ملت ایران؛ برخاسته از ایمان و ایثار تا ثریای پیروزی

در تاریخ هر ملتی، لحظاتی وجود دارد که غرور را در رگ‌هایش جاری می‌کند؛ لحظاتی که شکست دشمن، تسلی بخش آزادگان می‌شود و ایران اسلامی، در روزهایی که دشمنان با وعده‌های پرطمطراق به میدان آمده بودند، نه‌تنها ایستاد، بلکه پرچم پیروزی را بر دوش غیرت ملتی همبسته به اهتزاز درآورد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ ایران سرشار از ورق‌هایی است که با مرکبِ ایمان و ایستادگی نوشته شده‌ است؛ ورق‌هایی که هر بار دشمن تصور کرده با تهدید و فشار می‌تواند این ملت را به زانو درآورد، غرورشان شکسته و نقشه‌هایشان بر باد رفته است و این بار نیز، ملت ایران نشان داد که درس بزرگ تاریخ را آموخته است، ملتی که در کنار رهبری‌اش می‌ایستد، شکست‌ناپذیر است. رهبر معظم انقلاب، فرمانی دادند و ملت، نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق، نه از روی ترس، بلکه از روی ایمان، به آن فرمان پاسخ داد و این فرمان، فرمانِ ماندن بود، فرمانِ ایستادگی تا پیروزی کامل.

وقتی آتش‌بس اعلام شد، برخی گمان کردند که داستان به پایان رسیده و حالا نوبت آسودگی است، اما رهبری معظم انقلاب، فرمانی متفاوت دادند؛ فرمانی که می‌گفت هنوز کار تمام نشده، هنوز راه مانده و هنوز باید ایستاد. این فرمان، درسی بود درباره ماهیت پیروزی واقعی، پیروزی واقعی نه در توقف موقت جنگ، بلکه در کامل کردن پیروزی است و ملت ایران این درس را فهمید و در خیابان‌ها ماند تا پیامی برسد، پیامی که جهان آن را شنید.

اما میدان نبرد تنها خیابان‌ها نبود؛ رسانه‌ها و جنگ روایت‌ها نیز میدانی دیگر بودند و در این میدان هم، ایران پیروز شد. هفته‌ها آمریکا و اسرائیل با وعده‌های پرطمطراق به میدان آمدند؛ وعده نابودی توانمندی‌های هسته‌ای، وعده تغییر رژیم و وعده پیروزی مطلق، اما حقیقتی وجود دارد که هرچقدر هم پنهانش کنند، بالاخره روزی سر بیرون می‌آورد. آنچه نصیبشان شد، جز شکست نبود و این بار، حتی رسانه‌های خودشان نیز مجبور به اعتراف شدند، اعترافاتی که دردناک‌تر از هر شکست نظامی بود.

پیروزی ایران اسلامی اثبات حقانیت راهی بود که ملت ایران سال‌هاست در آن قدم برمی‌دارد. ملتی که فرمان رهبری را می‌شنود و به آن عمل می‌کند، ملتی که از سرباز تا فرمانده در یک صف می‌ایستد، ملتی که حتی کودکان ده‌ماهه‌اش نیز آماده فداکاری هستند؛ این ملت شایسته پیروزی بود و پیروز شد.

ملت ایران؛ برخاسته از ایمان و ایثار تا ثریای پیروزی

وقتی فرمان رهبری، فرمان ملت شد

رهبر معظم انقلاب فرمانی دادند و ملت ایران آن را اطاعت کردند، نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق و نه از روی ترس، بلکه از روی ایمان؛ آتش‌بس اعلام شده بود، برخی فکر می‌کردند که این پایان ماجراست و حالا می‌توان به خانه‌ها رفت و آسوده بود، اما رهبر معظم انقلاب، فرمان دیگری دادند که خیابان‌ها را خالی نکنند.

این فرمان درسی بود که نشان می‌دهد پیروزی باید کامل باشد، نباید تنها به آتش‌بس رضایت داد و نباید تنها به توقف موقت جنگ اکتفا کرد، باید تا آخر ایستاد، تا آنجا که پیروزی کامل شود.

در میان جمعیتی که به خیابان‌ها آمده بودند، دو دختر نوجوان سوژه تصویر شدند، دو دختر با نوشته‌ای در دست، نوشته‌ای که به سرعت در فضای مجازی پخش و به نمادی از مقاومت تبدیل شد، آن نوشته این بود که «از سرباز به فرمانده، دریافت شد، در خیابان می‌مانیم.»

این جمله نشان می‌دهد که ملت، پیام رهبری را دریافت کرده است، نشان می‌دهد که ملت، اطاعت می‌کند و حاضر است در خیابان بماند، حاضر است تا آخر بماند و پیروزی کامل را ببیند، اما عمق این نوشته، بیشتر از این حرف‌هاست.

«از سرباز به فرمانده» نشان می‌دهد که همه در یک صف هستند، از سرباز تا فرمانده، همه یک هدف دارند، همه یک راه را می‌روند و این همان وحدتی است که دشمن از آن می‌ترسد.

رهبر معظم انقلاب در فرمان خود از ملت خواستند که خیابان‌ها را خالی نکنند و این درخواستی بود که نشان از هوشیاری و دوراندیشی داشت و می‌گفت هنوز کار تمام نشده، هنوز راه مانده است و هنوز باید ایستاد و ملت اطاعت کرد به خاطر عشق و ایمان، به خاطر اینکه می‌دانست رهبری معظم انقلاب، راه درست را نشان می‌دهد.

از سرباز به فرمانده؛ در خیابان می‌مانیم

اعترافاتی که پرده از شکست استکبار جهانی برداشت

هفته‌ها آمریکا و اسرائیل با وعده‌های پرطمطراق به میدان آمدند، وعده نابودی توانمندی‌های هسته‌ای ایران دادند و وعده پیروزی مطلق دادند، اما آنچه در پایان نصیبشان شد، چیزی جز شکست نبود، شکستی که این بار، حتی رسانه‌های خودشان هم مجبور به قبول آن شدند.

یکی از مهم‌ترین اعترافات این دوران، از سوی نشریه هیل، یکی از تأثیرگذارترین نشریات آمریکا، بیان شد، این نشریه در گزارشی به نقل از مگان کلی، خبرنگار و مجری مشهور آمریکایی نوشت: «آتش‌بس فعلی میان آمریکا و ایران بسیار شبیه تسلیم از جانب ماست.»

این جمله از زبان کسی بیان می‌شود که در محیط سیاسی آمریکا رشد کرده و با منطق قدرت آشنا است، کسی که می‌داند تسلیم چه معنایی دارد و اینکه این کلمه را درباره کشورش به کار می‌برد، نشان‌دهنده عمق شکست است. مگان کلی در ادامه گفت: «با وجود اینکه این آتش‌بس شبیه یک تسلیم به‌نظر می‌رسد من از آن طرفداری می‌کنم زیرا جنگ با ایران از ابتدا حماقت بود.»

این اعتراف دو چیز را نشان می‌دهد، اول اینکه حتی در خود آمریکا کسانی هستند که می‌بینند این جنگ اشتباه بوده است و دوم اینکه آن‌ها، ناچار به قبول واقعیت شده‌اند، واقعیتی که نامش پیروزی ایران است.

روایتی تاریخی به قلم ایران؛ از توهم پیروزی تا شکست مطلق

جمهوری اسلامی ایران؛ قدرت مسلط منطقه

روزنامه هاآرتص نیز در تحلیلی جامع به نتایج این جنگ پرداخت و این روزنامه نوشت: «آنچه با وعده‌های پرطمطراق تغییر رژیم و نابودی توانمندی‌های هسته‌ای ایران آغاز شده بود، اکنون با یک آتش‌بس شکننده، تلفات رو به افزایش و فرسایش عمیق جایگاه راهبردی اسرائیل به پایان می‌رسد.»

این جمله، کل داستان را در بر دارد، از یک سو وعده‌های بزرگ و از سوی دیگر، واقعیتی تلخ، واقعیتی که نشان می‌دهد اسرائیل، نه تنها به اهدافش نرسیده، بلکه ضعیف‌تر از قبل شده است.

هاآرتص در ادامه نوشت: «ایران از طریق بقای خود برابر فشار حداکثری نظامی و همین‌طور به بن‌بست کشاندن ماشین جنگی آمریکا، اکنون به عنوان قدرت مسلط منطقه شناخته می‌شود.»

این بیانی رسمی از سوی یک روزنامه اسرائیلی است که نشان می‌دهد ایران، قدرت مسلط منطقه شده است، قدرتی که دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند از آن چشم‌پوشی کند.

این پایان تحلیل هاآرتص نیست، این روزنامه در ادامه نوشت: «ایران موفق شد همزمان با نبرد، شبکه متحدان منطقه‌ای خود را حفظ کرده و مسیرهای تجاری جایگزین (خارج از سلطه دلار) را تقویت کند که این خود یک پیروزی بلندمدت محسوب می‌شود.»

در واقع، ایران نه تنها در میدان جنگ پیروز شد، بلکه در عرصه اقتصادی نیز پیروزی‌های بلندمدت به دست آورد و تقویت مسیرهای تجاری خارج از سلطه دلار، یعنی ضربه به قدرت اقتصادی آمریکا و کاهش تأثیر تحریم‌ها و این چیزی است که سال‌ها ادامه خواهد داشت.

روایتی تاریخی به قلم ایران؛ از توهم پیروزی تا شکست مطلق

فدایی ۱۰ ماهه ملت ایران

در تاریخ ملت‌ها لحظاتی وجود دارد که کوچک‌ترین‌ها، بزرگ‌ترین درس‌ها را می‌دهند، لحظاتی که کودکی حرفی می‌زند و بزرگسالان هرگز نمی‌توانند بحرف زنند، لحظاتی که نوزادی فداکاری می‌کند و لشکریان، عجز و لابه می‌کنند. امیرحسین اشرفی، ۱۰ ماه بیشتر نداشت و این تمام مدتی بود که این کودک معصوم فرصت داشت تا دنیا را ببیند، اما در این ۱۰ ماه، چیزی آموخت که بزرگسالان، سال‌ها طول می‌کشد تا یاد بگیرند، آموخت که میهن چقدر مهم است و فداکاری چه معنایی دارد و سپس، در راه همان میهن به شهادت رسید.

تشییع پیکر این نوزاد ده‌ماهه به همراه خانواده‌اش، در قطعه ۴۲ بهشت زهرا (س) تهران برگزار شد و امیرحسین اکنون در کنار خانواده خود، آسوده‌خاطر است؛ روی تابوت این شهید نوزاد، جمله‌ای نوشته شده بود که اشک هر بیننده‌ای را جاری می‌کند: «فدایی علی‌اصغر امام حسین (ع)»، این جمله فقط یک نوشته نیست، هویت و میراثی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

تشییع پیکر این خانواده، در بهشت زهرا برگزار شد، مردم آمدند و اشک ریختند، اما در اشک‌هایشان، ترس نبود و فقط عشق بود، عشق به کسانی که شهادت نصیب آنها شد، عشق به کسانی که فداکاری کردند و عشق به میهنی که این فداکاری‌ها را به یاد خواهد سپرد.

خون این شهدا، خونی نیست که بخواهد پایمال شود، خون این شهدا خونی است که در زمین ایران، جاری و در قلب‌ها، حک شده است، خونی است که فراموش نخواهد شد. امیرحسین اشرفی، ۱۰ ماه بیشتر نداشت، اما با خون خود پیامی فرستاد که همه شنیدند، پیامی که جهان شنید، پیامی که می‌گوید همه حاضریم همه چیز را فدا کنیم، حاضریم جان بدهیم، اما ایران را تنها نخواهیم گذاشت.

امیرحسین؛ فدایی ۱۰ ماهه علی‌اصغر امام حسین (ع)

اعتراف مگان کلی، خبرنگار مشهور آمریکایی، نشان داد که حتی در خود اردوگاه دشمن، کسانی هستند که می‌دانند این جنگ از ابتدا محکوم به شکست بوده است. «آتش‌بس فعلی بسیار شبیه تسلیم از جانب ماست.»؛ این جمله، زخمی است که بر پیکره غرور آمریکایی نشسته و التیام نخواهد یافت. دنیا دید که قدرت بزرگ، آنقدرها هم بزرگ نبود و ملتی که با ایمان ایستاده بود، توانست ماشین جنگی قدرتمندترین کشور جهان را به بن‌بست برساند.

روزنامه هاآرتص نوشت: «ایران به عنوان قدرت مسلط منطقه شناخته می‌شود.» این اعتراف، از زبان خود دشمن، بزرگ‌ترین گواه بر پیروزی ایران است. ایران نه‌تنها در میدان جنگ پیروز شد، بلکه در عرصه‌های دیگر نیز پیروزی‌های بلندمدت کسب کرد؛ مسیرهای تجاری خارج از سلطه دلار را تقویت کرد، شبکه متحدان منطقه‌ای‌اش را حفظ کرد و جایگاه راهبردی‌اش را مستحکم‌تر از همیشه ساخت. این پیروزی، پایدار است و سال‌ها ادامه خواهد داشت.

و اما در میان این پیروزی‌های بزرگ، داستانی هست کوچک‌تر از کهنسالی و بزرگ‌تر از هر پیروزی نظامی. امیرحسین اشرفی، 10 ماه بیشتر نداشت و این تمام فرصت او برای دیدن این دنیا بود، اما همین کودک معصوم، درسی داد که بزرگسالان سال‌ها طول می‌کشد تا بیاموزند و این درس بزرگ این بود که فداکاری برای میهن، مرز سن و سال نمی‌شناسد. خون این شهدا، نه در زمین، بلکه در قلب‌های مردم ایران جاری است و تا زمانی که یک ایرانی زنده است، این خون‌ها فراموش نخواهند شد. این ملت، امروز پیروز است و این پیروزی، مدیون ایمان، ایستادگی و فداکاری همین مردم است.

کد خبر 964458

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.