به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد

امروز ۵ اردیبهشت سالروز حادثه طبس است؛ ۴۶ سال پس از آنکه شن‌های طبس مأمور الهی برای شکست پنجه عقاب شدند، تاریخ تکرار شد و باران دشت مهیار سجیلی شد بر سر بقایای ارتش ترامپ. این گزارش روایتی است از تقارن دو اعجاز در تقابل با شیطان بزرگ، جایی که خدا در میان رمل‌ها و قطره‌ها، بیدار و نگهبان ایران بود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در جاده‌های پرپیچ‌وخم تاریخ، بعضی جغرافیاها «میقات» هستند؛ جایگاهی که در آن، غرورِ تکنولوژیک بشر در برابر اراده لایزال الهی به سجده می‌افتد. پنجم اردیبهشت‌ در تقویم حماسه‌های این سرزمین، یک یادآوری است. نام «طبس» در حافظه‌ جمعی ما، بوی باروتِ سوخته، صدای صاعقه‌های ناگهانی و طعمِ پیروزیِ بی‌سلاح را می‌دهد.

اما سال جاری  واقعه‌ طبس برای ملت ایران طعمی دیگر دارد، به گونه‌ای که  یاد آن «شن‌های مأمور»، با «باران‌های مأمور» در دشت «مهیار» اصفهان گره خورده است.

واقعه‌ ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ در دشت مهیار در جنوب اصفهان، نشان داد که سنن الهی تغییرناپذیرند و ابابیل، گاه در هیبتِ غبار کویر و گاه در قامتِ قطرات باران، بر سر ابرهه زمانه فرود می‌آیند. این گزارش، روایتی است از دو نیمه‌شب، دو حماسه و یک خدای واحد که نگهبان این مرزوبوم است.


بیشتر بخوانید: از طوفان شن طبس تا آسمان مهیار


به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد

فصل اول: طبس؛ ضیافتِ ابابیل در «دزرت‌وان»

اردیبهشت ۱۳۵۹؛ ایران در تب‌ و تابِ انقلابی بود که معادلات جهان را جابه‌جا کرده بود. در آن سوی اقیانوس‌ها، جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، که حیثیت سیاسی‌اش را در گرو آزادی جاسوسان لانه جاسوسی می‌دید، فرمان عملیاتی را صادر کرد که قرار بود پیچیده‌ترین مأموریت نفوذ در قرن بیستم باشد. عملیات «پنجه عقاب» (Operation Eagle Claw).
طراحی در آریزونا، شکست در ایران!

نیروهای ویژه «دلتا»، همان‌ها که برای سخت‌ترین روزها آموزش دیده بودند، پنج ماه تمام در صحرای آریزونا، زیر کپی‌برداری دقیق از اقلیم ایران، تمرین کردند. ۱۳۲ نظامی زبده، ۸ هلی‌کوپتر عظیم‌آراچ-۵۳ و هواپیماهای سی-۱۳۰، مجهز به دقیق‌ترین رادارهای شب‌بین، راهی قلب کویر ایران شدند برای ربودن اسرای آمریکایی که در تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان خط امام دستگیر شده بودند. آن‌ها فرودگاه متروکه‌ای در دل طبس را «دزرت‌وان» نامیدند؛ غافل از آنکه اینجا مقتلِ غرورِ آن‌ها است.

به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد
سرهنگ آمریکایی چارلز آلوین بکویث به‌عنوان بنیان‌گذار نیروی«دلتا» در نیروی زمینی ارتش آمریکا، فرماندهی عملیات پنجه عقاب را بر عهده داشت که که شن‌های طبس رویای ژنرال شدنش را برباد داد.

وقتی شن‌ها مأمور شدند

محاسبات پنتاگون حرف نداشت؛ هواشناسی، شبی آرام و مهتابی را پیش‌بینی کرده بود، اما در ملکوت، فرمان دیگری صادر شده بود. به ناگاه، سکوتِ وهم‌آلود کویر با غرش طوفانی درهم شکست که هیچ راداری آن را ندیده بود. ذرات ریز شن، نفوذناپذیرترین موتورها را زمین‌گیر کردند. برخورد چرخ‌بال با هواپیمای سوخت‌رسان، جهنمی از آتش در دل شب برافروخت. ۸ سرباز آمریکایی در شعله‌هایی سوختند که هیزم آن، غرورِ تکنولوژیک کاخ سفید بود.

کارتر آن شب با چشمانی اشکبار بر صفحه تلویزیون ظاهر شد تا شکستِ «پنجه عقاب» را اعلام کند. او از «بدشانسی» گفت، اما امامِ امت (ره) با بصیرتی الهی فرمود: «شن‌ها مأمور خدا بودند.»

صوت مکالمه جیمی کارتر، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا با فرمانده عملیات پنجه عقاب، جهت رهایی گروگان‌های آمریکایی حاضر در لانه جاسوسی و لحظه اطلاع کارتر از اصابت یک فرورند هلی کوپتر (CH۵۳) با هواپیمای C-۱۳۰ در صحرای طبس را در ادامه می‌شنوید، این ارتباط از طریق ماهواره صورت گرفته است:

تاریخ طبس در لرزش صدای شاهدانی جاری است که نخستین بارقه‌های عجز شیطان را به چشم دیدند. «احمد حبیبی»، از نخستین کسانی که خود را به مقتل عقاب‌های آمریکایی رساند، با حیرت از بوی تعفن‌آوری می‌گوید که فضای پاک کویر را آلوده کرده بود؛ او از بالگردهای غول‌پیکری روایت می‌کند که در محاصره سکوت هولناک مرگ قرار داشتند و جنازه‌هایی که در میان آهن‌پاره‌های گداخته، ذوب شده بودند.

در کنار او، «حجت‌الاسلام محمدجواد زنجانی» از وحشتِ کماندوهایی می‌گوید که حتی فرصت نکردند فشنگ‌های M۱۶ خود را بردارند. او روایت می‌کند که چگونه آمریکایی‌ها حتی زائران بی‌گناه یک اتوبوس عبوری را به اسارت گرفته بودند تا راز جنایتشان فاش نشود، اما تقدیر الهی چنان لرزه‌ای بر اندام خلبانان و فرماندهان متجاوز انداخت که فرار را بر قرار ترجیح دادند و در میان شعله‌هایی که خود برافروخته بودند، خاکستر شدند.

در جبهه‌ای دیگر، «اخوان صفار» که از نخستین اعزامی‌ها به منطقه بود، از نقشه‌هایی پرده برمی‌دارد که ماه‌ها نخبگان نظامی پنتاگون روی آن عرق ریخته بودند، اما در یک چشم‌برهم‌زدن به تلی از خاکستر بدل گشت. او و دیگر شاهدان عینی، طبس را نه یک حادثه، که یک «دادگاه الهی» می‌دانند؛ جایی که در آن، تکبرِ انسانی در برابر اراده‌ی ریگ‌های روان فرو ریخت.

به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد

این شاهدان، تصویرگر لحظاتی هستند که در آن «شهید محمد منتظر قائم» با صلابتی علوی به دلِ خطر رفت تا اسناد خیانت نفوذی‌ها را از میان لاشه‌های نیم‌سوخته بازیابی کند، اما با بمبارانِ جنگنده‌های خائن، ردای سرخ شهادت را بر تن کرد تا طبس، برای همیشه با خونِ او تطهیر شود.

حسن باقری؛ راویِ صادق و استراتژیستِ بصیر

در میان غبار طبس، نامی می‌درخشد که بعدها ستون فقراتِ راهبردی دفاع مقدس شد: «شهید غلامحسین افشردی» معروف به «حسن باقری». او که در آن روزها ردای خبرنگاری بر تن داشت، با شمّ تیزبین و ذهنِ تحلیلگر خود، نخستین خبرنگاری بود که به محل حادثه رسید و به عمق فاجعه پی برد و با دوربینی در دست و قلمی که چون تیغ بران بود، جعبه سیاه جنایت آمریکا را گشود.

حسن باقری در گزارش‌های ماندگار خود، با دقتی نظامی و نگاهی راهبردی، به تجهیزاتی همچون دستگاه‌های تصفیه آب و موتورهای تریل استتار شده اشاره کرد و فاش ساخت که دشمن نه برای یک عملیات نجات ساده، بلکه برای اقامتی طولانی و براندازیِ ریشه‌ای آمده بود. او که بعدها «نبوغ جنگ» نام گرفت، در طبس آموخت که چگونه می‌توان با تکیه بر «نصرت غیبی» و «شناسایی دقیق»، بزرگ‌ترین ارتش‌های جهان را به زانو درآورد؛ گزارشی که او از طبس نوشت، مانیفستِ پیروزیِ پابرهنگان بر مستکبران بود.

به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد

رهبر شهید ایران: یکی از رئیس‌جمهورهای آمریکا، به داخل این کشور هلی‌کوپتر فرستاد و سر و کارش با توفان طبس، یعنی جنودِ غیبیِ الهی افتاد. اینها چه می‌گویند؟! من تعجّب می‌کنم چرا این‌ها از گذشتگان خودشان و از این شانزده سال، عبرت نمی‌گیرند؟!

رهبر شهید انقلاب حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای درباره شکست آمریکا در طبس فرمودند: «آن‌ها دائم علیه جمهوری اسلامی و این ملت توطئه می‌کنند، البته سرشان هم دائم به سنگ می‌خورد؛ امّا ادب نمی‌شوند. یکی از رئیس جمهورهای امریکا، به داخل این کشور هلی‌کوپتر فرستاد و سر و کارش با توفان طبس، یعنی جنودِ غیبیِ الهی افتاد. اینها چه می‌گویند؟! می‌فهمند چه می‌کنند؟! می‌فهمند چرا؟! با کی مواجهند؟!

این یاوه‌هایی که می‌گویند علیه کیست؟ جوابش با کیست؟ ملت ایران ملت بزرگ و نیرومندی است. ملت ایران ملت متّحد و بافرهنگی است. من تعجّب می‌کنم چرا اینها از گذشتگان خودشان و از این شانزده سال، عبرت نمی‌گیرند؟!»

روایت آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای از بازدید ایشان از بقایای اجساد نظامیان متجاوز آمریکایی در طبس و لاشه‌های ادوات جنگی آن‌ها ‌را در ادامه می‌بینید:

فصل دوم: مهیار ۱۴۰۵؛ تکرارِ تاریخ در جغرافیایِ غیرت

۴۶ سال از آن واقعه گذشت. نسلی عوض شد، اما کینه شیطان بزرگ باقی ماند. در ۱۶ فروردین ماه ۱۴۰۵، در بحبوحه‌ آنچه «جنگ تحمیلی سوم» نامیده می‌شود، دونالد ترامپ با همان خوی استکباری، نقشه‌ای را امضا کرد که گویی کپی‌برداری ناشیانه‌ای از عملیات کارتر بود.

به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد

رویای نفوذ به قلبِ اصفهان

این بار هدف، باوجود برخی کارشناسان سایت‌های هسته‌ای اصفهان بود؛ نماد اقتدار و دانش ایرانی. آمریکایی‌ها با همان ترکیبِ سنتی -نیروهای ویژه دلتا و هواگردهای پنهان‌کار- به بهانه‌ نجات خلبانانِ ساقط‌شده، قصد نفوذ به جنوب اصفهان و دشت مهیار را داشتند. آن‌ها گمان می‌کردند در دنیای ماهواره‌ها و هوش مصنوعی، دیگر جایی برای «امداد غیبی» نیست.

به اعتراف آمریکایی‌ها در حالی که اتاق جنگ واشنگتن منتظرِ سیگنال پیروزی بود، آسمانِ اصفهان به خروش آمد. در نبردی که قرار بود با تکیه بر سرعت و غافلگیری انجام شود، یک «عامل طبیعی» تمام معادلات را بر هم زد. بارانی سیل‌آسا، باندِ فرودِ موقت را به باتلاقی لغزنده بدل کرد. هواپیمای پیشرفته آمریکایی در هنگام فرود، کنترل خود را از دست داد و از باند خارج شد.

نسلی که معجزه صحرای طبس را تنها در کتاب‌ها خوانده بود، حال معجزه بزرگتر دشت مهیار اصفهان را با چشم دید تا برای آیندگان روایت کند. شکست طرح آمریکا در اصفهان بسیار بزرگتر از عملیات پنجه عقاب در اردیبهشت ۱۳۵۹ طبس است. همان خدای طبس و اصفهان در ادامه نیز ترامپ را رسوا و به ذلت شکست خواهد کشاند.

هوشیاری رزمندگان و عجزِ کماندوها

تفاوت بزرگِ مهیار با طبس، در حضورِ مقتدرانه فرزندانِ ایران بود. برخلاف سال ۵۹ که خبر حادثه با تأخیر رسید، این بار نیروهای مسلح و دیده‌بانان بصیر، از همان لحظه نخست، سایه‌ شومِ دشمن را رصد کردند. عملیات نفوذ، در عرض چند دقیقه به یک «تراژدیِ فرار» تبدیل شد. پنتاگون که خود را در محاصره‌ آتشِ ایران می‌دید، هراسان فرمانِ تخلیه صادر کرد و برای آنکه اسنادِ رسوایی‌اش به دست رزمندگان اسلام نیفتد، باقی‌مانده‌ تجهیزاتش را بمباران کرد. تصویرِ شعله‌های آتش در دشت مهیار، بازسازیِ وفادارانه‌ صحنه‌های سوخته‌ طبس بود.

به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد

فصل سوم: تحلیلِ حماسه؛ چرا دشمن عبرت نمی‌گیرد؟

تقارن این دو واقعه، درس‌های بزرگی برای تحلیل‌گران سیاسی و نظامی دارد. ویژگی‌های مشترک این دو شکست، فراتر از یک اتفاق ساده است:

  • نبردِ اراده‌ها در برابر تکنولوژی:

در هر دو واقعه، برتریِ مطلقِ تجهیزاتی با آمریکا بود، اما «نقطه کوری» در محاسبات آن‌ها وجود دارد که هیچ‌گاه نمی‌توانند آن را در نرم‌افزارهایشان شبیه‌سازی کنند: «قدرتِ لایزال الهی». در طبس، ریگ‌های بیابان و در مهیار، قطرات باران، نشان دادند که هستی در برابر متجاوز شهادت می‌دهد.

  • تغییر راهبرد از سرِ استیصال:

پس از شکست طبس، آمریکا به این نتیجه رسید که رویارویی مستقیمِ تکاوری با ایران بی‌فایده است؛ پس صدام را جلو انداخت. پس از واقعه مهیار نیز، اتاق فکرهای واشنگتن به این جمع‌بندی رسیدند که توانِ عملیات گسترده هوایی و زمینی علیه ایران مقتدر را ندارند، بنابراین امروز راهبرد آن‌ها به «جنگِ فرسایشیِ ترکیبی» و ایجاد شکاف‌های داخلی تغییر یافته است؛ چراکه در میدانِ نبرد، جبهه‌ حق را شکست‌ناپذیر یافته‌اند.

  • نقشِ بصیرت و آمادگی:

اگر در طبس، دشمن توانست تا دل کویر نفوذ کند، در مهیار، سیستم‌های راداری و پدافندی ایران چنان پیوستگی‌ای داشتند که دشمن پیش از آنکه دست از پا خطا کند، خود را در دام دید. این نشان‌دهنده رشدِ خیره‌کننده‌ اقتدارِ دفاعی ماست که از خونِ پاک شهیدانی همچون حسن باقری و منتظر قائم جوانه زده است.

به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد

ای ریگ‌های تفتیده‌ طبس! شما که در آن شبِ ظلمانی، ابابیلِ زمانه شدید و بر سرِ فیل‌سوارانِ مدرن فرود آمدید، شهادت دهید که این ملت هرگز تنها نبوده است. شما که با هر چرخشِ باد، پیامی از غیب را در گوشِ دشمن زمزمه کردید: «اینجا خاکِ دلیران است.»

و ای بارانِ دشتِ مهیار! تو که با لطافتت، لرزه بر اندامِ تکاورانِ آهنین‌ پوشِ دلتا انداختی؛ تو که با هر قطره‌ات، رویای نفوذ به قلبِ اصفهان را شستی و با خود بردی؛ تو گواهی بده که سِجیلِ خداوند، همیشه از جنسِ سنگ نیست؛ گاهی بارانی است که غبارِ غرور را از چهره‌ مستکبران می‌شوید و آن‌ها را در گل‌ولایِ ذلت زمین‌گیر می‌کند.

امروز، اصفهان و طبس به هم دست برادری داده‌اند. کویر و دشت، با هم سرودِ اقتدار می‌خوانند. دشمن باید بداند که در این سرزمین، حتی سنگ‌ها و قطره‌ها هم با زبانِ فارسی سخن می‌گویند و در برابرِ بیگانه، گاردِ دفاعی می‌گیرند.

به نامِ خدایِ شن‌ها و باران‌ها| بازخوانی حماسه‌ای که از طبس آغاز و در مهیار تکرار شد

برای آیندگان

واقعه طبس و حماسه مهیار، فراتر از دو حادثه‌، دو آیه از آیاتِ قدرتِ پروردگار در عصرِ آهن و اتم هستند. این حوادث به ما می‌آموزند، که اقتدار، نه در گروِ داشتنِ پیشرفته‌ترین بمب‌افکن‌ها، بلکه در گروِ اتصال به منبعِ لایزالِ قدرت است.

ما در پنجم اردیبهشت‌، تنها یادبودِ یک پیروزیِ نظامی را برگزار نمی‌کنیم؛ ما «عیدِ بندگی» و «جشنِ توکل» را برپا می‌داریم. ما به جهانیان می‌گوییم که ایران، سرزمینِ امدادهای غیبی است، همان خدایی که دریا را برای موسی شکافت و آتش را بر ابراهیم سرد کرد، همان خدا در طبس طوفان فرستاد و در مهیار باران.

و ای مستکبران! تجربه کنید، باز هم اگر جرئت دارید تجربه کنید، اما بدانید که این بار، نه‌تنها شن‌ها و باران‌ها که صاعقه‌های خشمِ این ملت نیز مأمور خواهند شد تا کاخ‌های شیشه‌ای شما را درهم بکوبند، ایران میعادگاهِ غیرت است و هر که با نیتِ سوء بر این خاک قدم بگذارد، سرنوشتی جز ذلت در رمل‌های طبس یا لغزش در گل‌ولای مهیار نخواهد داشت که خداوند به ما وعده داد «وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ» (و آنان که ستم کردند، به‌زودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی بازمی‌گردند.)

کد خبر 965986

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.