به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تقاطع تاریخی که گردوغبار جنگافروزیهای غربی در چشم تمام جهانیان رفت، ایران به کانون درخشش اراده انسانی و الهی تبدیل شد و در این میان، روایتی سهبعدی از هویت این ملت شکل گرفته است؛ روایتی که در یکسو، رنج مقدس قربانیان بیپناه را فریاد میزند، در سوی دیگر نبض تپنده ایثار مردم را نشان میدهد و در انتهای آن، قدرت بازدارنده یک ملت آگاه را به نمایش میگذارد و این سه ضلع مثلث مقاومت، زنجیرهای نامرئی، اما فولادین را ساختهاند که پایداری ایران را در برابر طوفانهای سازشناپذیر تضمین میکند.
تصویری از جنایت بیرحمانه دشمن که در آن هویت یک شهیده مفقود و تنها یادگار او، فقط یک سر اعلام شده است، تنها یک خبر نیست، بلکه کالبدشکافی روح انسانیت توسط ماشین جنگافروزی صهیونیسم و آمریکا است که منجر به شعلهور شدن آتش خشمی مقدس در دل میلیونها ایرانی شده است.
در میان این فضای سنگین جنایت، چهرهای دیگر از ایران نمایان میشود؛ چهرهای از ایران زنده که در آن مردم با زبان مشترک عشق، به میدان نبرد وارد میشوند و چکی هشت میلیاردی با توضیح «هزینه موشکهای هایپرسونیک»، فراتر از یک اقدام مالی، اعلام پیمان خونین بین شهدا و ملت ایران است و این حرکت نشان میدهد که تکیهگاه اصلی ایران امروز، مردمی است که خود را بخشی از سیستم دفاعی کشور میدانند و برای حفظ اقتدار ملی، از هیچچیز دریغ نمیکنند.
پاسخ استراتژیک این ملت به این همه توطئه و جنایت استکبار جهانی، در رگهای رزمندگان اسلام جریان دارد و موشکهایی که به یاد شهدای ۱۸ و ۱۹ دی پرتاب میشوند، تنها حامل مواد منفجره نیستند؛ آنها پیامرسانان عدالتخواهی هستند و هر شهاب دنبالهدار در آسمان هدف، تاییدی بود بر این حقیقت که ایران اسلامی امروز با پشتوانه ملت خود به پیش میرود و با تکیه بر دانش بومی و اراده پولادین، ضربهای محکم و غیرقابلبازگشت به قلب تهدیدها وارد میکند.

وصیتنامهای ناگفته و فریادی خاموش از ایرانزمین
در روزگاری که قلمهای آلوده به کین، حقیقت را میسایند و مدادهای رنگی جنایت، بر تن زخمی بشریت نقش میزنند، تصویری از دل ویرانهها و غوغای روزگار، همچون صاعقهای بر جان وجدان جهانی فرود آمد.
یکی از تصاویر دردناکی که در فضای مجازی دست به دست میچرخد، کارت اطلاعات پیکر یک شهید زن است که مشخصات هویتی او ناشناس نوشته شده است و در شرح وضعیت پیکر، واژههایی دیده میشود که نفسها را در سینه حبس میکند، «فقط یک سر».
این نه یک خبر عادی، بلکه تجسم عینی دردهایی است که روح ملت ایران را به تسخیر خود درآورده و در لابهلای نامهای آشنا، در میان چهرههای نورانی فرزندان این خاک، زنی ناشناس، با تنها یادگاری از هویتش، فریاد مظلومیت سر میدهد و نام ظالمان تا ابد در تاریخ سیاه ثبت خواهد شد.
آمریکا و اسرائیل باید بدانند که با این درندهخویی، نهتنها ملت ایران را در هم نشکستهاند، بلکه آتش خشم مقدس را در دل هر ایرانی روشن کردهاند.
خون پاک این بانوی ناشناس و شهدای این آب و خاک، نه بر زمین، بلکه بر دامن انقلاب خواهد چکید و آن را تنومندتر از همیشه خواهد ساخت، این خون، جوهر سرخ حماسهای است که انگیزهها را برای نابودی دشمنان قسمخورده انسانیت، صدچندان میکند.
هر خونی که در این جنگ ناجوانمردانه از رگها ریخته میشود، ارزشهای انقلابی را به اوج اقتدار میرساند و این همان بذری است که انقلاب اسلامی را در دل مؤمنان، قویتر و استوارتر میسازد و این همان ریشههایی است که در عمق خاک وطن، فرو میرود و درختی تناور از عدالت و مقاومت را به بار میآورد.
کارت اطلاعات پیکر این شهد، وصیتنامهای ناگفته و فریادی خاموش از سرزمینی است که با ایمان خود، از تهدید نمیهراسد و ناشناخته بودن این شهید، شناسنامه کسانی است که نامشان در گمنامی، جاودانه میشود.
خون این شهدا، گریبان جنایتکاران را خواهد گرفت، نه فقط با موشک و بمب، بلکه با قدرت اراده ملتی که تاب تحمل ظلم را ندارد و با شکوه انقلابی که با هر قطره خون پاک، بالندهتر میشود.

ملتی که دست در دست فرزندان خود در سنگرهای دفاعی میگذارد
در میانه میدانهای پرآشوب خبر و تحلیل، تصویر سادهای از یک چک در فضای مجازی دستبهدست شد که نه فقط یک چک دارای عدد و ارقام، بلکه برگ شهادتی از عشق، غیرت و مسئولیت بود. مبلغ این چک، هشت میلیارد تومان است، اما ارزشش، فراتر از هر عدد و محاسبه اقتصادی است و در قسمت توضیحاتش نوشته شده بود: «کمک به سپاه پاسداران جهت هزینه موشکهای هایپرسونیک…» که همین جمله کوتاه، کافی بود تا موجی عظیم از ستایش، تأمل و غرور ملی در دل میلیونها ایرانی جاری شود.
در جهان مملو از الگوریتمها و آمارها، جایی که ارزشها اغلب در سایه اعداد گم میشوند، گاهی یک حرکت انسانی، معنای تازهای به واژه میهندوستی میدهد. این چک، بیش از هر اقدامی، نشان داد که ملت ایران در مفهوم حماسی خود زنده است و مردمی دارد که در روزهای سخت، پشت خاک و ایمانشان میایستند.
این فقره چک فقط یک سند مالی نبود، بلکه اعلام حضوری بود از سوی مردمی که با همه توان خود میخواهند بگویند امنیت و اقتدار این سرزمین را نمیشود خرید یا فروخت، باید برایش ایستاد. در پس این نماد، تاریخ طولانی ایستادگی ایران ورق میخورد و در عمق ماجرا، حقیقتی ساده و درخشان نهفته است که ایران ملت دارد، ملتی که در روزهای دشوار، مسئولیت را به دیگری نمیسپارد و دست در دست فرزندان در سنگر میگذارد.
از زاویهای دیگر نیز این برگ چک، تصویری از ملت ایران است که در برابر ائتلاف بیرحمانه تبلیغات و تهدید، روایت خود را میسازند و در جهانی که تصویرسازی دشمنسازانه علیه ایران در حال تولید است، چنین رویدادهایی حقیقتی دیگر را بازتاب میدهند که اقتدار ایران در دلهای مردمش نهفته است.
این چک، اگرچه کاغذی امضا شده بود، بر صفحه تاریخ ثبت شد، همچون سندی از عشق، از همبستگی و از وعدهای که نسلها به وطن خود دادهاند برای به نام ایران سوگند خوردن، تا آخرین نفس و با هم.

شهابهایی درخشان از سوی ایران
در روزگاری که شبح شوم تجاوز، بر سر ملتهای بیدفاع سنگینی میکند و فریاد عدالتخواهی در گلوگاه تاریخ، گاهی گم میشود، فرزندان غیور ایران، با اقتدا به رهبری الهی و با اتکا به قدرت ملت، حماسهای نو آفریدند. تصاویری که این روزها از قلب خاک میهن، از دستان قدرتمند رزمندگان اسلام، منتشر میشود، پیام روشنی از اقتدار، صلابت و ارادهای پولادین برای دفاع از کیان ایران و انتقام خون پاک شهدا است.
موشکهایی که از خاک ایران، همچون شهابی درخشان، بهسوی اهداف مشروع دشمنان قسمخورده این ملت پرتاب شدند، تنها حامل باروت و آتش نبودند، بلکه پیامهایی مکتوب بر بدنه خود داشتند که هر کلمه از آنها، پژواک صدها فریاد حماسی و اراده ملی بود. این موشکها، نه فقط سلاح، بلکه مظهر اراده ملت ایران برای پاسداری از ارزشها، دفاع از مظلومان و تنبیه متجاوزان است.
«این موشک برای شهدای ۱۸ و ۱۹ دی»؛ این نوشته، یادآوری تلخ، اما ضروری است از جنایتی که هرگز از خاطر ملت ایران پاک نخواهد شد و خون شهدای مظلوم، یادآور این حقیقت است که دشمنان این آب و خاک، از هیچ جنایتی ابا ندارند، اما این خون، نهتنها ملت را به زانو درنیاورد، بلکه اراده انتقام را در دل فرزندان رشید ایران، صدچندان کرد و هر موشک، حامل ادای احترام به مقام شامخ شهدا و یادآوری پیمان ناگسستنی ملت با آرمانهای بلند انقلاب بود.

سه روایت به ظاهر جداگانه که درباره آنها در این گزارش نوشته شده بود، در حقیقت سه بعد یک حقیقت واحد هستند؛ رنجی مقدس، همبستگی آگاهانه و قدرتی بازدارنده. یک شهید ناشناس نماد فداکاری بیقید و شرط ملت ایران است و مردمی با چکی هشت میلیاردی، نشان میدهند که برای حفظ این فداکاری حاضرند از دارایی خود بگذرند و زمانی که موشکهای هایپرسونیک، پاسخ محکم نظامی به این همه تجاوز را میدهند، یک مثلث کامل مقاومت شکل میگیرد که هیچ نیروی خارجی قادر به لرزاندن پایههای آن نیست.
آمریکا و رژیم صهیونیستی با اشتباهی فاحش قدرت واقعی ایران را در انبار سلاحهای قدیمی میپنداشتند، در حالی که قدرت اصلی، در تلفیق ایمان، همبستگی، اقتصاد مقاومتی و فناوری پیشرفته نهفته بود و هر قطره خونی که از رگ این ملت ریخته شد، ریشههای درخت تناور استقلال ایران را عمیقتر کرد و هر ریالی که از جیب مردم برای دفاع ملی خارج میشود، زنگ خطری است برای دشمنانی که فکر میکردند با فشار اقتصادی میتوانند اراده ملت را بشکنند.
این گزارش نهتنها مروری بر رویدادهای اخیر است، بلکه پیشنمایشی از آیندهای است که در آن، ایران اسلامی الگوی جهانی مقاومت خواهد بود، جایی که گمنامی شهید، نامی جاودان میسازد، ایثار مردمی، سپری نفوذناپذیر میآفریند و موشکهای هایپرسونیک، انتقام میگیرند.
پیام روشن این رویدادها این است که ایران، دیگر در موضع دفاع نیست، بلکه در میدان آفرینش استراتژیهای جدید گام برمیدارد و خون پاک یک شهیده ناشناس، چک هشت میلیاردی مردمی و موشک انتقامجوی نظامی، سه زبانی است که به گوش جهان میگویند ایران اسلامی با هر ذره خاک خود، با هر قطره خون مردم و با هر قطعه فولاد موشک، آماده پاسداری از کیان خویش است و این پیمان ناگسستنی تا ابد پابرجا خواهد ماند.
نظر شما