به گزارش خبرگزاری ایمنا، مرد در میانه آوار نشسته است، چهرهاش غم دارد و کمانچه در دستش است؛ سوزناک مینوازد اما صدای سازش سرشار از اصالت است؛ اصلتی از جنس روحیه مقاوم ایرانی در عین درد و رنج.
اعداد و ارقام زیر پستش در اینستاگرام میگوید تا امروز همین حرکت ساده و بی آلایش را دست کم بیش از ۵۲ هزار نفر پسندیدهاند و بیش از ۴۰۰۰ نفر از سراسر دنیا با او که بر ویرانههای آموزشگاهش نشسته و کمانچه میزند، ابراز همدردی کردهاند. بسیاری هم از دشمنی که بویی از فرهنگ و هنر نبرده، ابراز انزجار میکنند.
مادرم ایران!
مراقب خودت باش
چه ما باشیم، چه نباشیم
خودش در توضیح فیلمش اینطور نوشته است: «امروز آخرین روزی بود که با آموزشگاهم خداحافظی کردم.
چند روزی بود با خودم تکرار میکردم: باید آخرین صدایی که از اینجا میمونه، صدای موسیقی باشه نه بمب و موشک.
رفتم، با ترس رفتم، چون میدونستم شاید همون لحظهها، صدای انفجار و پدافند سکوت رو بشکنه.
و شما هم در انتهای این ویدیو اون صداها را میشنوید.
اما باید میرفتم؛ اینجا فقط چندتا اتاق، در وپنجره و صندلی نبود؛ اینجا تمام روح زندگی من و شیدا بود؛ خاطره ۲۵۰ شاگرد؛ تلاش و عشق ۲۲ معلم و همکار
این صدا شاید آخرین صدای این آموزشگاه باشه و شاید حتی آخرین صدای نوازندگی من، شاید من هم فردا نباشم، اما این صدا میمونه، به یادگار در تاریخ که ما مردم عاشق بودیم و عاشقانه رفتیم.
برای روزی که دوباره موسیقی، صدای صلح باشه، صدای زندگی.
این کمترین همدردی من است با تمام خانوادههایی که داغدار شدند.
لعنت به جنگ، لعنت به خشونت.
زیرساختهایی که متعلق به مردم این سرزمین است، چیزی نیست که به سادگی نابود بشه یا از بین بره.
در آخر، چه بیمارانی که با قطع برق، نفسهایشان خاموش میشود...
مادرم ایران!
مراقب خودت باش
چه ما باشیم، چه نباشیم»
راهی برای گفتوگو با حمیدرضا آفریده صاحب آموزشگاه موسیقی هونیاک پیدا میکنم. با او تماس میگیرم و از اتفاقی که برایش رخ داده میپرسم، از ماجرای آموزشگاهشان و وضعیت تلخ این روزهای هونیاک. میگوید: با همسرم، شیدا ۱۵ سالی است که در حوزه موسیقی فعالیت داریم و آثار بسیاری تولید کرده و اجراهای فراوانی داشتهایم؛ دو سال گذشته با همه سرمایهای که داشتیم آموزشگاه هونیاک را راه اندازی کردیم؛ من در زمینه کمانچه و همسرم در زمینه ارف که موسیقی کودکان است در آموزشگاه شاگردان زیادی داشتیم که بسیاری از شاگردانمان کودکان بودند.

جنگ بلایی که نباید را سرمان آورد
او ادامه میدهد: در این دوسال خیلی برای هونیاک هزینه کردیم، از لوازم و تجهیزات موسیقی گرفته تا تجهیز مکان، فعالیتهایمان گسترده بود و با اینکه یک مجموعه کاملاً خصوصی بودیم، اما در تهران شناخته شده بودیم؛ ۲۲ مربی و ۲۵۰ شاگرد در هونیاک مشغول بودند؛ سال گذشته با وجود چالشهای فراوان سعی کردیم فعالیت هنریمان را متوقف نکنیم و با وجود خسارتهای معنوی جنگ دوازده روزه و ناآرامیهای دی این این آموزشگاه توانست دو شب کنسرت بزرگ بهصورت رسیتال و تکنوازی در فرهنگسرای ارسباران برگزار کند.
این هنرمند از بحرانهایی میگوید که آموزشگاهشان را بسیار تحت تاثیر قرار داده، اما تمام تلاششان را کردهاند تا فشار اقتصادی بر روح هنری مجموعه سایه نیندازد.
آفریده اشارهای به بحرانهای پایان سال گذشته از دی تا اسفند میکند و میگوید: از دی به دلیل شرایط امنیتی، ساعات برگزاری کلاسها در آموزشگاه محدود شد و پس از آن نیز با آغاز جنگ، آموزشگاه از اسفند بهطور کامل تعطیل شد.
او از روز تلخی میگوید که آموزشگاهشان را که حاصل چندین سال کار و تلاششان بودهاست، جور دیگری میبیند: بامداد سوم فروردین، با هشدار سیستم دزدگیر، متوجه وقوع حادثهای در محل آموزشگاه شدیم، به سرعت به سمت محل آموزشگاه حرکت کردیم، از دور دود غلیظی در آن منطقه مشاهده میشده که هرچه نزدیک تر میشدیم بیشتر میشد؛ به سختی خودمان را به محل آموزشگاه رساندیم و بلایی که بر سر آموزشگاه آمده بود را دیدیم؛ چیزی از آموزشگاه باقی نمانده بود و همه چیز ویران شده بود، همه تلاشها و زحماتمان زیر آوار نابود شده بود و محل آموزشگاه هم کامل تخریب شده بود؛ دلم نمیخواست باور کنم، اما جنگ بلایی که نباید را سرمان آورد.

این هنرمند در رابطه با شرایط محل آموزشگاهشان میگوید: محل آموزشگاهمان در نزدیکی چهارراه کوکاکولای تهران و در خیابان پیروزی است، در آنجا منطقه نظامی وجود ندارد و یک منطقه مسکونی است؛ در این حمله بیشترین آسیب نصیب آموزشگاه ما و مطب یک پزشک زنان و زایمان در همان ساختمان شده است.
آفریده ادامه میدهد: در این حادثه، تمامی تجهیزات آموزشگاه از جمله سازهای حرفهای، تجهیزات آکوستیک، امکانات رفاهی و همه آنچه در آنجا بود بهطور کامل از بین رفت و برآورد اولیه خسارت بین ۷ تا ۹ میلیارد تومان است که این مبلغ، معادل همه تلاش و سرمایه من و همسرم در این مدت بود؛ محل آموزشگاه را اجاره کرده بودیم، اما سطح تخریب بسیار زیاد است و امکان بازسازی وجود ندارد، تجهیزاتمان نیز همه از بین رفته و چیزی برایمان نمانده است.

خاکستر سازهای شکسته بر روح ما نشسته اما زیبایی را ادامه میدهیم
او در رابطه با این جنایت میگوید: آموزشگاه موسیقی ما تنها آموزشگاه موسیقی است که در سطح کشور از جنگ آسیب دیده است و اکنون با آرامشی که دوباره به جامعه برگشته است، بسیاری از آموزشگاهها دوباره به فعالیتهای خودشان بازگشتهاند، اما مربیان ما بیکار شدهاند و هنرجوهایمان بلاتکلیفند؛ بسیاری از مربیانمان جوان بودند و راه درآمدشان هونیاک بود و اکنون با این اتفاق وضعیت مناسبی ندارند.
مدیر آموزشگاه موسیقی هونیاک ادامه میدهد: حمله به آموزشگاه و آسیبی که به مجموعه وارد کرد، آسیبهای مادی و معنوی بسیاری برای همه ما به دنبال داشت؛ مادر یکی از شاگردانمان میگفت پس از حادثه، زمانی که با فرزندش از کنار محل آموزشگاه عبور میکردند و پسرش آموزشگاه ویران شده را میبیند، دچار شوک میشود و برای مدتی نمیتوانسته صحبت کند.
آفریده در انتها از مطالبهای میگوید که این روزها میتواند مرهمی هرچند اندک بر زخم افراد این مجموعه باشد: انتظار نداریم در شرایط فعلی و با وجود خسارات و آسیب به محل زندگی بسیاری از هموطنان، تمامی خسارات ما بهصورت کامل و در کوتاهترین زمان جبران شود، اما حداقل انتظار داریم در چنین شرایطی حداقل یک مکان مناسب برای برگزاری کلاسها و برنامههایمان در اختیار ما قرار دهند. وضعیت پیش آمده ما، مربیانمان و هنرجوهایمان را به شدت تحت تاثیر قرار داه و فکر میکنم چنین انتظاری، پرتوقعی نباشد.
و بعد تاکید میکند: همواره برای ارتقای سطح هنر و فرهنگ این کشور کوشیدهایم و سعی در زنده نگه داشتن فرهنگ و هنر به ویژه برای نسل جوان داشتهایم، حالا خاکستر سازهای شسکته و این آوار بر روح و روان ما نیز نشسته است، اما هنر برای تعالی روح زندگی و زیبایی است و ما میکوشیم که زیبایی را ادامه بدهیم.
نظر شما