به گزارش خبرگزاری ایمنا از چهارمحالوبختیاری، لحظهای که پرچم پرافتخار ایران بر فراز قلهها به اهتزاز درمیآید، یا در صفوف ورزشکاران با افتخار بر دوششان حمل میشود یا حتی وقتی کودکان و نوجوانانی با شور و شعف آن را تکان میدهند؛ در همان لحظه، رگهای هر ایرانی از غرور و سرافرازی سرشار میشود، این اهتزاز، تنها حرکت پارچه در باد نیست، بلکه برافراشته شدن تاریخ پرشکوه، تمدن کهن، و هویت یک ملت است.
پرچمهای به اهتزار درآمده در این روزها و شبهای کشور برای همه ما صحنههای آشنایی است، این پرچمها نه یک تکه پارچه، بلکه نمادی از هویت، تاریخ و تمدن کهن ایران است، مردم آنها را با عشق بالا میبرند و با غرور تکان میدهند و فریاد همبستگی سر میدهند.
هر تکان پرچم در دستان مردم با عشق همراه است و طنین شعارهای مردم، صدای اقتدار است و لبخند رضایتشان، شکوهی است که بر چهره ایران مینشیند. این پرچمها، سفیران خاموشی هستند که پیام وحدت، همدلی و عشق به ایران را به گوش جان میرسانند.
گروه جهادی منتظران ظهور بسیج دانشجویی شهرکرد یکی از گروههای جهادی است که در اقدامی خودجوش و ارزشمند، شبها در محل تجمعات مردمی با استقرار یک موکب سیار، اقدام به دوخت پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران میکنند و آن را در اختیار مردم قرار میدهند تا عشق و ارادت خود را به وطن ابراز کنند.

زهره کریمیان، مسئول این گروه جهادی در این باره به خبرنگار ایمنا میگوید: مواد اولیه مورد نیاز برای دوخت این پرچمها، از طریق کمکهای سخاوتمندانه خیران و مردم تامین میشود و این گروه با روحیه جهادی و انقلابی سعی دارد یک فضایی معنوی و پرشوری را در تجمعات ایجاد کند.
وی میافزاید: این فعالیت نهتنها به زیباسازی بصری تجمعات کمک میکند، بلکه پیامآور عشق به وطن، اقتدار ملی و هویت ایرانی است و دانشجویان جهادگر با این اقدام روحیه ملیگرایی را در جامعه تقویت کرده و همبستگی بین گروههای مختلف مردم را افزایش میدهد.
دستان هنرمند و پرشور این دانشجویان با سرعتی وصفناپذیر، پارچههای سبز، سفید و سرخ را به هم میدوزند. هر نخ، هر کوک، داستانی از افتخار ملی را روایت میکند، در این موکب عطر پارچه و نخ در هم آمیخته با عطر امید، فضایی را خلق میکند که در آن، غرور ملی نهفته در تار و پود پرچم، جان میگیرد. این کوکها تنها یک کار دستی ساده نیست، بلکه دوختن دلها به هم، دوختن نسلها به یکدیگر و دوختن آرزوها به افقهای روشن ایران است.
کریمیان با اشاره به استقبال مردم از موکب دوخت پرچم در تجمعات شبانه شهرکرد ادامه میدهد: همه زنان و مردان و حتی کودکان برای گرفتن پرچم در صف میایستند در حالی که چشمانشان پر از امید و قلبهایشان سرشار از افتخار است و زمانی که پرچم به دستشان داده میشود انگار دنیا به آنها داده شده است و با عشق و غروری وصف نشدنی آن را در میان جمعیت به اهتزار درمیآوردند.»
شبهای سرد شهرکرد، هر چند شاهد دستان هنرمند دانشجویان در دوخت پرچم ایران در موکب سیار منتظران ظهور است، اما در پس این صحنه پرشکوه، روایتهای نادیده ایثار دیگری نیز نهفته است. روایت زنانی که قلبشان با ریتم عشق به وطن میتپد، اما شاید مشغلههای روزگار یا مسئولیتهای خانوادگی، مانع حضور فیزیکیشان در آن جمع پرشور میشود.
کریمیان میگوید: برخی از بانوان که خودشان فرصت حضور شبانه در موکب سیار برای دوخت و دوز را نداشتند، چرخ خیاطیهایشان را در اختیار گروه جهادی قرار دادهاند تا این گونه ارادت خود را به کشورشان نشان دهند و این چرخ خیاطیها شاید سالها شاهد دوخت لباس عشق و علاقه برای عزیزانشان بوده و اکنون در اختیار گروه جهادی قرار گرفته است.

پرچمی که با این چرخهای امانتی دوخته میشود، رنگی دیگر دارد رنگ صداقت، رنگ همراهی و رنگ عشق مادری و خواهری که از دور دستان پرتوان جهادگران را یاری میرساند. این است شکوه یک ملت که در لحظات حساس، همه با هم، هر آنگونه که توان دارند، در اهتزاز پرچم عزت و سربلندی ایران سهیم میشوند.
پرچم سه رنگ ایران، تنها تکه پارچهای رنگین نیست؛ بلکه اقیانوسی است از احساسات، داستانی است از حماسه، و تجلیگر عمیقترین تعلقات یک ملت. در قلب هر ایرانی، داستانی ناگفته از عشق به این پرچم وجود دارد؛ داستانی که با هر نسیم، شکوفا و در هر رویداد ملی، پررنگتر میشود.
گروه جهادی حوزه علمیه فاطمیه شهرکرد متشکل از بانوان دغدغهمند و عاشق وطن است که در دل شلوغی تجمعات شبانه و میان رفتوآمد بیپایان مردم موکبی را برپا کردهاند که صدای چرخخیاطیها با نبض عشق و غیرت ایرانی گره خورده است؛ جایی که گروهی از خواهران طلبه به سرپرستی خانم سمیه السادات حسینی پرچم میدوزند اما آن چه این صحنه را دیدنیتر میکند، تنها دوختن پارچه نیست؛ دوختن هویت، ایمان و وطندوستی است.
پرچمهایی که زیر دستان این بانوان دوخته میشودد، تنها نقش و نخ نیستند؛ روایتهایی از ایستادگی زنان ایرانی هستند. زنانی که حتی در میانه سختی مسیر و ازدحام جمعیت با آرامشی مصمم و غروری خاموش کار میکنند، انگار که هر کوک، تکرار تاریخ است؛ تکرار «میمانیم» ها و «میجنگیم»های ملت ایران در کنار حقیقت عاشورا.

سمیه السادات حسینی، مسئول گروه جهادی مدرسه علمیه فاطمیه درباره انگیزه بانوان طلبه جهادی به خبرنگار ایمنا میگوید: پرچم تنها پارچه نیست، بلکه قسمتی از قلب ماست که باید تمیز و محکم دوخته شود مردم وقتی از کنار این کارگاه کوچک و صمیمی عبور میکنند، لحظهای میایستند انگار چیزی در دلشان تکان میخورد. شاید غرور، شاید آرامش، شاید یاد مادران و خواهرانی که همیشه ستون خانهها و مهر وطن بودهاند.
وی ادامه میدهد: از همان روزهای اول جنگ بانوان طلبه مشغول دوخت پرچمهای مشکی شدند، اما با مرور زمان متوجه شدیم که مردم در تجمعات خواهان پرچم ایران هستند و ما هم با تهیه پارچه به سراغ دوخت پرچم ایران رفتیم و حتی گاهی پرچمهای مردم را نیز تعمیر میکنیم.
خانم حسینی میافزاید: کسانی که برای دریافت پرچم به موکب مراجعه میکنند به پویش نذر پرچم کمک میکنند و هزینه تهیه پارچهها از همین محل و خیران تامین میشود.
آنچه در این موکب جریان دارد، تنها یک کارگاه کوچک خیاطی نیست؛ آیینهای است از ایمان آرام، غرور ملی و روحیه خدمتگزاری زنان ایرانی. خواهران طلبه به سرپرستی خانم حسینی ثابت کردهاند که عشق به ایران فقط در سخن نیست بلکه در عمل، در دستان پینهبسته در شبهای بیخواب و در پرچمهایی است که با دل دوخته میشوند.
در این موکبها روشن میشود که ایران را نهتنها مردانش، بلکه زنانی میسازند که بیادعا اما استوار، بار هویت، ایمان و وطندوستی را بر دوش میکشند. پرچمهایی که این خواهران میدوزند، برافراشته میمانند؛ همانگونه که نام و سربلندی ایران برافراشته است.
نظر شما