به گزارش خبرگزاری ایمنا، در نخستین ساعات نهم اسفند ۱۴۰۴، ائتلاف عبری-آمریکی در یک قمار راهبردی و با تصوری غلط از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران، دست به جنایتی زد که در مخیلهشان پایانِ اقتدار تهران بود.
آنها با شهادت رهبر معظم انقلاب، گمان میبردند که شیرازه نظام از هم گسیخته و ایران در گرداب فروپاشی فرو خواهد رفت، اما آنچه در ساعات اولیه پس از این تجاوز رخ داد، نهتنها جهان را در بهت فرو برد، بلکه لرزه بر اندام طراحان این فتنه در واشنگتن و تلآویو انداخت.
دشمن که روی «گسست ملت و حاکمیت» حساب باز کرده بود، با دیدن اقیانوس بیکران مردمی که به خیابانها آمدند و فریاد انتقام سر دادند، نخستین سیلی واقعیت را دریافت کرد. این حضور حماسی، سوختِ موشکهایی شد که تنها چند ساعت بعد از تجاوز اولیه، پایگاههای تروریستهای آمریکایی و آشیانه صهیونیستها را در منطقه به تلی از آتش و دود بدل ساخت.

آغاز پایان هژمونی آمریکا
نبرد نهم اسفند، آغازِ پایانِ هژمونی آمریکا در منطقه بود. دشمن که با شعار «تغییر نظام» وارد میدان شده بود، در همان روزهای نخست با برخورد به سد محکم پدافند هوایی و قدرت موشکی ایران، مجبور شد اهداف خود را بهطرز مضحکی تقلیل دهد. آنها که میخواستند ساختار سیاسی ایران را دگرگون کنند، در چرخشی ذلیلانه، تمام توان خود را صرف باز کردن تنگه هرمزی کردند که پیش از آغاز جنگ به روی تمام جهان باز بود.
کنترل مقتدرانه ایران بر شاهراه انرژی جهان، قیمت نفت را به ارقامی رساند که پشت اقتصاد غرب را لرزاند و دونالد ترامپ را ناچار کرد تا با توییتهای متناقض و آشفته، یک روز تهدید به نابودی کند و روز دیگر پالسهایی برای مذاکره بفرستد.
وقتی هلیبرن پنتاگون به کمین پدافند ایران خورد
اما نقطه اوج این حماسه، در جایی رقم خورد که نامش برای همیشه در کنار «طبس» در فهرست سیاه شکستهای پنتاگون ثبت شد: «دشت مهیار اصفهان». دشمن در یک عملیات غافلگیرانه و با استفاده از زبدهترین نیروهای هوابرد و تجهیزات میلیارد دلاری، قصد انجام عملیات هلیبرن در قلب خاک ایران را داشت. آنها گمان میکردند با نفوذ به لایههای درونی، میتوانند ضربهای نمادین وارد کنند، اما «واقعه طبس ۲» با شدتی بهمراتب کوبندهتر تکرار شد. چشمان تیزبین پدافند هوایی ایران در دشت مهیار، پرندههای آهنین دشمن را شکار کردند؛ نیروهای آمریکایی با هواپیماها و بالگردهای فوق پیشرفتهای که قرار بود مأموریت تغییر موازنه را انجام دهند، پس از این واقعه، فرار را بر قرار ترجیح داده و با برجا گذاشتن لاشه تجهیزات گرانقیمت خود، از معرکه گریختند.
میتوان گفت که این شکست سنگین میدانی، پس از قدرتنمایی و استقامت ۴۰ روزه ایران، آمریکا را وادار به درخواست آتشبس کرد. ایران مقتدر، از موضع قدرت آتشبس مشروط را پذیرفت تا فرصت برای دیپلماسی فراهم شود، اما زیادهخواهیهای بیپایان واشنگتن در اتاقهای مذاکره نشان داد که آنها هنوز پیام واقعی جنگ را درک نکردهاند.

«دست بر ماشه»؛ پیام صریح فرماندهان به دشمن در روزهای آتشبس
از نوزدهم فروردین، زمانی که بهطور رسمی آتشبس اعلام شد، نیروهای مسلح ایران نهتنها لحظهای غفلت نکردند، بلکه با شعار «دست بر ماشه»، آمادگی خود را به رخ کشیدند. پیام مشترک فرماندهان نیروی دریایی و هوافضای سپاه پاسداران، فصلی جدید از بازدارندگی را گشود؛ پیامی که به صراحت اعلام میکرد ایران در دوران آتشبس، در حال بازسازی و ارتقای ظرفیتهای پدافندی و موشکی خود در اعماق شهرهای زیرزمینی است.
امروز، در حالی که ترامپ با جابهجایی ناوها و ایجاد پلهای هوایی سعی در ایجاد فشار روانی دارد، ایران اسلامی با تکیه بر تجربه نبرد اسفند، خود را برای هر سناریویی آماده کرده است. ما در آستانه مرحلهای قرار داریم که در آن، هرگونه اشتباه محاسباتی مجدد از سوی دشمن، نه با یک پاسخ متناسب، بلکه با «ساعتهای جهنمی» پاسخ داده خواهد شد که در آن نهتنها پایگاههای اشغالگران، بلکه شریانهای حیاتی مزدوران منطقهایشان نیز در امان نخواهند بود.
جنگ تمام نشده، احتمال ازسرگیری جدی است
علیرضا تقوینیا، کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: برخلاف بعضی برداشتها، جنگ به پایان نرسیده و شواهد موجود نشان میدهد که احتمال ازسرگیری درگیریها جدی است.
وی با اشاره به آخرین وضعیت تحولات میدانی افزود: هرچند زمان دقیق آغاز دور جدید مشخص نیست، اما مجموعه تحرکات طرفین حاکی از آمادگی گسترده برای ادامه تقابل است.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: در شرایط فعلی، اقدامات و آرایشهای راهبردی دو طرف قابل توجه است؛ از جمله تحرکات ایران در تنگه هرمز و تداوم فشارهای آمریکا در حوزه محاصره دریایی. این در حالی است که هیچیک از طرفین نشانهای از عقبنشینی بروز ندادهاند و همین موضوع احتمال تشدید تنشها را افزایش میدهد.
تقوینیا با اشاره به روند مذاکرات نیز گفت: نشانههایی وجود دارد که بیانگر موفق نبودن گفتوگوهای اخیر است؛ از جمله نحوه حضور هیئتهای طرفین در نشستهای دیپلماتیک که میتواند مؤید کاهش احتمال دستیابی به توافق در کوتاهمدت باشد.

چرا جنگ به نقطه بازگشت نزدیک میشود؟
وی تصریح کرد: از منظر تحلیلی، هر دو طرف خود را در موضع برتر ارزیابی میکنند؛ ایران با تکیه بر دستاوردهای میدانی، تمایلی به ارائه امتیاز ندارد و در مقابل، ایالات متحده نیز با توجه به جایگاه بینالمللی خود، بهسادگی از مواضعش عقبنشینی نخواهد کرد. بر این اساس، احتمال ورود به مرحله جدیدی از درگیریها تقویت میشود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به تحولات نظامی اخیر خاطرنشان کرد: انتشار تصاویری از بازآماد (اورهال) تجهیزات موشکی در مجموعههای زیرزمینی ایران نشاندهنده حفظ و ارتقای آمادگی دفاعی کشور است. سرعت بازآماد و آمادهسازی سامانهها در ایران، مزیتی محسوب میشود که میتواند در معادلات آینده اثرگذار باشد.
زیرزمینهای راهبردی ایران؛ برگ برنده در توازن قوا
تقوینیا تأکید کرد: یکی از نکات مهم در این تقابل، تفاوت در ساختار زیرساختهای نظامی طرفین است؛ بهگونهای که بخش قابل توجهی از توان راهبردی ایران در تأسیسات زیرزمینی مستقر است، در حالی که بسیاری از پایگاههای طرف مقابل در معرض آسیبپذیری بیشتری قرار دارند. این مسئله، در کنار سایر مؤلفهها، در ارزیابی توازن قوا نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با تأکید بر ضرورت بازخوانی تحولات اخیر اظهار کرد: نباید اینگونه تلقی شود که پایان موقت درگیریها ناشی از ضعف یا خیانت بوده است؛ بلکه این وقفه، فرصت تنفسی برای بازسازی و ارتقای بعضی ظرفیتها، بهویژه در حوزه پدافندی، محسوب میشود.
وی افزود: در این بازه زمانی، اقدامات مهم و گستردهای برای تقویت توان دفاعی کشور در حال انجام است که نتایج آن نیز در مقایسه عملکرد پدافندی در بازههای مختلف درگیری قابل مشاهده است. بهگونهای که در دورههای اخیر، میزان موفقیت در رهگیری پهپادها، هواگردها و سایر تهدیدات هوایی افزایش یافته و انتظار میرود این روند در صورت تداوم درگیریها نیز بهبود پیدا کند.

جابهجایی زمینی و استقرار ساحلی؛ نشانههایی از یک تحرک جدی
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به بعضی تحرکات میدانی تصریح کرد: بر اساس اطلاعات موجود، جابهجاییهایی در آرایش نیروهای زمینی صورت گرفته و استقرارها متناسب با سناریوهای احتمالی، بهویژه در مناطق مرزی و ساحلی، مورد بازتنظیم قرار گرفته است، همچنین توزیع و تقویت سامانههای پدافندی، از جمله تجهیزات قابل حمل، در دستور کار قرار داشته است.
تقوینیا خاطرنشان کرد: بر این اساس، در صورت آغاز دور جدید درگیریها، با شرایطی متفاوت نسبت به گذشته روبهرو خواهیم بود و سناریوهای محتمل، از جمله تحرکات زمینی از سوی طرف مقابل در محاسبات دفاعی لحاظ شده است.
وی تأکید کرد: طی این مدت، سطح آمادگی نیروهای مسلح کاهش نیافته و ارزیابیها حاکی از وضعیت مطلوب در حوزه آمادگی دفاعی است، بر این مبنا میتوان انتظار داشت که در صورت بروز مجدد درگیریها، پاسخها متناسب با شرایط جدید و با اتکا به آمادگیهای تقویتشده ارائه شود.
نظم جدید منطقه را اراده ایران رقم میزند، نه ناوهای آمریکایی
به گزارش ایمنا، تحلیل جامع تحرکات اخیر یک حقیقت گریزناپذیر را پیشروی جهانیان قرار میدهد: نظم جدید منطقه را نه ناوهای هواپیمابر آمریکایی، بلکه اراده پولادین نیروهایی تعیین میکنند که انگشتشان از ۱۹ فروردین تاکنون، حتی برای لحظهای از روی «ماشه» جدا نشده است. جابهجایی ناوها، ایجاد پل هوایی برای انتقال تجهیزات سنگین و پرواز پهپادهای شناسایی بر فراز جزایر، بیش از آنکه نشانهای از قدرت باشد، گویای هراس دشمن از غافلگیری مجددی است که طعم گس آن را در دشت مهیار چشیدهاند.
جمهوری اسلامی ایران امروز در جایگاهی ایستاده است که میان «فشار روانی دشمن» و «احتمال حمله نظامی»، تفاوتی در سطح آمادگی خود قائل نیست. اگر آمریکا و رژیم صهیونیستی گمان میکنند میتوانند با داستانسرایی درباره مذاکره، فرصتی برای غافلگیری فراهم کنند، باید بدانند که ایران نهتنها فریب این «دیپلماسیِ سایه» را نخواهد خورد، بلکه ساعتهای جهنمی و به یادماندنی را برای هر متجاوزی طراحی کرده است که از ثانیه اول درگیری، تمام محاسباتشان را به خاکستر تبدیل میکند.
باید به این نکته راهبردی تأکید کرد که دوران «خویشتنداریهای یکجانبه» به سر آمده است. همانطور که در این گزارش تبیین شد، بازآماد تجهیزات در مجموعههای زیرزمینی و تقویت لایههای پدافندی، تنها بخشی از کوه یخی است که دشمن با آن برخورد خواهد کرد. اگر جنگ بار دیگر شعلهور شود، دیگر هیچ نقطهای در منطقه -از تأسیسات نفتی آرامکو و ینبع گرفته تا بنادر فجیره- از آتش قهر ایران در امان نخواهد بود.
ایران ثابت کرده است که نه از تهدید میهراسد و نه از طولانی شدن نبرد خسته میشود، چراکه این جنگ، فراتر از یک تقابل نظامی، نبرد ارادههاست و در این عرصه، ملتی که شهادت را سعادت میداند، هرگز بازنده نخواهد بود.
نظر شما