به گزارش خبرگزاری ایمنا، عقربههای زمان به عقب بازمیگردند؛ به بهمن پرالتهاب سال ۱۳۵۷. خیابانهای ایرانزمین لبریز از فریاد است و بوی باروت با عطر تند زمستانی در هم آمیخته. در میان هیاهوی تانکها و صفآرایی نظامیان، جوانی انقلابی با چشمانی لبریز از امید، قدم پیش میگذارد. او تنها یک شاخه گل سرخ درست دارد که آن را با دستانی لرزان اما مصمم، در لوله تفنگ سربازی مینشاند که مقابلش ایستاده است.

تلاقی عشق و اسلحه
سرباز، لرزش شانه را تاب نمیآورد. او خود هم برادر شهیدی است که خونش فرش راه انقلاب شده؛ چشمانش به یاد برادر از اشک لبریز میشود، اما در پس آن غبار غم، لبخندی به پهنای صورت میزند. این نخستین تلاقی «عشق و اسلحه» بود؛ لحظهای که در آن «ارتش» برادریاش را با خون و گل مهر کرد.
ژنرال هایزر، فرستاده جیمی کارتر، با خشم و بهت در خاطراتش نوشت: «به دستور خمینی، حمله جدیدی به ارتش انجام شده بود که سلاح به کار گرفته در آن، عشق و مهربانی بود. این شیوه دوستی، یک تهدید جدید بود که ارتش را از دست ما خارج میکرد.» هایزر درست فهمیده بود؛ وقتی او به فرماندهان ارتش نهیب زد که «مملکت در حال سقوط است، به خود بیایید»، پاسخ شنید: «انتظار دارید در مقابل مردم بایستیم؟ این مردم عروس و دامادهای من هستند، چگونه سرکوبشان کنم؟»

نوزدهم بهمن، حماسهای بود که کمر رژیم پهلوی را شکست؛ روزی که همافران نیروی هوایی با لبیک به ندای امام خمینی (ره)، در اقامتگاه ایشان حضور یافته و با احترامی نظامی، پیوند ناگسستنی خود را با انقلاب اعلام کردند. انتشار تصویر این بیعت تاریخی در روزنامهها، آخرین امیدهای سلطنت برای سرکوب مردم را ناامید کرد.
این حرکت شجاعانه که در ادامه اعتصابها و همبستگی افسران در پایگاههای بندرعباس، شاهرخی و وحدتی رخ داد، نقطه عطفی شد تا ارتش برادری خود را با ملت ثابت کرده و مقدمه اعلام بیطرفی نهایی در ۲۲ بهمن را فراهم سازد.

تولد ارتش انقلابی
با پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، زمزمههایی از گوشه و کنار بلند شد. گروههایی با شعار «ارتش بیطبقه توحیدی» یا «ارتش خلقی»، بر طبل انحلال این نهاد میکوبیدند، اما هوشمندی امام خمینی (ره) در ۲۸ فروردین ۱۳۵۸، تمام این توطئهها را نقش بر آب کرد. ایشان با صدور پیامی تاریخی، ۲۹ فروردین را «روز ارتش» اعلام کردند و فرمودند: «ملت ایران موظفند از ارتش اسلامی استقبال کنند و احترام برادرانه از آنان نمایند… اکنون مخالفت با ارتش اسلامی جایز نیست.»
این اعتماد امام، ریشه در واقعیتهای پنهان ارتش داشت؛ ریشه در زندگی مردانی چون شهید ولیالله فلاحی که بهدلیل مخالفت با رژیم پهلوی بارها زندانی شده بود، اما بهدلیل دانش نظامی زبدهاش، ستون ارتش باقی ماند. او که میگفت ۴۸ سال است تنها در برابر خدا سر تعظیم فرود آورده و هرگز لقمهای حرام نخورده است. یا مردی چون شهید سپهبد قرنی که از سال ۱۳۳۵ مبارزه علیه شاه را آغاز کرد، سالها زندان انفرادی را تاب آورد و تنها یک روز پس از پیروزی، ریاست ستاد کل ارتش را بر عهده گرفت تا ارتش را سامان دهد.

حماسه هشتساله؛ عیاری که در خون پدیدار شد
تنها چند ساعت پس از آغاز تهاجم رسمی عراق در شهریور ۵۹، تیزپروازان نیروی هوایی ارتش با طراحی شهید فکوری، عملیات «کمان ۹۹» را به اجرا درآوردند و توان هجومی دشمن را فلج کردند.
شهید فکوری، همان فرمانده خوشفکری که پیچیدهترین عملیات هوایی تاریخ یعنی «حمله به اچ ۳» را طراحی کرد، نخستین درسی را به متجاوز داد که هرگز فراموش نکند.
در جبهههای زمین و آسمان، ستارگانی درخشیدند که رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (ره) دربارهشان فرمودند: «صیّادها و باباییها و شخصیّتهای بزرگ ارتشی با آن فداکاریهایشان، سرداران و امیرانی که در میدانهای جنگ از همه توان خود برای مقابله با دشمن استفاده کردند، آنها بودند که این افتخار را آفریدند و این محبوبیّت را برای ارتش جمهوری اسلامی ایران بهوجود آوردند.»
در میان این نامها، شهید ستاری با ابداع «دفاع متحرک» در پدافند هوایی، سیستم موشکی هاوک را چنان چابک کرد که آسمان فاو را به گورستان هواپیماهای بعثی بدل ساخت. ارتش با تقدیم ۹۰۸۹ شهید کادر و ۳۶۹۶۵ شهید سرباز، ثابت کرد که شعار «ارتش فدای ملت» یک تعارف نیست، بلکه یک پیمان خونی است.

تکاوران «نوهد»، از حلب تا قلب تاریخ
غیرت ارتش مرز جغرافیایی نمیشناسد. وقتی حرم اهلبیت (ع) در سوریه مورد تهدید قرار گرفت، تکاوران جانبرکف ارتش راهی شدند. شهید محسن قوطاسلو و شهید مجتبی یداللهی از تیپ ۶۵ نوهد، به همراه شهید مرتضی زرهرند و سرهنگ مجتبی ذوالفقارنسب، نشان دادند که ارتش انقلابی در هر جا که جبهه حق باشد، حضور دارد. این شهدا در نبردهای مستشاری سوریه، حماسه کلاهسبزهای ایرانی را در نگاه جهانیان جاودانه کردند.
اقتدار در جنگ ۱۲ روزه و طنین «جنگ رمضان»
در یک سال اخیر و در جریان جنگ دوازدهروزه تحمیلی رژیم صهیونیستی، بار دیگر غرش جنگندههای ارتش، امنیت را به آسمان ایران بازگرداند. امیر سرتیپ حمید واحدی روایت میکند که خلبانان پایگاه شهید بابایی اصفهان و سایر پایگاهها، تنها دقایقی پس از آغاز حمله دشمن صهیونیستی، در آسمان تهران و نقاط حساس کشور پروازهای رزمی خود را آغاز کردند و دهها هواگرد پیشرفته دشمن را ساقط کردند. خلبانانی که حتی در مرخصی بودند، بلافاصله به یگانها بازگشتند تا درس «ایستادگی» را بازخوانی کنند.
و امروز در میانه جنگ تحمیلی سوم، ارتش جمهوری اسلامی با ادبیاتی برآمده از مکتب حافظ و سعدی و قرآن، در مقابل هتاکیهای دشمنانی همچون ترامپ ایستاده است.
در حالی که فرهنگ بیگانه با زشتی و بیشرمی عجین شده، فرماندهان ارتش ایران با ایجازی که ریشه در «گلستان سعدی» دارد، با وقار و صلابت به دشمن میگویند: «بیایید… کمی نزدیکتر بیایید». این ادبِ مقتدرانه، ثمره پشتوانههای علمی و فرهنگی بزرگانی چون بوعلیسینا و فردوسی است که در جانِ ارتشیان ریشه دوانده است.

من، سرباز ایرانی
در فرازی از شکوه جنگ رمضان، نام شهید سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی بهعنوان مظهر صلابت ارتش در تاریخ ایثار ایران درخشید. فرماندهی که در اوج نبرد، با زبانی صادق و لحنی حماسی، مانیفست سرخ سربازیاش را در برابر دیدگان تاریخ گذاشت و گفت: «من سرباز ایرانی اگر هزار بار برای این مردم و اعتقادات آنها کشته شوم، باز هم دوست دارم به عشق این ملت زنده شوم و با دشمنان این ملت بجنگم و کشته شوم.» این کلمات، تنها یک سخن نبود، بلکه میثاقنامهای بود که با خون پاک او در خط مقدم دفاع از کیان کشور امضا شد تا ثابت کند فرماندهان ارتش، پیشمرگانِ صف اول خطر هستند.
نوروز ۱۴۰۵؛ بیداری در سایه رادارها
سال جاری که نوروز با ایام جنگ رمضان مصادف شد، ملت ایران به احترام لالههای پرپر، آیینهای باستانی را مختصر برگزار کردند، اما در تمام آن لحظاتی که خانوادهها بر سر سفرههای هفتسین بودند، برادر ارتشی به مرخصی نرفت. درجهدارها پشت لانچرها را خالی نکردند و خلبانان از کابین جنگنده پایین نیامدند.
امروز، ارتش میراثدار راهی است که امام خمینی (ره) بنیان نهاد و رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای (ره) به اوج رساند. اکنون نیز این نیروی الهی، تحت فرماندهی مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی)، با شعار «ارتش فدای ملت»، حصار مستحکم استقلال و امنیت این سرزمین است. ۲۹ فروردین، روز تجلیل از مردانی است که در سکوت، حماسه میسازند و در میدان، با بارانِ آتش، از گلستانِ وطن محافظت میکنند.
نظر شما