به گزارش خبرگزاری ایمنا از خراسان شمالی، تاریخ ایران سرشار از قصهها و عجایب است و قرار عاشقانه شبانه ایرانیها که دنیا را تکان داد، عجیبترین اتفاق تاریخ معاصر محسوب میشود، واقعهای تکاندهنده که بیشتر از دو ماه از آغاز آن میگذرد.
در این میان، قصه پایمردی مردمان دیار بابالرضا با قلمهای نو و پخته و دل چسب از سوی روایتگران خانه روایت حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان شمالی روایت میشود، سوژههای جذابی که گاهی در رسانه رهبر شهید انقلاب نیز منتشر شده است.
خراسان شمالی رتبه پنجم را در میان استانهای کشور در حوزه روایتنویسی جنگ رمضان از سوی خانه روایت حوزه هنری انقلاب اسلامی کشور دریافت کرد، روایتنویسان خوش قریحه خراسان شمالی در آخرین روز فروردین گرد هم جمع شدند، از عکاس و خیاط گرفته تا دانشجو و خانهدار که این روزها دست به قلم هستند و در این جمع صمیمی حضور داشتند تا خاطرات و تجربیاتشان را باهم در میان بگذارند.
یک بغض مشترک در چهره همه دیده میشد و آن هم داغ بزرگ حضرت آقا بود؛ زهرا حقپناه از اعضای ثابت و پرتلاش خانه روایت که ۶۰ شب عکاسی و روایتنویسی را انجام داده است از پرشورترین شبها برایمان گفت « سعی کردم تمام ۶۰ شب را در میدان و کنار مردم باشم و شاید باور کردنی نباشد که در میان مردم افرادی هستند که از اذان ظهر به میدان شهید میآیند و منتظر میمانند تا شب که مردم جمع شوند، عشق آنها ستودنی است.»

او درباره خاطرهانگیزترین شبها میگوید: تجمع مردم در روز اول شهادت حضرت آقا، شبی که عشایر خراسان شمالی به میدان آمدند پر از حال خوب بود؛ گروه گروه زن و مرد با لباس محلی عشایر خراسان شمالی اسلحه به دست وارد میدان شدند؛ در این شب تصاویر بینظیری دیدم.
حقپناه عنوان میکند: شور وطنپرستی در مرزنشینان این خطه قابل ستایش است، یکی از ماندگارترین شبها شب تجمع مردم اهل تسنن استان بود؛ یکی از مردان اهل تسنن در کنار همسرش با سوز دعای توسل و فرج امام زمان (عج) را میخواند که خیلی برایم جالب بود و وقتی میخواستیم با او صحبتی داشته باشیم میگفت رئیس من خانمم است!.
او روایتنویسی از تجمع خالصانه مردم را وظیفه همه اهل قلم میداند و میگوید: با تمام وجودم عشق به وطن را میان مردم احساس میکنم و تا جایی که توانستم تمام همتم را برای انعکاس روایتها چه تصویری و چه مکتوب گذاشتهام.
از خیاطی تا روایتگری
نوبت به آمنه گلی رسید؛ او طراح و خیاط و صاحب مزون ملزومات حجاب است اما ۵۰ روز است ، گوشی به دست در حال ضبط تصاویر و نوشتن شرح دلدادگی مردمان غیور باب الرضا به یار خراسانی است.
این بانوی میداندار میگوید: همه فعالیتم از روز شهادت آقا شروع شد که خودم را سراسیمه به میدان شهید رساندم؛ آنقدر داغدار بودیم که فراموش کرده بودم گوشیم را بردارم تا حداقل چند عکس بگیرم.
وی ادامه میدهد: همانجا در دلم نیت کردم هر کاری بتوانم برای آقا و به نیت رهبر شهیدم انجام میدهم، از همان شب شروع کردم به عکاسی و نوشتن از مردم و بعد هم با بچههای خانه روایت آشنا شدیم و کارهایم در رسانه خانه روایت منتشر شد.
وقتی از آمنه پرسیدم که این همه شب در میدان بودن و در میان مردم شما را خسته نکرده است، اینگونه پاسخ میدهد « سختترین روز و شب برای من روز اعلام شهادت رهبرم بود، و سحر آن روزی که رهبری آقا سید مجتبی خامنهای اعلام شد تمام خستگیهایم در سرما و زیر باران بر دلم آسان شد و جانی دوباره گرفتم.»
وی اضافه میکند: هرچند کارشکنیهایی وجود داشت، اما به همان عهدی که با رهبر شهیدم بستم دلم را قرص کردم که در میان میدان باشم و قصههای دلدادگی شیرین مردم به وطن و رهبر شهیدمان را بنویسم.

زنان و مردان با کوهی از قصه و حکایت
شیرین سرداریان یکی دیگر از روایتنویسان میگوید: زمان اعلام شهادت آقا، قرار شد مردم هفت شب به میدان بیایند، زمزمهای پیچید که احتمال دارد این هفت شب، ۴۰ شب شود و من همانجا روایتی از حضور مردم نوشتم و به منزل که برگشتم به مادرم گفتم؛ جالب اینجاست که مادرم زانو درد شدیدی دارد و بعضی مکانها را نمیتواند برود اما پا به پای من و ۶۰ شب همراهم به خیابان آمد.
این راوی از حس و حال متفاوت این شبها میگوید، از اینکه مراسم تشییع شهدای ناو دنا برایش بعد از روز شهادت آقا بسیار غریبانه گذشت.
در این مراسم سوژه برای لبخند بر لب مردم نشاندن هم زیاد بود و اتفاقات جالب و خندهداری هم برای راویان افتاده است؛ محدثه گریوانی روایتهای جذاب از حال مردم بجنورد به رشته تحریر درآورده که بعضی در کانال رسانه رهبر شهید نیز منتشر شده است
او از علاقهاش به روایتنویسی میگوید، از اینکه از سالهای دور علاقهاش نویسندگی بوده است. «حدود دو سال است در حوزه روایتنویسی فعالیت میکنم و در گذشته بیشتر داستان و یادداشت مطبوعاتی برای رسانههای استان مینوشتم.»
از محدثه درباره حس نوشتن از حضور مردم در میدان میپرسم « تقریبا هرشب سوژههای خیلی خوبی پیدا کردم، اما نوشتن از همه نیاز به زمان هم دارد؛ به صورت کلی نوشتن از آدمهای سن بالا برای من جذابتر است؛ هرکدام را که میبینم چه زن و چه مرد، انگار کوهی از قصه و حکایت هستند.»
این بانوی راوی عنوان میکند: روایتی که در کانال رسانه رهبر شهید منتشر شد، راجع به بانویی شصت ساله و با عنوان «مینویسم_برای_پدر_شهیدم | خا اگه بخوان، مِریم» است.
سارا رحیمی، مسئول خانه روایت خراسان شمالی نیز به بررسی روایتها و چالشهای پیشروی راویان میپردازد و به خبرنگار ایمنا میگوید: خراسان شمالی در رتبه پنجم روایتنویسی خانه روایت حوزه هنری انقلاب اسلامی کشور از ۶۰ شب تجمع مردم خراسان شمالی قرار گرفته است.
او که به همراه تیم روایتنویسی ۶۰ شب با حضور در تجمعات مردم شیروان، اسفراین و آشخانه صحنههایی از عشق مردم این خطه از کشور را به تصویر کشیده است، عنوان میکند: آثار برجسته و جذابی به دستمان رسید که در تلاش برای جمعآوری آنها هستیم.

مسئول خانه روایت خراسان شمالی به روایت «سمیه مرادی» از زنان ترکمن مرزنشین یکه صعود و انتشار آن در رسانههای کشور اشاره میکند و ادامه میدهد: در تلاش برای رفع نقاط ضعف، تقویت نقاط قوت روایتنویسان و ایجاد شبکه تعاملی میان آنها هستیم تا حس غرور مردم را در هر ماجرایی که رخ میدهد به زیبایی به تصویر بکشیم.
رحیمی ادامه می دهد: ۹ روایت نویس دائمی، ۳۰ روایت نویس فصلی، دوره ای و تعداد زیادی روایت نویس داوطلب استانی داریم.
اکرم صدیقی کلاته، رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان شمالی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با تقدیر از روایتنویسان جوان و مردمی، می گوید: با وجود قلمهای نو، در روایتنویسی ضعفهایی وجود دارد و باید موضوعبندی داشته باشیم.
وی اضافه میکند: روایتهایِ خانه روایت حوزه هنری انقلاب اسلامی استان از دل تجمعات مردمی خراسان شمالی به صورت صوتی از رادیو و تصویری از شبکههای تلویزیون پخش خواهد شد.
به گزارش ایمنا، راویان مقاومت نه تنها قصهگویان دیروز بلکه مشعلداران فردای ایران هستند که با هر روایت تازه، نسلی مقاومتر را تربیت میکنند و یاد شهدا را در قلب تاریخ جاودانه نگه میدارند.
نظر شما