارزش‌هایش در خطر افتاد، با قدرتی غافل‌گیرکننده و ضرباتی کوبنده، دشمنان را به درک حقیقت برساند.

لحظه‌ای که دشمنان حریم این کشور را شکستند و به آن تجاوز کردند، چهره واقعی ایران آشکار کرد و این تغییر، آشکار شدن قدرتی بود که همیشه وجود داشت، اما در پوسته صبر و متانت مانده بود و همان‌طور که این کاربر خارجی در توییت خود به‌درستی اشاره کرد، ایران وقتی وارد میدان می‌شود که به او زور گفته شده باشد و در آن لحظه، کسی نمی‌تواند تصور کند چه رخ خواهد داد.

دیمونا در آتش

در پاسخی کوبنده و مقتدرانه به تجاوزهای آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی که تأسیسات هسته‌ای نطنز و محدوده نیروگاه بوشهر را هدف قرار داده بودند، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با اجرای عملیاتی تاریخی، بار دیگر به جهانیان ثابت کردند که امنیت رژیم اشغالگر در هاله‌ای از ابهام و ناامنی فرورفته است و این پاسخ سخت، درسی بود که دشمنان این مرز و بوم هرگز فراموش نخواهند کرد.

تأسیسات هسته‌ای دیمونا که در جنوب فلسطین اشغالی قرار دارد و به عنوان کانون اصلی تولید پلوتونیوم برای برنامه تسلیحات هسته‌ای اعلام‌نشده اسرائیل (با تخمین ۸۰ تا ۴۰۰ کلاهک) شناخته می‌شود، این بار هدف موشک‌های دقیق و مرگبار ایران قرار گرفت.

این مرکز استراتژیک که دهه ۱۹۶۰ با کمک فرانسه بنا شد و نقشی کلیدی در سیاست ابهام هسته‌ای اسرائیل داشت، با ضرباتی مستقیم به لرزه درآمد تا پیام روشنی ارسال شود که هیچ نقطه‌ای در عمق اراضی اشغالی از دسترس موشک‌های ایران در امان نیست.

در این عملیات غرورآفرین، موشک‌های پیشرفته هایپرسونیک فتاح و موشک‌های بالستیک سوخت مایع عماد با مهارتی بی‌نظیر به کار گرفته شدند و موشک فتاح با قابلیت پرواز در ارتفاع پایین و تغییر مسیر ناگهانی، تمام تله‌های راداری را دور زد و موشک عماد با دقت و سرعت وحشتناک، سپر دفاعی دشمن را در هم شکست.

اشک‌های خونین بر گونه‌های پیکر وطن

در دل خاکستر و آوارهای تبریز، جایی که بوی باروت و ناله‌های آسمان به هم آمیخته است، قلب‌ها از شدت درد مکث کرد و ویدئویی در فضای مجازی بازنشر پیدا کرد که نه‌تنها صفحه‌های مجازی، بلکه وجدان بیدار هر انسانی را می‌لرزاند؛ تصاویری که رنج نجاتگران جمعیت هلال‌احمر را به نمایش می‌گذارد، مردانی و زنانی که هزاران بار با چهره‌های مصدوم روبه‌رو شده بودند، اما این‌بار در برابر پیکرهای بی‌جان ماهان و ماهور، دو فرزند پاک تبریز، زانوی غم بر زمین زدند.

موشک‌های ددمنشانه دشمن متجاوز، سقف خانه‌ای در تبریز را بر سر ساکنانش خراب کرد، خانه‌ای که باید پناهگاه امن ماهان و ماهور باشد، تبدیل به حجله شهادت شد و حمله بی‌رحمانه به منازل مسکونی، خط قرمزی بود که دشمن با جنایتکارانه‌ترین شکل ممکن از آن عبور کرد و در میان غبار غلیظ و آوارهای سنگین، صدای این کودکان خاموش شد، اما صدای فریاد خشم ملت ایران بلندتر از همیشه طنین‌انداز شد.

ویدئوی منتشرشده، لحظه‌ای را ثبت کرده است که تاریخ فراموش نخواهد کرد، امدادگران جمعیت هلال‌احمر که همواره در خط مقدم نجات و امید بوده‌اند، این بار با صحنه‌ای روبه‌رو شدند که توان ایستادگی را از آنان ربود. وقتی پاره‌های پیکر بی‌جان ماهان و ماهور از زیر آوار بیرون کشیده می‌شد، قاب چشمان امدادگران اشک‌آلود شد. آن‌ها که سربازان مهربان حوادث بودند، در آن لحظه به پدران سوگواری تبدیل شدند که بر پیکر پاره‌پاره فرزندان این خاک می‌گریستند و این اشک‌ها، فریادی بود از عمق جان علیه ظلم و بی‌رحمی دشمنان.

ماهان و ماهور، تنها دو اسم در لیست شهدا نیستند، آن‌ها نماد پاکی و معصومیت ملتی هستند که زیر بار ظلم نمی‌رود. دیدن تصاویر جانکاه بیرون کشیدن پیکر این کودکان، خون را در رگ‌های هر ایرانی به جوش آورد و دشمن گمان می‌کرد با بمباران خانه‌ها، اراده ما را می‌شکند، اما غافل از اینکه هر قطره خونی که ریخته شد و هر کودکی که به شهادت رسید، خشم انقلابی را برمی‌انگیزد که سقف آسمان را می‌شکند.

از سکوتی هوشمندانه تا غرش موشک‌های هایپرسونیک و اشکی که بر پیکر کودکان ریخته شد

تاریخ بار دیگر شهادت داد که ملت ایران، هم شیر بیشه نبرد است و هم قمری صلح‌جو، آنان که تصور می‌کردند بین مدارا و قدرت، فاصله‌ای عمیق وجود دارد، اکنون با چشمان خود دیده‌اند که ایران آرام، در یک لحظه می‌تواند کمربند مشکی کاراته را به رخ بکشد و مراکز هسته‌ای دشمن را در عمق اراضی اشغالی هدف قرار دهد.

پیروزی میدان‌های نظامی، بی‌بهای اشک پدران و مادرانی رقم خورده که کودکانشان زیر آوار تبریز و میناب جا مانده‌اند و ماهان، ماهور، حانیه، سبحان و محمدعلی بیست‌روزه، قربانیان جنایتی هستند که تاریخ هرگز نخواهد بخشید، رژیمی که به کودک‌کشی عادت دارد، فکر می‌کند با کشتن این فرشتگان، جمجمه‌ای ملت را می‌شکند، اما غافل از آنکه هر قطره خون کودک، صدها سرباز مقاومت را به میدان می‌کشد.

تصاویر امدادگران هلال‌احمر که بر پیکر پاره‌پاره کودکان تبریز اشک می‌ریزند، سندی است که دشمن هرگز نمی‌تواند آن را انکار کند. این اشک‌ها آبروی مدعیان دروغین حقوق بشر را می‌برد و این نجواهای شبانه بر مزار شهدا، فریادی رساتر از هر موشکی است، دشمن بداند که هر جنایت، یک قدم او را به پرتگاه سقوط نزدیکتر می‌کند.

پایان این گزارش، آغاز فصلی نوین در معادلات قدرت است و ایران قوی، با صلابت دفاعی و صبوری راهبردی خود، ثابت کرد که هم می‌تواند کابوس دیمونا باشد و هم مادر داغدیده را به آغوش صبر بخواند. آنهایی که گمان می‌بردند با شهادت کودکان، انقلاب را متوقف می‌کنند، بدانند که خون‌ها بذرها هستند و قیامت، خرمن و سربلندی ایران، با خون پاک‌ترین‌ها آبیاری می‌شود و این آبیاری تا ظهور عدالت مطلق ادامه دارد.

کد خبر 966139

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.