به گزارش خبرگزاری ایمنا، در نگاه نخست، انتشار شاخص قیمت مصرفکننده آمریکا (CPI) با رقم ۳.۳ درصد موجی از خوشبینی را در والاستریت ایجاد کرد؛ گویی تورم سرانجام در مسیر نزولی قرار گرفته است، اما نگاهی عمیقتر نشان میدهد این عدد نه نشانه پیروزی فدرال رزرو، بلکه تأکیدی بر تداوم یک تورم «چسبنده» و سرسخت است. اینکه آمار واقعی اندکی پایینتر از پیشبینیهاست، تنها یک انحراف آماری است و نه یک تغییر بنیادین در روند، تورم نه فروکش کرده و نه رام شده؛ تنها در یک فلات قیمتی مستقر شده و قصد عقبنشینی ندارد. پرسش اصلی این است که چه نیروهایی مانع کاهش واقعی تورم شدهاند؟
ریشههای ساختاری تورم چسبنده
سه عامل کلیدی و ساختاری، تورم فعلی را از یک پدیده بهصرف پولی خارج کرده و آن را به مسئلهای عمیقتر و پیچیدهتر تبدیل کردهاند:
- سایه تنشهای ژئوپلیتیک و ریسک انرژی:
امنیت انرژی و مسیرهای تجاری سالها مزیت رقابتی اقتصاد جهانی بود. اکنون، احتمال درگیری در خاورمیانه و افزایش ریسکهای مرتبط با ایران، یک پریمیوم دائمی به هزینههای حملونقل و انرژی تحمیل کرده است. این فشار عرضه بهطور مستقیم در صنایع پایه و انرژیبر نمایان شده و در نهایت به قیمت مصرفکننده منتقل میشود.
- تغییر معماری زنجیره تأمین جهانی:
جهان از مدل «کارایی ارزان» به «تابآوری و امنیت» تغییر مسیر داده است. این چرخش راهبردی هزینههای اضافی ایجاد کرده و کف قیمتها را در بسیاری از بخشها بالا برده است؛ عاملی که اجازه نمیدهد تورم بهسادگی کاهش پیدا کند.
- مقاومت بازار کار و چسبندگی دستمزدها:
افزایش مداوم دستمزدها موجب شده شرکتها هزینههای بالاتر را به مصرفکننده منتقل کنند. نتیجه آن، حفظ مارپیچ قیمت–دستمزد است؛ آخرین سنگر تورم که همچنان پابرجا مانده است.
ثبات ظاهری در دل بیثباتی
بنابراین، نرخ ۳.۳ درصدی تورم نباید سیاستگذاران را فریب دهد. این عدد بیشتر شبیه یک مکث کوتاه در میانه مسیر پرالتهاب تورمی است تا آغاز یک روند پایدار نزولی. تا زمانی که تنشهای ژئوپلیتیک، بهویژه در خاورمیانه و تغییرات ساختاری در زنجیره تأمین جهان ادامه دارند، بازگشت تورم به محدوده هدف دو درصدی فدرال رزرو بیشتر یک آرزو است تا یک سناریوی محتمل، ممکن است بازارهای ریسکی در واکنش کوتاهمدت رشد کنند، اما اقتصاد کلان دیر یا زود هزینه این تورم ماندگار و زیرپوستی را خواهد پرداخت.
نظر شما