به گزارش خبرگزاری ایمنا از کردستان، در نخستین روزهای بهار سال ۱۳۳۳ در روستای درهگرگ از توابع بروجرد، کودکی چشم به جهان گشود که سالها بعد نامش با ایثار، مردمداری و امنیت گره خورد، شهید «محمد بروجردی» فرماندهای که نهتنها در میدان نبرد، بلکه در میدان دلها نیز پیروز بود و به همین سبب او را «مسیح کردستان» نامیدند.
محمد بروجردی از همان کودکی طعم سختی و محرومیت را چشید، مرگ زودهنگام پدر و فشار فقر، خانواده را ناچار به مهاجرت به تهران کرد. او نوجوانی خود را در میان کار و تلاش برای تأمین معاش خانواده گذراند و بهدلیل مشکلات اقتصادی از ادامه تحصیل بازماند، اما همین دشواریها از او انسانی مقاوم، مسئولیتپذیر و استوار ساخت.
روحیه عدالتخواه و باورهای عمیق مذهبی، مسیر زندگی بروجردی را در جوانی تغییر داد، آشنایی با جریانهای مذهبی و مبارزاتی، او را وارد عرصه مبارزه با رژیم پهلوی کرد. وی با گردهم آوردن جوانان مؤمن و انقلابی، «گروه توحیدی صف» را پایهگذاری کرد و با جهتدهی این نیروها در مسیر مبارزه با استبداد و نفوذ بیگانگان، به یکی از چهرههای مورد اعتماد نیروهای انقلابی بدل شد، تا آنجا که در روز تاریخی دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ مسئولیت حفاظت از حضرت امام خمینی (ره) در مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا به او سپرده شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، بروجردی در شمار بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت و با نگاه راهبردی خود، نقش مهمی در شکلگیری نخستین سازماندهیهای رزمی انقلاب ایفا کرد.
او همزمان در تثبیت و استمرار فعالیتهای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز نقشی مؤثر داشت و با وجود موانع و دشواریها، با تدبیر و استقامت از بحرانها عبور کرد.
نقطه عطف زندگی شهید بروجردی، حضور او در کردستان بود، جایی که در اوج ناامنی و آشوب، با نگاهی متفاوت وارد میدان شد، او به جای تکیه صرف بر ابزار نظامی، «حکومت بر قلبها» را راهبرد خود قرار داد و با تشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد، بسیاری از مردم منطقه را از جریان ضدانقلاب جدا و در مسیر دفاع از امنیت و آرامش همراه کرد.
شهید محمد بروجردی در سالهای دفاع مقدس بهعنوان یکی از فرماندهان برجسته و محبوب جبهههای غرب کشور، نقشی تعیینکننده در برقراری امنیت و بازگرداندن آرامش به مناطق کردنشین ایفا کرد. منش مردمی، روحیه متواضع و اخلاص او چنان در دل مردم نفوذ کرد که نامش فراتر از یک فرمانده نظامی، به نمادی از ایثار، وحدت و مردمدوستی تبدیل شد.

شهید بروجردی، ناجی کردستان
«محمد بروجردی» با گسترش غائله تجزیهطلبان تحت حمایت آمریکا و بعث عراق در کردستان، در رأس گروهی از سپاهیان انقلاب اسلامی ابتدا به کرمانشاه و از آنجا به سنندج آمد، از همان بدو ورود به منطقه، فرماندهی عملیات قلعوقمع قوای تا بن دندان مسلح ضدانقلاب در کردستان را برعهده گرفت.
او در سن ۲۵ سالگی در کنار تاکتیک نظامی، بهدنبال تسخیر دلهای مردم و همراه کردن آنها با انقلاب اسلامی بود، چراکه عقیده داشت ضدانقلاب از سادگی مردم سوءاستفاده کرده است.
در شرایطی که شهر سنندج به محاصره کامل قوای ائتلافی ضدانقلاب، از گروهکهای دموکرات و کوموله گرفته تا چریکهای فدایی و پیکار درآمده بود، «محمد بروجردی» و تنی چند از همرزمانش توسط یک هلیکوپتر هوانیروز در پادگان سنندج پیاده شدند.
در چنین شرایط وخیمی، «محمد بروجردی» مصمم و قاطع با تنگناها و معضلات موجود برخوردی حساب شده داشت و با مکرر تلاوت کردن آیات قرآنی و جملات حماسی امیرالمومنین (ع) از نهج البلاغه، جمع کوچک رزمآوران مدافع پادگان را تهییج و به ادامه پایداری و ایثار تحریص میکرد.
امیر سپهبد شهید «علی صیاد شیرازی» درباره آنروزها گفته است: «موقعی که ضدانقلابیون، محل باشگاه افسران لشکر ۲۸ را در سنندج محاصره کردند، بچههای ما در آنجا مدت ۴۰ شبانهروز در محاصره مطلق بودند. حتی چیزی برای خوردن هم نداشتند با این حال استقامت میکردند. شهید بروجردی، برای رهایی اینها، دست به هر کاری میزد… او آنقدر در این راه استقامت کرد که با همکاری و یکدلی رزمندگان سپاه و ارتش، پس از مدتی کوتاه، محاصره در هم شکست. نمونه چنین صحنههایی را در آن زمان زیاد داشتیم که ایشان همیشه با همین پایمردی و استقامت به مصاف ضدانقلابیون میرفتند.»

روایتی از زندگی شهید محمد بروجردی به روایت همسرش
فاطمه بیغم، همسر شهید محمد بروجردی در سال ۱۳۵۲ با این فرمانده بزرگ ازدواج کرد. حاصل ۱۰ سال زندگی مشترک آنان، دو فرزند به نامهای حسین و سمیه است. او در روایت زندگی همسرش، از مردی سخن میگوید که سراسر عمر خود را وقف اسلام، انقلاب و مردم کردستان کرد.
همسر شهید بروجردی میگوید: شهید محمد بروجردی در سن ۱۷ سالگی با بنده ازدواج کرد و یک سال بعد به خدمت سربازی رفت، اما بهدلیل نپذیرفتن خدمت در ارتش شاهنشاهی، از سربازی فرار کرد و با هدف دیدار امام خمینی (ره)، راهی مرز عراق شد، هرچند در آنجا دستگیر شد. از همان روزهای نخست مبارزه تلاش کرد با روحانیت مبارز و نیروهای خط امام ارتباط برقرار کند و در نهایت این افتخار را پیدا کرد که در محضر شهید حاج مهدی عراقی فعالیت و مبارزه را بیاموزد.
وی ادامه میدهد: تا پیروزی انقلاب اسلامی، همواره درگیر مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی بود و پس از انقلاب نیز فعالیت خود را در مسیر مبارزه با جریان نفاق و افشای چهره منافقین ادامه داد. در مقطعی مسئولیت سرپرستی زندان اوین را برعهده گرفت و مدتی بعد نیز همراه با جمعی از نیروهای انقلابی و زیر نظر شورای انقلاب، در تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقشآفرینی کرد.
بیغم عنوان میکند: با آغاز غائله ضدانقلاب در کردستان و پس از فرمان امام برای مقابله با این جریان، شهید بروجردی راهی پاوه شد. پس از سرکوب ضدانقلاب و فرار عناصر مسلح به عراق، او در منطقه ماند تا از تجربه و توان مدیریتیاش برای برقراری امنیت و آرامش در غرب کشور استفاده شود. اندکی بعد به فرماندهی عملیات غرب منصوب شد و مأموریت پاکسازی مناطق کردستان را با جدیت ادامه داد.
وی میافزاید: شهید بروجردی با رشادت و تدبیر نقش مهمی در آزادسازی مناطق آلوده به ضدانقلاب داشت. یکی از مهمترین اقدامات او طرح تشکیل «سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد» در شورای عالی سپاه بود، طرحی که پس از تصویب، با حمایت شهید بهشتی و حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی، مسئولیت اجرای آن به خود او سپرده شد. این اقدام توانست بسیاری از تبلیغات مسموم دشمن را خنثی کند و صف مردم کرد را از گروههای ضدانقلاب جدا سازد.

شهید بروجردی با محبت و احترام از مردم کردستان یاد میکرد
همسر شهید بروجردی درباره مردم کردستان میگوید: آنها مردمی شجاع، مهربان و مهماننواز بودند، شهید بروجردی آنچنان با محبت و احترام از مردم کردستان یاد میکرد که این علاقه در دل خانوادهاش نیز ریشه دوانده بود.
او میگوید: وقتی به کردستان سفر کردم، از نزدیک مهربانی و صفای مردم را دیدم و محبت عمیقی که شهید بروجردی به مردم کُرد را داشت، دریافتم، چرا که مردم کردستان نیز علاقه فراوانی به او داشتند.
به گفته همسر شهید، مهمترین هدف محمد بروجردی در کردستان، نجات این منطقه از دست ضدانقلاب و اصلاح ذهنیت نادرستی بود که درباره مردم کُرد شکل گرفته بود. در آن روزها ضدانقلاب تلاش میکرد چنین القا کند که همه مردم کردستان با انقلاب مخالفاند، اما بروجردی با تشکیل نیروهای مردمی و سازماندهی پیشمرگان مسلمان کُرد، این تبلیغات را بیاثر کرد و نشان داد مردم کردستان همراه انقلاباند.
او اعتقاد دارد که اگر شهید بروجردی در کردستان حضور نداشت، برخی تصمیم داشتند سیاست «سرزمین سوخته» را در این منطقه اجرا کنند و خسارتهای جبرانناپذیری به مردم وارد شود، اما تدبیر و درایت او مانع از این فاجعه شد.
خانم بیغم در بیان خاطرات زندگی مشترک خود با شهید بروجردی، از روحیه معنوی و استقامت کمنظیر او یاد میکند و اینکه هیچگاه ندید نماز شهید قضا شود و هیچ شبی نبود که بدون تلاوت قرآن به پایان برسد. حتی در سختترین شرایط نیز لبخند از چهرهاش دور نمیشد و مشکلات هرگز او را خسته و ناامید نمیکرد.
وی اضافه میکند: در طول سالهای مبارزه، هیچگاه نشانی از غرور و خودنمایی در رفتار شهید بروجردی ندیدم. با وجود مسئولیتهای سنگین و جایگاه برجستهاش هرگز خود را مطرح نمیکرد و همواره تکیهگاه روحی دیگران بود. بسیاری از فرماندهان بزرگ، از جمله شهید ناصر کاظمی و شهید احمد متوسلیان در روزهای سخت برای کسب روحیه نزد او میرفتند و آرامش پیدا میکردند.
ماندگارترین خاطره در ذهن همسر شهید، آخرین دیدار با اوست، دیداری که تنها یک روز پیش از شهادتش رقم خورد، او در این رابطه میگوید: ما خانوادگی برای مدتی به تهران رفته بودیم، اما شهید تماس گرفت و خواست هرچه زودتر به کردستان بازگردیم، بازگشتیم و همین موجب شد آخرین دیدار میانشان رقم بخورد.
همسر شهید میگوید: هنوز آخرین نگاهها و تبسم ملکوتی او را به یاد دارم، تبسمی که گویی خبر از پرواز قریبالوقوعش میداد.

نقش محوری شهید بروجردی در پاکسازی شهر سنندج
علی کلوندی، مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کردستان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا به نقش محوری شهید محمد بروجردی در طراحی عملیات پاکسازی مناطق اشغال شده شهر سنندج و تشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد اشاره کرده و میگوید: در سال ۱۳۵۸ به ابتکار شهید بروجردی و با مشارکت نیروهای بومی انقلابی استانهای کردستان و کرمانشاه، سازمان پیشمرگان مسلمان کرد تشکیل شد، سازمانی که در ادامه نقشی کلیدی در پاکسازی مناطق مختلف این دو استان از عناصر ضدانقلاب ایفا کرد.
وی عنوان میکند: در سال ۵۸ شهر سنندج به اشغال نیروهای ضدانقلاب درآمد و شهرهای دیگری از جمله کامیاران نیز که در مسیر ارتباطی استان کرمانشاه قرار داشت، به تصرف آنان درآمد. در پی درخواستهای مردمی و برای پایان دادن به این وضعیت، نظام اسلامی تصمیم به پاکسازی مناطق استان کردستان گرفت و سلسله عملیاتی با محوریت شهید بروجردی طراحی شد.
به گفته وی، این عملیاتها از یازدهم بهمن ۱۳۵۸ با ابتکار شهید بروجردی و در قالب سپاه هفتم آغاز شد و سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد در آن نقشی اساسی برعهده داشت. در نتیجه این عملیاتها، شهر کامیاران در بهمن همان سال از اشغال ضدانقلاب خارج و پاکسازی شد.
کلوندی ادامه میدهد: پس از موفقیت در کامیاران، طراحی عملیات بزرگ آزادسازی سنندج در اردیبهشت ۱۳۵۹ انجام شد. در آن مقطع به جز پادگان لشکر ۲۸، باشگاه افسران، صداوسیما و فرودگاه سنندج، سایر نقاط شهر در اختیار نیروهای ضد انقلاب بود و گروههای مختلف با ایجاد پایگاههای متعدد در سطح شهر، مردم را تهدید کرده و مخالفان خود را به شهادت میرساندند.
وی ادامه میدهد: این عملیات با فرماندهی و محوریت شهید محمد بروجردی در چند محور آغاز شد، محور نخست از فرودگاه سنندج به سمت خیابان پاسداران و تپه توس نوذر، محور دوم از پادگان لشکر ۲۸ به سمت باشگاه افسران و محور سوم از گردنه صلواتآباد به سمت سیلو و داخل شهر سنندج پیشروی کرد. این عملیات سنگین و سرنوشتساز به مدت ۲۲ روز ادامه پیدا کرد.
مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس کردستان خاطرنشان میکند: رزمندگان بسیاری از سراسر کشور از جمله نیروهای سپاه، ارتش، ژاندارمری و نیروهای مردمی داوطلب در این عملیات حضور داشتند و محلهها و خیابانهای شهر مرحله به مرحله پاکسازی شد تا در نهایت در بیستوششم اردیبهشت ۱۳۵۹ شهر سنندج بهطور کامل از وجود ضدانقلاب آزاد شد.
کلوندی عنوان میکند: تا پیش از چهارم اردیبهشت ۵۹ تنها پادگان لشکر ۲۸، باشگاه افسران، صداوسیما و فرودگاه در اختیار نیروهای انقلاب بود، اما با هدایت عملیات توسط شهید بروجردی و همراهی رزمندگان همه مناطق شهر آزاد شد و به محاصره ناجوانمردانه سنندج پایان داده شد، اتفاقی که بدون فرماندهی میدانی و هوشمندانه شهید بروجردی به نتیجه نمیرسید.

سرانجام این فرمانده مخلص در یکم خرداد ۱۳۶۲ در مسیر مهاباد به نقده بر اثر انفجار مین به شهادت رسید و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد؛ مردی کمحرف اما عمیق که به تعبیر همسرش «در نگاهش کتابی از حرفهای ناگفته داشت.»
زندگی شهید بروجردی سراسر خدمت، اخلاص و مجاهدت بود و نامش برای همیشه در حافظه مردم ایران بهویژه مردم کردستان ماندگار خواهد ماند.
نظر شما