به گزارش خبرگزاری ایمنا، در ادبیات نظامی و ژئوپلیتیکی، همواره یک اصل ثابت وجود داشته است؛ جنگها تنها در میدان نبرد تعیین نمیشوند، بلکه در «عواقب پیشبینی نشده» شکل میگیرند. یکی از مشهورترین نظریهپردازان نظامی درباره جنگ چهلروزه رمضان تأکید میکند که همین پیامدهای غیرقابل پیشبینی هستند که مسیر تاریخ را تغییر میدهند، امروز در سایه جنگهای منطقهای و درگیریهای مستقیم و نیابتی، تنگه هرمز به نمونهای کلاسیک از همین اصل تبدیل شده است.
در شرایطی که بعضی تحلیلها از درگیریهای آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران بهعنوان یک جنگ چندلایه یاد میکنند، اهمیت تنگه هرمز بیش از گذشته برجسته شده است، حتی چهرههایی همچون رابرت مالی نیز تصریح کردهاند که بسته شدن این مسیر، میتواند پیامدهایی از جنس رکود اقتصادی جهانی، افزایش تورم و تضعیف سیاستهای اقتصادی در قدرتهای بزرگ ایجاد کند، این حجم از حساسیت موجب شده که طی هفتههای اخیر صدها گزارش و تحلیل در رسانههای بینالمللی درباره نقش تنگه هرمز منتشر شود؛ نشانهای روشن از اینکه این گذرگاه تنها یک مسیر دریایی نیست، بلکه یک نقطه کنترلکننده در اقتصاد جهانی است.
۱. خطای تحلیلی درباره ارزش تنگه هرمز
با وجود این اهمیت، در بعضی تحلیلهای داخلی و خارجی یک دوگانگی جدی دیده میشود. گروهی با اغراق، ارقام غیرواقعی همچون درآمد ۵۰۰ میلیارد دلاری برای ایران مطرح میکنند که با واقعیت تردد و مدلهای اقتصادی همخوانی ندارد. در مقابل، گروهی دیگر با استناد به درآمد سالانه حدود ۷ تا ۸ میلیارد دلار، تلاش میکنند اهمیت این گذرگاه را تقلیل دهند.
اما مسئله اصلی در اینجا درآمد مستقیم نیست؛ بلکه تفکیک سه سطح متفاوت است:
- اهمیت ژئوپلیتیک
- مزیت امنیتی
- تبدیل این مزیت به درآمد اقتصاد
در واقع، تنگه هرمز را نمیتوان تنها با عدد درآمد سالانه سنجید، همانطور که نمیتوان اهمیت یک گلوگاه جهانی انرژی را تنها در قالب عوارض عبور کشتیها خلاصه کرد.
۲. مقیاس واقعی گردش اقتصادی در هرمز
برآوردهای دقیق نشان میدهد سالانه حدود ۵۱,۱۰۰ کشتی از تنگه هرمز عبور میکنند؛ رقمی که:
- حدود ۲ برابر کانال سوئز
- و حدود ۳.۸ برابر کانال پاناما است.
این حجم از تردد، به معنای جریان عظیمی از کالا و انرژی است که ارزش آن بین ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیارد دلار در سال برآورد میشود. اگر تنها یک درصد از این رقم بهعنوان عوارض در نظر گرفته شود، درآمد بالقوه تنگه هرمز در محدوده ۱۷ تا ۱۸ میلیارد دلار سالانه قرار میگیرد.
با این حال، مدلهای تطبیقی با کانال سوئز و کانال پاناما نشان میدهند که این عدد حتی میتواند بالاتر نیز باشد؛ بهویژه با توجه به ترکیب کشتیهای عبوری.

۳. مقایسه با کانالهای جهانی
برای درک بهتر جایگاه اقتصادی هرمز، مقایسه با سایر گذرگاههای جهانی ضروری است:
- کانال سوئز در اوج عملکرد خود در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۰.۳ میلیارد دلار درآمد داشته است.
- کانال پاناما در سال ۲۰۲۵ حدود ۵.۷ میلیارد دلار درآمد ثبت کرده است.
- میانگین درآمد هر کشتی در پاناما حدود ۴۲۵ هزار دلار و در سوئز حدود ۳۲۹ هزار دلار بوده است.
حال اگر این ارقام در مقیاس تنگه هرمز (با تردد حدود ۵۱ هزار کشتی در سال) تعمیم داده شود، درآمد بالقوه بین ۲۰ تا ۲۱ میلیارد دلار نیز قابل تصور است.
۴. ساختار کالایی؛ چرا هرمز متفاوت است؟
نکته مهمتر از تعداد کشتیها، «ترکیب محمولهها» است.
در تنگه هرمز:
- سهم نفتکشها حدود ۳۲.۲درصد
- سهم LNG حدود ۸.۵درصد
- و در مجموع سهم کالاهای با ارزش بالا حدود ۴۱درصد
این در حالی است که در کانال سوئز این رقم حدود ۳۵درصد است.
یعنی هرمز نهتنها پرترددتر است، بلکه «گرانبارتر» نیز است. این ویژگی موجب میشود هر اختلال در آن، اثرات زنجیرهای شدیدتری نسبت به سایر گذرگاهها داشته باشد.

۵. انرژی جهانی؛ ضربهپذیری سیستم
با آغاز تنشها، قیمت جهانی نفت از حدود ۷۲ دلار به ۹۵ دلار افزایش پیدا کرد؛ یعنی رشد بیش از ۳۲ درصدی در مدت کوتاه.
در بعضی بازارها:
- سوخت جت تا ۱۶۰ درصد افزایش قیمت
- بنزین در بعضی مناطق تا ۱۰۰ درصد افزایش
- و کودهای کشاورزی بیش از ۵۰ درصد جهش قیمت را تجربه کردند.
صندوق بینالمللی پول نیز هشدار داده که پیامدهای این اختلال میتواند منجر به افزایش ۴۵ میلیون نفر به جمعیت گرسنگان جهان شود.
۶. بازندگان و برندگان جنگ انرژی
در تحلیل کلان، سه گروه بیشترین آسیب را متحمل میشوند:
۱. طراحان درگیریها
شامل آمریکا و رژیم صهیونیستی که با افزایش قیمت انرژی، تورم داخلی و کاهش اعتبار سیاسی روبهرو شدند.
۲. کشورهای حاشیه خلیج فارس
که در مجموع بین:
- ۵۰ میلیارد دلار درآمد صادراتی از دست رفته
- ۵۰ میلیارد دلار هزینه بازسازی مستقیم انرژی
- و چندین میلیارد دلار خسارت زیرساختی را تجربه کردند.
۳. اقتصاد جهانی
که با افزایش هزینه حملونقل، انرژی و غذا روبهرو شده است.
۷. تجربه کانال سوئز و پاناما؛ آینه هرمز
بررسی دادههای کانال سوئز و پاناما نشان میدهد:
- سوئز در بهترین سال: ۱۰.۳ میلیارد دلار
- پاناما: ۵.۷ میلیارد دلار
- هرمز (برآورد): ۱۷ تا ۲۱ میلیارد دلار
اما تفاوت اصلی در اینجاست که هرمز:
- دو برابر سوئز تردد دارد
- بار انرژیمحور دارد (نه بهصرف تجاری)
- و نقش آن در امنیت انرژی جهانی مستقیم است
۸. آب و انرژی؛ مرحله جدید جنگ زیرساختی
در کنار نفت و گاز، زیرساختهای آب نیز وارد معادله شدهاند. برخی حملات به تأسیسات آبشیرینکن نشان داده که:
- کشورهای جنوب خلیج فارس بیش از ۸۰ درصد آب شرب خود را از این تأسیسات تأمین میکنند.
- در مقابل، برخی کشورها تنها ۳ درصد وابستگی دارند.
این اختلاف، آب را به یک «اهرم جمعیتی» تبدیل کرده است؛ جایی که آسیب به زیرساخت، میتواند پیامدهای اجتماعی مستقیم داشته باشد.
۹. هرمز؛ از گذرگاه تا ابزار دیپلماسی
جمعبندی تحلیلها نشان میدهد تنگه هرمز تنها یک مسیر عبوری نیست، بلکه یک ابزار چندمنظوره است:
- ابزار بازدارندگی امنیتی
- ابزار فشار دیپلماتیک
- ابزار تنظیم اقتصاد انرژی
- و در نهایت ابزار چانهزنی بینالمللی
بر همین اساس، برخی پیشنهادهای راهبردی مطرح میشود:
- تضمین صادرات دو تا ۲.۲ میلیون بشکه نفت در برابر امنیت عبور
- محدودیت عبور برای کشورهای متخاصم
- ایجاد پیوند میان خدمات فرودگاهی و حملونقل هوایی
- و توسعه همکاریهای سرمایهگذاری در مناطق آزاد

تنگه هرمز در نظم جدید ژئوپلیتیک، دیگر تنها یک گذرگاه نیست، بلکه یک «گره کنترلکننده انرژی جهانی» است. ارزش واقعی آن نه در عوارض عبور، بلکه در قدرت تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی نهفته است.
برآوردها نشان میدهد این گذرگاه میتواند سالانه بین ۱۷ تا ۲۱ میلیارد دلار درآمد بالقوه ایجاد کند، اما اهمیت اصلی آن در جای دیگری است: در توان تغییر مسیر انرژی جهان.
به همین دلیل، هرمز نه یک کارت اقتصادی، بلکه یک «کارت امنیتی-سیاسی چندلایه» است؛ کارتی که در معادلات آینده، وزن آن بیش از هر عدد و هر برآورد مالی خواهد بود.
نظر شما