دنا؛ قد کشیده در تاریخ

گاهی دریا، تنها آب نیست؛ آیینه‌ای‌ست که شرافت را منعکس می‌کند. ۲۹ فروردین سال جاری، روز ارتش با بوی خون درآمیخته است؛ خون پاک مردانی که «دنا» را از یک ناو، به یک نام جاودانه تبدیل کردند. این‌بار ارتش، تنها رژه نمی‌رود… روایت می‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، بامداد سیزدهم اسفند، چند روز پس از آغاز یک جنگ نابرابر، جنایت برای چندمین بار رخ نشان داد؛ جنایتی که در دل دریا، مردانی را نشانه رفت که در صلح آمیزترین وضعیت ممکن روی آب به سمت میهنشان در حال بازگشت بودند؛ مردانی که برای یک رژه آموزشی، بدون هیچ سلاح نظامی راهی آب‌های اقیانوس شده و آن شب تیره در حال بازگشت به آغوش وطن بودند و دشمنی که برای آن‌ها کمین کرده بود، دشمنی که از دیرینه، رسمش جنایت و مظلوم‌کشی بوده و است؛ این‌بار هم نشان داد که نه راهش تغییر کرده و نه رسمش، بلکه بیش‌ازپیش به خون مردمان این سرزمین تشنه است.

و دریا، دریایی که همیشه رازدار بود؛ این‌بار، رازی را فریاد زد؛ راز ۱۰۴ مرد که در سکوت آب‌های بین‌المللی، فریاد شدند، مردانی که در بی‌دفاع‌ترین حالت ممکن، بی‌خبر از همه جا طعمه کوسه‌های دریا شدند و اینجا هم‌سفران پرکشیده دریا روایت می‌کنند آن روز سخت و جان فرسا را.

۱۳ اسفند ۱۴۰۴، تاریخ تنها یک روز را ثبت نکرد؛ یک «رخداد» را نوشت؛ رخدادی که در آن، دشمن حتی جرئت اعلان جنگ هم نداشت، اما جرئت جنایت داشت. در آب‌هایی که باید امن باشد، در مأموریتی که بوی صلح می‌داد، ناگهان آتش آمد… بی‌هشدار، بی‌قانون، بی‌انصاف.

این بار ایمان، سلاح دفاع بی‌سلاحان دریادل یک ناوشکن شد.

آن‌ها، دریادل بودند؛ نه به‌دلیل حضورشان در دریا، به خاطر دل‌هایشان که به وسعت یک دریا گسترده شد؛ وسعتی که در لحظه خطر، به تنگنا نرسید. در میان شعله و انفجار، مظلومانه ایستادند؛ نه برای آنکه بمانند، برای آنکه «ایستادن» را معنا کنند.

۸۴ پیکر بازگشتند… اما ۲۰ نفر هنوز دریا را ترک نکرده‌اند.

شاید مانده‌اند تا نگهبان همان نقطه‌ای باشند که قانون، در آن شکسته شد. شاید دریا، هنوز نمی‌خواهد از آن‌ها دل بکند. بعضی‌ها را باید در افق جست، نه در خاک.

دنا قد کشید در تاریخ

و امروز ۲۹ فروردین، در روز گرامیداشت ارتش جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر نام ۱۰۴ مرد زنده شد، مردانی که نامشان در دفاع از ایران اسلامی درخشیده است؛ مردانی همچون علی صیاد شیرازی، عبدالرحیم موسوی و دیگر مردان ستاره‌دار این سرزمین که صلابت در برق چشمانشان می‌درخشید.

روز ارتش سال‌هاست که روز اقتدار است؛ روز صف‌کشیدن نظم و صلابت در تقویم یک ملت. اما سال جاری کمی متفاوت است. اکنون ارتش، با جای خالی مردانی ایستاده است که رد خونشان روی نقشه آب‌ها هنوز تازه است. روز ارتش سال جاری، نام دنا بیش‌ازپیش می‌درخشد و برگ زرینی بر کارنامه یک ارتش شده است.

و چند روز بعد از حادثه، تهران روایتگر روایتی دیگر شد، روایت مردمانی که در آغوش کشیدند دریادلانشان را …

از میدان انقلاب تا آزادی، خیابان‌ها دیگر تنها مسیر نبودند؛ صحنه بودند. صحنه‌ای که در آن، مردم با قدم‌هایشان نوشتند «این خون، فراموش نمی‌شود». پیکرها آمدند، اما تنها برای وداع نبود؛ برای بیدار کردن حافظه یک ملت بود.

دنا قد کشید در تاریخ

آن روز، سکوت از هر شعاری بلندتر بود.

اشک‌ها، ترجمه همان غیرتی بود که شاید در واژه نمی‌گنجید. مردمی که آمدند و نشان دادند فاصله‌ای میان «دریا» و «دل» نیست؛ هرجا که خون این سرزمین جاری شود، همان‌جا وطن است.

تشییع و خاک‌سپاری انجام شد… اما ماجرا تمام نشد؛ گاهی بدرقه‌ها، آغازند؛ آغاز یک فهم تازه از دشمن، از جنگ، از خودمان. دشمن شاید گمان کرده بود که با یک حمله، یک ناو را از میان برمی‌دارد؛ اما نفهمید که بعضی ضربه‌ها، حذف نمی‌کند… تکثیر می‌کند.

دنا، یک سازه مهندسی بود، اما اکنون یک مفهوم است؛ مفهوم «خودباوری». اینکه از صفر تا صد، می‌توان ایستاد، ساخت و حتی اگر لازم شد، جان داد… اما خم نشد.

در پیام‌ها، از «حادثه تلخ» گفته‌اند. درست است… تلخ بود، اما هر تلخی‌ای، شکست نیست. بعضی تلخی‌ها، طعم بیداری دارند؛ طعم تلخ دشمنی که همواره دشمن است؛ بی‌چهره، بی‌قانون، بی‌رحم و ما هنوز همان مردمی هستیم که از دل زخم، پرچم بلند می‌کنیم و جوانه می‌زنیم.

این شهدای دریادل، تنها نام نیستند؛ معیارند، معیار «اقتدار»، اقتداری که تنها در تجهیزات خلاصه نمی‌شود و در تصمیم‌ها رخ نشان می‌دهد.

۲۹ فروردین، روز ارتش است…

اما نه آن‌گونه که در تقویم نوشته‌اند؛ آن‌گونه که در دل‌ها حک شده است؛ ارتش برای چندمین بار نشان داد که در دفاع و پاسداری از میهن همچون همیشه آماده است.

و دنا، دیگر یک ناو نیست؛ یک جمله است… جمله‌ای ناتمام که ادامه‌اش را مردم، همان روز در خیابان‌ها نوشتند… و هنوز ادامه دارد.

کد خبر 964186

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.