به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزگاری که غبار تردید بر آسمان روایتها نشسته و برخی میکوشند حقیقت میدان را در هیاهوی تحلیلها گم کنند، بازگشت به صدای مردانی که «جنگ را زیستهاند» نه یک انتخاب، که یک ضرورت است؛ مردانی که تاریخ را نه در کتابها، بلکه در آتش و خون ورق زدهاند. در میان این نامها، سرهنگ خلبان آرتیم ملکیان، پیشکسوت و ایثارگر مسیحی هشت سال دفاع مقدس، چهرهای است که روایتش از جنگ، تنها یک خاطره نیست؛ بلکه سندی زنده از پیوند ایمان، وطن و انسانیت است. او از آن نسل است که «دفاع» را در قامت عمل معنا کرد؛ نسلی که وقتی خطر به مرزها رسید، پیش از هر تحلیل و تردیدی، پاسخ خود را با حضور در میدان داد.
آرتیم ملکیان در سال ۱۳۴۷ به استخدام ارتش درآمد؛ در روزگاری که شاید کمتر کسی تصور میکرد چند سال بعد، همین جوانانِ آموزشدیده، ستونهای اصلی دفاع از تمامیت ارضی ایران شوند. با پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از ساختارها دستخوش تغییر شد، اما او از جمله نیروهایی بود که ماندن را انتخاب کرد؛ ماندنی از سر تعهد، نه اجبار. در هنگامهای که برخی زمزمه انحلال ارتش را سر میدادند، امثال ملکیان با حضور و وفاداری خود نشان دادند که ارتش بخشی از هویت امنیتی کشور است.
با شنیدهشدن زمزمههای آغاز جنگ تحمیلی، تردیدی برای او باقی نماند. هنوز آتش جنگ بهطور رسمی شعلهور نشده بود که به همراه شهیدان بزرگی چون صیاد شیرازی و وطنپور، سوار بر هواپیما راهی اهواز شد؛ سفری که دیگر بازگشتی به زندگی عادی نداشت. از همان لحظه، زندگی او با «میدان» گره خورد؛ میدانی که هر پرواز در آن، میتوانست آخرین پرواز باشد، اما برای او و همرزمانش، حسابگریهای معمول معنایی نداشت؛ آنچه بود، تکلیف بود و بس.

ملیکیان، بهعنوان یکی از استادخلبانان برجسته ارتش، نقشآفرینی گستردهای در عملیاتهای مختلف دفاع مقدس داشت؛ حضوری که از نظر تعداد و استمرار، او را در زمره پرتکرارترین نیروهای عملیاتی قرار داده است. او نهتنها در پشتیبانی هوایی و مأموریتهای حساس، بلکه در سختترین شرایط، در خط مقدم باقی ماند. روایتها از او، بیشتر از آنکه درباره مهارت پرواز باشد، درباره جسارتی است که مرزهای معمول را پشت سر گذاشته بود؛ همان روحیهای که موجب میشد همرزمانش با نیملبخند و تحسین، از بیباکیاش یاد کنند.
اما آنچه این روایت را از یک زندگی نظامی صرف متمایز میکند، پیوند عمیق آن با لایههای معنوی و انسانی جنگ است. برای ملکیان، دفاع از ایران، محدود به مرزهای جغرافیایی نبود؛ او این دفاع را فراتر از دین و مذهب میدید. بهعنوان یک مسیحی، در کنار رزمندگان مسلمان جنگید و این همسنگری، تصویری روشن از وحدتی بود که در روزهای سخت شکل گرفت؛ وحدتی که امروز نیز در بزنگاههایی همچون «جنگ رمضان» خود را بازتعریف میکند. جنگی که بار دیگر نشان داد تهدید، اگرچه شکل عوض میکند، اما پاسخ آن همان است: ایستادگی.
در میان انبوه خاطراتش، ملکیان از دیداری سخن میگوید که برایش رنگ دیگری دارد؛ دیدار با سردار حاج قاسم سلیمانی. او این لحظه را ماندگارترین خاطره دوران دفاع مقدس میداند؛ دیداری که نهتنها از جنس احترام متقابل میان دو رزمنده، بلکه از جنس فهم مشترک «میدان» بود. بارها از هدیهای سخن گفته که سردار، بهطور شخصی از کربلا برایش فرستاده بود؛ هدیهای که برای او نشانی از پیوندی عمیق میان دلهایی بود که در مسیر دفاع، همجهت میتپیدند.

دفاع از وطن، مرز دین و مذهب نمیشناسد
سرهنگ خلبان آرتیم ملیکیان، پیشکسوت و ایثارگر مسیحی هشت سال دفاع مقدس، با اشاره به وظیفه ذاتی ارتش در شرایط جنگی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: کار ارتش، دفاع از کشور است؛ این یک اصل ثابت است و تفاوتی میان دیروز و امروز وجود ندارد. همانگونه که در دوران دفاع مقدس در برابر دشمن ایستادیم، امروز نیز در برابر هر تهدیدی با همان روحیه ایستادگی میکنیم.
وی افزود: در میدان دفاع، دین و مذهب معنا ندارد؛ آنچه مهم است «وطن» است. چه مسلمان، چه مسیحی و چه از هر اقلیت دیگری، وقتی پای ایران در میان باشد، همه یکصدا و یکدل برای دفاع از کشور میایستند.
این پیشکسوت دفاع مقدس با اشاره به روزهای حضور خود در جبهه گفت: در آن سالها، پیوند عجیبی میان نیروها وجود داشت؛ همه با یک هدف میجنگیدند و آن حفظ خاک و ناموس کشور بود. روحیه همدلی و فداکاری در میان ارتشیان موج میزد و هرکس به سهم خود در مسیر دفاع نقشآفرینی میکرد.
ملیکیان با تأکید بر استمرار همین روحیه در شرایط کنونی تصریح کرد: امروز هم ارتش جمهوری اسلامی ایران با همان باور «ارتش فدای ملت» در میدان حضور دارد و در برابر هرگونه تجاوز، با قدرت از کشور دفاع میکند.
وی خاطرنشان کرد: دفاع از میهن، یک وظیفه انسانی و ملی است که فراتر از هر باور و عقیدهای قرار میگیرد و همه ما در این مسیر مسئول هستیم.
به گزارش ایمنا، اکنون در روزهایی که بار دیگر نام جنگ بر سر زبانها افتاده و فضای منطقه بوی تقابل میدهد، روایت امثال آرتیم ملکیان اهمیت دوچندان پیدا میکند. «جنگ رمضان» اگرچه در جغرافیا و زمان با دفاع مقدس متفاوت است، اما در ماهیت، امتداد همان خطی است که از سالهای نخست انقلاب آغاز شد؛ خطی که در آن، ارتش و مردم، فارغ از هر تفاوتی، در کنار یکدیگر ایستادهاند. تجربه زیسته ملکیان، یادآور این حقیقت است که دفاع از وطن، نه یک مقطع، بلکه یک «مسیر» است؛ مسیری که مردانش را تاریخ، با ایستادگیشان به یاد میآورد.
نظر شما