به گزارش خبرگزاری ایمنا، آتشبس ۱۰ روزه میان لبنان و اسرائیل که از نیمهشب پنجشنبه اجرایی شد، نقطه عطفی در یکی از پیچیدهترین و پرتنشترین دورههای اخیر درگیریهای منطقهای به شمار میرود؛ توافقی که پس از حدود یک ماه درگیری مستقیم میان رژیم صهیونیستی و حزبالله لبنان حاصل شد.
در روزهای منتهی به آتشبس، تحولات میدانی در جنوب لبنان، از جمله حملات مکرر به زیرساختها و مناطق راهبردی، بهطور قابلتوجهی تشدید شده بود. حمله جنگندههای اسرائیلی به پل «القاسمیه» در استان صور که بر روی رودخانه لیتانی قرار دارد، یکی از این حملات است که نشاندهنده تلاش رژیم صهیونیستی برای ایجاد منطقه حائل و تغییر ژئوپلیتیک میدانی در جنوب لبنان بود. این اقدامات همزمان با نبردهای سنگین در مناطقی مانند بنتجبیل، تصویری از یک جنگ ترکیبی را به نمایش گذاشت؛ جنگی که در آن، همزمان فشار نظامی، روانی و زیرساختی بهکار گرفته میشد.
ماشه روی میز دیپلماسی
در این میان، نقش بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نیز بیش از هر زمان دیگری برجسته شد. همزمان با تشدید درگیریها، تلاشهای دیپلماتیک فشردهای در سطوح مختلف در جریان بوده است. به نظر میرسد بدون آتشبس در لبنان، مذاکرات ایران و آمریکا با بنبست کامل مواجه میشد و این موضوع نشاندهنده پیوند عمیق میان تحولات میدانی و روندهای دیپلماتیک در سطح کلان و اعمال فشارهای چندوجهی از سوی ایران است.

اخباری مبنی بر ورود نظامی ایران نیز در منابعی منتشر شد و به زعم برخی کارشناسان ایران بیش از یک هفته پیش از اعلام رسمی آتشبس، تلاشهای هماهنگی را با حزبالله و در تماس نزدیک با آن آغاز کرده و حتی تا آستانه اقدام نظامی پیش رفته بود، یک مقام ارشد نظامی ایران نیز در گفتوگو با شبکه «المیادین» تأکید کرده است: «پس از بینتیجه ماندن تلاشهای دیپلماتیک، بارها تا آستانه جنگ پیش رفتیم و سکوها آماده پرتاب موشک شدند»، امری که به گفته او، در نهایت موجب شد طرف مقابل با مشاهده جدیت در اقدام، به توقف عملیات نظامی تن دهد.
اعتراف صهیونیستها به برتری اراده تهران
روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارانوت» گزارش داد که دونالد ترامپ «از ترس اختلال در مذاکرات با ایران» ناچار به اعلام آتشبس در لبنان شده است. در همین راستا، روزنامه «اسرائیل هیوم» نیز این توافق را نوعی «تسلیم مضاعف» رئیسجمهور آمریکا در برابر ایران توصیف کرد؛ ارزیابیای که بازتاب گستردهای در فضای سیاسی سرزمینهای اشغالی داشت.
در سطح سیاسی لبنان نیز، این تحولات با واکنشهای متفاوتی همراه بود. در حالی که «نواف سلام»، نخستوزیر لبنان، تلاش کرد نقش دولت خود را در دستیابی به این توافق برجسته کند و آن را نتیجه مذاکرات مستقیم با اسرائیل و حمایت برخی کشورها از جمله فرانسه بداند، اما برخی رسانهها و تحلیلگران این ادعا را مورد تردید قرار دادند و آن را بیشتر نوعی «بازی سیاسی رو به جلو» برای حفظ جایگاه داخلی ارزیابی کردند.

سردار «اسماعیل قاآنی»، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در پیامی تأکید کرد که اگر آتشبسی انجام شود، نتیجه ایستادگی باصلابت مقاومت لبنان و حمایت جمهوری اسلامی ایران است. وی همچنین با اشاره به تلاش برخی بازیگران برای «تحمیل ذلت» به مردم لبنان، مقاومت حزبالله را مصداق عملی شعار «هیهات منالذله» دانست.
«حسین حاج حسن»، عضو فراکسیون وفاداری به مقاومت در پارلمان لبنان نیز تصریح کرد: «ترامپ تسلیم فشارهای ایران شد و نتانیاهو را به آتشبس در لبنان مجبور کرد.» این موضعگیریها در حالی مطرح میشود که حتی برخی تحلیلگران مستقل عرب نیز بر نقش تعیینکننده مقاومت در این معادله تأکید دارند. یک نویسنده مشهور مصری در تحلیلی عنوان کرده است: «آمریکا و اسرائیل با طرف ضعیف مذاکره نمیکنند؛ پذیرش آتشبس نشان میدهد که مقاومت لبنان و ایران توانستهاند شروط خود را تحمیل کنند.»
از سوی دیگر، در ساعات پایانی پیش از اجرای آتشبس نیز، میدان نبرد همچنان فعال بود. رسانهها از اصابتهای متعدد موشکی حزبالله به منطقه نهاریا خبر داد؛ حملاتی که بهعنوان نمایش قدرت در آخرین لحظات پیش از توقف درگیریها بود. این تحولات، در کنار هشدار حزبالله به ساکنان مناطق جنوبی برای عدم بازگشت فوری به مناطق آسیبدیده بهدلیل احتمال نقض آتشبس از سوی اسرائیل، نشان میدهد که فضای بیاعتمادی همچنان بر این توافق سایه افکنده است.
دیپلماسیِ مشروط؛ عقبنشینی آمریکا در برابر خط قرمز مقاومت
علیرضا تقوینیا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: اعلام آتشبس ۱۰روزه میان لبنان و اسرائیل از سوی رئیسجمهور آمریکا و موافقت مشروط حزبالله، تحولی مهم در روند درگیریهای اخیر به شمار میرود. حزبالله تأکید کرده است در صورتی به این آتشبس پایبند خواهد بود که تمامی اقدامات نظامی اسرائیل بهطور کامل متوقف شود.
وی افزود: در میدان نیز تمرکز رژیم صهیونیستی طی هفتههای گذشته بر مناطقی مانند بنتجبیل بوده که بیش از آنکه ارزش راهبردی برای پیشروی به سمت رود لیتانی داشته باشد، دارای اهمیت نمادین و تبلیغاتی است.
کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: این منطقه بهعنوان یکی از پایگاههای مهم حزبالله شناخته میشود و در جنگ ۳۳روزه سال ۲۰۰۶ نیز صحنه درگیریهای سنگین شهری بود.

شکار اشغالگران در تله نبرد چریکی
وی افزود: الگوی جنگی حزبالله مبتنی بر نبرد چریکی و کشاندن نیروهای اسرائیلی به داخل مناطق شهری است؛ جایی که امکان وارد کردن تلفات سنگین و حتی اسارت نیروهای دشمن فراهم میشود. به همین دلیل، حضور مقطعی نیروهای اسرائیلی در برخی نقاط شهری لزوماً به معنای «سقوط» آن مناطق نیست، بلکه میتواند بخشی از تاکتیکهای میدانی مقاومت باشد.
تقوینیا تصریح کرد: فشارهای اعمالشده از سوی ایران در روزهای ابتدایی، به توقف حملات به بیروت انجامید و در ادامه نیز برنامهریزی برای یک واکنش موشکی گسترده مطرح بود. همین مسئله نگرانی جدی آمریکا از تشدید درگیریها را به دنبال داشت و در نهایت از طریق پیامهایی که با واسطههایی از جمله پاکستان منتقل شد، زمینه شکلگیری آتشبس فراهم شد.
تمکین در برابر واقعیتِ جبهه؛ وقتی آمریکا حرفش را پس گرفت
وی خاطرنشان کرد: این تحول را میتوان نوعی عقبنشینی از مواضع پیشین آمریکا ارزیابی کرد، چراکه پیشتر اعلام شده بود لبنان شامل آتشبس نخواهد شد، اما اکنون صحبت از آتشبس موقت در این جبهه مطرح است. البته باید توجه داشت که تداوم این وضعیت به میزان پایبندی اسرائیل به تعهدات خود بستگی دارد؛ موضوعی که با توجه به سوابق گذشته، همچنان با ابهام همراه است.

وی در ادامه با اشاره به تحولات میدانی جنوب لبنان اظهار کرد: مقاومت حزبالله در روزهای اخیر در بنتجبیل بسیار قابلتوجه بوده و با وجود بهکارگیری نیروهای گسترده از سوی اسرائیل برای تصرف این شهر، این تلاشها با ناکامی مواجه شده است. در این درگیریها خسارات قابلتوجهی به تجهیزات زرهی اسرائیل وارد شده، هرچند جزئیات دقیق آن بهصورت رسمی اعلام نمیشود.
تقوینیا افزود: برخی برداشتها درباره «سقوط جنوب لبنان» ناشی از ناآشنایی با جغرافیا و الگوی جنگی در این منطقه است. میزان پیشروی اسرائیل در برخی محورها محدود بوده و نمیتوان از فروپاشی ساختار دفاعی در جنوب لبنان سخن گفت. حزبالله همچنان در مواضع خود مستقر است و با تکیه بر تاکتیکهای جنگ نامتقارن، تلاش میکند نیروهای اسرائیلی را به داخل مناطق درگیری کشانده و تلفات بیشتری به آنها وارد کند.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: راهبرد حزبالله بر نبردهای شهری و فرسایشی استوار است؛ رویکردی که در آن، ورود نیروهای مهاجم به عمق مناطق شهری میتواند به افزایش آسیبپذیری آنها منجر شود. در همین چارچوب، موضوع اسارت نیروهای دشمن نیز بهعنوان یکی از اهداف میدانی مطرح شده است.
تحمیل آتشبس با اهرم فشارهای منطقهای
وی ادامه داد: در سطح کلان، تحولات اخیر نشان میدهد که فشارهای منطقهای، از جمله مواضع اعلامی مقامات ایرانی درباره پیوند آتشبس لبنان با معادلات گستردهتر، در شکلگیری این وضعیت بیتأثیر نبوده است. در عین حال، نگرانی از گسترش درگیریها موجب شده طرفهای مختلف بهنوعی از کاهش تنش استقبال کنند.
تقوینیا خاطرنشان کرد: آتشبس علاوه بر ابعاد نظامی، فرصتهایی در حوزههای پشتیبانی و اقتصادی نیز ایجاد میکند. در شرایطی که زیرساختهای حیاتی و برخی مراکز صنعتی در جریان درگیریها آسیب دیدهاند، مدیریت این وقفه میتواند به کاهش فشارهای پساجنگ کمک کند. همچنین بازسازی توان دفاعی و تقویت آمادگیها از جمله اقداماتی است که در این دوره دنبال میشود.
وی تأکید کرد: در مجموع، ارزیابی توازن خسارات و دستاوردها نیازمند بررسی دقیقتر و زمان بیشتری است، اما آنچه مسلم است این است که هیچیک از طرفها بدون هزینه از این درگیری خارج نشدهاند و آینده آتشبس نیز به میزان پایبندی طرفین و تحولات میدانی وابسته خواهد بود.

انگشتِ مقاومت روی ماشه ماند
به گزارش ایمنا، با گذشت ساعاتی از اجرای آتشبس، گزارشها از برقراری آرامش نسبی در بیروت و برخی مناطق لبنان حکایت دارد؛ بهگونهای که رسانههای عربی از بازگشت تدریجی ساکنان به مناطق خود خبر دادهاند.
با این حال، تردیدها نسبت به پایداری این آتشبس همچنان پابرجاست. تجربههای پیشین نشان داده که نقض توافقها از سوی اسرائیل، یکی از نگرانیهای اصلی طرف مقابل است؛ موضوعی که «بلال لقیس» تحلیلگر لبنانی نیز در گفتوگو با شبکه NBC بر آن تأکید کرده و هشدار داده است: «هرگونه نقض آتشبس با پاسخ نظامی مقاومت مواجه خواهد شد.»
در سطح کلانتر، این آتشبس را میتوان بخشی از یک معادله بزرگتر دانست که فراتر از مرزهای لبنان تعریف میشود. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز با اشاره به این موضوع اعلام کرده است که «توقف جنگ در لبنان بخشی از تفاهم آتشبس بین ایران و آمریکا با وساطت پاکستان بوده» و تهران از ابتدا بر ضرورت برقراری آتشبس همزمان در کل منطقه تأکید داشته است.
روزنامه صهیونیستی «معاریو» با لحنی انتقادی نوشت: «ما وارد جنگی با غرش شیر شدیم و با میوی گربه بازگشتیم»
از سوی دیگر، بازتاب این توافق در رسانههای اسرائیلی نیز قابل توجه بوده است. روزنامه «معاریو» با لحنی انتقادی نوشت: «ما وارد جنگی با غرش شیر شدیم و با میوی گربه بازگشتیم»، عبارتی که بهخوبی نشاندهنده فضای انتقادی داخلی نسبت به نتایج این درگیری است. همچنین بیانیه جنبش انصارالله یمن که این آتشبس را «نتیجه وحدت جبهههای مقاومت» دانسته، بر ابعاد فراملی این تحولات تأکید دارد.
در نهایت، اگرچه آتشبس کنونی میتواند فرصتی برای کاهش تنش و بازتنظیم معادلات باشد، اما آینده آن بهشدت وابسته به رفتار طرفین، میزان پایبندی به تعهدات و تحولات میدانی در روزهای پیشرو است. آنچه مسلم است، این رخداد نه پایان یک بحران، بلکه آغاز مرحلهای جدید از رقابتهای پیچیده در منطقه خواهد بود.
نظر شما